|
|
موضوعات
بهترین آفلاینهای جهان،جوووک، SMSهای جدید
دانلود آهنگ و برنامه
عمومی
آموزشی
همه چیز درباره گروه ~TATU~
مامان ترین اخبار و داستانها
روابطه خفن بین پسرها و دخترها
ترجمه اشعار گروه( t.A.T.u)
دانلود گلها و اخبار جام جهانی 2006
قالب های تتو برای وبلاگ
عکسهای گروه tatu
دانلود کلیپ و عکس و زنگ و برنامه گوشی
بهترین کدهای جاوا اسکریپت در سراسر وب
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
افراد آنلاين : نفر
صد و یک راه برای ذله کردن دخترها! ( روابطه خفن بین پسرها و دخترها )

۱- تو خیابون خیلی با احترام از یه دختر آدرس بپرسید بعد از جواب دادن جلوی چشماش از یکی دیگه بپرسید
۲- پشت چراغ قرمز راننده جلویی اگه دختر بود قبل از سبزشدن چراغ دستتون رو بذارید رو بوق
۳- توی اتوبان جلوی ماشین یه دختر خانوم با سرعت 50 کیلومتر حرکت کنید
۴- توی جمع دخترای فامیل وقتی همشون دارن یه سریال می ببینن هی کانال تلویزیون رو عوض کنید
۵- توی یه رستوران که چند تا دختر هم نشستن سوپ رو با صدای بلند هورت بکشید و نوش جان کنید
۶- توی یه بوتیک که فروشندش دختره وادارش کنید شونصد رنگ لباس رو براتون باز کنه و در آخر بگید میرید یه دور بزنید برگردید!
۷- توی جشن تولد یکی از دخترا تا اومد شمع ها را فوت کنه بادکنک بترکونید
۸- اگه یه دختر یه جا یه جک تعریف کرد شروع نشده بگید شنیدید
۹- سوتی های لغوی و کلامی و دیکته ای و ادبی و.. دخترا رو درگوشی بگید بخندید
۱۰- توی جمع دانشجویی و رسمی هنگام عکس گرفتن واسه دخترا شاخ بذارید
۱۱- عید نوروز تمام پسته ها و فندق های سر بسته را بذاریید توی ظرف دختر مورد نظرتون
۱۲- روزهای بارونی تا یه دختر دیدید و یه چاله پر آب و شما با ماشین بودید یه لحظه درنگ نکنید
۱۳- اگه کلاس موسیقی می روید قبل از اجرای دختر خانوم مورد نظر پیچ های کوک گیتارش رو به چند جهت بچرخونید
۱۴- تو دانشگاه از دختر مورد نظر یه جزو 1000 صفحه ای بگیرید و بعد از اینکه تمام صفحاتش رو جا به جا کردید بهش بگید صفحه مورد نظرتونو پیدا نکردید!!
۱۵- همواره از زیبای ها و تناسب اندام مادربزرگ خدابیامرزتون(!) در مقابل دختر چاق مورد نظرتون بگید
۱۶- به دختری که دماغش رو تازه عمل کرده بگید دکترش بد بوده و دماغش کوفته شده
۱۷- شیشه نوشابه دختر مورد نظر رو حسابی تکون بدید و بذارید خودش درش رو باز کنه
۱۸- زمستون وقتی همه جا یخ زده با دیدن زمین خوردن یه دختر با صدای بلند بزنید زیر خنده
۱۹- از یه دختر ساعت بپرسید بعد از جواب دادن به ساعتتون نگاه کنید و بگین ساعتش عقبه
۲۰- توی ساندویچی موقعی که چند تا دختر نشستن طوری که اونا هم بشنوند از حال بهم خوردن چند روز پیشتون تعریف کنید
۲۱- توی یه جمع که چند تا دختر نشستن در گوشی صحبت کنید و بلند بلند بخندید
۲۲- توي خيابون به يه قسمت از لباس يه دختر خيره بشيد و بزنيد زير خنده (نمي دونيد چه حالي مي شه)
23- هر دختری از جمله باشخصیتش ازتون پرسید ساعت چنده یه کاغذ یه متری دربیارید شماره موبایلتونو بنویسید بگید سر ساعت 9 زنگ بزنه
24-جلو یکی از دوست دخترهاتون مدام از قشنگی های اونیکی بگید
25- با دوست دخترتون برید درکه پرتش کنید تو آب بگید سورپریز تولدت بود
پسران و احیانا دختران "سادیسم دار" عزیز در تکمیل این صدگانه مارا یاری دهید!
نوشته شده توسط محمد در سی و یکم فروردین 1386
لينك مطلب
مچگيريه حرفه ای ( روابطه خفن بین پسرها و دخترها )
آموزش مچ گیری توسط سر کار خانوم مامانم اینا 100% تضمینی
در عرض کمتر از دو روز تعداد دوست پسرای دخترتونو با شماره شناسنامه شون وسایر مشخصات فردی پیدا میکنید
تحویل رایگان جزوات در سراسر کشور
یادگیریه دقیق تدریس حساب شده
با مچ گیریه مامانم اینا هیچ مادری غافل گیر نمیشود.
----##########################---
مونا: مامان اینا انگشترمو دیدی؟ تازه خریدم.
مامانم اینا یه نگاهی میکنه میگه:... کی واست خریده؟امیر یا رضا؟ نکنه باز باین پسره اشکان رفتی بیرون،... مگه صد بار نگفتم بهت..............
اسلحه شو در میاره : مونا؟ - بله؟ -دوف دوف
---#########################---
تلفن زنگ میزنه 5 دقیقه بعد
مامانم اینا: با کی داری حرف میزنی؟
مونا:دوستم فرزانه.
مامانم اینا 2 دقیقه ای در میاره کی پشت خطه: مگه این شهاب کار و زندگی نداره ............
مامانم اینا نارنجک در میاره : ((((boom)))) مونا با تلفن میره رو هوا
---########################---
مونا:مامان امروز با افسانه و فرزانه دارم میرم بیرون .
غروب خسته و مونده برگشتم خونه مامانم اینا پیدا نیستن از تو آشپزخونه میگه خوش گذشت؟
مونا:بله مامان جان جای شما خالی . فرزانه کلی سلام رسوند.
مامانم اینا: راستی دست فرمون حامد عالیه از خیابون سعدی کجا غیبتون زد؟
مونا: مامان اینا اجازه بدین توضیح بدم شما کجایین؟
مامانم اینا با تانک از آشپزخونه میان بیرون.
----#######################----
جمع کاملا صمیمیه خانواده
عروسکم و بغل کردم از نرم بودنش کیف میکنم
مژگان(خواهرم اینا): گفتی چند خریدیش؟
مونا:27 تومن قشنگه مامان اینا؟
مامانم اینا عروسک و نگاه میکنه میگه:حالا یبار مسعود یچیز واسش خریده ها ببین چطور میکنه.بعد آروم میگه بذار خواهرت بره کارت دارم. راستی مژگان جان بهت گفته بودم یه آرپیچی 7 خریدم؟
---########################---
تق تقق تقق توق توق توق مونا داره چت میکنه اینم صداشه
مامانم اینا از یه اتاق دیگه: سه ساعت داری چیکار میکنی؟
مونا: دارم متن تحقیق و تایپ میکنم.
مامانم اینا: تق تق تق توق توق توق؟ این که صدای چت کردن تو با محمده. بازم......
مثل اینکه دیگه وقتشه برم هلی کوپترهایی که سفارش دادمو بگیرم.
---######################----
مونا تو فکر
مامانم اینا: چیه دخترم چرا تو فکری؟
مونا:هیچی مامان اینا دارم به نمایشنامه جدید فکر میکنم.
مامانم اینا:باز این پسره مهرزاد ازت خواستگاری کرده؟ به چه زبون بگم تو باید درست و بخونی انقدر نقشه ی ازدواج نکشین انقدر......
اینجاس که فکر میکنم انرژی هسته ای حق مسلم ماست.
---#####################----
آموزش مچگیریه مامانم اینا
با اهدای مدرک رسمی از مرکز مچگیری حرفه ای....
فردا دیر است همین امروز اقدام کنید.
نوشته شده توسط محمد در بیست و نهم فروردین 1386
مردها با بيماريهای وراثتي متولد مي شوند !!!! ( روابطه خفن بین پسرها و دخترها )
مردها با يک بيماري وراثتي متولد مي شوند . روانشناسان در تعريف اين بيماري مي گويند : ترس از اينکه اگر به زني وابسته شوي ، مرد مجردي در جاي ديگري ممکن است از زندگي بيشتر از تو لذت ببرد !
گر زني رنگ شاد بپوشد رژ لب بزند ، و کلاه عجيب و غريبي سرش بگذارد ، شوهرش با اکراه او را با خودش به کوچه و خيابان مي برد . ولي اگر کلاه کوچکي بر سرش بگذارد و کت و دامن خياط دوز تن کند شوهرش با کمال ميل او را بيرون مي برد و تمام مدت به زني که لباس رنگ شاد پوشيده و کلاه عجيب و غريب سرش گذاشته و رژ لب زده است خيره مي شود !!!
اکثر مردها سه گروه را دوست دارند ولي هيچ وقت آنها را درک نمي کنند : افراد مونث ، دخترها و زنها !!!
حرفي نيست که زنها کودن هستند ،ولي آنها براي اين اين طور آفريده شده اند که بتوانند با مردها برابري کنند!!!!!
شما خيلي مردهاي باهوش را مي شناسيد که با زنهاي کودن ازدواج کرده اند ، ولي هرگز زن باهوشي را پيدا نمي کنيد که با مرد کودني ازدواج کرده باشد !
نوشته شده توسط محمد در بیست و هشتم فروردین 1386
به مرد بودن خود افتخار کنین...... ( روابطه خفن بین پسرها و دخترها )
همیشه از نام خانوادگی شما استفاده میشود
-مدت زمان مکالمه تلفنی شما حداکثر30ثانیه است
-برای یک مسافرت یک هفته ای تنها یک ساک کوچک دستی نیاز دارید
-درب تمام شیشه های مربا وترشی راخودتان باز می کنید.
دوستان شما توجهی به کاهش و افزایش وزن شما ندارند
-جنسیت شما در موقع مصاحبه استخدام مطرح نیست.
-لازم نیست کیفی پراز لوازم بی استفاده را همه جا به دنبالتان بکشید
-ظرف مدت10 دقیقه می توانید حمام کنید وبرای رفتن به مهماتی آماده شوید
-همکارانتان نمی توانند اشک شما را در بیاورند
-اگر در 24 سالگی هنوز مجردید احدی به شما ایراد نمی گیرد
-رنگ اجزاء صورت شما در هر صورت طبیعی است
-با یک دسته گل می توانید بسیاری از مشکلات احتمالی را حل کنید
-وقتی مهمان به خانه شما می آید لازم نیست اتاق را مرتب کنید
-بدون هدیه می توانید به دیدن تمام اقوام ودوستانتان بروید
-می توانیدآروزی هر پست ومقامی را داشته باشید
-حداقل بیست راه برای باز کردن در هر بطری نوشابه داخلی وخارجی بلد هستید
-ضرورتی نداره روز تولد دوستانتان را به خاطر داشته باشید
نوشته شده توسط محمد در هفتم فروردین 1386
اینن واسه دخترای ترشیده...... ( روابطه خفن بین پسرها و دخترها )
دختری با مادرش در رختخواب
درددل می کرد با چشمی پر آب
گفت:مادر حالم اصلا خوب نیست
زندگی از بهر من مطلوب نیست
...
گو چه خاکی را بریزم بر سرم؟
روی دستت باد کردم مادرم!
...
سن من از بیست وشش افزون شد
دل میان سینه غرق خون شد
...
هیچ کس مجنون این لیلا نشد
شوهری از بهر من پیدا نشد
...
غم میان سینه شد انباشته
بوی ترشی خانه را برداشته!
...
مادرش چون حرف دختش را شنفت
خنده بر لب آمدش آهسته گفت:
...
دخترم بخت تو هم وا می شود
غنچه ی عشقت شکوفا می شود
...
غصه ها را از وجودت دور کن
این همه شوهر یکی را تور کن!
...
گفت دختر مادر محبوب من!
ای رفیق مهربان و خوب من!
...
گفته ام با دوستانم بارها
من بدم می آید از این کارها
...
در خیابان یا میان کوچه ها
سر به زیر و با وقارم هر کجا
...
کی نگاهی می کنم بر یک پسر
مغز یابو خورده ام یا مغز خر!؟
...
غیر از آن روزی که گشتم همسفر
با سعیدویاسر وایضا صفر
...
با سه تاشان رفته بودم سینما
بگذریم از مابقی ماجرا!
...
یک سری هم صحبت صادق شدم
او خرم کرد آخرش عاشق شدم
...
یک دو ماهی یار من بود و پرید
قلب من از عشق او خیری ندید
...
مصطفای حاج علی اصغر شله
یک زمانی عاشق من شد،بله
...
بعد جعفر یار من عباس بود
البته وسواسی وحساس بود
...
بعد ازآن وسواسی پر ادعا
شد رفیقم خان داداش المیرا
...
بعد او هم عاشق مانی شدم
بعد مانی عاشق هانی شدم
...
بعدهانی عاشق نادر شدم
بعد نادر عاشق ناصر شدم
...
مادرش آمد میان حرف او
گفت: ساکت شو دگر ای فتنه جو!
...
گرچه من هم در زمان دختری
روز و شب بودم به فکر شوهری
...
لیک جز آن که تو را باشد پدر
دل نمی دادم به هرکس اینقدر
...
خاک عالم بر سرت ،خیلی بدی
واقعا که پوز مادر را زدی
نوشته شده توسط محمد در هفتم فروردین 1386
راههای دوست پسر آزاری.... ( روابطه خفن بین پسرها و دخترها )
-اگه بهتون زنگ زد(در این مسئله فرض بر سعید نام بودن دوست پسر تون....!!)بگین سلام حمید جون وبعد یکدفعه انگار که تازه متوجه شدین بگین اوا خاک تو سرم علی تویی؟؟؟می تونین این سیر رو تا هفده بار تکرار کنید ولی بار هجدهم خطر مرگ داره ما مسئولیتی در قبال این حادثه نداریم.
2-بهش زنگ بزنید و بگین کسی خونه نیست و دعوتش کنین خونه تون بعد با دختر همسایه تون برید سینما فیلم آتش بس یا به نام پدر رو ببینید
3_اگه یه شوخی کوچیک با شما کرد سریعا جبهه بگیرید وباهاش دعواکنید با کلماتی از قبیل : مگه تو خودت خواهر نداری ؟...یا همچین چیزایی.ولی دو تا سه دقیقه بعد خودتون یه جوک فجیح وافتضاح تعریف کنید وبعدش بشینید و قیافه ی بنده خدا رو تماشا کنید.
4_آرایش شدید بکنید و از این شلوارای خیلی بر مودا واز این پیراهن های استین کوتاه بپوشید وبرید جلوی بنده خدا راه برید وقتی به شما نزدیک شد دو به دوسه متری شما رسید سرش داد بزی دو بشینید زجر کشیدن شو تماشا کنید.
5_عکس های دونفره ای رو که با پسر نوه ی عمه یاخاله ی پدر بزرگ پسر خاله تون یا امثالهم گرفتید بهش نشون بدید ولی بهش اجازه ندید حتی یه عکس باهاتون بگیره.
6_موقع تولدش جلوی دوستاش فقط یه شاخه گل بهش هدیه بدید و حالشو حسابی بگیرید(احتمالا بسته به قدرت و توانایی قلبی و شرایط جوی )بشینید و سکته شو تما شا کنید و لذت ببرید.
7_همین که تو ماشین بغل دستش نشستید شروع کنید به عطسه کردن و از بوی ادکلن چند هزار تومانیش که با زجرکش کردن پدر و مادرش خریده ایراد بگیرید و بهش بگین به این بو حساسیت دارید.
8_وقتی داره باهاتون حرف می زنه همین که به جای حساس حرفاش رسید بی مقدمه موبایلشو بردارید وبه یکی از دوستا تون زنگ بزنید و چهار سا عت وچهل و هشت دقیقه با دوستتون حرف بزنید واون بدبختو تو کف حرف زدن وتو فکر قبض موبایل بزارید.
نوشته شده توسط محمد در هفتم فروردین 1386
تو دوست داشتن خجالت نکشید ... ( روابطه خفن بین پسرها و دخترها )
وقتي سركلاس درس نشسته بودم تمام حواسم متوجه دختري بود كه كنار دستم نشسته بود و اون منو "داداشي" صدا مي كرد.
به موهاي مواج و زيباي اون خيره شده بودم و آرزو مي كردم كه عشقش متعلق به من باشه. اما اون توجهي به اين مساله نمی كرد.
آخر كلاس پيش من اومد و جزوه جلسه پيش رو خواست. من جزومو بهش دادم.بهم گفت: "متشكرم" و گونه من رو بوسيد.
می خوام بهش بگم، می خوام كه بدونه ، من نمي خوام فقط "داداشي" باشم. من عاشقشم. اما... من خيلي خجالتي هستم ..... علتش رو نمی دونم.
تلفن زنگ زد. خودش بود. گريه مي كرد. دوست پسرش قلبش رو شكسته بود. از من خواست كه برم پيشش. نمی خواست تنها باشه. من هم اينكار رو كردم. وقتي كنارش رو كاناپه نشسته بودم. تمام فكرم متوجه اون چشمهاي معصومش بود. آرزو می كردم كه عشقش متعلق به من باشه. بعد از 2 ساعت ديدن فيلم و خوردن 3 بسته چيپس، خواست بره كه بخوابه، به من نگاه كرد و گفت : "متشكرم " و گونه من رو بوسيد.
می خوام بهش بگم، می خوام كه بدونه، من نمي خوام فقط "داداشي" باشم. من عاشقشم. اما... من خيلي خجالتي هستم ..... علتش رو نمی دونم .
روز قبل از جشن دانشگاه پيش من اومد. گفت: "قرارم بهم خورده، اون نمی خواد با من بياد".
من با كسي قرار نداشتم. ترم گذشته ما به هم قول داده بوديم كه اگه زماني هيچ كدوممون براي مراسمي پارتنر نداشتيم با هم ديگه باشيم، درست مثل يه "خواهر و برادر". ما هم با هم به جشن رفتيم. جشن به پايان رسيد. من پشت سر اون، كنار در خروجي، ايستاده بودم، تمام هوش و حواسم به اون لبخند زيبا و اون چشمان همچون كريستالش بود. آرزو مي كردم كه عشقش متعلق به من باشه، اما اون مثل من فكر نمي كرد و من اين رو می دونستم، به من گفت: "متشكرم، شب خيلي خوبي داشتيم" ، و گونه منو بوسيد.
ميخوام بهش بگم، ميخوام كه بدونه، من نمي خوام فقط "داداشي" باشم. من عاشقشم. اما... من خيلي خجالتي هستم ..... علتش رو نميدونم.
يه روز گذشت، سپس يك هفته، يك سال ... قبل از اينكه بتونم حرف دلم رو بزنم روز فارغ التحصيلي فرا رسيد، من به اون نگاه مي كردم كه درست مثل فرشته ها روي صحنه رفته بود تا مدركش رو بگيره. می خواستم كه عشقش متعلق به من باشه. اما اون به من توجهي نمي كرد، و من اينو می دونستم، قبل از اينكه كسي خونه بره به سمت من اومد، با همون لباس و كلاه فارغ التحصيلي، با گريه منو در آغوش گرفت و سرش رو روي شونه من گذاشت و آروم گفت تو بهترين داداشي دنيا هستي، متشكرم و گونه منو بوسيد.
می خوام بهش بگم ، می خوام كه بدونه، من نمي خوام فقط "داداشي" باشم. من عاشقشم. اما... من خيلي خجالتي هستم ..... علتش رو نميدونم.
نشستم روي صندلي، صندلي ساقدوش، توي كليسا، اون دختره حالا داره ازدواج ميكنه، من ديدم كه "بله" رو گفت و وارد زندگي جديدي شد. با مرد ديگه اي ازدواج كرد. من می خواستم كه عشقش متعلق به من باشه. اما اون اينطوري فكر نمي كرد و من اينو ميدونستم، اما قبل از اينكه از كليسا بره رو به من كرد و گفت " تو اومدي؟ متشكرم"
ميخوام بهش بگم، ميخوام كه بدونه، من نمي خوام فقط "داداشي" باشم. من عاشقشم. اما... من خيلي خجالتي هستم ..... علتش رو نميدونم.
سالهاي خيلي زيادي گذشت. به تابوتي نگاه ميكنم که دختري كه من رو داداشي خودش می دونست توي اون خوابيده، فقط دوستان دوران تحصيلش دور تابوت هستند، يه نفر داره دفتر خاطراتش رو می خونه، دختري كه در دوران تحصيل اون رو نوشته. اين چيزي هست كه اون نوشته بود:
"تمام توجهم به اون بود. آرزو می كردم كه عشقش براي من باشه. اما اون توجهي به اين موضوع نداشت و من اينو می دونستم. من می خواستم بهش بگم، می خواستم كه بدونه كه نمي خوام فقط براي من يه داداشي باشه. من عاشقش هستم. اما .... من خجالتي ام ... نمی دونم ... هميشه آرزو داشتم كه به من بگه دوستم داره.
نظر بدید تا بازم براتون داستان بنویسم 
نوشته شده توسط نیما در ششم فروردین 1386
آيا داشتن دوست دختر يا دوست پسر ايرادي دارد؟ ( روابطه خفن بین پسرها و دخترها )
پاسخ به اين سوال به سن و سال پرسش كننده بستگي دارد. رسانههاي تصويري مدرن همچون تلويزيون، بر الگوي فكري كودكان تاثير گذاشته است. بسياري از كودكان دختر و پسر وسوسه ميشوند كه همانند تلويزيون و ويديو رفتار كنند، يا زودتر از حالت عادي، شخص محبوب خاص خود را داشته باشند
بطور طبيعي دختران و پسران تا سن 12 يا 13 سالگي تمايل دارند كه اوقات خود را با تعدادي از همجنسان خود سپري كنند. زماني كه آنها بزرگتر ميشوند، توجهشان به جنس مخالف خود جلب ميگردد. گاهي آنها «عاشق» يك دختر يا پسر بخصوص ميشوند. متاسفانه «عشق» در سنين خيلي پايين معمولا عشق واقعي نيست و دوام چنداني ندارد. بعد از چند هفته يا چند ماه ديگر هيچ احساس علاقهاي به هم نخواهند داشت. داشتن اين چنين احساساتي شايد اشتباه نباشد، اما چنين نوجواناني نبايد دچار اين تصور غلط شوند كه تمام زندگيشان به آن بستگي دارد.
گاهي اوقات، وقتي چنين رابطهاي از بين مي رود، شخص نااميد ابراز ميكند كه: «من بدون او قادر به ادامه حيات نيستم.» و قطعا اين امر اشتباه است.
گاهي اين «عشق» يك تمايل شهواني صرف است كه به گناه ارتباط جنسي خارج از حوزه ازدواج ختم ميشود.
يك دختر يا پسر بايد بياموزد كه چگونه با فردي از جنس مخالف خود به طور مناسب ارتباط برقرار كند. آنها بايد سعي خود را بنمايند تا در سنين پايين دختر يا پسر خاصي را انتخاب نكنند. برخي دچار اين مشكل مي شوند كه با ابراز اين جمله از سوي پسر كه: «عاشقت هستم... تو تنها فرد زندگي من هستي... براي هميشه دوستت خواهم داشت...» فورا تشكيل دوستي مي دهند. البته ممكن است كه در بعضي مواقع اين دوستي واقعي باشد.
اما نتيجه نهايي چنين معاشقههايي در اغلب موارد، جدايي و يا ازدواج در سنين بسيار پايين ميباشد. و غالب اين ازدواجها معمولا ناخوشايند هستند. مطالعات جامعه شناختي ابرها و بارها اين مطلب را به اثبات رسانده است. بنابر اين پاسخ به سوال فوق زماني كه دختر و پسر به بلوغ رسيدهاند «آري» است. اين پاسخ براي سنين 23 تا 25 سالگي در پسران و 19 تا 20 سالگي در دختران ميباشد.
در اين سنين آنها بهتر ميتوانند بدون عصبانيت با چيزي مخالفت كنند، خودخواهي كمتري دارند، بيشتر اشتباهات خود در قبال يكديگر را ميپذيرند، و بيشتر از مسئوليتپذيري فردي آگاهي دارند
نوشته شده توسط نیما در ششم فروردین 1386
مشخصات پسر خوب ( روابطه خفن بین پسرها و دخترها )
يک پسر خوب امضاء گواهي نامه اش خشک نشده به رانندگي خانمها گير نميدهد
يک پسر خوب کمتر با اين جمله مواجه ميشود"مشتري گرامي دسترسي شما به اين سايت مقدور نمي باشد"
يک پسر خوب بعد از تک زنگ سراغ تلفن نميره
يک پسر خوب پشت چراغ قرمز با ديدن يه خانم رديف چشماش مثه چراغهاي فولکس نميزنه بيرون ![]()
يک پسر خوب روزي چند بار به سازندگان ياهو مسنجر لعنت ميفرسته
يک پسر خوب سر کلاس تا شعاع 3 متريِ هيچ خانمي نميشينه
يک پسر خوب وقت برگشتن به خونه ماشينش بوي ادکلن زنونه نميده
يک پسر خوب هيچ وقت پاي تلفن از اين کلمات استفاده نميکنه:"ساعت چند" "کي مياي" "کجا" "دير نکني
يک پسر خوب وقتي مياد خونه قرمزي رژ در هيچ نقطه از صورتش مشاهده نميشه
يک پسر خوب زماني که کسي ميخواهد از عرض خيابان عبور کند تعداد دنده را از 1 به 4 ارتقاء نداده و قصد جان عابر را نميکند
يک پسر خوب زماني که يک دختر خانم راننده ميبيند ذوق زده نشده و در صدد عقده اي بازي بر نمي آيد
يک پسر خوب که ژيان سوار ميشود روي بنز همسايه با سوئيچ ماشين نقاشي نميکشد
يک پسر خوب زماني که تصادف ميکند همانند قبائل زامبي وحشي بازي در نمي آورد
يک پسر خوب هر روز بعد از کلاس درس به نمايندگي از راهداري و شهرداري خيابانهاي شهر را متر نميکند
يک پسر خوب به محض ديدن يک دختر خانم متين با شلوار برمودا و مانتو تنگ کوتاه و شال باز دهانش به سان آبشار و چشمانش همانند چشمان وزغ نميشود
يک پسر خوب دکمه هاي پيراهنش را از يک متر زير ناف تا زير چانه کاملا بسته و با سنجاق قفلي محکم ميکند
يک پسر خوب به محض ديدن دختر همسايه رنگش لبوي شده و چشمش را به آسفالت ميدزود
يک پسر خوب روزي 10بارهوس بردن نذري به دم در خانه همسايه که تصادفا دختر دم بخت دارند را نميکند
يک پسر خوب بيشتر از 5 دقيقه در دستشوئي نميماند . ( نکته کنکوري) ![]()
يک پسر خوب 5ساعت در حمام آهنگ جواد يساري نخوانده وبراي همسايگان آلودگي صوتي ايجاد نميکند
يک پسر خوب اگر درد عشق گرفت در کوي و برزن عرعر عشق نکرده و آبروي خانوادگي خود را نميبرد
يک پسر خوب با دوستاني که مشکوک به چت و لا ابالي گري هستند معاشرت نميکند
يک پسر خوب به جاي اينکه پول خود را در باشگاه بيليارد و گيم نت و غيره دور بريزد بهتر است حساب آتيه جوانان باز کند و به فکر 100 سالگي خود باشد
يک پسر خوب همواره به اسم خود افتخار ميکند و به هر کس که ميرسد نميگويد که بجاي اصغر به او رامتين و آرش و ... بگويند ![]()
يک پسر خوب در اثر ديدن افراد غرب زده جو گير نشده و لحاف کرسي قرمز خال خال يشمي را به پيراهن تبديل نکرده و سر زانو خود را جر نميدهد
يک پسر خوب تقاضاي وسايل نا مربوطي از قبيل موبايل را از خانواده ندارد
يک پسر خوب در صورتي که با نامزد خود بيرون رفت و کسي به خانم متلک گفت فورا با پليس 110 تماس حاصل مي کند
يک پسر خوب براي احياي حقوق خود از زور بازو استفاده نکرده و کلمات رکيک مانند خر و الاغ به کار نميبرد
يک پسر خوب از معاشرت با دوستان بسيار خودماني که عادت به بيان شوخي هاي نا مربوط از قبيل حراج لفظي عمه و همچين خواهر مادر هستند امتناع ميکند
يک پسر خوب براي بيرون رفتن از خانه 1 ساعت جلوي آئينه نايستاده و بزک نميکند
يک پسر خوب تنها جوکهايي را بيان ميکند که مورد تائيد وزارت 1) ارشاد اسلامي 2) وزارت بهداشت 3) وزارت مبارزه با تبعيضات استاني و ... باشد
يک پسر خوب در جشنهاي فاميلي جو گير نشده و نميرقصد تا ابروي کل خاندان رابر باد دهد
يک پسر خوب در مهماني هاي خانوادگي نوشدني هاي غير مجاز از قبيل ماءالشعير را تنها با رضايت نامه رسمي و کتبي پدر محترم استعمال ميکند
يک پسر خوب هر زمان که عشقش کشيد با زير شلواري کردي چين پيليسه دار و يا شرت مامان دوز و رکابي همانند قورباغه به وسط کوچه نميپرد
يک پسر خوب تنها براي رضاي خدا و کاهش بار سنگين ترافيک و حمل و نقل درون شهري و برون شهري هر کجا که دختر خانم يا خانمي را در رده سني 15 تا 25 سال ديد سوار کرده و به مقصد مي رساند
يک پسر خوب تا به حال مشاهده نشده . . . ![]()
![]()
نوشته شده توسط محمد در دوم فروردین 1386
آموزش دختر شدن ( روابطه خفن بین پسرها و دخترها )
۱-ابتدا بايد ريش و سبيل خود را، البته اگر داريد، (ريش و سبيلو ميگم بابا!) به سطل خاکروبه بسپاريد. هر چند که با زدن سبيل خود، نميتوانيد درست راه برويد!
۲-اکنون نوبت آن است که تغييراتي چند در سر و صورت خود به وجود آوريد. از جمله ابروها را صفا دهيد! که البته اين نکته امروزه لازم به ذکر نميباشد. زيرا شما معمولا از قبل، اين كار را كردهايد!
۳-حالا به سراغ لوازم آرايشي مادر يا احيانا خواهر خود برويد. سعي کنيد قوطي کرم پودر را روي صورت خود خالي کنيد!
۴-در آخر يک مانتو که از شدت تنگي به کيسهي مارگيري شباهت دارد به تن کنيد. هر چه تنگتر، اندام ضايع شما زيباتر!
۵-روسري ترجيحا تيتيش خود را سر کنيد و آماده خروج از خانه شويد.
۶-کفش پاشنه بلند در اينجا نقش مهمي ايفا ميکند. هر چند که شما با پوشيدن يک کفش پاشنهدار مثل شترمرغ راه خواهيد رفت!
حالا شما در خيابان هستيد
۱-هنگام راه رفتن سعي کنيد به کل بدن خود پيچ و تاب بدهيد! بهتر است براي بهتر قر دادن، مدام آهنگ بابا کرم را با خود زمزمه کنيد!
۲-و نکته بسيار بسيار مهم «عشوه شتري» است! شما بايد سعي کنيد براي کل ملت که در خيابان هستند پشت چشم نازک کنيد!
۳-اگر کسي احيانا از شما ساعت پرسيد، صداي دورگه و ناهنجار خود را کش دار کنيد:
ببخشيد خانوم، ساعت چنده؟
اييييييييييش! دو و ربــــــــــع! واااااه!
شما هنگامي که در خيابان راه ميرويد لغات عاشقانه بسياري را ميشنويد و مسلما حال ميکنيد!
نوشته شده توسط محمد در بیستم اسفند 1385
شـوهر مورد علاقه یک دختـر در سنین متفاوت ( روابطه خفن بین پسرها و دخترها )
دختر 18 ساله : به قول خودش انقدر خواستگار داره که نمی دونه کدومش رو انتخاب کنه فعلا قصد ازدواج نداره می خواد درس بخونه
دختر 22 ساله : او یک شاهزاده با یک قصر می خواد ادعا می کنه که خیلی واقع بینه ولی ؟؟؟؟؟مرد ایده آل او باید پول دار خوش قیافه مشهور همیشه در حسابش پول به اندازه کافی باشه وسخاوت مند او بايد شوخ طبع، ورزشكار، شيك پوش، رمانتيك و شـنونده خوبي باشد. بله خصوصيات و صفات آن مرد بسيار طولاني است. دخـتر مـردي را ميخواهد كه او را بپرستد و او را با گذاشتن گلها، هدايا و دادن وعده عشق ابدي و جاويدان تـبديل به الهه گرداند.
دختر 32 ساله : کم کم داره بوی ترشی می یاد دیگه فقط یه مرد خوب می خواد لازم نیست ورزشکار و خوش تیپ و.. باشه یه کار خوب با حقوق مکفی خونه ماشین و حساب بانکی داشته باشه و غذاهایی که دختر درست می کنه رو تحمل کنه کافیه
دختر 42 ساله : تنها یه مرد می خواد (بیچاره ترشید )یه مرد معمولی که ستاره سینما نباشه ورزشکار نباشه اگه یه شکم گنده هم داشت عیب نداره کچل هم بود عیبی نداره فقط یه شوهر باشه
دختر 52 ساله : او فقط مي خواهد... هر چی بود باشه دختر باید خیلی شانس بیاره که مردش انقدر ترسناک نباشه که نوه هاش رو بترسونه راه توالت رو هنوز به یاد داشته باشه دندون مصنوعی هاش رو یادش باشه کجا گذاشته
دختر 72 ساله : تعجب نکنید بعضی دخترا تا این سن هم عمر می کنن ولی مطمئن نیستم مردمورد علاقش هنوز نفس بکشه
نوشته شده توسط محمد در بیستم اسفند 1385
زیباترین دختر ایرانی در چت (فقط پسرا ببینند) ( روابطه خفن بین پسرها و دخترها )
bf &gf ( روابطه خفن بین پسرها و دخترها )
برخي خانم ها مثل چي هستند ؟ ( روابطه خفن بین پسرها و دخترها )
آقايان پاسخ مي دهند!!
برخي خانم ها مثل چي هستند ؟
خانم ها مثل راديو هستند :
هر چي مي خواهند مي گويند ولي هر چه بگويي نمي شنوند.
خانم ها مثل شبکه اينترنت هستند :
از هر موضوعي يک فايل اطلاعاتي دارند.
خانم هامثل چسب دوقلو هستند :
اگر دستشان با گوشي تلفن مخلوط شد, ديگر بايد سيم را بريد.
خانم ها مثل موتور گازي هستند :
خانم ها مثل رعد و برق هستند :
اول برق چشمهاشون مي رسه , بعد رعد صداشون.
خانم ها مثل ليمو شيرين هستند :
اول شيرين و بعد تلخ مي شوند.
خانم ها مثل موبايل هستند :
هر وقت کاري مهم پيش مي آيد در دسترس نيستند.
خانم ها مثل گچ هستند :
اگر چند دقيقه مدارا کنيد آنچنان سخت مي شوند که هيچ شکلي نمي گيرند.
خانم ها مثل کنتو ر برق هستند :
هر از چند سالي يکبار سن آنها صفر مي شود.
خانم مثل فلزياب هستند :
هرگاه از نزديکي طلافروشي رد مي شوند عکس العمل نشان مي دهند.
خانم ها خيلي زرنگ هستند :
آنقدر جنگيدند تا جايزه صلح را گرفتند.
نوشته شده توسط محمد در هجدهم اسفند 1385
فكر ميكنين پسرا و دخترا چه جوري از عابر بانک پول می گيرن؟ ( روابطه خفن بین پسرها و دخترها )
پسرها:
۱- با ماشين ميرن به بانک، پارک ميکنن، ميرن دم دستگاه عابر بانک.
۲- کارت رو داخل دستگاه ميذارن.
۳- کد رمز رو ميزنن، مبلغ درخواستی رو وارد ميکنن.
۴- پول و کارت رو ميگيرن و ميرن.
دخترها:
۱- با ماشين ميرن دم بانک.
۲- در آينه آرايششون رو چک ميکنن.
۳- به خودشون عطر ميزنن.
۴- احتمالاً موهاشون رو هم چک ميکنن.
۵- در پارک کردن ماشين مشکل پيدا ميکنن.
۶- در پارک کردن ماشين خيلی مشکل پيدا ميکنن.
۷- بلاخره ماشين رو پارک ميکنن.
۸- توی کيفشون دنبال کارتشون ميگردن.
۹- کارت رو داخل دستگاه ميذارن، کارت توسط ماشين پذيرفته نميشه.
۱۰- کارت تلفن رو ميندازن توی کيفشون.
۱۱- دنبال کارت عابربانکشون ميگردن.
۱۲- کارت رو وارد دستگاه ميکنن.
۱۳- توی کيفشون دنبال تيکه کاغذی که کد رمز رو روش ياداشت کردن ميگردن.
۱۴- کد رمز رو وارد ميکنن.
۱۵- ۲دقيقه قسمت راهنمای دستگاه رو ميخونن.
۱۶- کنسل ميکنن.
۱۷- دوباره کد رمز رو ميزنن.
۱۸- کنسل ميکنن.
۱۹- دوست پسرشون رو صدا ميزنن که کد صحيح رو براشون وارد کنه.
۲۰- مبلغ درخواستی رو ميزنن.
۲۱- دستگاه ارور (خطا) ميده.
۲۲- مبلغ بيشتری رو درخواست ميکنن.
۲۳- دستگاه ارور (خطا) ميده.
۲۴- بيشترين مبلغ ممکن در خواست ميکنن.
۲۵- انگشتاشون رو برای شانس رو هم ميذارن.
۲۶- پول رو ميگيرن.
۲۷- برميگردن به ماشين.
۲۸- آرايششون رو توی آينه عقب چک ميکنن.
۲۹- توی کيفشون دنبال سويچ ماشين ميگردن.
۳۰- استارت ميزنن.
۳۱- پنجاه متر ميرن جلو.
۳۲- ماشين رو نگه ميدارن.
۳۳- دوباره برميگردن جلوی بانک.
۳۴- از ماشين پياده ميشن.
۳۵- کارتشون رو از دستگاه عابر بانک بر ميدارن. (حواس نمیذار برای آدم)
۳۶- سوار ماشين ميشن.
۳۷- کارت رو پرت ميکنن روی صندلی کنار راننده.
۳۸- آرايششون رو توی آينه چک ميکنن.
۳۹- احتمالاً يه نگاهی هم به موهاشون ميندازن.
۴۰- مندازن توی خيابون اشتباه.
۴۱- برميگردن.
۴۲- ميندازن توی خيابون درست.
۴۳- پنج کيلومتر ميرن جلو.
۴۴- ترمز دستی رو آزاد ميکنن. (ميگم چرا انقدر يواش ميره)
نوشته شده توسط محمد در یکم اسفند 1385
اگر شوهر آدم برنامهنويس باشه ( روابطه خفن بین پسرها و دخترها )
شوهر: سلام،من Log in کردم.
زن: لباسی رو که صبح بهت گفتم خريدی؟
شوهر: Bad command or File name
زن: ولی من صبح بهت تاکيد کرده بودم!
شوهر: Syntax Error, Abort, Retry, Cancel
زن: خوب حقوقتو چيکار کردی؟
شوهر: File in Use, Read only, Try after some Time
زن: پس حداقل کارت عابر بانکتو بده به من.
شوهر: Sharing Violation, Access Denied
زن: می دونی، ازدواج با تو واقعا يک تصميم اشتباه بود.
شوهر: Data Type Mismatch
زن: تو يک موجود بدرد نخور هستی.
شوهر: By Default
زن: پس حداقل بيا بريم بيرون يه چيزی بخوريم.
شوهر: Hard Disk Full
زن: ببينم ميتونی بگی نقش من تو زندگی تو چيه؟
شوهر: Unknown Virus Detected
زن: خب مادرم چی؟
شوهر: Unrecoverable Error
زن: و رابطه تو با رئيست؟
شوهر: The only User with Write Permission
زن: تو اصلا منو بيشتر دوست داری يا کامپيوترتو؟
شوهر: Too Many Parameters
زن: خوب پس منم ميرم خونه بابام.
شوهر: Program Performed Illegal Operation, It will be Closed
زن: خوب گوشاتو بازکن، من ديگه بر نميگردم!
شوهر: Close all Programs and Logout for another User
زن: می دونی، صحبت کردن باتو فايده نداره، من رفتم.
شوهر: Its now Safe to Turn off your Computer
نوشته شده توسط محمد در یکم اسفند 1385
انواع دختر : ( روابطه خفن بین پسرها و دخترها )
انواع دختر :
۱۳ ساله : ببو
۱۷ ساله : لیمو
۲۲ ساله : هلو
۲۹ ساله : آلو
۳۵ ساله : لبو
۴۵ ساله : کدو
۵۵ ساله : لولو
نوشته شده توسط محمد در بیست و هفتم بهمن 1385
عشق همچو یک بشقاب پر , ماکارونی // از سر شب تا سحر اشک پاک کنی ( روابطه خفن بین پسرها و دخترها )
عشق آن باشد که گیری دست دوست//هم برایش بکنی هر میوه پوست
عشق یعنی هم دل و هم سو شدن // دست هم بگرفتن از جوب رد شدن
عشق یعنی راز دل را باز گوی // وز سر یار بکنی چند تارِ موی
عشق یعنی از خودت بی خود شوی // دست اول حاکم اما کت شوی
عشق یعنی در شلم منفی شدن // از برای دوست آیدیت مخفی شدن
عشق یعنی جان و تن قربان یار // چون که مرد هم دیگی از حلوا بیار
عشق یعنی صبح و شب آن لاین شوی//در وب دوست دخترت پنهان شوی
عشق یعنیGTA , Need For Speed // وز برایش زین کنی اسب سپید
عشق یعنی بوی خوب زندگی // رینگ اسپرت , سیستم و رانندگی
عشق چون پیتزا چون لازانیا // برده است یکسر همه دلهای ما
عشق همچو یک بشقاب پر , ماکارونی // از سر شب تا سحر اشک پاک کنی
این که بشنیدی بود تفسیر عشق // پس رها شو تا شوی تسخیر عشق
بس که در شعرم بگفتم حرف عشق // بگرفت این وب لاگ بوی گند عشق
نوشته شده توسط محمد در بیست و پنجم بهمن 1385
چگونه از کادوی ولنتاین فرار کنیم ( روابطه خفن بین پسرها و دخترها )
خوب خیلی خوبه که بشه از این کادو فرار کرد خدا شاهده بعد از تولد و روز زن و روز کودک و روز ملی شدن صنعت نفت و روز مبارزه با دخانیات و ... این یکی هم کادو دادن خیلی زوره . قربون ملت انقلابی و همیشه در صحنه هم برم که اینروزا یه آب نبات که شکله قلبه خدا تومنه . پس خیلیا تو فکرن چه طوری زیدیه رو بپیچونن و پولی که از سال پیش پس انداز کردن بزنن به بدن . خوب من کمکتون می کنم فقط قول بدید اگه مشکلی پیش اومد منو یخه نکنید که تو گفتی کادو نده عشقم رفت و از این حرفا این روش ها تست نشده .
اگه شما دخترید که روشتون همونه که خودتون می دونید بهتره از کوچکترین موقعیتی استفاده کنید که آب رو گل آلود کنید جمله ی دیگه دوست ندارم آخر دعوا فراموش نشه وگرنه حلال حروم می شه دیگه اگه دیدید پسره هیچی سوتی نمی ده گیر بدید بهش خلاصه خودتون خوب بلدید من توضیح بیشتری نمی دم ( می بینید دیگه هیشکی واسم نظر نمی ده
می خواد کادو نده قهر کرده احتمالا )
فقط یادتون باشه طرفتونو خوب بشناسید وگرنه کار خراب می شه
اما اگه شما پسرید اوضا خیلی فرق می کنه آخه از شما بر نمی اد دعوا راه بندازید با دخترا البته همه معتقدا از رو معرفته ولی من معتقدم از رو بی عرضگی هست به هر حال کار شما به این سادگی نیست ولی راستشو بخوای واسه شمام راه حل دخترا بهترین راهه اما اونی که رفته دنبال دوست دختر عمرا بتونه این کارو بکنه . پس سعی کنید یکی از راه حل های پیشنهادی زیر رو انتخواب کنید
- راه اول اینه که وقتی سوتی دادی و دختره آب رو گل آلود کرد و گفت دیگه دوست ندارم عوض منت کشی و زنگ زدن بهش بعد 15 ثانیه با زدن دو سه تا بشکن زنگ بزنید به رفیقاتون و برنامه ی شمال بریزید با پولای کادوی ولنتاین . منت کشی و این کارارو می شه به بعد موکول کرد و با یه شاخه گل و مقداریری چرب زبانی اوضاع رو سامان داد تازه قیمت گل اون موقع نصف شده . ( علی میگه من همیشه دنبال پولم راست می گه؟ )
- راه حل دوم غیب شدنه خیلی ساده دو سه روز قبل ولنتاین خیلی ریلکس قرار بذارید و برنامه بچینید و این مقدمات ولی از فرداش غیب شید سعی کنید خیلی تو خیبانوهایی که ممکنه خود طرف یا دوستاش ( خبر رسانی دخترا فوقالعادس) ببیننتون همون شمال خوبه . بعدشم می تونید مثلا پاتون بشکنه راستی انفولانزای جدید هم اومده
- راه حل سوم چون خیلی رمانتیکه من نمی تونم بگمش میمیرم خدای نکرده دور از جون
. اما خلاصش اینه که مگه عشق و علاقه ی بین شما اونقدر کمه که یه کادو نشونش بده ؟ باقیشو به خودت میسپرم
- راه حل چهارم در واقع راه حل نیست ولی یه پیشنهاده واسه اینکه کمتر تو خرج بیافتید شما سعی کنید قبل از طرف یادتون باشه ولنتاین رو ( می دونم سخته پس همین الان تو تقویمتون علامت بزنید ) اونوقت با یه تلفن تبریک به مناسبت این شب عزیز عیالو به یه کافی شاپ دعوت کنید اینجوری کلی جلویید تازه خیلی ها می رن تو همون کافی شاپ تا کادو هارو بدن اونوفت هم باید کادو بدید هم میزو حساب کنید .
- راه حل پنجم هم اینه که بیخیال دختره شید ( عمرا از پسش بر بیاید ولی اینم یه راه حله اگه حفار بودبد این کارو بکنید )
یادم باشه تو یه پست حفار بودن رو توضیح بدم خیلی ها نمی دونن حفار چیه توضیخ دادنش تک تک هم خیلی سخته
با آرزوی موفقیت محمد
نوشته شده توسط محمد در بیست و سوم بهمن 1385
چرا کادو ميديم؟؟؟!!! ( روابطه خفن بین پسرها و دخترها )
علل کادو دادن آقایون در ولنتاین
من خودم هر چی فکر کردم چرا ما پسرا باید ولنتاین کادو بدیم به نتیجه ای نرسیدم . الان 2-3 ساله همیشه این فکر به ذهنم مب رسه تا ولنتاین می گذره و بدشم که دیگه کار ازکار گذشته . اما این بار تصمیم گرفتم تا ولنتاین نرسیده حسابی تحقیق کنم که چرا باید کادو داد
اولین چیزی که همه می گن اینه که تو این روز رسمه هر کی هر کیو دوست داره کادو می ده بهش خوب این شاید واسه دخترا معقول باشه ولی پسر عاشق یه خورده دور از تصور و شاید حتی غیر قابل تصور و ممکنه اصلا یه توهم باشه . پس اینکه کادو بدیم به بهانه ی دوست داشتن فقط ظاهر امره و مطمینا کاسه ای زیر نیم کاسه هست
مگر می شه که پسری عاشق باشه // لاجرم کاسه بود زی?ر این نیم کاسه
تحقیقات من و پرسیدن از اونهایی که حداقل چند تا کادو گرفتن و دادن به اونجا رسید که کادو دادن پسرا فقط سه دلیل مهم ممکنه داشته باشه
دلیل اول اینکه پسره انواع و اقسام وعده ها رو داده که میام خاستگاری و اسب سفید میخرم برات و نقل و نبات میارم برات و از این حرفا اما خوب از من که پنهون نیست از شما چه پنهون این حرفا همش کشکه آخه مرد حسابی گنده تر از تو توش گیر کردن کی بهت گفته گنده تر از قدت حرف بزنی همین می شه که هر سال به این نتیجه می رسه که تا یه سال دیگه اصلا امکانش نیست واسه همین به صورت بیعانه یه کادویی چیزی می دن که آبجی خیالت راحت من تورو می خوام ولی فعلا به همین
دلیل دوم اینکه پسره بعد از یه مدتی دوستی و نشست و برخواست هم صحبتی و تبادل اطلاعات و فرهنگ و غیره به این نتیجه رسیده که اونا به درد هم نمی خورن و این دوستی از اولشم اشتباه بوده اصلا خاک بر سرمن و حیف تو که عمرمونو حروم کردیم اما از اونجای هیچ پسری اگه 2500 تا زید داشته باشه واسه پیچوندن یکیش پیش قدم نمی شه خوب به هر حال بودنش بهتر از نبودنشه که پس هر سال با یه شکولات یه سال دیگه به دختره فرصت می دن تا خودش خودشو بپیچونه اگه نپیچوند یه سال دیگه
اما دلیل سوم اینکه پسره اصلا نمی دونه چه خبره چه ماهی رسیده و چه روزی هستش و عشق چیه زید کیه محبت کجاست صفا کو صمیمیت کیلو چند خلاصه اینکه خدا شانس بده یه همچین گلابیی یکی پیدا شه که دوستش داشته باشه ( خودمونیم این جور آدما خیلی هم دوست داشتی هستن ) اونوقت ولنتاین که می شه واسش یه کادو بیاره اون بنده خدام بیافته تو رودروایسی ( من هیچ وقت نفهمیدم واقعا این کلمه چیه ) اونوقت مجبور می شه یه عطری چیزی بخره بده بهش ولی به جون میلاد همون لحظه ازش بپرسی این چیه دستته و مناسبتش چیه هنگ می کنه
باتشکر محمد
==================================================================
اینم پست کوتاه بیشتر از این حسش نیست
.::teddy قانع باش .....
نوشته شده توسط محمد در بیستم بهمن 1385
يک دختر در حمام ...!!! ( روابطه خفن بین پسرها و دخترها )
ساعت ۴ بعد از ظهر .
۱ـ لباساشو رو درمياره٬ رنگ روشن ها رو تو يك سبد و تيره ها رو تو يكی ديگه ميگذاره .
۲ـ در حموم رو از تو قفل ميكنه٬ جلوی آيینه می ايسته٬ شكمش رو كه تمام مدت داده بود تو٬ ميده بيرون و شروع ميكنه به غر غر و ايراد گرفتن از نقطه نقطه بدنش .
۳ـ در كمد رو باز ميكنه انواع شامپو و صابون معطر مخصوص پوست صورت٬مو٬ بدن٬ كف پا و ... رو بيرون مياره و می چينه رو لبه وان .
۴ـ موهاش رو با شامپوی نارگيلی تقويت كننده٬ پرپشت كننده٬ براق كننده و...ميشوره و هفده دقيقه ماساژ ميده .
۵ـ يكبار ديگه با همون شامپو موهاشو ميشوره .
۶ـ نرم كننده معطر پرتقالی رو به موهاش ميماله تا ۶۰ ميشماره .
۷ـ سی و پنج دقيقه زير دوش می مونه.خوب آخه بايد خيالش راحت بشه كه تمام مواد شيميايی از موهاش پاك شده . وگرنه بعد از حموم موها وز ميكنه .
۸ ـ خمير ريش داداشی رو كش ميره و شيش كيلو خالی ميكنه رو ساق پا و دست و پشت لب. بعد يه تيغ بر ميداره و يا علی. آی!!!!ساعت ۸ شب .
۹ـ موهاش رو حسابی می چلونه٬ حوله رو مثل عمامه می پيچه دور سرش. تو آيينه خودشو ورانداز ميكنه. از اينكه در اثر كشش حوله چشم و ابروش كشيده شده٬ احساس خوشگلی می كنه و يه ماچ گنده واسه عكس خودش تو آيينه ميفرسته .
۱۰ـ خوشحاليش زياد دوام نمياره. چون يه جوش سرسياه بی اجازه نوك دماغش سبز شده .
۱۱ـ تمام نقاط بدنش رو معاينه ميكنه و با ناخن و موچين ميره به جنگ جوشها و موهای زائد بی تربيت .
۱۲ـ حوله ش رو می پوشه و ميره به اتاقش.تمام بدنش رو با لوسيون چرب ميكنه .
۱۳ـ چهل بار لباس می پوشه و در مياره تا انتخاب كنه .
۱۴ـ ۴۸ دقيقه پشت ميز توالت می شينه و آرايش ميكنه .
يك پسر در حمام....!!!
neveshte shode tavasote KAJALE
نوشته شده توسط محمد در بیستم بهمن 1385
روانشناسی شخصيت از روی هديه ( روابطه خفن بین پسرها و دخترها )
مقدمه
سلام .
بدجوری دلم واسه مقدمه هام تنگیده بود از طرفی خسته شدم از بس بهم گفتن متن هات قلمبه سلمبه شده نمی فهمیم معنی کلماتو از این حرفا . واسه همین این بار می خوام مثله آدما بنویسم .
امروز داشتم فینال جام حذفی ایتالیا رو بازی می کردم که واسه شام صدام کردن من گفتم شیخ شام را با مریدان بیرون تناول نمودندی همه فکر کردن من دیوونه تر شدم خلاصه لازم بود یه متن به زبان عادی . ولی خدا وکیلی ملت برید کتابای ادبیاتتونو یه ورقی بزنید .
امروز حالم خوبه خیلی زیاد دلیلش به کسی ربطی نداره ولی می خوام گیر بدم به دخترا چون شارژم .
==========================================================
دوست خود را از هدیه اش بشناسید
خوب همه می دونید چه روزی نزدیکه " ولینتاین " تو این روز اکثر دخترا و بعضی پسرا هدیه می گیرن . اکثرا همه فکر می کنن هر کسی هدیه ای رو تقدیم دوستش می کنه که چیزیه که اون گیرنده دوست داره یا به شخصیتش سازگاره اما کاملا برعکس این هدایا به طور کاملا واضحی شخصیت فرستنده رو مشخص می کنه البته شناسایی افراد از روی هدایایی که می دن کار سختیه و مقاله ای که می خونید چکیده ای از سالها تحقیق و تحلیل و آمار گیری روانشناسانست که توصیه می کنم بخونید :
اگه دوست پسرتان به شما یک عطر خوش بو هدیه کرده
با مشاهده ی دندان عقلتان ( که همه رو متعجب کرده ) کاملا واضحه خیلی خوشحالید اما برای شما خبر بدی دارم و اون اینه که دوست پسر شما به شما اهمیت نمی دهد شرط می بندم وقتی داشتید باهاش واسه عصر قرار بیرون می ذاشتید مجبور شدید مناسبت امروز هم یادش بندازید خوب مسلمه تو این ذیق وقت اولین چیزی که یاده آدم می افته عطره . خدا محسن رو از جوونا نگیره چه پسره گلیه . یه لحضه دلم تنگید واسه مغازه دومتریش .
اگه دوست پسرتان به شما یک جعبه شکولات با تزیینات زیبا هدیه کرده
چقدر شما دخترا سطحی به همه چیز نگاه می کنید حتما با خودتون گفتید1000 تومن شکولات و 1000 تومن کاغذ کادو هم شد عشق ؟ اما اون پسره ی خرفت واقعا شما رو دوست داره تا اونجا که حاضره ساعتهاشو صرف کادوی شما بکنه کاش قدر می دونستید .
اگه دوست پسر شما بهتان حلقه یا زیور آلات دیگه هدیه کرده
تا امروز به دوست پسرتون به چشم بابای بچه هاتون نگاه کردید ؟ اگه نکردید پیشنهاد می کنم زود تر این کارو بکنید چون مدتهاست ایشون شمارو به عنوان همسر رسمی و شرعی خودش می دونه . بعضی ها فکر می کنن دوست پسر مایه خفن اینش خوبه که راه به راه کادو های خفن می ده اینم نتیجش . بی جنبه دو تا چایی با هم خوردید خطبه رو تو دلش خوند و کار و تموم کرد .
اگه دوست پسرتان به شما teddy هدیه کرد ( شایدم یه عروسک دیگه )
دوست پسر شما هنوز تو دوران کودکیش دنبال هم بازی می گرده سعی کنید خیلی در مورد مسایل جدی باهاش حرف نزنید . کم میاره بنده خدا . اگه تصمیم دارید بپیچونیدش زودتر اقدام کنید
اگر دوست پسرتان به شما کادویی هدیه نکرده
اول سعی کنید بر اعصاب خود مسلط باشید و فریاد نرنید . خوب گویا زیادی اون پسر رو از عشق همیشگیتون بهش آگاه کردید . اونم دیده آتیشتون بدجوری تنده خیالش راحت بوده که کادو هم نده آویزونشی . تقصیر خودتونه . البته همین که با وحود اینهمه ... هنوز شمارو ترک نکرده نشان از آینده ای روشن است .
اگر دوست پسرتان به شما یه شاخه گل زیبا همراه کادوش هدیه کرده
احساسات خفه کرده طرفو . کشته مردته . ولی خوشحال نشید این جور آدمای احساساتی با یه اشاره ی کوچیک می شکنن و اونوقت خر بیار و باقالی بار کن . مثلا یه بار تلفونو روش قطع کنید تا فردا اعلامیش رو به همه جا ببینید . تازه از اون بدتر از کجا معلوم یه همچین آدم با احساسی دوباره احساساتش شکوفا نشه . به هر حال مراقب باشید
***
خوب دقت کردید اینا همش واسه کادوهای پسرا بود . به رغم تلاش های شبانه روزی روانشناسان هنوز روند کلی برای شناخت شخصیت دخترا از رو کادو هاشون پیدا نشده . علتشم واضحه خوب واسه اینکه واسه یکی یه جفت جوراب می خرن و واسه اون یکی یه شیشه عطر 2 میلی و واسه او یکی یه انگشتر بدلی و ... خوب اون روانشناس بد بخت قاطی می کنه .جدیدا هم مد شده 2 روز قبل از ولنتاین قهر می کنن و با جمله دیگه دوست ندارم شما رو بدرغه می کنن تا از زیر کادو دادن فرار کنن خلاصه که بحث جدیدی نیست پیچیدگی شخصیت دخترا .
با تشکر محمد!!!! =============================================
آخ جون دعوا
نوشته شده توسط محمد در نوزدهم بهمن 1385
پرسش نامه ی پسرونه ( روابطه خفن بین پسرها و دخترها )
تو همه ی سوالا گزینه ی اول 5 امتیاز و گزینه دوم 2 امتیاز و گزینه آخر 1 امتیاز داره
سوالات
1- با دوست دخترتون نشستید دارید گل می گید گل میشنوید که تلفنش زنگ می زنه :
الف) تلفنو بر می داره و با شخصی به اسم نازی یا هر چی صحبت می کنه
ب) تلفونو نگاه می کنه و به بهانه اینکه حال کسی و نداره جوابشو نمی ده
ج) تلفونو بر می داره و با شخصی به اسم میلاد با هر چی صحبت می کنه
----------------------------------------------------------------------------------------2- با دوست دخترتون رفتید یه کافی شاپی چیزی بغل کلانتری 15
الف) چون اون شرط بندی سر فوتبال امروز رو باخته اون حساب میکنه
ب) بهتره هرکی واسه خودشو حساب کنه
ج) تا شما هستید زشته دختر دست تو جیبش بکنه حتی تو هوای سرد
----------------------------------------------------------------------------------------
3- دوست دخترتون می خواد واسه دوستش نازی یه کادو بخره کیفشو که باز می که :
الف) کلی شماره تلفن توش به چشم می خوره
ب) کلی عکس پسر های مختلف با شماره تلفن به چشم می خوره تازه 2-3 تا شاخه گل هم هست
ج) چیز خاصی به چشم نمی خوره
----------------------------------------------------------------------------------------
4- دوست دخترتون در هفته چند بار به شما زنگ می زند؟
الف) روزی 2 بار
ب) هر روز
ج) هفته ای یه بار
---------------------------------------------------------------------------------------
5- معمولا تماس هاتون چه طوریه؟
الف) اون با تلفن خودش مثله بچه آدم زنگ می زنه ( یه همچین دختری چند قرن پیش دیده شده توهم نیست)
ب) از تلفن عمومی زنگ می زنه
ج) تک زنگ
---------------------------------------------------------------------------------------
6- فرض کنید تو حرفای روزانه حرف دختر خالتون به وسط میاد که چقدر با شما صمیمی هست
الف) می زنه تو گوشت و میره
ب) میگه اتفاقا منم با پسر داییم خیلی جورم
ج) میگه چه خوب من رو باهاش آشنا می کنی؟
---------------------------------------------------------------------------------------
7- تا حالا به شما گفته که شما را دوست دارد؟
الف) انقدر گفته که حالمو دیگه داره به هم می زنه
ب) وقتی زیاد رمانتیک می شه میگه
ج) نه نگفته
--------------------------------------------------------------------------------------
8- دوست دختر شما برای جلب اطمینان شما :
الف) سیم کارتش دو روز دست شما بوده
ب) پس آی دیشو داده ( ما فرض می کنیم همون یه آی دی رو داره فرض محال که محال نیست)
ج) هیچ کار مفیدی نکرده
--------------------------------------------------------------------------------------
9- بیشتر حرف هایی که می زنید پیرامون کدام موضوع می باشد؟
الف) او از هر بهانه ای برای پیش کشیدن بحث ازدواج استفاده می کنه
ب) غیبت پشت سر دوستامون و حرفهای خاله زنکی
ج) او خیلی رک است بعض وقتها از هم صحبتی با او پشیمان می شوم
-----------------------------------------------------------------------------------
10- دوست دخترتون به شما گفته است :
الف) شما تنها پسر زندگی او هستید ( اینجا مونیتورم صفحش شکست و کامپیوترم ترکید مجبور شدم دوباره از اول تایپ کنم)
ب) گفته قبلا دوست پسر هایی داشته ولی الان فقط شما هستید ( دعا می کردم اینبار سر کامپیوترم بلایی نیاد)
ج) گفته قبلا دوست پسر داشته الانم داره بعدا هم اگه پیش بیاد مخالفتی نداره
----------------------------------------------------------------------------------
نتیجه گیری
اگر امتیاز شما بین 0 تا 50 هست حتی اگه تقلب کردید و امتیازتو از این دامنه هم کمتر یا بیشتر شده :
دوست دختر شما با پسر یا پسر های دیگری نیز دوست هست از اینکه این خبر بد رو اینطور ناگهانی بهتون دادم شرمندم ولی کاریش نمی شه کرد حقیقت تلخه . حالا برو اونقدر سیگار بکش تا خفه شی . احتمالا شما دوستدارید شبها را در جوب بگذرانید. اصلا فرقی نمیکنه که شما آدم رمانتیکی هستید یا نه یا اینکه زیدتونو دوست دارید یا نه اون تنها به شما فکر نمی کنه البته ممکنه به روی خودش نیاره و پنهان کنه ولی شک نکنید که همینیه که من می گم .استفاده از قرص های روان گردان برای شما توصیه نمیشه چون به جای فاز دوبس دوبس می رید تو فازه گریه پس بهتره از قرص های آرامبخش سبک استفاده کنید ( قرص آبی روزی 3 تا دیدید هنوز می خواید گریه کنید قرمزارو بخورید) راستی یه سفر و یه پول قلمبه هم تو طالعتون دیده می شه
نوشته شده توسط محمد در نوزدهم بهمن 1385
اندر مضررات چت ( روابطه خفن بین پسرها و دخترها )
سلام
آقا این چه وضعیه؟ هر جا میری حرف ولنتاین هست . این ولینتاین حتی دهه ی فجر رو هم تحت الشعاع قرار داده .
امروز رفتم واسه خودم از رفیقم عطر بخرم یه شیشه ورداشتم تست کنم میگه اون مردونست . حالمو بدجوری گرفت .
حالا که این جوریاست منم مبارزه ی همه جانبه خود را شروع می کنم .
==================================================
گویند روزی شیخ عیسی ابو زید بر منبر نشسته بودندی و وعظ می کردی و از مضرات دوستی با دختران می گفتندی وچون مجلس تمام شد و شیخ برفت مریدان هنوز بنشسته و کف و خون قاطی نمودندی که این شیخ عجب کلام گیرایی دارد و ما هر چه از فضایلش می شنویم باز مارا از در دریای علمش قطره ای بیش حاصل نیست .
پس یکی برخواست و گفت ما هم صحبتی با شیخ را غنیمت نشمردیم و هر لحظه از عمر که از شیخ دوریم تباه می شود .
پس مریدان از غفلت خویش نادم دستار ها بر زمین انداختی و گریبان ها پاره نمودندی و اشک ها ریختندی به جای خون .
یکی از مریدان که در محضر شیخ بیشتر بهره برده بودندی و بر دیگران برتری یافتندی برخواستندی و گفتندی : اینک زمان آن نباشد که بر غفلت خویش آب غوره گیریم پس چاره ای باید اندیشید که ماهی را هر زمان از آب صید کنی خیس است .
دیگران گفتندی نظرت را بگو و راه چاره ات بنما که تو از همه ما خرخوان تر بودندی و در پاچه خواری استاد .
پس مرید گفت : من شنیده ام که شیخ هر شب در نت آن بودندی کل گذارندی و حال گیرندی و سرکار گذارندی و چه و چه پس برماست تا آی دیش یابیم تا همصحبتیش را نیز .
پس مریدان بر آن شدندی تا از شیخ بار گیرند ( اجازه) تا آی دیش جویا شوندی و شیخ بار نداد پس نزد شیخ میلاد ابن مدیر رفتندی که توفیق داشتندی در ساعات غیر اداری سکرتری شیخ را کنندی . پس خواسته ی خود بدو گفتندی و او به شیخ اس ام اس زد که فلان است و بهمان . و شیخ در پاسخ گفتندی که فردا در مجلس وعظ پرده از رازم بردارم و آی دیم بر همه باز گویم .
و چون فردا شد مریدان همه در مجلس شیخ نشستندی و منتظر بودندی تا شیخ آی دیش باز گوید اما شیخ چنین گفت :
یا ایهالذین آمنو لا چتو و توبو که خدا توابین را دوست دارد .
در چت مضررات بیش بود از محسنات که در چت همه ی ضعیفگان از 18 سال فراتر نروند و همه صورت گرد و سفید دارند و موی بلند که این خود دروغی است بس بزرگ . یا آنان که نه سفیدند و نه موی لخت دارند آی دی ندارند یا عده از آنان دروغ زنند.
دوم آنکه چون اینویزیبل شوند تو خیال کنی که رفته اند لیک آنان در سانس دوم چت بسر برند با آنکه نه نامش دانی و نه رسمش .
سوم انکه مگر مردان خدا به طریق وحی دانند که کی او به ریش شما خندد و کی نه .
پس چت را کناز بگذارید و شب ها به عبادت پردازید یا اقلا GTA بازی کنید که ثوابش از هزار شب بیشتر بود .
نوشته شده توسط محمد در هفدهم بهمن 1385
خانومای............ ( روابطه خفن بین پسرها و دخترها )
سال1332
دختر خانواده همراه با مادرش كنار حوض روي تخت چوبي نشسته اند و يك ظرف
هندوانه قرمز جلوي شان است. دختر خانواده براي دختر همسايه تعريف مي كند: آره
زري جون، داداش فرمونم وقتي شنيد اين پسر لاغرمردني به من متلك گفته همچين
زدش كه به سوسك مي گفت خرس قطبي. تازه خود داداشم هم گفته مي خواد برام يه
شوهر خوب پيدا كنه.
مادر دختر مي گويد: خدا سايهء مرد را از سر هيچ خونه اي ورنداره
سال 1342
پدر خانواده با عصبانيت وارد اتاق مي شود و پس از آنكه كمي جَنَم رو كرد و
چهار تا كاسه كوزه را زد شكست، فرياد مي زند: دخترهء چشم سفيد حالا واسهء من
دانشگاه قبول ميشه... چشمم روشن... مردم از فردا نمي گويند آقا رضا غيرتِ تو
شكر؟ هيچي ديگه ولش كن فردا مي خواهد شلوار مدل برمودايي و مانتوي بدن نما
بپوشد و نوبل صلح هم بگيره... زن اگر اجنبي ها بهش نوبل صلح بدهند مردم چي مي
گويند؟
مادر خانواده با لحن التماس آميز مي گويد: مرد، حالا چرا شلوغش مي كني؟ نوبل
و برمودا چيه؟ دخترمون فقط دانشگاه قبول شده، همين... اين قدر سخت نگير...
بالاخره با اصرارهاي مادر، پدر قبول مي كند دخترش به دانشگاه برود. وقتي پدر
قانع شده سيگارش را روشن مي كند و مادر مي گويد: مرد، خدا سايهء تو را از سر
ما كم نكند
سال 1352
فريادِ مردِ خانواده تمام كوچه را پر مي كند: چي؟! مي خواهد برود سرِ كار؟!
يعني من اين قدر بي غيرت شدم كه دخترم بره سر كار و پول بيآره تو خونه؟ پس من
اينجا هويجم؟ مگر اين كه بابت اين بي آبرويي از روي نعش من رد شويد...
كسي از روي نعش مرد خانواده رد نمي شود ولي دختر خانواده هم چند ماه بعد با
وجود غرغرهاي پدرش بالاخره سر كار مي رود. صداي مادر خانواده به گوش مي رسد:
مرد، خدا تو را براي ما حفظ كند!
سال 1382
مرد خانواده: آخه خانم اين چه وضعيه؟ روز اولي كه آمدي خواستگاريم، گفتم دلم
نمي خواهد زنم از اين مانتوها بپوشد و آرايش كند، گفتي دورهء اين اٌمٌل بازي
ها گذشته، ما هم گفتيم چشم! بعد گفتي اگر خانه خريدي به جاي مهريه خانه را به
نامم كن، گفتم چشم! آن اول حق طلاق را هم از ما گرفتي، حالا هم مي گويي
بنشينم توي خانه بچه داري كنم؟
زن: عزيزم مگه چه اشكالي داره؟ مگه تو ماهي چقدر حقوق مي گيري؟ تمام حقوقت هم
بابت كرايه تاكسي، خرج ناهار خودت و مهد كودك بچه و جريمهء ماشينت مي رود.
حالا اگر بنشيني توي خانه و از بچه نگه داري كني هم خرجمان كم مي شود هم بچه
مان وقتي بزرگ شد از كمبود محبتِ پدر و مادر رنج نمي برد... آفرين عزيزم ...
خدا سايه ات را (فعلا) سر ما نگه دارد
سال 1482
زن خانواده: عزيزم تو كه انقدر فسيل نبودي. مثلا توي دوستانت به روشن فكري
معروفي. آخه چه اشكالي دارد؟ اين همه سال ما زن ها بچه دار شديم حالا به كمك
علم چند وقتي هم شما مردها از اين كارها بكنيد. اصلا مگر نمي گفتي جد بزرگت
هميشه مي گفته: چه مردي بود كز زني كم بود؟
پس از مقداري بحث منطقي مرد بالاخره قبول مي كند و نه ماه بعد وقتي بچه بغل
وارد خانه مي شود زن با عشوه مي گويد: مرد ... يعني سايه تو تا كي بالاي سر
ماست؟
سال 1582
چند تا مرد دور هم نشسته اند و در حاليكه سبزي پاك مي كنند آهسته مشغول تبادل
نظرند.
- آره... مي گويند هدف اين جنبش بازگرداندن حق و حقوق ضايع شدهء مردهاست...
- حق با آقا جمشيده... ببينيد اين زن ها چقدر از ما سواستفاده مي كنند؟ تا
وقتي خونهء بابامونيم بايد آشپزي و بچه داري و اينها را ياد بگيريم و توسري
بخوريم، بعدش هم بدون مشورت زنمان مي دهند و زنمان هم مارا استثمار مي كند...
- خب مي گفتم... اسم اين جنبش سيبيليسم است و...
در اين حال با ورود خانم يكي از آنها بحث به زياد بودن گِل سبزي كشيده مي
شود! زن مي گويد: خدا سايهء شما مردها را از سر سبزي ها كم نكند!
سال 1882
راديو، موج FM، شبكهء پيام (صداي يك خانم
بااعلام ساعت نه شب شما خانم هاي عزيز را در جريان آخرين اخبار رسيده قرار مي
دهم. به گزارش خبرگزاري بانوپرس دقايقي قبل سايهء آخرين نمونهء نادر از جنس
«مرد» از روي كرهء زمين محو شد! پس از پايان عمر اين آخرين بازمانده از شاخهء
زينتي مردها از اين پس نام اين موجودات را فقط در كتاب هاي تاريخ مي توان
پيدا كرد. ساعت 9 و 15 دقيقه با خبرهاي جديدي در خدمت شما خانم هاي عزيز
خواهم بود. دينگ دينگ
نوشته شده توسط محمد در شانزدهم بهمن 1385
مبارزه با ولنتاین ( روابطه خفن بین پسرها و دخترها )
سلام
دیشب شیخ عیسی ابو زید به خوابم اومد گفت ای که نامت با من یکیست و وب لاگت نیز با این جنبش ولنتاینی مبارزه کن . من گفتم این وب لاگ من نیست مدیر داره این جنبش هم واسه مدیره من نمی تونم یه اخمی کرد و رفت منم الان پشیمونم دل اون پیره مردو شکستم حالا تلاشمو می کنم شاید دوسه تا جوونو نجات بدم .
=====================================================
ولنیوم از ایام الله است که یزدان پاک آنرا برتر قرار دادندی از 287 روز و 5 ساعت و در آن روز فرشتگان از شکولات ها و عطر های بهشتی بر هم اهدا نمودندی اما احادیث بسیاری در باب تاریخچه ی این که این یوم از کجا پیدا شدندی امدندی همی . از آن جمله در کتاب تواریخ الاجنبی آمدندی شیخ رومیو الدین که از شیوخ عظام بلاد کفر بودندی در کف دختر یکی دیگر از شیوخ بزرگ همان بلاد بودندی آن هم نه یک کف بل هزار کف . که آن بانو را تاج ژولیت الملوک نام نهادنده بودندی . لیک ابو رومیو الدین و ابو ژولیت الملوک که آندو نیز از شیوخ بودندی سالها پیش با هم در باب قیاس به بحث بنشستندی و از بحث به جدل کشیدندی و سالها بود که با هم عداوت نمودندی . الا ایه الاحوال تاج ژولیت الملوک در فکر همه چیز بودندی الا اینکه رومیو الدین در کف او بود همی . پس رومیو الدین چندی شکولات در قالب صور قبیحه ی قلب در جعبه ای بنهاد و بر آن نعوذبالله آی لاو یو نویسندی و بر ژولیت الملوک دادندی و اینگونه نشان دادندی که او عاشق بودندی .
ای که در دل داری مهر ژولیت // چرا خود را کنی همچو یه میت
چند شکولات است تورا علاج کار // دست از این همه ناله و شیون بردار
اما آنچه دربین علامای عظام متواتر است آن است که این تاریخ جعلی است و راوی دروغ زن که اگر رومیو شیخ است و مرد خدا اورا با عشق و صور قبیجه و اعوذابالله آن جمله ی شیطانی چه کار؟
در کتاب فی احوالات اصالحین حدیثی است که جمیع علما بر آن اتفاق نظر دارند و اجماع و از نظر سند قویست و آن اینست که روزی شیخ عیسی ابو زید در معبری قدم می زدندی و هوا می خوردندی با اسانس نعنا و چون مرد خداست سرش به زیر گویا در پی گمشده ای . که ناگاه صدایی ملیح و لطیف همچون صدای فرشتگان وحی که در زیبایی صوت به بنده ی صالح خدا سلین دیان شبیه بودندی ندا دادندی یا شیخ گویا تو بنده ی صالح خدایی و صادق صادقان پس حاجت من گوش ده . شیخ که فاز گرفته بودندش بی آنکه سر بالا گیرد گفت نعوذابالله که پاسخ تورا دهم که تو از جانب اهریمن امدی .
آن بانو خطاب نمودندی که یا امل من در این شهر غریبم به دنبال مردی می گردم که از مردان خداست . در این معبر گرگ صفتان به من همچون فیله ی راسته می نگرند مرا در یافتن آن مرد کمک کن اگر در پی صواب دنیا و آخرتی .
شیخ گفت دنبال که می گردی . پاسخ داد او برترین وب نویسان است و صالح و در تیپ و قیافه سر آمد . شیخ گفتندی که با این شرایط دو کس را می شناسم شیخ محمد ابن آل دی جی و شیخ عیسی ابو زید و شیخ نگفت که خود عیسی ابو زید است . پس باز پرسید نشانی دیگری بده تا اورا باز شناسم بانو گفتندی که او در متون تالیفیش نام س.ع.ب به کار بندد پس شیخ دانست که آن زن به دنبال او می گردد پس سر به زیر افکندی و گفت بار خدایا این چه آزمونیست که من طاقت ندارم آیا باید پاسخش دهم یا نه ؟
در حاشیه کتاب آمدندی که خداوند یزدان که حامی صالحان است بر شیخ وحی نمودندی که یا شیخ بز حاضر و دزد شاکی ؟ مخ را بکوب آن سان که کوبند آهنگران .
پس شیخ گفتا asl plz که من شیخ عیسی ابو زیدم و س.ع.ب مخفف نامم خدای را سپاس که نزد غریبه نرفتی .
بانو گفتا که نامم انجلینا جولیست و وب نویسی هستم تازه کار در مقابل همه کم می آورم مرا پندی ده تا وبم رونق یابد .
شیخ گفتا اگر گویم باید از همین راهی که آمدی باز گردی که در این شهر کسی طاقت ماتوی تنگ و پاچه برمودا ندارد . انجی گفتا به جان میلاد که باز گردم .
پس شیخ در کاغذی نوشتندی که ای بانوی کرام کم اوردن تو ایرادیست ذاتی که خدای عزوجل این گونه مصلحت دانسته که مغز شما کوچکتر از مردان باشد اما دوای تو آن بود که با هر که در وبت داخل شد تریپ بریزی و بهانه آوری که برادرم در وب مرا همی بپاید پس همیشه رازت پنهان ماند و هیچ کس دیگر حالت نگیرد . که هیچ مردی از غیرت حال زیدش نگیرد .
غیرت مردان بسوزاند همه ایمانشان // عشق هم زایل کند وب لاگشان
این را نبشت و در کاغذ را مهر نمود و گفت قول بده که بازش نکنی تا آن زمان که دروازه ی شهر دیگر در دید نباشد .
در کتاب آمده بانو آنجلی گرفتار جذبه شیخ شدندی پس کاغذ را پنهان نمودندی با خود گفت اگر دل شیخ را به دست آورم دیگر نیازی به این نوشته ندارم که خود در گرفتن حال سر آمد است و در طرفه ای حال همه را گیرد پس باز گشت و به شیخ گفت یا شیخ مرا به کافی شاپی در نزدیکی کلانتری 15 ببر که سختی راه مرا بسیار تشنه نموده .
شیخ گفتا مگر قول ندادی که باز گردی؟
بانو گفت به جان میلاد که مهر نامه ات باز نکردم . بریم کافی شاپ جیگر ؟
شیخ گفت دور شو .
پس بانو دانست که شیخ پی به عشق بانو نبرده پس هدیه ای در شان او فراهم نمود و بازگشت نزد شیخ و گفتندی که یا شیخ من باب قدر دانی برایت آوردم یادگاری آنرا قبول فرمایی؟(فقط برید تو کف سجع این قسمت ) شیخ گفت چه چیز بهتر از هدیه که گرفتنش 999 صواب دارد و دادنش یک . پس شیخ هدیه را قبول نمود و فرمود این روز را یوم الولن یا ولن یوم نامم که امروز بسیار حالم خوش است . پس هر که دوست دارد به هر که دوست دارد هدیه دهد که این سنت پسندیده ی ایزد دو عالم است .
سنه 1 ش.ق
===================================================
یک نصیحت دوستانه اگه اونقدر ... که می خواهید کادو بخرید هم قیمت آخرین کادویی که ازش گرفتید بخرید . چه دختر چه پسر ( البته بیشتر در مورد پسرا صادقه )
نوشته شده توسط محمد در شانزدهم بهمن 1385
من بهت شک دارم !!!!!!!!!! ( روابطه خفن بین پسرها و دخترها )
به روش اراذلي يا جواتي
مرد : صد بار نگفتم وقتي من نيسم نرو بيرون ! ها ؟؟
زن : غلط كردم ! گه خوردم ! توروخدا نزن ...
مرد : چرا تيليفون همش اشغاله ؟! با كي لاس ميزني عوضي ؟
زن : به خدا اگه اين تلفن نباشه از تنهايي دق ميكنم .
مرد : به چپم كه دق ميكني ! خودت بميري بيتره ! خونتم نميوفته گردن ما
زن : خداااااااااااااا ! منو بكش راحتم كن
مرد : از صب تا شب جون ميكنم كه يه لقمه نون بيارم تو اين خونه ! نميشه يه شب نشاشي تو اعصاب ما ؟؟!! ها نميشه ؟
زن : به خدا ديگه نميتونم ... ديگه بسه ... ميرم خونه بابام .
مرد : اي شاشيدم تو صفحه اول شناسنامه بابات ... هرررررررررررررري
به روش رشتي
- ته غيرتبه روش تركي
- نمنهبه روش سوسولي
- ايش
a
z tarafe kajale khanom
نوشته شده توسط محمد در چهاردهم بهمن 1385
افزايش علاقه در دوست دختر ( روابطه خفن بین پسرها و دخترها )
یه عمری تو این وب لاگ در پیت نوشتم و سوختم و ساختم . یه نفر دوست که پیدا نکردم هیچی 1000 تا دشمن هم پیدا کردم . البته من هیچی رو به خودم نمی گیرما اصلا . فکر نکنید دارم پست می نویسم چون می خوام کم نیارم . من تو هیچ برهه ( زمان کوتاه ) از زندگیم با هیچ دختری شوخی نکردم . همه می دونن که من مادر زاد کم نمیارم اما خوب اینجا مدیر داره حساب داره کتاب داره خیر سرش . من خودم خیلی فکر کردم که چرا هیشکی نوشته هامو دوست نداره به این نتیجه رسیدم که : دخترا حق دارن چون راه به راه دستشونو رو می کنم و حال می گیرم و پسرا هم چون آرزو هاشونو خراب می کنم احتمالا ازم بدشون اومده پس می خوام واستون بنویسم که چی کار کنید تا دوست دخترتون واستون بمیره دقت کنید گفتم بمیره نه کمتر نه بیشتر 1- همونطور که می دونید جمعیت دخترا 3 برابر پسراست پس واسه پیدا کردن یه دوست دختر معمولی اصلا عجله نکنید خودش پیدا می شه اونی که خودش پیداش شه نازشم کمتره 2- اگه خیال می کردید که جلو دوست دخترتون باید ارتباطتون با دخترای دیگه حتی دختر خالتونو منکر شوید سخت در اشتباهید شما یک سلاح دارید و اون حس حسادت دختراس ازش حسابی سو استفاده کنید 3- عدو شود سبب خیر چه بخواهد چه نخواهد البته فقط در همین مورد خاص یعنی چی ؟ یعنی اینکه دخترا به صورت اتوماتیک واسه هم از دوست پسراشون خالی می بندن ( من خودم 2 میلیون رفیق دارم همشونم دوست دختر دارن ولی هیشکی واسه زیدش گوشی موبایل نخریده اینم مثال زنده ) پس اگه شما واسه زیدتون ماشین کادو بخرید دوست پسر دوست دوست دخترتون ( دوست دخترتون یه دوستی داره که خوب اونم دوست پسر داره من اونو منظورمه) واسش کامیون کادو می خره اما اگه شما هیچیم نخرید و همون پسره که گفتم واسه دوستش موبایل کادو بخره شما بدون اینکه خودتون بدونید واسه زیدتون ماشین می خرید اصلا تا حالا به این موضوع فکر هم نکرده بودید می دونم پس به امید دوستای زیدتون باشید و اصلا خرج اضافی نکنید 4- دخترا شوکولات و عروسک دوست دارن ( آخی بگردم ) هرچقدرم خسیسی این یکیارو واسشون بخر که معجزه می کنه 5- همیشه سعی کنید کار داشته باشید و سرتون شلوغ باشه پشت خطی داشته باشید هزارتا این طوری دخترا فکر می کنن شما آدم حسابی هستید دور از جون میلاد ( یه لحظه دلم سوخت واسه میلاد این وسط اون چه گناهی داشت) 6- دخترا تا حال شمارو نگیرن ولتون نمی کنن پس مراقب حالتون باشید که گرفته نشه اگرم شد به روی خودتون نیارید تازه همیشه در صدد باشید حالم بگیرید دخترا بیفتن رو دنده ی لج حتی حاضرن سر پسر همسایشونو واستون ببرن و بیارن 7- اگه به حرف خود دخترا باشه از 12 سالگی خاستگار دارن روزی 3 تا پس بشنو و باور نکن ( اصلا ما اینهمه پسر مجرد موجود نداریم تو کشورمون ) دلیل اینه که ... ( می تونید علت رو در پست های قبل جستجو کنید البته من اشاره به پست خاصی ندارم اما مثلا همین پست قبل بد نیست ) به هر حال اگه شما به اعصاب خودتون مسلط باشید و از کوره در نرید اونا به اهداف خودشون نمی رسن و این کار انقدر تکرار می شه تا وقتی که خودشون عادت می کنن اگه واقعا یه خاستگار هم اومد ردش کنن 8- ازدواج مبحث مهمی هست هیچ وقت در موردش صریح حرف نزنید چه به صراحت بگید بله و چه نه به ضررتونه بعضی مواقع باید تمام تنهایی های زیدتونو پر کنید و بعضی وقتام ولش کنید ( داشت متن عاطفی می شد جلوشو گرفتم ) کلا در این باره سکوت کنید و الکی اخم کنید یا لبخند بزنید 9- همه ی دخترا تو توهماتشون عاشق یه موجود خیالی هستند که قدش دوبرابر خودشونه هیکلش می زونه خوش قیافس دانشجوی ممتازه دست فرمونش یکه و از این حرفا ( این یارو چقدر شبیه منه ) می گی نه آخر کتاب ادبیاتشونو یه دید بزنید با چیزای جالبی برخورد می کنید ( اگه دز عشقیشون بالا باشه حتی ته کتاب عربی هم می تونید سند و مدرک پیدا کنید ) که باید سعی کنید از رو ناچاری اون شخص بشه واسش شما برای این کار می تونید هر چند وقت یک بار بهش بگید دوستش دارید می دونم واقعا تهوع آوره من خودم از پس این مرحله هیچ وقت بر نیمدم واسه همینم تا الان بی یار و یاور موندم ولی باور کنید این جمله معجزه می کنه 10- ایرادای یه دختر نقطه ضعف اونه اینم به عنوان نکته ی آخر همیشه یادتون باشه فراموش نکنید بعد از اینکه ایرادشو صراحتن کوبیدید تو سرش بعدش بگید شوخی کردم تو خیلی هم خوبی خوب اینم واسه اینکه یه دوست دختر ردیف پیدا کنید حالا باز بگید من بدم باور کنید به جون همین میلاد خودمون من خیر و صلاحتونو می خوام خداییش با نظراتون کمک کنید به جالب شدن با تشکر {محمد}
نوشته شده توسط محمد در بیست و دوم دی 1385
دختر خانم های محترم موفق باشین.... ( روابطه خفن بین پسرها و دخترها )
این پست نه واسه دختراس نه واسه پسرا نه آموزشیه نه فائده ای داره اشاره به موضوع خاصی نداره(اصلا هم جنبه ی حالگیری نداره) در واقع هیچ موضوعی نداره فقط واسه تشکر از خانومهای همیشه موفقه که توصیه های منو جدی گرفتن و کلی حال کردن و یه تشکر از بعضی آقایون (اصلا منظورم شخص خاصی نیست)که نصیحت های منو به حساب تهدید گذاشتن(منظورم پست قبلیمه که گفتم با دخترا کل کل نکنید که کنف میشین) و من دیگه مجبور نیستم وسط امتحانات روزی دو بار آپ کنم که هم خودم از درسام عقب بیوفتم هم هر کسی که (توجه کنید گفتم هر کسی که،نه اون کسی که )شبا هم بیدار میموند بعد من آپ میکرد(باورر کنید منظورم همه ی نویسنده های اینجا بود نه فقط یکیشون) البته همه میدونن که پسرا اصلا کم نمیارن(به قول خودشون آقایی میکنن میکشن کنار)به هر حال ممنونم.
یک-هیچ!!!
مثل اینکه اینجا واقعا شده یه مرکز آموزشی B.Fو GFاز اونجایی که خودم تو این امر زیاد تجربه دارم (یچیزی تو حد اندازه ی موهای سرم)تصمیم گرفتم تجربیاتم رو به دخترا منتقل کنم تا پیش پسرا کم نیاریم:
اولین و مهمترین اصل اینکه تا میتونی واسه دوست پسرت ناز کن و کلاس بذار چون اینطوری فرصت نداره به چیزدیگه ای فکر کنه جز تو.
همیشه اذییتش کن هر چی دلت میخواد بهش بگو(مخصوصا با خنده یا جیغ)اما نذار بهت بگه بالا چشت ابرو،اینطوری چه با تو چه بعد تو تا20 کیلومتری دختر ا پیداش نمیشه.
این یکی رو دیگه همه از من واردترن ،زیاد بروش نخند پررو میشه.همیشه اسمشو صدا کن وقتی گفت بعله عزیزم؟ بگو هیچی!اینطوری فکر میکنه میخوای بهش بگی دوسش داری ولی روت نمیشه.هرچی کمتر بگی دوست دارم بهتره چون وقتی یه جا یدفعه ای بگی انقدر جو میگیرتش که تصمیم میگیره به همه همکارش یا همکلاسی هاش شیرینی بده. هیچوقت بهش زنگ نزن چون کم کم به این وضع عادت میکنه و فکر میکنه خبریه(خیلی دوست داری که باهش حرف بزنی طاقت نیاوردی یه تک بزن)
اگه میخوای هدیه واست یه چیزی که احتیاج داری بخره هی بهش نق بزن که (شاید نغ اینطوری باشه نمیدونم)به هر حال نق بزن که b.fدوستت همیشه واسش همونو میخره !
مثلا: اگه مثل من خیلی دلت میخواد مدل گوشیتو عوض کنی با ذوق اینطوری بگو: وای(اسم b.f) نمیدونی فرزاد دوست پسر فرزانه واسش چه گوشی خوشگلی خریده یعنی یکی پیدا میشه از این لطفا به من بکنه؟ گوشیم خیلی وضعش خرابه. واسه خراب کردن بیشتر اعصابشم به دروغ اینو آخرش بگین که میدونی فرزاد اول به من پیشنهاد دوستی داده بود؟ حیف!
این مثال کافی بود چون تو خیلی باهوشی واینکار ابتکار ویژه میخواد باقیش به عهده ی خودت.
اشتباهی که خیلی از دخترا میکنن اینه که تموم خواستگاراشونو واسه دوست پسراشون میگن اگه هزارتا هم خواستگار دارین (مثل من)بهشون نگین بذارین خوش باشن و ناامید نشن چون بعد فکر میکنن بیخودی دارن واستون خرج میکنن پس دیکه نمیکنن آخه چرا دستی دستی عشقتونو خراب میکنید؟تجربه ثابت کرده هر وقت واسه پسر جماعت خرج کنی پشیمون میشی پس حتی کرایه ماشینتم بذار اون بده(البته تا جایی که سعی داری b.fخودش ماشین داشته باشه)اگه دوست پسرت ماشین داره هر روز با اون برو مدرسه بایه تیر دوتا نشون تازه پسره فکر میکنه چقدر دوسش داری!
واسه روز تولدش اصلا لازم نیست هدیه بخری با این جمله که عزیزم خیلی دوست دارم واسه همین نتونستم چیزی مناسب تو پیدا کنم جز یه شاخه گل که پاکی عشقمو بهت نشون میده خودتو خلاص کن (توضیح:یه شاخه گل میخک 400تومان بدون تزئین که خرج اضافه نشه)
اگه در روز بیشتر از یبار زنگ میزنه بهش بگو چه عجب یادی از من کردی ؟ پسره کف میکنه این روش آزمایش شده اس.باهاش صمیمی شو تا حرفاشو راحت بهت زنه و اصلا حساس نباش اینطوری راحت تر میتونی مچش و بگیری.دختر خوب بند و آب نمیده که چندتا b.fداره چون هیچکی رواین یکی کوتاه نمیاد هر چند بذاره بره هم خیلی ها هستن بخوان باهات دوست شن اما ما دخترا رو عشق حساسیم و طاقت شکست تو عشق هم اصلا نداریم.اگه احساس کردی میخواد بهت گیر بده بهش یه دستی بزن قبل از اینکه شروع کنه و مثلا بگه تا الان با کی حرف میزدی با لحن خیلی جدی بگو من اصلا از اینکه واسه کارام بهت توضیح بدم خوشم نمیاد.اگه چندتا b.fداری به هر کی یه اسمی از خودت بگو تا اگه خواستن امتحانت کنن بجای اینکه تو تابلو شی اونا تابلو بشن مثلا تا زنگ زد گفت مونا،فاطی،سما،پری و...خانوم میتونم... هنوز حرفش تموم نشده قطع میکنی ومیفهمی کی هنوز بهت اعتماد نداره و روی b.fتابلو شده موردنظر بیشتر کار می کنی .
و آخر اینکه هر از گاهی هی بهونه بگیر لج کن جواب تلفناشو نده باهاش بیرون نرو اینطوری احساس خطر میکنه وبیشتر هواتو داره که هوایی نشی!!!
موردا زیاده اما هرکی بهتر میتونه رگ خواب دوست پسرش رو پیداکنه در ضمن یچیز واسه پسرا نوشتم خیلی به دردشون میخوره اما نمیذارم چون اونا یکی رو دارن که طرفشونه همون یکی واسشون بسه!!!
دختر خانم های محترم موفق باشین....
با تشکر محمد
نوشته شده توسط محمد در بیست و دوم دی 1385
پسرا یاد بگیرن... ( روابطه خفن بین پسرها و دخترها )
یه تیکه واسه پسرا آماده کردم.به نفع شونه بهش عمل کنن به هر حال از من گفتن بود:
هیچوقت با یه دختر کل کل نکنید چون عاقبتی جز کنف شدن نداره.
هیچوقت تو رابطه با دخترا پاتونو از گلیمتون دراز تر نکنید چون به علتهایی که خودتون میدونید یا گلیم تیکه تیکه میشه یا پاهاتون.
هیچوقت دخترا رو مسخره نکنید چون اون وقت از هر 10 نفر انسان 9 نفر باهاتون مشکل دارن(منظورم همون نسبت 3 به 4 پسر دختراس+یه پسر متشخص طرفدار حقوق خانمها).
هیچوقت واسه حالگیریه دخترا نقشه نکشین یا کار یاد دیگرون ندین چون اننقدر باحالن که هرکاری کنید عمرا چیزی ازشون کم بشه.
هیچوقت خودتونو مرموز جلوه ندین چون اگه چیزی ازتون سر در نیارن ولتون میکنن(نکته:پسرا هیچی واسه پنهون کردن ندارن چون از 20کیلومتری از رفتار وقیافه شون معلومه چه جورآدمایی هستن، واسه همینه که اصولا دخترا سر این قضیه ول نمیکنن).
هیچوقت از حس حسادت دخترانه سوء استفاده نکنین چون اگه نتونن اون دخترو از میدون خارج کنن تصمییم میگیرن یه بلایی سر شما بیارن(نکته:از اونجایی که اون یکی دختر ه هم یه دختره باحال از دور در نرو هس پس به هر حال این وسط شمایین که یه حالگیریه اساسی میشین).
هیچوقت نگران رابطه شون با پسرای دیگه نباشین چون اگه دخترای باهوشی باشن(که اکثرییت دختر ها هم همینطورن) بعد دوستی با شما به این نتیجه میرسن که همه پسرا مثل همن فاقد هر گونه جذابیت.
هیچوقت از یه دختر نخواین بابت اشتباهش ازتون معذرت خواهی کنه چون به هر حال همه چیز تقصیر شماس (البته دخترا معمولا اشتباه نمیکنن مگر مواقعی که عصبانی میشن ).
هیچوقت واسه دخترا خسیس بازی در نیارین چون دخترا خیلی دست و دل بازن(مثلا واسه تون گل میخک میخرن 400 تومان)واصلا با شما دوست میشن که واسشون خرج کنین وگرنه خودشون هزار و یکجور دوست دارن(به علت روابط عمومی بالا شون).
هیچوقت وقتتونو صرف چیزای بیخودی نکنید(مخصوصا بازیهای مزخرفی که اولش G داشته باشه)چون به نظر دخترا، پسر خوب پسریه که همیشه یا به فکر دختره باشه یا به فکر پول در آوردن(یه رابطه ی ظریفی با هم دارن ولی به علت ظرافت بالا معولا پسرا متوجه نمیشن)
هیچوقت بروی یه دختر نیارین که به پول علاقه داره چون دخترا اصلا دنبال مادیات نیستن فقط پی عشق صادقانه هستن(نکته:دخترا خیلی از پول بدشون میاد)
اینا نکات اساسی بودن چون معمولا کسی هس نکات غیر اساسی رو بگه بقیه رو از خودش یاد بگیرین.
به امید اینکه یه روز شما هم موفق بشین!!!!
با تشکر محمد
نوشته شده توسط محمد در بیست و دوم دی 1385
پسر خوب دختر خوب ( روابطه خفن بین پسرها و دخترها )
سلام

من می دونستم . یعنی از قبل برام از روز روشن تر بود که یه متن ضد دختری بنویسم بازدید ییهو می ره بالا البته این آمار و ارقام دخلی به من نداره من و من به خاطر رفیق عزیزم میلاد این از جان گذشتگی هارو می کنم . بی خیال درد دل بمونه واسه بعد . برمی گردیم سر موضوع همیشگی خودمون یعنی دوستی بین دختر و پسر .
دیگه نمی گم دوست نشید . اصلا به من چه . مگه من مشاور خانوادم .
من فقط چون دلم واسه شما عزیزان دلم می سوزه کمی نصیحتتون کردم . اما الان دیگه نمی خوام نصیحت کنم .
این بار می خوام براتون بگم چه پسری خوبه و چه پسری بد و به همین ترتیب چه دختری خوبه و چه دختری بد تا واسه دوست شدن درست انتخواب کنید و بد بخت نشید .
پسر خوب
پسر خوب نداریم . ( صبر کن الکی ذوق نکن و تا آخرشو بخون ) یعنی داشتیم نسلشون منقرض شده . یعنی تعدادشون انگشت شماره ( من و دو سه نفر دیگه ) چون پسرا کلا دو دسته هستن اونایی که سیگاری هستن و دخترا باهاشون دوست نمی شن و اونایی که سیگاری نیستن و با یه دختر دوست می شن و وقتی گذاشتشون رفت سیگاری می شن (منظور از اون تعداد انگشت شمار اینه که جزو این دو گروه نباشن )
سوال مهم : این سوال رو بخونید ولی آخر پست بهش جواب بدین : از اونجایی که می گن علف باید به دهن بزی شیرین بیاد ( این مثل هست من قصد توهین ندارم) خوبی و بدی پسرا رو باید دختر ها مشخص کنن و نظر من ملاک نیست حالا به نظر شما پسرا خوب توشون هست یا نه؟
نکته : خیلی پرانتز دار شد من معذرت می خوام
دختر خوب
همونطور که قبلا گفتم و همه می دونن دخترا خیلی پیچیده هستن و به این راحتی ها نمی شه بسته بندیشون کرد . ( این اشتباه تایپیمو پاک نمی کنم خیلی باحال شد ) اما من اینجا سعی می کنم خیلی ساده براتون چنتا شرایط دختر خوبو بگم بعدشم یه نتیجه گیری کلی کنم
1- دختر خوب باید مثله پسرا اهل معاشرت باشه اهل بگو بخند . نچسب نباشه و همیشه یه گوشه کوبلن نبافه درست مثله جمع های پسرونه
2- دختر خوب باید مثله پسرا اهل ورزش باشه چاقی و قد کوتاهی و این چیزا خیلی بده دیدید پسرا اوناییشون که اهل ورزش نیستن هفته ای دوبار می رن فوتبال
3- دختر خوب باید مثله پسرا مستقل باشه و بتونه خودشو اداره کنه
4- دختر خوب باید مثله پسرا دست فرمونش ردیف باشه
5- دختر خوب باید مثله پسرا جوک گفتن بلد باشه اگرم بلد نیست مثل پسرایی که بلد نیستن جوک نگه اصلا
6- دختر خوب باید مثله پسرا خاکی باشه و اهل افاده و لوس بازی نباشه
7- دختر خوب باید مثله یک پسر سر زبون داشته باشه تا از پس تیکه هایی که هر آن به سمتش می اد بر بیاد ( مثلا خود شما می دونید اگه تو خیابون بهتون گفتن عجب خانم با شخصیتی هستندنده زن می شیندندنده؟ چی باید بگید)
نکته : هیچ دقت کردید من تو هر پست یه تیکه ی جدید آموزش و گسترش می دم دستم درد نکنه
8- دختر خوب باید مثله پسرا لارژ باشه نه اینکه همیشه صبر کنه کرایه تاکسیشم دوست پسرش بده حالا حاضره کلی پول پای کرم پودر بده ها ولی حاضر نیست دوست پسرشو یه بستنی مهمون کنه
9- دختر خوب باید مثله پسرا همیشه راحت و بی غل و غش باشه چیه سه ساعت و سی دقیقه وقت می ذارن واسه تاره بیست و پنجم موشون که بره زیر روسری یا نره
10- خلاصه یه دختر خوب باید مثله پسر باشه
نتیجه گیری کلی : اما چون همون اولشم گفتم ژسر خوب منقرض شده واسه همین دختر خوب هم دیگه پیدا نمی شه
اما گفتم که نظر من ملاک نیست به نظر شما پسر خوب داریم ؟
***
موقع نظر دادن بر اعصابتون کنترل داشته باشید
با تشکر محمد.
نوشته شده توسط محمد در بیست و دوم دی 1385
پسرای امروزی ( روابطه خفن بین پسرها و دخترها )
man az tamame agha pesara mazerat mikham ye vaht narahat nashina az dokhtarha ham migim
پسرای امروزی:
پسرای امروزی مثل گوسفند هستند:هر وقت بخوای میتونی کمی بهشون آب بدی و سرشون رو ببری!
پسرای امروزی مثل زالو هستند:وقتی به پدر و مادرشان میچسبند خونشان را میمکند!
پسرای امروزی مثل جغد هستند:هر جا پیداشون میشه با خودشون نحسی میارن.
پسرای امروزی مثل زنبور هستند:24 ساعته دور گل(یعنی خانومها!)میگردن و صدای وز وزشون همه رو کلافه میکنه!!!
پسرای امروزی مثل سگ هستند:دیگه گوشت نمیخوان،دنبال استخوان افتادن!!!!!!!(نکته کنکوری!)
پسرای امروزی مثل الاغ هستند:براحتی سواری میدن تا هر وقت که بخوای...
پسرای امروزی مثل سوسک هستند:تنها تو جاهای کثیف میتونی پیداشون کنی...
پسرای امروزی مثل جیر جیرک هستند:شبها رختخوابشون شروع به جیر جیر میکنه.....!!!
پسرای امروزی مثل عنکبوت هستند:هر جا میرن چترشونو باز میکنن!
پسری امروزی مثل قورباغه هستند:زبانشون از قدشون بلند تره!
پسرای امروزی مثل کلاغ هستند:خیلی زشتند اما به چیزای قشنگ علاقه زیادی دارند!
پسرای امروزی مثل خروس هستند:اونقدر سر و صدا میکنند که همه توجهشون جلب بشه..
پسرای امروزی مثل کفتار هستند:هم نفرت انگیز هستند هم موذی هم منفعت طلب هم ترسو!
ودر آخر...پسرای امروزی مثل کرم تینیا ساژیناتا هستند:هیچوقت و در هیچ شرایطی نمیتوانید با انها زندگی مسالمت امیز داشته باشید!!!![]()
نوشته شده توسط محمد در هجدهم دی 1385
ضد پسر ( روابطه خفن بین پسرها و دخترها )



فلسفه ی آفرینش
یه روز خدا حوصلش سر رفته بود.با خودش گفت:خسته شدم بس این دایناسورها عربده کشیدن و همدیگه رو کشتن،تازه خیلی هم زشت هستن.بذار یه موجودی بیافرینم که همچین نسبت به اینا خوشگل تر و باحال تر باشه.اومد موجودی رو آفرید به نام آدم.بعد یهو به خودش اومد و گفت:این که زیاد تغییری نکرد،اینم که زمخت و بی ریخت شد
؛باید با دقت بیشتری بسازم.این بود که حوا رو آفرید.زیبا،مهربون،ظریف
.دیگه خودشم هی داشت این موجودشو تحسین می کرد و براش زمین و آسمون رو آفرید و به فرشته ها دستور داد که سجده کنن. می خواست آدمو همون لحظه از بین ببره که دید آدم افتاده به پای حوا.حوا هم که چون مهربون بود به خدا گفتش که این موجود گر چه بی ریخته ولی طفلکی خیلی داره التماس می کنه،بذار اینم بمونه.خدا گفت:این به درد نخوره،ضایس.حوا گفت:بابا،حالا بی خیل.داره کف پامو داره می بوسه.خدا هم حرف این اشرف مخلوقاتشو که نمی تونست زمین بندازه.گفت:باشه،ولی این اصلا در حد تو نیست.این پسته.پس بهش زور بازو می دم که هی برات نوکری کنه.یه وقت به خودت زحمت ندی؛هر کاری خواستی بگو این نکره برات بکنه.
سلام بروبچز.احوالات؟خوب هستین؟اینم فلسفه ی آفرینش آدم و حوا که خودم نویسندشم.
اول از همه باخت افتضاحمون رو مقابل مکزیک تسلیت می گم.(یه SMS در این باره:از سوی فیفا بهترین تماشاچی ایرانی از شهرستان اردبیل بوده و معرفی شد:علی دایی) انگار این مرد ه نمی خواد بفهمه که دیگه باید بازی رو بذاره کنار.
دوما راجع به انهدام این عضومون یه چیزی بگم:ایشاا... به زودی برمی گرده.ما داریم تلاشمونو می کنیم از sh.z بودن درش بیاریم(حالا حدس بزنین که اینsh.z چیه)اگه نیومد هم جمیعا جای خالیشو پر می کنیم.(نه این که تا حالا نکردیم.انگار این سارا بوقه)این سارا خانوم هم اگه ثمین جون بیاد شاید بره.چون خودش گفت دوست داره برای یه مدت موقت بیاد.ولی این جور که از UP و حرفایی که باهاش زدم فهمیدم که از این جا خوشش اومده
.حالا ممکنه ثمین هم اومد سارا جون بمونه.من یکی که خیلی باهاش حال می کنم.از دوستای گلمه.حالا تا ببینیم چی پیش می یاد.
تابعد...........حق نگهدارتون.
نوشته شده توسط محمد در پنجم آبان 1385
هر دختری رو که می خواید حتی اگر 1000 بار تا حالا گند زدید به دست بیارید. با گارانتی ( روابطه خفن بین پسرها و دخترها )
عزیزای دله من، دنباله معجزه نباشید. یک ورده جادویی وجود نداره که شما بتونید با استفاده از اون هر دختری رو که می خواید اسیر دامه عشق خودتون بکنید. بیدار شید و وقته ازرزشمنده خودتون رو تو رویا ها سپری نکنید.
یه راهنمایی عمومی می کنم که چطور از مطلب ما بهتر استفاده کنید:
نکته اول این که قوی ترین تکنیک های من هم شما رو تبدیل به یک جادو گر نمی کنه که برید هر دختری رو دیدید دو کلام دره گوشش بگید و مخش رو بزنید. ولی کمکتون می کنه که هر روز در روابطتون موفق تر بشد. کمکتون می کنه بدونید چطوری با دختر هایی که پسربازه حرفه ای هستن برخورد بکنید . کمکتون می کنه کم کم یاد بگیرید که رفتار تون، گفتارتون، تن صداتون، حالت حهای چهرتون، حالت و ژست های بدنتون چه طور باشه که برای دختر ها دل پذیر باشه. شخصیتتون شخصیته یک آدم جداب بشه. کم کم. باید تجربه کنید . بهش فکر کنید و یاد بگرید و بشه جزیی از وجودتون. باید این تکنیک ها رو ماله خودتون بکنیدشون. غریبه نباشه براتون. حالا اگر همه ی این کارا رو کردید دیگه هر دختری رو که بخواید مخش رو می تونید بزنید؟! "خیر"
پس همه این ها به چه دردی می خوره؟ به این درد که اگر دختری از شما خوشش اومد با رفتاره ناشیانه نپرونیدش و بتونید مخش رو بزنید. خبر خوب این که اگر به خودتون برسید و کارهایی که می گم رو بکنید و اون شخصیته جذابی رو که باید داشته باشید، تعداده دخترهایی که از شما خوششون خواهد اومد انقدر زیاد خواهد بودی که در تصمیم گیری که کدومو انتخاب کنید دچار مشکل خواهید شد. ولی حتما می تونید مخه طرف رو بزنید ؟ نه!
فهمیدید چی شد؟ امیدوارم دستتون اومده باشه.
دوم این که عزیزای من گیر به یه دختر خاص ندید. به چند دیلی: یک این که وقتی یه رابطه رو خراب کردید ، دیگه خرابش کردید. خیلی بعیده که بتونید درستش کنید. وقتی دختری از شما این تصور رو داشت که موجود ضعیفی هستید دیگه راهی براتون وجود نداره که 180 درجه رفتارتون رو عوض کنید و برید بگید نه من قوی هستم. دختر ها بسیار موجوداته با هوش و زیرکی هستن. تو دو دقیقه بلایی سرتون میارن که دوباره مثله قدیم رفتار کنید و می شوننتون سره حاتون. چون میشناسنتون و می دونن اینی که ادعا می کنید نیستید. هیچ و قت دسته کم نگیریدشون. اگر می بینید که به خواسته های شما تن میدن برای اینه که خودشون هم می خوان. یه جورایی حقیقت داستان اینه که اونا شما رو خر می کنن ولی کاری می کنن که فکر کنید شما خرشون کردید و التماس کنید برای چیزهایی که چه بسا خودشون بیشتر می خوان.
این تکنیک ها . مطالب رو وقتی می تونید ازش به بهترین نحو استفاده کنید که طرف جدید باشه و فرض رو بر این بگذاره که این رفتاری که می بینه خوده واقعی شماس. نه این که بدونه دارید از روی دستور عمل رفتار می کنید!
دوم این که دوروبرتون پر از دختره. خر نباشید. بی خود گیر ندید به یکی و فکر کنید کونه آسمون سوراخ شده و فقط همین افتاده پایین. نه این خبرها نیست. مطمعن باشید دوروبرتون پر از دختره. پر از موقیت های مختلف. صد مرتبه از اینی که فکر می کنید بهتر. این خبرها هم نیست که از این بهتر دیگه پیدا نمی شه. مطمعن باشد شما هم اونقدر ها که خودتون فکر می کنید بی عرضه نیستید و می تونید مخ دخترهای دیگه ای رو هم بزنید. نترسید . این ترس همون ترسه از ناشناخته هاس. دلتون می خواد به یه دختر گیر بدید چون براتون ایجاد اطمینان می کنه و می شناسیدش. راحت تر ه براتون . یا این که چون باهاتون دوست نمی شه، منیتتون باعث میشه بخواید به هر ترتیبی که شده باهاش دوست شید. اشتباه نکنید. من پدرتون نیستم که اگر این حرفو می زنم بگید این فقط از این دختره بدش میاد. یه روزی می رسه که خواهید فهمید که نباید گیره الکی به یه دختر بدید و وقتتون رو تلف کنید.
مولانا می گه: شش جهت است این وطن قبله در او یکی مجو ----------بی وطنیست قبله گه در عدم آشیانه کن
نمی دونم چرا، ولی دلم نمی خواد اشتباهاتی رو که من کردم شما تکرار کنید. نمی خوام به زمانی برسید که بگید ای دل غافل که من چه دورانه خوبی از زندگی مو الکی تلف فلان دختر کردم. هم شما لطمه خواهید خورد هم اون دختر. با دختر ها رو راست باشید . اگر واقعا نمی خواید باهاش ازدواج کنید به اسمه ازدواج نرید جلو. یا اگر اون ازدواج می خواد و شما نمی خواین باهاش صادق باشید و بهش بگید در شرایطی نیستید که به ازدواج فکر کنید. این جوری برای هر دو تون بهتره. یادتون باشه شما تویه یه دریا هستید، زیره یه تخته سنگ شنا نکید و همش بگید این جا غیر از یه ماهی خانومی دختره دیگه ای پیدا نمی شه. دور و ورتون مملو از دخترهایی هست که فقط بخوان با شما دوست باشن. اگر فکر می کنید این طور نیست بگردید ببینید کجای کارتون می لنگه. من هم دارم همه ی تلاشم رو می کنم که شما بتونید ببینید کجای کارتون من لنگه.
سر جاتون درجا نزنید. اگر رابطه ای رو خراب کردید، ولش کنید و برید سراغ رابطه ی بعدی. اگر واقعا چیزی ته اون رابطه مونده باشه، این رفتارتون ممکنه باعث شه که دختره هم در شما مردونگی و فدرت احساس کنه و خودش بر گرده ، اگر هم نه این جوری برای هر دو تون بهتره.
یه سوال: شما تا کی مطالبه این سایت رو خواهید خوند؟ تا وقتی که من چیزی برای یاد دادنه به شما داشته باشم، نه؟! روابطه آدما هم همین طوره، وقتی قصد ازدواج در میون نباشه دو نفر تا وقتی با هم می مونن که چیزی برای دادن به هم داشته باشن. وقتی این جذبه و کشش و از بین می ره و رابطه عادی میشه اس که مشکل ها شروع میشه، بهانه گیری ها شروع میشه. و رابطه ها قشنگی خودشو از دست میده، اونایی که ازدواج کردن مجبورن دنباله راهی باشن که اون قشنگی رو به رابطه برگردونه، اون تبادله قشنگه انرژی یا هر چیزه دیگه که می خواید اسمش رو بگذارید برگرده، این جاست که بچه پاش میاد وسط. شما که محدود به یک رابطه ی خاص نیستید وقتی می بینید هیچ کدومتون از رابطه اون چیزی رو که باید نمی گیرید به بهانه های احمقانه نگه ندارید رابطتون رو. بگذارید هر دو تون دوباره برق عشق بتونید تو چشم های کای دیگه ببینید.
خیلی از مطالبی که امروز نوشتم و می دونم که یه خورده از این شاخه به اون شاخه هم شد. مربوط به دختربازی و حیطه معمول بحث های من نمی شه. من همیشه سعی کردم مطالبم صرفا مربوط به دختر بازی به عنوان یک نوع سرگرمی برای دختر ها و پسرها باشه. اون چیزی که اسمشو میشه گذاشت دختر بلند کردن و حال کردن و.. ای میل هاتون باعث شد که مجبور شم یک کم هم راجع به روابط بنویسم. به هر حال امید وارم بتونه براتون مفید باشه.
این رو هم بگم من تجربه خاصی در روابط طولانی مدت با دختر ها ندارم، قبلا هم اینو گفتم. یک بار بیشتر همچین رابطه ای نداشتم و اون رو هم گند زدم
چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون ----------دلم را دوزخی سازد ، دو چشمم را کند جیحون
چه دانستم که سیلابی مرا ناگاه برباید-----------چو کشتی ام در اندازد میان غلزم پر خون
مواظب باشید، خیلی زیاد
دخترها رو سرگرم کنید، خودشون تحته تاثیر قرار می گیرن!
سلام
امروز می خواستم جواب سوال ها تونو بدم ولی توی کامنت ها یک مطلبی دیدم که انقدر مهمه که باعث شد مطلب امروز رو به اون اختصاص بدم. این رو بگم ولی که جواب ای میل ها رو هم همین امروز و فردا می دم.
توی کامنت ها پویا در مورد جملاتی که بتونه روی دخترها تاثیر بگذاره سوال کرده بود و نگین یک جواب خیلی خیلی قشنگ بهش داده که باعث شد من مطلب امروز رو به این موضوع اختصاص بدم. حالا براتون بگم چرا من با خوندن این کامنت هیجان زده شدم: توی اینترنت هرجا رو که نگاه کنید می تونید مطالب در مورد چگونگی برخورد با دخترها پیدا کنید، کار ندارم که خیلی ها مزخرفه محضه. ولی همه ی این ها یک اشکال بزرگ دارن و اون اینه که فقط یاد می دن که چطور برید جلو. نتیجه این می شه پسر میره چلو، سر حرف رو باز می کنه، حتی کار به قرار مدار می کشه ولی بعدش بلد نیست چه کار کنه و کار رو خراب می کنه ، چون نمی تونه توجه و علاقه ی دختر رو حفظ کنه. قصد داشتم یه ای بوک در این مورد بنویسم و بفروشم به مشتری های این سایت ها به عنوان مکمله آموزششون که کم بوده وقت اجازه نداد. اهم مطالبش رو برای شما می نویسم. بزنید بریم:
یک مطلب مهمی که باید بهش اشاره کنم اینه که به نظر من رابطه ی با یک دختر رو میشه به دو مرحله تقسیم کرد: 1. مرحله ی قبل از 3کس و 2. مرحله بعد از 3کس
مهمترین تفاوت این دو مرحله با هم اینه که در مرحله ی قبل از 3کس دختر ها در بیشتر مواقع دنباله یک بهانه ای می گردن که از دست پسره خلاص شن. یعنی چی؟ یعنی این که به دلایل برای من ناشناخته خیلی به پسرها سخت می گیرن و در درونشون یک غوغایی دارن که بهتره که از این پسر فاصله بگیرن و صبر کنن و ... برای همین دلیل توانایی نگه داشت علاقه و توجه دختر در مرحله ی قبل از 3کس بسیار مهمه.
در مرحله دوم کار ها بسیار راحت شده و چون شما مرحله اول رو که مرحله سختی بوده قبول شدید کارها براتون راحت تر میشه. نه اینکه دیگه می تونید هر کاری دلتون خواست بکنید ولی دیگه لازم نیست خودتون رو بکشید که توجه دختر و علاقه ی دختر رو حفظ کنید. این رو هم بگم که عمل کرد شما در رختخواب در این مرحله خیلی مهه. پس اگر خیلی تبهر ندارید سعی کنید یه چند تا کتاب خوب لا اقل بخونید و لاور های بهتری باشید.
حالا بریم سراغ این که چطور می شه توجه دختر ها رو نگه داشت و روی اون ها تاثیر گذاشت:
1. طالع بینی: همونطور که نگین اشاره کرده بود این یکی از قوی ترین وسایلی که می تونید همیشه راجه بهش صحبت کنید و باعث می شه دختر ها یک جورهایی باهاتون راحت بشن و یه حالت مرموز و در عینه حال قابل اعتماد بهتون میده. حتما در مورد خصوصیات اخلاقیه ماه های مختلف بخونید.
ایده های قابل استفاده: حتی می تونید از طالع بینی برای شروع صحبت استفاده کنید. برید جلو بپرسید سلام شما متولد مثلا خرداد نیستید. اگر تو خال زده باشید که عالیه ، طرف کف می کنه و بعد می تونید کلی چرند ببافید به هم که رفتارش چطور باعث شده همچین حدسی بزنید و ... اگر هم نباشه احتماله زیاد خواهد بپرسید چطور و باز می تونید کلی پرت و پرت بگید.
استفاده ی بهترش اینه که بعد از آشنایی اینو سوژه صحبت کنید.
2. خط شناسی: این هم می تونه هم سوژه ای برای سر حرف رو باز کردن باشه و هم می تونید کلی باهاش دخترها رو سرگرم کنید.
ایده: از چیزی شبیه این داستان استفاده کنید:
مکان سره کلاس: ببخشید می تونم جزوتو یه لحطه ببینم.
-بله
- (با قیافه ی متعجب) خیلی جالبه
-چی؟
-می دونی من چند وقته که مشغوله مطاله ی خط شناسی هستم و چرت و چرند و ..
یا حتی اگر جایی زندگی می کنید که با گارسون های هات سر و کار دارید همین کارو می تونید با برگه ی صورتحساب یا اوردر بکنید.
ضمن این که خیلی راحت میشه کلی یه دختر رو سرگرم کرد با این که یه چیزی بنویس و من از روی خطت بهت می گم چه شخصیتی داری. دختر ها عاشق این هستن که کسی بتونه راجع بهشون براشون چیزی بگه. نمی بینید پقدر می رن فالگیر.
3. کف بینی: این هم مثل بالایی ها ، خیلی عالیه، ضمن این که بهانه ای هست که بتونید دستش رو هم بگیرید.
4. شعبده بازی: خیلی خیلی قوی. برای سر حرف باز کردن و سرگرم کردن. ولی تو رو خدا خوب تمرین کنید که گند نزنید. در ضمن زیاده روی هم نکید حد اکثر دو تا سه "تریک" کافیه. کاری نکنید که بی اثر شه و همش تو دلشون بگن که بسه دیگه تو رو خدا. همیشه تشنه نگه داریدشون.
5. داشتن توله سگ: این یکی از عالم عجایب میاد بیرون ولی کدوم دختریه که یه توله سگه خوشکل رو دوست نداشته باشه. پسرهایی که سگ دارن آدم های قابل اعتمادی به حساب میان، نمی دونم چرا. می دونید تاحالا چند تا دختر دفعه ی اولی که رفته بودیم بیرون اومدن خونه ی من که توله سگم رو ببینن! یادتون باشه اکثر وقت ها دخترها هم اونی رو که شما می خواین می خوان ولی براش دنباله بهانه می گردن که خودشونو قانع کنن که من به خاطر فلان چیز بود که رفتم. خسیس نباشد ، بهانه بدید بهشون!
6. فلسفه های عجیب غریب مردم، قبایل و ... هم. عقاید عجیب غریب، خرافات های مردم گوناگون. همه ی این ها سوژه هایی خوبی برای صحبت.
ولی از صحبت های دینی و سیاسی تا می تونید پرهیز کنید ، مخصوصا در اوایل آشنایی. مگر این که خوده دختره علاقه مند بود و پیش کشیدش.
یادتون باشه راز موثر بودن مطالبه بالا استفاده ی درسته ازشون. نذارید دستتون رو بخونن که هدف اصلیتون چیه. مرموز باشید. زیاده روی نکنید. سعی کنید کنجکاوی شون رو جلب کنید و اونا ازتون بخوان که مثلا یه حقه ی دیگه هم نشونشون بدید.
تذکر مهم در مورد شعبده بازی: هیچ وقت تحت هیچ شرایطی راز حقه تون رو بهشون نگید. نه تنها جذابیتش رو از دست می ده ، بلکه اگر تا یه دیقه پیش یه آدم مرموز و باحال بودید بعد از گفتن راز تبدیل میشید به یه آدم حقه باز! می دونید من هر وقت کسی ازم می پرسه تو رو خدا رازش چیه و چه جوری انجام دادی این حقه رو چی می گم؟! بعد از این خوب خواهش و تمنا و عشوه کرد برام می گم: می تونی یه رازی رو نگه داری؟ با خوشحالی میگه آره آره می تونم . و من می گم: "منم همین طور
تو آینه نگاه کردی؟
امروز می خوام براتون یک مطلب بنویسم که شاید خیلی هاتون فکر کنید احتیاجی به خوندنش ندارید. ولی همینجا ازتون می خوام که حتی اگر فکر می کنید خوش پوش ترین و شیک ترین آدم روی زمینید بازم خوب به حرفهام توجه کنید.
خیلی هاتون ازم راجع به قیافه سوال کردید و این که قیافه چقدر مهمه و من هم همیشه جواب دادم که خیلی مهم نیست. ولی یک نکته ی ظریفی این وسط هست که خیلی از وقت ها باعث میشه پسر های خیلی خوش تیپ سرشون بی کلاه بمونه و اون اهمیت ندادن به ظاهره. خیلی ها خیلی راحت اصلا ظاهر خودشون براشون مهم نیست ولی وای به حال دختره اگر یه کم بد لباس بپوشه. فوری میشه داهاتی. خیلی ها هم فکر می کنن دیگه آخرشن از خوش تیپی و خوش تیپی و اصلا حالیشون نیست که بقیه با دیدن ظاهر اون ها یاد بدهکاری هاشون می افتن. اگر فکر می کنید دارم چرت می گم برید یکی از عکس های 5 سال پیشتون رو نگاه کنید. کاری ندارم که لباساتون ممکنه با مد روز جور نباشه. از این که بگذریم، فکر نمی کنید چقدر داهاتی بوده تیپتون اون موقع. اگر به نکات زیر توجه کنید، اگر خدا بخواد 5 ساله دیگه که به عکسه امروزتون نگاه کنید ظاهر قابل قبولی خواهید داشت.
براتون یک چک لیست می نویسم و ازتون می خوام دونه دونه مواردش رو بخونید و ببینید شما در وضعیتی قرار دارید:
1. آرایش مو: آیا واقعا وضع موهاتون مناسبه قیافتونه؟ یا مثله یه جنگل می مونه که سال هاست نه شونه شده نه شسته شده!! حتی اگر دوست دارید تیپ هنری داشته باشید مطمعنا داشتن یه جنگل به جای مو کمکی نمی کنه.
راهنمایی: همیشه موهاتون ور تمیز نگه دارید. موی چرب خیلی ضد حاله بزرگیه. اگر شوره دارید حتما از یه شامپوی ضد شوره استفاده کنید. دفعه دیگه هم لطفا اجازه ندید موهاتون خواهرتون یا مامانتون که حدوده 5 جلسه کلاس آرایشگری رفته کوتاه کنه. پیش حسن آقا روپیتی هم نرید. بگردید یه آرایشگر خوب پیدا کنید که هم بتونه موهاتونو خوب کوتاه کنه و هم بتونه تشخیص بده چه مدل مویی بیشتر به شما می آد. اگر موهای اصغر آقا سلمونی رو که نگاه می کنید حالتون به هم می خوره و می گید عجب اشکولیه این اصغر آقا، مطمعن باشید اگر اصغر آقا موهاتونو کوتاه کنه ، بقیه راجع به شما همین رو خواهند گفت. مگر این که خودتون انقدر زرنگ باشید که دقیقا بدونید چی بهتون میاد و اصغر آقا هم انقدر حالیش باشه که بتونه اون چیزی که شما می خواید رو ارایه بده.
2. وضع ابرو، موی بینی و گوش: این هم از چیزهاییه که خیلی ها بهش توجه نمی کنن.مخصوصا موی بینی و گوش. اصلا ممکنه شما یا رفقاتون نبینه وضع موهای بینی یا گوشتون رو ولی برای یک دختر خیلی فرق می کنه که شما به این موارد اهمیت بدید یا نه. مگر اینگه دختره ذاتا اشکول باشه و موهای زیربغل خودش زمینو جارو کنه.
ابرو هم خیلی داستانه جالبیه برای پسر ها. خیلی ها دستش نمی زنن و خیلی ها هم مدل کمونی ابروشونو بر می دارن.
راهنمایی: موهای بینی و گوشتون رو حتما اصلاح کنید. اگر ابروی خیلی پر مویی دارید که زشتتون کرده ، زیادی هاشو بر دارید. ولی معمولا مرد ها نباید ابروشونو مدل بدن. سعی نکنید ابروتونو مدل دختر ها بردارید (مگر این که دنباله دوست پسر می گردید نه دوست دختر) ولی ابروتونو به اصطلاح تمیز کنید با حفظ مدله خودش.
3. عینک: اگر عینکی هستید یه موقیت خوب دارید که می تونید باهاش قیافتونو بهتر کنید یا بهش گند بزنید. یادتون باشه عینک فقط برای این نیست که چشاتون بهتر ببینه، روی قیافتون هم خیلی اثر می گذاره.
راهنمایی: فریمی (قابی) رو انتخاب کنید که به صورتتون میاد. برای این کار وقت بگذارید و و اقعا سعی کنید عینکی بگیرید که قیافتونو بهتر کنه. اگر خودتون تشخیص نمی دید از یکی کمک بخواید و ترجیحا نه از فروشنده عینک مخصوصا اگر دختر خوشگلی بود. چون می ره گه ترین عینک مغازه رو که هیچ کس نم خره میاره میده بهتون. و شما هم براش عشوه میاید میگین چطوره ؟ اون هم می گه وای عالی خیلی بهتون میاد. و آخرش تو رو درواسی یا خر شدن می خریدش و مسخره ی بقیه میشد. حاشیه زیاد رفتم ولی خودم فکر می کنم با مزه بود!
4. تف و اختف!!! شاید این براتون عجیب باشه ولی خیلی از پسرهارو دیدم که عادت دارن تف بندازن روی زمین و خیلی وقت ها جلوی دخترها هم حواسشون نیست و این کارو می کنن. بعضی ها فکر می کنن خیلی کاره مردونه ای کردن و داش آکل مرده لوطی توی فیلم این کاره کرد، خیلی ها هم مشکل غلیظ بودن آب دهن دارن. نکنید این کارو سره جدتون.
راهنمایی: اگر با بزاق دهنتون مشکل دارید احتمالا یا آب کم می خورید یا به لاکتوز شیر حساسیت دارید. برید دکتر یه فکری به حالتون بکنه.
5. ریش: اول این بهتون بگم بر خلافه اون چیزی که اکثر پسرها فکر می کنن که ریش خیلی باحاله و خیلی خوش تیپشون می کنه، اکثر دختر ها خیلی طرفدار پسرهای ریشو نیستن. نمی دونم چرا پسرها وقتی میرن جلوی آینه فکر می کنن ریششون خیلی بهشون میاد ولی دختر ها این نظر رو ندارن. اگر واقعا قیافتون بی ریش بهتره، بی خود ریش نذارید، هیچ کمکی به باحال بودنتون نمی کنه. بی خود خودتونو بی ریخت نکنید.
راهنمایی: اگر واقعا فکر می کنید قیافتون بی ریش مسخرس و حتما به ریش احتیاج دارید، یه مدل قشنگ انتخاب کنید و تمیز نگهش دارید. اگر از یه نرم کننده هم استفاده کنید که ریشتون نرم شه و خار دخترها رو نگاد موقع ماچ و بوسه لطفه بزرگی به خودتونو و اونا کردید. چون دیگه وسط ماچ و بوسه کسی خودشو لوس نمی کنه که آی، سوراخم کردی!!! (نه عزیزم کور خوندی، اونو خودش از قبل داشته! منظورم با ریش بود)
6. لب ها. توضیحی ندارم. خودتون قضاوت کنید، لبهای نرم و قشنگ بیشتر هوس انگیزن برای بوسدن یا لبهای قاچ قاچ که نصفه پوستشون کنده شده؟
راهنمایی: و در روز ششم خداوند "لیپ استیک" را آفرید.
7. دندون: اگر از دو متری جلوتر نمی شه باهاتون صحبت کرد از بوی بد دهنتون چطور انتظار دارید دختر بدبخت زبونشو بکنه تو دهنتون!! چقدر بد و کریه منظره ی دندون های کثیف و مسواک نزده همراه با بوی بده دهن. و یادتون باشه آدامس راه حل نیست پس سعی نکنید به جای مسواک زدن آدامس بندازید بالا.
راهنمایی: به بهداشته دهنتون خیلی توجه کنید، اقلا روزی یه بارو مسواک بزنید و موازب باشید روی دندوناتون جرم نباشه. هر از گاهی هم برید دکتر بدید براتون دندوناتونو جرم گیری کنه و سفید کنه.
8. پوست: پسرهایی که پوست دستشون رو میشه جای سنباده استفاده کرد یا پوست صورتشون رو می شه روی دمبک کشید چندان مورد توجه دخترها نیستن.
راهنمایی: کرم فقط برای مصارف زیر شکمی نیست. میشه به دست و صورت هم مرطوب کننده زد! باور کنید!!
9. بو - این یکی هرجند به چشم نمیاد ولی به جرات می تونم بگم 70 تا 80 درصد پسر ها باهاش مشکل دارن و گند می زنن در این زمینه. منظورم اینجا از بو، بوی دهن، - بوی زیر بقل یا پا - بوی چربیه بدن - بوی اودکلن یا افتر شیوه. کارهایی اشتباهی که میشه در این زمیه کرد رو براتون دسته بندی می کنم:
اول پسرهایی که اصلا حالیشون نیست که دهنشون یا زیر بقلشون بو میده و مدام در تعجبن که چرا دخترها ازشون فرارین. یادتون باشه ممکنه بی اونکه خودتون خس کنید بو بدید.
دوم پسرهایی که می دونن بو می دن و برای این که درمانش کنن به جای نظافت عطر و اودکلن به خودشون می زنن. باور کنید ترکیب بوی گند و بوی خوب همدیگر رو خنثی نمی کنن!
سوم پسرهایی که بوی بد نمی دن ولی زیادی بوی خوب میدن. این اون گروهیه که اکثرا در موردش دچار سو تفاهم هستن. درسته که بوی خوب چیزه خوبیه ولی زیاده روی در اودکلن و افترشیو و ... کاملا اثر معکوس داره و حاله دخترها رو می گیره. انقدر به خودتون افترشیو و اودکلن و ... نزنید که طرفتون سر درد بگیره.
راهنمایی: در مورد بوی دهن گفتم ولی یک نکته ی مهم این که اگر دهنتون با وجوده تمیز بودن بو میده و می خواید از قرص یا اسپری نعنا استفاده کنید، این کارو جلوی دختر ها نکنید. نمی دونم چه رازیه که تا پسری از این چیزا استفاده می کنه دخترها نسبت بهش یه جورایی بد بین و منفی میشن.
سعی کنید افترشیو و اوکلونتون خیلی ملایم باشن و کم استفاده کنید. در ضمن اگر از هر دو استفاده می کنید از یک مارک بخرید که بوهاشون با هم قاطی نشه یا اینکه از افترشیو بی بو استفاده کنید. حواستون به نظافت باشه و نگذارید کسی بتونه شخصیتتون رو زیره سوال ببره با این که پاتون یا زیره بقلتون بو میده. خیلی ها برای این که از خجالت این کار در بیان خودشون اعلام می کنن این قضیه رو که آره الان کفشا مو در میارم و پام بو گند میده. ا، خوب مرده حسابی این افتحار داره؟ اگر می دونی بو می ده یه فکری به حالش کن. ای اسپری ضد بو برای پات بگیر و کون گشادی رو بذار کنار و پاهاتو هرشب بشو اگر حموم نمی ری هر روز. در ضمن به هیچ کس مربوط نیست که شما روزی 29 ساعت باید پاتون تو کفش باشه. این اصلا بهانه ی خوبی نیست که پا تون بو بده. یادتون باشخ 3کسی ترین بو برای یک دختر بوی یک بدن تمیز و شسته شدس که با یک کم اودکلن قاطی شده باشه. انقدر که اگر دختری بخواد بدونه چه اودکلنی زدید باید بیاد نزدیک گردنتون و بو کنه. بد هم نیست خیلی، هان؟
10. جیب: این یکی خیلی باحاله. خیلی از پسر ها بهترین لباس ها رو می پوشن و بهترین شلوار جین یا غیره جین رو می خرن و خیلی راحت کاری می کنن که از یه لباسه آشغالی چارراهه سداسمال هم بد تر به نظر بیاد. چه جوری؟ اگر شما هم علاقه مند به گند زدن به لباساتون هستید خیلی آسونه، کافیه هر چی گیرتون اومد بچپونید تو جیبه لباساتون. یه دفعه با دقت به جیبه یکی از دوستاتون نگاه کنید تا متوجه شید چی می گم. داره از زوره آت آشغال می ترکه. موبایل و کلینکس و پول خورد و هر چی که بخوای اون تو پیدا میشه. باور کنید این کار باعث میشه شیک ترین لباستون هم شبیه لباس عمله ها بشه.
راهنمایی: تا حالا دقت کردید که دختر ها با خودشون کیف دارن؟ از بس زرنگن. راه حل ما بی کیف های بد بخت اینه که تا اون جایی که می تونیم کم چیز میز با خودم بر داریم. سخته ولی سعی خودتون رو بکنید.
11. کمربند و کفش: یکی از راه های از بین بردن جلوه ی یک دست لباس قشنگ، استفاده از یک کمر بنده زشته. به دلایل ناشناخته ی علمی دخترها به کفش و کمربند خیلی توجه می کنن. پس در انتخابشون دقت کنید.
راهنمایی: از کمر بندهای هزارسال پیشتون با اونهایی که دیگه زوارشون در رفته استفاده نکنید. یکه کمر خوشگله شیک بخرید. به تمیزیه کفشتون اهمیت بدند. همین طور به مناسب بودنش با بقیه ی لباساتون . اگر لباس اسپرت می پوشد باهاش کفش ورنی نپوشید. رنگ کفش و کمربندتون هم سعی کنید با هم یکی باشه. با کفشه مشکی کمر فهویی نبندید.
12. حالته بدن: هنوز یه شانس برای خراب کردن همه ی کارها دارید حتی اگر همه ی موارد بالا رو هم رعایت کنید و اون فرم ایستادن و راه رفتن و به طوره کلی حالت بدنتونه. بهترین لباسها رو هم میشه با حالت بد ایستادن بد جلوه داد. تصور کنید یه مانکنی رو که همه چیش عالیه ولی غوز کرده و سرش رو انداخته پایین و حالت بدبختارو به خودش گرفته! خیلی چجداب نیست ، باور کنید.
راهنمایی: غوز نکنید (حتی اگر غوز رو اینجوری نمی نویسن, بازم شما غوز نکنید، این همه چیزه بهتر برای کردن هست!) استوار راه برید و با حالتی که اعتماد به نفستون رو به نمایش بداره. مطمعن باشید با توجه کردن به موارد بالا اعتماده به نفستون هم بالا خواهد رفت.
قبل از این که خداحافظی کنم یه نکته رو بگم. اگر موقع خوندن مطالب بالا با خودتون فکر می کردید که بابا این یارو فکر که ما از پشته کوه اومدیم و این ها براتون مطالب جا افتاده ای هست. خوش به حالتون.ولی یه نگاهی به دورو ورتون بندازید ، یه درصد خیلی بالایی از پسرها در این موارد نیاز به راهنمایی دارن. می گید نه برید از چند تا دختر سوال کنید ببینید تا حالا چند تا پسر رو دیدن که با یکی از گند کاری هایه بالا حالشون رو گرفته!
نوشته شده توسط محمد در هجدهم شهریور 1385
قانون جزوه ( روابطه خفن بین پسرها و دخترها )
|
: قانون جزوه !!!!!!!!!!!!!!!! |
||
|
قانون جزوه
اگر پسر باشند به 3 گروه تقسیم میشوند:
گروه 1: افرادی درسخوان (ظریفی میگفت: طیف ارزشی جامعه!) که جزوه را برای خود و رضای خدا مینویسند. تا در مطالعات درسی که هرشب به مدت چندین ساعت است، درسها را دوره کنند. این گروه مرجع خوبی برای طالبان علم و دانش هستند. متاسفانه، از آنجاییکه جزوه این افراد دائما دست به دست میچرخد و گاهی چندصد نسخه از روی آنها کپی میشود، لذا ممکن است جزوه از کیفیت لازم بیفتد و گاها خود این افراد شب امتحان جزوهای برای مطالعه نداشته باشند. در این نوع جزوهها ممکن است یک یا چند رنگ خودکار به کار رود. جمعیت این گروه خیلی کم است. (منبع معتبر)
گروه 2: افرادی که باز هم جزوه را برای خود نوشته و معمولا قبل از امتحانها، از آن استفاده میکنند. در این نوع جزوهها معمولا یک رنگ خودکار بیشتر به کار نمیرود. جمعیت این گروه نسبتا زیاد است.
گروه 3: افرادی که در گویش عمومی جامعه به گلدیس، گلنواز، عنکفِ دختر(!)، و... شناخته میشوند. و جزوات را برای اینکه روزی به یکی از دخترها بدهند، با دقت و ظرافت تمام مینویسند. در این نوع جزوات از حداکثر رنگهای ممکن (در بعضی روایتها تا 12 رنگ!) به همراه لاک غلطگیری و جوهرپاککن، استفاده میشود. این گروه اگر به مقصود خود نرسند ممکن است دچار افسردگی شدید شده و دیگر دانشگاه نروند! جمعیت این گروه بسیار کم است.
و اگر دختر باشند به 3 گروه تقسیم میشوند:
گروه 1: دقیقا مثل گروه 1 از دسته اول (پسر). وضعیت ظاهری این گروه از قانون دوم ترمودینامیک (این قانون میگوید: دختر یا خوشگل میشه یا درسخون!) تبعیت میکند. در فرصتی مناسب به بقیه قوانین ترمودینامیک هم پرداخته خواهد شد.
گروه 2: مثل گروه 2 از دسته اول (پسر)، با این تفاوت که اگر نویسنده از وضعیت ظاهری خوبی برخوردار باشد، حتما جزو منابع معتبر به حساب خواهد آمد. عده ای پسر هیز(حیز؟)، دائما به دنبال این گروه و جزوات آنها خواهند بود! با اینکه حتی ممکن است این جزوات با یک رنگ و روی کاغذ باطله نوشته شده باشد! اکثریت جمعیت با این گروه است.
گروه 3: برعکس گروه 3 از دسته اول (پسر)، جزوه را به این امید مینویسند که روزی یکی از پسران، از آنها جزوه طلب کند، در آنصورت جزوه را به همراه مجموعه تمرینات، سوالهای اضافی، چند کتاب کمک آموزشی، چند لبخند، کلی ادا، اشاره و هزار امید و آرزو ، میدهند. اکثر این موارد به دوستی، نوشتن چند پروژه به صورت مشترک و نهایتا تشکیل خانواده میانجامد!! این گروه نیز اگر در دوران دانشگاه به مقصود خود نرسند ممکن است دچار افسردگی شدید شده و ترک تحصیل نمایند! جمعیت این گروه خیلی کم است.
اگر پسر باشند به 3 گروه تقسیم میشوند.
گروه 1: جزوه برای آنها اهمیتی ندارد و مستقیما از کتابهای مربوط به درس (با اینکه سخت ترین راه است) استفاده میکنند. بدینوسیله نیازی به منتکشی و جستجو برای جزوات ندارند. با اینکه این افراد، در آینده خودکفا خواهند شد ولی دلیلی ندارد که حتما افرادی موفق هم بشوند. جمعیت این گروه کم است.
گروه 2: همیشه به امید یکی از گروههای 1 دسته اول هستند. مشخص است که هدف نهایی افراد این گروه همان درس خواندن است، منتها با کمی منت و جستجوی اضافه. این افراد با این زندگی وابسته و انگلی خود، ممکن است در آینده موفق شوند، ولی اگر در یک جزیره تنها باشند، روز اول خواهند مُرد! جمعیت این گروه زیاد است.
گروه 3: افرادی سودجو، فرصت طلب، نان به نرخ روز خور و شاید هم زرنگ هستند. لذا کیفیت فرد جزوهنویس از خود جزوهها مهمتر است و در بین دختران جامعه دسته اول، به دنبال بهترینها هستند! حال ممکن است این جزوه ناقص یا خراب یا پر از اشتباه باشد ولی به کمال و کیفیت نویسنده آن میارزد! اهداف نهایی این افراد بسیار است ولی مطمئنا درس جزو این اهداف نخواهد بود. از آنجاییکه این گروه به شکست در این موارد عادت کرده ، لذا هرگز از رو نخواهد رفت! جمعیت این گروه کم نیست! (متاسفانه یا خوشبختانه من جزو این گروه هستم!)
و اگر دختر باشند به 3 گروه تقسیم میشوند.
گروه 1: تقریبا مثل گروه 1 از دسته دوم (پسر)
گروه 2: تقریبا مثل گروه 2 از دسته دوم (پسر)
گروه 3: این گروه هم مثل گروه 3 از دسته دوم (پسر) هستند. با این تفاوت که معمولا اهداف شیطانی در پس پرده است و با چند لبخند، ناز، کرشمه، ادا و حرفهای دوپهلو، عقل و هوش را از گروه 1 و 2 و 3 دسته اول (پسر) میبرند. پسرها در این موارد، حتی حاضر میشوند که خودشان از جزوه کپی شده استفاده کنند و اصل جزوه را به این گروه بدهند! بیچاره به پسرهای این گروه! شب امتحان به جای درس خواندن مشغول رویابافی شده و سر کلاسها هم تمام حواسشان به حرکات افراد این گروه است. و هر حرف از طرف آنها را 100 جور مختلف برداشت کرده و تفسیر میکنند! افراد این گروه معمولا در آینده موفق هستند و با استفاده از بعضی نعمتهای خدادادی به استثمار قشر رقیق الاراده(!) و ضعیف القلب(!!) میپردازند! (خدا نصیب نکنه!) جمعیت این گروه خیلی کم است. |
نوشته شده توسط محمد در هجدهم شهریور 1385
روند خواستگاری ( روابطه خفن بین پسرها و دخترها )
|
روند خواستگاری |
|
|
روند خواستگاری
یک هفته پس از خلقت آدم:
چون حوا بدون پدر و مادر بود آدم اصلا مشکلی نداشت و چای داغ را روی خودش نریخت.
پانصد سال پس از خلقت آدم:
با یه دونه دامن از اون چینی خال پلنگی ها میری توی غار طرف.بلند داد می زنی:هاکومبازانومبا (یعنی من موقع زنمه) بعد میری توی غار پدر و مادر دختره. با دامن چین چینی جلوت نشسته اند و می گن:از خودت غار داری؟دایناسور آخرین مدل داری؟بلدی کروکدیل شکار کنی؟خدمت مقدس جنگ علیه قبیله ادم خوارها رو انجام دادی؟بعد عروس خانم که اون هم از این دامنای چین چینی پوشیده با ظرفی که از جمجمه سر بچه دایناسور ساخته شده برات چای میاره و تو می ریزی روی خودت.
دو هزار و پانصد سال بعد از اختراع آدم:
انسان تازه کشاورزی را آموخته.وقتی داری توی مزرعه به عنوان شخم زدن زمین عمل می کنی با دیدن یه دختر متوجه میشی که باید ازدواج کنی.برای همین با مقدار زیادی گندم به مزرعه پدر دختره میری .اونجا از تو می پرسند:جز خوت که اومدی خواستگاری چند تا خر دیگه داری؟چند متر زمین داری؟چند تا خوشه گندم برداشت می کنی؟ آیا خدمت در لشگر پادشاه رو به انجام رسانده ای؟ بعد عروس خانم با کوزه چای وارد میشه و شما هم واسه اینکه نشون بدی خیلی هول شدید تمام کوزه رو روی سرتون خالی می کنید.
ده سال قبل:
شما پس از اتمام خدمت مقدس سربازی به این نتیجه می رسید که باید ازدواج کنید و از مادرتان می خواهید که دختری را برایتان انتخاب کند.در اینجا اصلا نیازی نیست که شما دختر را بشناسید چون پس از ازدواج به اندازه کافی فرصت برای شناخت وجود دارد.در ضمن سنت چای ریزون کماکان پا بر جاست.
هم اکنون:
به دلیل پیشرفت تکنولوژی در حال حاضر شما به آخرین نسخه یاهو مسنجر احتیاج دارید.البته از"ام اس ان" یا "آی سی کیو"هم می توانید استفاده کنید ولی انها آیکنهای لازم برای خواستگاری را دارا نمی باشند . پس از نصب یاهو مسنجر به یک روم شلوغ رفته هر اسمی که به نظرتان زیباست "اد" می کنید و با استفاده از آیکنهای مربوطه خواستگاری را انجام می دهید . البته یاهو قول داده که نسخه جدید دارای امکانات ازدواج و زندگی مشترک نیز باشد. البته در نسخه جدید یاهو مسنجر که برای مسلمانان تهیه شده در آن از عاقد الکترونیکی و شکلک های اسلامی استفاده میشود |
نوشته شده توسط محمد در هجدهم شهریور 1385
15 روش برای تاثیر گذاری و متقاعد کردن دیگران ( روابطه خفن بین پسرها و دخترها )
15 روش برای تاثیر گذاری و متقاعد کردن دیگران![]() | |
|
فـکــرش را بکنید که نیرویی داشتید که می توانستیدهر کسی را که میـخواستید متقاعد به انجام کارهای دلـخواهتان می کردید. غیرممکن به نظر می آید؟ باید بگویم آنقدرها هم که فکـر مـی کنـیـد سخت نیسـت. افـراد زیـــادی مثل رهبران یا فروشندگان با همین نیرو امـوراتـشان را مــی گذرانند. مـتـدهـایـشـان بــسیــار سرراست است. وقتی قدرت این را ندارید که به دیگران حکم کنید و دستور بدهید، می توانید برای انجام این کار از راه های روانشناختی زیرکانه ای استفاده کنید. البته نیاز به یک برنامه ریزی دقیق و کمی سیاست دارید. در این مقاله می خواهیم راه هایی را به شما معرفی کنیم که با استفاده از آنها می توانید نظر دیگران را تغییر دهید. زمینه سازی کنید و برنامه بچینید 1- می توانید با آنها همدلی کرده و یک رابطه ی احساسی برقرار کنید. 2- بهتر می توانید استدلالات خود را بیان کنید و به آنها ثابت کنید که نظرات شما درست تر از مالِ آنهاست. بعد از آن از راه های زیر استفاده کنید. راه های متقاعد کردن دیگران 1- اعتماد آنها را جلب کنید
3- خوب ساختار بندی کنید 4- هر دو جنبه را به آنها نشان دهید 5- منافع شخصیشان را به آنها یادآور شوید 6- به نفس آنها بپردازید 7- از مراجع استفاده کنید 8- رضایت و موافقت عمومی را کسب کنید 9- زمانبندی خوبی داشته باشید 10- منحصر به فرد باشید 11- بی پروا باشید و اعتماد به نفس داشته باشید 12- جالب و دلچسب باشید 13- معقول باشید 14- سیاست به خرج دهید 15- فروتن باشید پس انداز کنید... |
نوشته شده توسط محمد در هجدهم شهریور 1385
جغرافياى خانم هادر آمريكا (جوک) ( روابطه خفن بین پسرها و دخترها )
خانم ها در سن هيجده تا بيست و يك سالگى ، مانند آفريقا يا استراليا هستند : نيمه كشف شده، وحشى، با زيبايى هاى افسون كننده ى طبيعى
در سن 21 تا سى سالگى، مثل امريكا يا ژاپن هستند: كاملا كشف شده، بسيار توسعه يافته، آماده براى معامله، مخصوصا معامله با پول نقد يا اتومبيل
در سن 30 تا سى و پنج سالگى، مانند هند يا اسپانيا هستند: بسيار داغ، آسوده خاطر و آرام، و آگاه به زيبايى هاى خود
بين سن 35 تا چهل سالگى، مانند فرانسه يا آرژانتين هستند: بدين معنا كه اگر چه ممكن است در جريان جنگ نيمه ويران شده باشند، اما هنوز جاهاى بسيارى براى تماشا دارند
در سن 40 تا پنجاه سالگى، مثل يوگسلاوى يا عراق هستند: جنگ را باخته اند. هنوز گرفتار اشتباهات پيشين اند. و به باز سازى كامل نياز دارند
بين 50 تا شصت سالگى، مانند روسيه يا كانادا هستند: بسيار پهناور، آرام و مرز ها بدون مرزبان، اما سرماى زياد، خلايق را از آنان مي رماند
در سن 60 تا هفتاد سالگى، مانند انگلستان يا مغولستان اند: با يك گذشته ى درخشان و بدون آينده
بعد از هفتاد سالگى، شبيه آلبانى يا افغانستان اند: همگان ميدانند كه در كجايند، اما هيچكس به سراغ شان نمى رود
اميدواريم خانوم ها با خواندن اين مطلب از ما دلخور نشده باشن....
نوشته شده توسط محمد در هجدهم شهریور 1385
boy+girl ( روابطه خفن بین پسرها و دخترها )
سال 1332
دختر خانواده همراه با مادرش كنار حوض روي تخت چوبي نشسته اند و يك ظرف هندوانه قرمز جلوي شان است. دختر خانواده براي دختر همسايه تعريف مي كند: آره زري جون، داداش فرمونم وقتي شنيد اين پسر لاغرمردني به من متلك گفته همچين زدش كه به سوسك مي گفت خرس قطبي. تازه خود داداشم هم گفته مي خواد برام يه شوهر خوب پيدا كنه. مادر دختر مي گويد: خدا سايهء مرد را از سر هيچ خونه اي ورنداره
--------------------------------------------------------------------------------------
سال 1342
پدر خانواده با عصبانيت وارد اتاق مي شود و پس از آنكه كمي جَنَم رو كرد و چهار تا كاسه كوزه را زد شكست، فرياد مي زند: دخترهء چشم سفيد حالا واسهء من دانشگاه قبول ميشه... چشمم روشن... مردم از فردا نمي گويند آقا رضا غيرتِ تو شكر؟ هيچي ديگه ولش كن فردا مي خواهد شلوار مدل برمودايي و مانتوي بدن نما بپوشد و نوبل صلح هم بگيره... زن اگر اجنبي ها بهش نوبل صلح بدهند مردم چي مي گويند؟ مادر خانواده با لحن التماس آميز مي گويد: مرد، حالا چرا شلوغش مي كني؟ نوبل و برمودا چيه؟ دخترمون فقط دانشگاه قبول شده، همين... اين قدر سخت نگير... بالاخره با اصرارهاي مادر، پدر قبول مي كند دخترش به دانشگاه برود. وقتي پدر قانع شده سيگارش را روشن مي كند و مادر مي گويد: مرد، خدا سايهء تو را از سر ما كم نكند
------------------------------------------------------------------------------------
سال 1352
فريادِ مردِ خانواده تمام كوچه را پر مي كند: چي؟! مي خواهد برود سرِ كار؟! يعني من اين قدر بي غيرت شدم كه دخترم بره سر كار و پول بيآره تو خونه؟ پس من اينجا هويجم؟ مگر اين كه بابت اين بي آبرويي از روي نعش من رد شويد... كسي از روي نعش مرد خانواده رد نمي شود ولي دختر خانواده هم چند ماه بعد با وجود غرغرهاي پدرش بالاخره سر كار مي رود. صداي مادر خانواده به گوش مي رسد: مرد، خدا تو را براي ما حفظ كند
--------------------------------------------------------------------------------------
سال 1382
مرد خانواده: آخه خانم اين چه وضعيه؟ روز اولي كه آمدي خواستگاريم، گفتم دلم نمي خواهد زنم از اين مانتوها بپوشد و آرايش كند، گفتي دورهء اين اٌمٌل بازي ها گذشته، ما هم گفتيم چشم! بعد گفتي اگر خانه خريدي به جاي مهريه خانه را به نامم كن، گفتم چشم! آن اول حق طلاق را هم از ما گرفتي، حالا هم مي گويي بنشينم توي خانه بچه داري كنم؟ زن: عزيزم مگه چه اشكالي داره؟ مگه تو ماهي چقدر حقوق مي گيري؟ تمام حقوقت هم بابت كرايه تاكسي، خرج ناهار خودت و مهد كودك بچه و جريمهء ماشينت مي رود. حالا اگر بنشيني توي خانه و از بچه نگه داري كني هم خرجمان كم مي شود هم بچه مان وقتي بزرگ شد از كمبود محبتِ پدر و مادر رنج نمي برد... آفرين عزيزم ... خدا سايه ات را (فعلا) سر ما نگه دارد
-------------------------------------------------------------------------------------
سال 1482
زن خانواده: عزيزم تو كه انقدر فسيل نبودي. مثلا توي دوستانت به روشن فكري معروفي. آخه چه اشكالي دارد؟ اين همه سال ما زن ها بچه دار شديم حالا به كمك علم چند وقتي هم شما مردها از اين كارها بكنيد. اصلا مگر نمي گفتي جد بزرگت هميشه مي گفته: چه مردي بود كز زني كم بود؟ پس از مقداري بحث منطقي مرد بالاخره قبول مي كند و نه ماه بعد وقتي بچه بغل وارد خانه مي شود زن با عشوه مي گويد: مرد ... يعني سايه تو تا كي بالاي سر ماست؟
---------------------------------------------------------------------------------------
سال 1582
چند تا مرد دور هم نشسته اند و در حاليكه سبزي پاك مي كنند آهسته مشغول تبادل نظرند. - آره... مي گويند هدف اين جنبش بازگرداندن حق و حقوق ضايع شدهء مردهاست... - حق با آقا جمشيده... ببينيد اين زن ها چقدر از ما سواستفاده مي كنند؟ تا وقتي خونهء بابامونيم بايد آشپزي و بچه داري و اينها را ياد بگيريم و توسري بخوريم، بعدش هم بدون مشورت زنمان مي دهند و زنمان هم مارا استثمار مي كند... - خب مي گفتم... اسم اين جنبش سيبيليسم است و... در اين حال با ورود خانم يكي از آنها بحث به زياد بودن گِل سبزي كشيده مي شود! زن مي گويد: خدا سايهء شما مردها را از سر سبزي ها كم نكند
------------------------------------------------------------------------------------
سال 1882
راديو، موج Fm، شبكهء پيام (صداي يك خانم) بااعلام ساعت نه شب شما خانم هاي عزيز را در جريان آخرين اخبار رسيده قرار مي دهم. به گزارش خبرگزاري بانوپرس دقايقي قبل سايهء آخرين نمونهء نادر از جنس (مرد) از روي كرهء زمين محو شد! پس از پايان عمر اين آخرين بازمانده از شاخهء زينتي مردها از اين پس نام اين موجودات را فقط در كتاب هاي تاريخ مي توان پيدا كرد. ساعت 9 و 15 دقيقه با خبرهاي جديدي در خدمت شما خانم هاي !عزيز خواهم بود. دينگ دينگ

نوشته شده توسط محمد در هجدهم شهریور 1385
توصیه های کاربردی،مخصوصه پسر هایی که زن گیرشون نمییاد: ( روابطه خفن بین پسرها و دخترها )
نکته :این مورد را همه پسر ها بخونند چون شاملِ همه میشه.
1.اولین دختری که به تورتون خورد ازش شماره بگیرند (ولی چون در این کار استعداد ندارید بهتره دور اینکار را خط ِ قرمز بکشید)
2.اگه خواستید دختری را زیره نظر بگیرید (که بیخود کردی) باید زیر چشمی طوری که متوجه شما نشه زیره نظرش بگیری...
نکته:چون در این کار هم مثل مورد ِ (1) ..... ندارید ، بهتره عینک بزنید.
3.اگه دختری را دیدید که تنها نشسته سَرِ صحبت را باهاش باز کنید و به مورد ِ (1) مراجعه کنید .
نکته: قبلش دورو بر تان را یه نگاهی بندازید چون ممکنه یه دفعه ای یه دست از عقب اون گردن ِ نسبتاَ نحیفتان را بچلاند.
4.به هر دختری که رسیدید سلام کنید و خود را بچه مثبت نشون بدید ولی مواظب بعضی لنگه کفش ها باشید.
5.اگه خواستگاری هر دختری رفتید و جواب رَد شنیدید نااُمید نشوید خواستگاری یکی دیگه بروید گرچه بازم جوابِ رَد می شنوید.( پسر بايد پورو باشه)
6.اگه یه دختری را خیلی دوست دارید ولی به شما محل نمی ده، با یه دختره دیگه بیرون برید طوری که اون شما را ببینه .
نکته:که در این صورت نه تنها به شما دیگه محل نمی ده ،تا کفش هم نثارتان می کنه.
7.تا می توانید سن ازدواج را ببرید بالا چون دخترها،دختر ِنارنج و ترنج اند که ازآفتاب و سایه می رنجند.اگرچه ریسکش خیلی بالا است, ممکن دیگه کسی بهتون دختر نده،چون ترشی هم تاریخ اِنقضا داره,تا یه حدی می توان تحملش کرد.
نکته:در صورت موفّق نشدن در این مورد یه ظرف حتماً آماده کنید.حتماً میپرسی برای چی؟ خوب دیگه، برای ترشی.(ادم كه انقد خرفت نميشه)
8.اینقدر سرِ کوچه و خیابون ها کیشیک نکشید,که شاید شتر بخت رد بشه و شما بهش التماس کنید که شاید در خونه شما هم بخوابه .
نکته:ممکنه شتر بخت را با شتر ؟ اشتباه بگیرید واونم بخوابه و دیگه بلند نشه.که در این صورت(فاتحه مع صلوات)...
9.اگه دانشجو(یا سرباز) هستید,از خوردن غذاهای اونجا جداً خود داری کنید
نکته :اين مورد یه خورده کنکوری هست عوض اینکه دست تو تو دماغت یکنی به کم فکر کن
10.اگه قیافه نداری،اشکال نداره عوضش ماشین داری ...چی؟!!ماشین نداری... اشکال نداره عوضش خونه داری...بازم چی؟!! خونه هم نداری...خوب مشکلی نیست چون کار ِ،را که داری بعداً هم؛میشه خونه و ماشین خرید.وای نگو که کار هم نداری!!! ترشی هم که اُفتادی، پس بهتره بری یه جایی خودت را گمو گور کُنی.
11.یه توصیه : اگه قیافه نداری؛ نری... ابروهات را برداری،صورتت را تیغ بزنی، یکمی از لوازم آرایشی مامان جونت کش بری، همین جوری خوبی (فقط یکمی سرو وَعظت را درست کن).
12.اگه از دوست دختر و هم دانشجویی به جایی نرسیدی چاره ای نداری جزء این که، بری سراغ همون دخترها فامیل...
13.اگه از قبل سابقه ات خراب نباشد کارت زیاد هم مشکل نیست، ولی... شما که تو 7 آسمون یه ستاره هم ندارید کارتون خیلی مشکله اما من کُمکتان میکنم :
تنها لطفی که میتونم بکنم اینه که هُلتون بدم، که در این صورت هم ممکنه از چاه در بیاند و بی یُفتید تو درّه (خوب عوضش از دست یکی از سیریش ها راحت می شیم).
14.اگه از هیچ کدوم از این ها به نتیجه نرسیدی حتماً مشکل از خودت است بهتره بری پیشه یه روانپزشک اگه اون گفت مشکلی نداری!!! آخه... پس بد شانس هستی، برو خودت را دخیل کن به یکی از این امازاده ها شاید حاجت بگیری(دیگه باقیش با خداست و ما هم دیگه دخالت نمی کنیم).
نوشته شده توسط محمد در بیست و سوم تیر 1385
( روابطه خفن بین پسرها و دخترها )
رانندگی خانم ها ( روابطه خفن بین پسرها و دخترها )
از اینکه شوخی من عده ای رو رنجونده بود واقعا متاسفم
خانم ها مثل راديو هستند
هر چي مي خواهند مي گويند ولي هر چه بگويي نمي شنوند
خانم ها مثل شبکه اينترنت هستند
از هر موضوعي يک فايل اطلاعاتي دارند
خانم هامثل چسب دوقلو هستند
اگر دستشان با گوشي تلفن مخلوط شد, ديگر بايد سيم را بريد
خانم ها مثل موتور گازي هستند
پر سر و صدا , کم سرعت , کم طاقت
خانم ها مثل رعد و برق هستند
اول برق چشمهاشون مي رسه , بعد رعد صداشونخانم ها مثل موبايل هستند
خانم ها مثل گچ هستنداگر چند دقيقه مدارا کنيد آنچنان سخت مي شوند که هيچ شکلي نمي گيرندخانم ها مثل کنتو ر برق هستندهر از چند سالي يکبار سن آنها صفر مي شودخانم مثل فلزياب هستندهرگاه از نزديکي طلافروشي رد مي شوند عکس العمل نشان مي دهند
این چطور بود؟؟؟؟؟
هر وقت کاري مهم پيش مي آيد در دسترس نيستند
نوشته شده توسط محمد در شانزدهم خرداد 1385
درس اخلاق 2 ( روابطه خفن بین پسرها و دخترها )
نوشته شده توسط محمد در سیزدهم خرداد 1385
درس اخلاق ( روابطه خفن بین پسرها و دخترها )


نوشته شده توسط محمد در سیزدهم خرداد 1385
شباهت دخترو پسرای ایرونی............. ( روابطه خفن بین پسرها و دخترها )
2به دوتاشون اگر روبدی سوارت میشن.
3.هر دوشون میتونن 200.000 تومان رو تو2 ساعت خرج کنن.
4.هر دوتاشون با والدینشون درگیری دارن.
5.مهمترین ویژگیهاشون تغییر شخصیتشونه.
6.دو تاشون از دروغ متنفرند اما یه حرف راست نمیزنن.
7.وقتی با یه پسر یا دختر ایرونی قرار میذاری باید 2ساعت دیرتر بری تا علف زیر پات سبز نشه!
8.هردوشون در ظاهر با جنس مخالفشون مخالفن اما در باطن دلشون برا جنس مخالفشون غش و ضعف میره!
9.دو تا شون تا 20 سالگی 3 بار عاشق میشن و شکست میخورن! از 20 به بعد هم تو رویا سیر میکنن!و تو 40 سالگی که از رویا بیرون میان میبینن5-6 تا بچه درو برشونو گرفته وتوی بد بختی وبی پولی و... زندگی میکننو ایندفعه میرن تو کما وسکته میکنن!!!!!
نوشته شده توسط محمد در دوازدهم خرداد 1385
چگونه ديگران را عاشق خود کنيم ( روابطه خفن بین پسرها و دخترها )
برخـي افراد ممكن است با خواندن اين مقاله پيشنهادات من را غير اخلاقي و غير منـصـفانـه تلقي كنـنـد. بـه بـازي گرفتن احساسات ديگران كار نـا پـسـندي است بـخـصوص كساني كه بسيار دوستتان دارند. اما متاسفانه دنياي واقعي هميشه اينگونه عمل نـمـيكند.
بعضي وقتها شما به اميد بدست آوردن فرد خاصي ماهها خود را به آب و آتش ميزنيد به عشق او زنـدگي ميكنـيد و حسرت داشتنش را ميكشيد و عاقبت بدون ثمر و نتـيجـه ناكام مي مانيد. و آنـجاسـت كـه راهـكـارهـاي ذيل ناگهان همچون موهبتي آسمـانـي جـلـوه گـر خـواهند شد. البته توصيه هاي من سحر و جادو نبوده و آنگونه نيز نميـبـاشـد كه شخصي را برغم خواست و ميل باطني و با بكارگيري اين تكنيكها وادار بـه آن كند كه دلباخته و عاشق شما گردد. كاري كه اين تكنـيـكها انجام مي دهند شـانـس و اقـبـال را بمقدار زيادي به سود شما افزايش مي دهند. آيا اين كار شرورانه و نادرست است؟ من اينطور فكر نميكنم بنابراين به مطالعه خود ادامه دهيد.
زياد معاشرت كنيد... سپس غير قابل دسترس گرديد
هـر چه بيشتر با شخصي ارتباط داشته باشيد آن شخص بيشتر شما را دوست خواهد داشت. اين را ديويد ليدمن متخصص رفتار انسانها بيان مي كند. در واقع حق با اوسـت. چندين مطالعه ديگر نشان داده كـه در مـعـرض قـرار گـرفـتن مكرر با هر محرك خاص ما را نسبت به آن محرك علاقه مند تر مي گرداند. (تنها زماني اين نظريه صدق نمي كنـد كـه واكنش اوليه ما به آن محرك منفي باشد). بنابراين در ابتداي آشنايي از آنكه كناره گيـر، گريزان و غير قابل دسترس باشيد، پرهيز كنيد. در عوض به دنبـال بهانه هاي فراوان براي آنكه وقت خود را با وي بگذرانيد باشيد.
اكنون حواستان را كاملا جمع كنيد چون اين مرحله زيركانه بوده و احتياج به مهارت دارد. درست زماني كه مطمئن شديد كه او را مجذوب خود كرده و محبوب گشته ايد به تدريج معاشرت خود را كاهش داده و كمتر در دسترس قرار گيريد و اين كـار را تـا زماني كـه وي ديگر شما را ديگر ملاقات نكرده و نبينـد ادامه دهيد. شـما هم اكنون ''قانون كمـيابي'' را بطور مؤثر بكار گمارديد. همه ما واقف هستيم كه: مردم خـواهـان چيزهايي هستـند كه نميتوانند داشته باشند. و هميشه در دسترس بودن شـما سبب كاهـش ارزش و شـان شما مي گردد. براي مثال هـرگـاه پـايتان را از در خانه بيرون بگذاريد و با توده عظيمي از الماس بروي زمين روبرو گرديد، كم كم برايتان عادي شده و ديگر آنها را بچشم سنگهاي گرانبها و ارزشمند نخواهيد نگريست. اين قانون كميابي است كه سبب ميشـود بـيشتر طالب آنها گرديد. با آنان باشيد و سپس كمياب گرديد و مشاهده خواهيد كرد محبوب تر مي شويد. ما مرتبا در مورد مسايلي چون شور و اشتياق، جـاذبـه جـنـسـي و عـشـق صحبت به ميان مياوريم اما به ''شباهت ها'' اشاره اي نميكنيم . بـايـد آگـاه باشيم افراد با خصوصيات متضاد در بلـنـد مـدت جـذب يـكديـگر نـمي شوند. ما همواره در جستجوي شباهتها ميان خود و شريك زندگيمان مي بـاشيم. اغـلب ما بـا گـشـتـن و مـعـاشرت با دوستاني كه مورد علاقه امان نمي باشند ترس داريـم پس چـرا با مـعشـوق خود چنين كنيم؟ علاقمند بودن و دوست داشتن كسي بسيار مهم تر از آن است كه ما عاشق آن فرد باشيم. تنـها شباهت هاي اخلاقي و شخصيتي ما نيست كه حائز اهميت ميباشد. هرگاه شما با فردي كـه از لـحاظ ظاهـر شبـيـه شـما باشد آشنا گرديد، احتمال آنكه وي شيفته و دلباخته شما گردد 4 برابر بيشتر ميباشد.
كار دلپسندي برايش انجام ندهيد.... بـگذاريـد او برايتان كارهاي دلپسندي انجام دهد
هرگاه شما كار پـسـنـديـده اي بـراي شـخـصي انجام دهيد، از دو جهت احساس خوبي خواهيد داشت: احـساس خـوشـنودي از خـودتان و صميميت با فردي كه شما اندكي با عملتان لوسش كرده ايد. ما معمولا بمنظور توجيه زحمات و يا هزينه هايي كه صرف فرد مورد نظر كرده ايم در شايستگي و استحقاق وي مبالغه وخيالپردازي ميكنيم. سـرانجام آنكه:ما آن فرد را بيشتر دوست خواهيم داشت.هرگاه شخصي براي ما كار پسنديده اي انجام ميدهد، خوشنود ميگرديم. اما در كنار آن احساسات ناخوشايند ديگري نيز تظاهر خواهند كرد. گاه غرق در هيجانات ميشويم. در تـنگنا قرار مي گيريم كه مانند همان فرد بامعرفت كه آن لطف را در حق شما كرده عمل نماييم يعني آنكه لطفش را جبران كنيم. و حتي زمانيكه آن عمـل نـيك از سوي شخصي صورت مي گـيـرد كـه شـما علاقه وافري به وي داشته اما نسبت به احساسش نسبت به خودتان مردد هستيد، مسئله بسيار بغرنج تر ميگردد. متوجه منظورم مي شـويد؟ هنگامي كه ما شيفته و شيداي شخصي مي شويم، ناگزيريم براي او كارهاي لطف آميزي انجام دهيم.اما بهتر آنست اجازه دهيد او شما را لوس كند.

به او نگاه كنيد...
زيـك روبيـن روانـشـنـاس دانشگاه هاروارد مطالعه اي را صورت داد تا دريابد آيا قادر است عشق را بطور علمي توسط ضبط مدت زماني كه دو عاشق بيكديگر چشم دوختـه انـد، مورد اندازه گيري قرار دهد. وي دريافت كه دو فردي كه عميقا عاشق يكديگر مي بـاشند 75 درصد از زماني را كه گفتگو مي كنند، به همديگر نگاه مي كنند. و هـنـگـامي كه فرد ناخوانده اي به ميان صحبتشان وارد ميگردد آهسته تر روي از يكديگر برمي گـردانـنـد. در گـفـتـگوهـاي معمولي افراد 30 تا 60 درصد از وقت را به نگاه كردن به يـكديـگر اخـتـصـاص مي دهند. اهميت مقياس روبين واضح ميباشد: احتمال آنكه بگوييم دو فرد تا چه ميزان عاشـق و دلبـاخته يـكديـگر هستند را مي تـوان بـا انـدازه گيـري مـدت زمـانـي كـه آن دو عاشقانه به يكديگر زل مي زنند تخمين زد. برخـي روانـكاوان از آن در حين مشاوره براي آنكه دريابند تا چه اندازه زوجين به يكديگر علاقه و عشق دارند سود مي برند. هـمچنين اين موضوع اطلاعات سودمند زيادي را بـراي آنـكه بـخواهيد شخصي دلباخته شما گردد در اختيارتان قرار ميدهد. اينگونه كه: هرگاه به شخصي كه دوسـتـش مي داريد در حين گفتگو 75 درصد از زمان به وي نگاه كنيد. با اين كار مغز آن فرد را فريب ميـدهيد. مـغز آن شخص آخرين باري كه فردي تا اين اندازه به او نـگـاه كـرده را بـخاطر آورده و تـحلـيـلش از اين نگاه طولاني، وجود عشق و علاقه خواهد بود. در نتيجه اين طـور مـي انـديـشد كه عاشق شما است و مغزش شروع به ترشح فنيل اتيلامين (PEA) مي كند. ايـن مـاده از خانواده آمفي تامين ها ميباشند كه توسط سيستم عصبي ترشح ميگردد.هنگامي كه ما عاشق ميشويم PEA همان عاملي است كه سبب تعريق كف دستان، احساس دل آشوبي، و افزايش ضربان قلب ميشود.هر چه شخصي كه شما خواهانش ميباشد PEA بيشتري بدرون جريان خونش جاري گردد احتمال آنكه او دلـبـاخـتـه شـمـا گـردد افـزايـش ميـيابد. زماني كه شما نمي توانيد صادقانه فردي فرد بي رغبـتـي را وابسته خود كنيد، بكارگيري اين تكنيك توليد PEA را كاملا ميسر خواهد نمود. امتحان كنيد.مطمئن هستم از نتيجه كار خود شگفت زده خواهيد شد. زمـانـي كـه بـا شخصي هستيد به وي حس عاشق بودن را القا كنيد و اينكه او سـرانـجـام بـاورش شـود كه عاشق شما است، زياد بطول نخواهد انجاميد.
روي برنگردانيد...
ديـگر يـافته هاي تعيين كننده در تحقيقات روبين: اگر فردي بـه زن و شوهري كه در حـال گفتگو هستند، ملحق گردد، مدت زمان زيادي طول مي كـشـد تـا نگاه آن زوج از يكديگر منحرف شده و به نفر سوم برگردانده شود. باز هرگاه اين عمل را با شـخصـي كـه هنوز دلباخته شما نگشته بكار بنديد، به او طوري القا ميكنيد كـه گويي دلبـاخته شماست و باعث سرازير گشتن مقدار بـيـشـتـري PEA داخـل جريان خونش مي شـويد. لئيل لونـز، مـتخصص روابط انسانها، اين تكنيك را ''چشمان آب نباتي'' نـام نـهـاده. چشمانتان را به چشمان فردي كه دوستش مي داريد قفل نموده و ثابت در همان حالت نگه داريد. حتي زماني كه او صحبتـش پـايـان يـافـت و يا آنكه شخص ديـگـري به شما مـلـحـق شد، روي برنگردانيد. وقتي سرانجام خـواسـتـيـد چشمانتان را از چشمانش برگردانيد (پس از 4-3 ثانيه) آن كار را با بي ميلي و آهستگي انجام دهيد دقيقا مانند آنكه توسط يك آب نبات به يكديگر چسبيده ايد. شايد اين تكنيك زياد سودمند به نظر نرسد ولي باور كنيد هرگاه بطور صحيح صورت گيرد از تعجب نفس شما را بند خواهد آورد. اگرآنقدر كمرو و خجالتي مي باشيد كه قادر نيستيد مستقيما به چشمها خيره شـويـد از تكنيك آب نـبـات صـرف نظر كرده و از اين روش استفاده نماييد.بفردي كه وارد گفتگوي شما شده روي برگردانده اما به محض آنكه سخنان آن فرد پايان يافت، بـه سرعت چشمانتان را به سمت شخص مورد علاقه خود بازگردانيد. اين يك حركت بررسي كنـنده است. شما ميـخواهيد واكنش وي را از آنچه گوينده بيان داشته مورد بررسي قرار داده و بـه وي تفهيم كنيد كه بيش از آن فرد به او علاقه مند هستيد.
از علم مردمك سنجي كمك بگيريد...
ما هـمگي با حالت چشمها پيش از خواب آشنا هستيم وقتي بـه آنها مينگريم نگاهـي خمارآلود است. شما تنها به يك چيز براي ايجاد حالت چشمان پيش از خواب نياز داريد: مردمك هاي بزرگ و متسع. بر طبق علم مردمك سنجي اين عاملي اسـت كـه هـمه ما به آن پاسخ مي دهيـم. شـما قادر نيستيد مردمك چشم خود را آگاهانه كنترل كنيد (به همين خاطر است كه مي گويند چشمها هيچگاه دروغ نميگويند). اما شما ميتوانـيـد با ايجاد شرايط مناسب حالت مردمك منبسط را پديد آورده و به نتيجه دلخواه بـرسيد. ابتدا نور را كاهش دهيد. هـرگاه ميـزان روشـنـايـي و نـور مـحيـط كاهـش يابد مردمك چشمها متسع ميگردند. به همين خاطر است كه استفاده از نور شمع و يا كليدهاي كاهنده نور چراغها در رستورانهاي رمانتيك ضروري ميباشد. تنها با ملايم كردن و كاهش نور نيست كه چهره ما جذاب تر بنظر ميرسند، مردمكهاي منبسط نيز سودمند هستند.
دانشمندان 2 تصوير از يك زن را به مردان نشان دادند. هر دو تصوير يكسان و مشابه بود يكي از دو تصوير طوري دستكاري شده بود كه مـردمك چشـمـها بـزرگـتـر بـنـظر بـرسنـد. زماني كه تصوير دستكاري شده را نشان مردان دادند، آنهـا زن را در تـصـويـر دسـتـكاري شده، 2 برابر جذابتر از تصوير واقـعـيـش تـشـخيـص دادنـد. بـروي چهره مردان نيز آزمايش مـشـابـهـي صـورت گـرفـت و بـه زنـان نـشـان داده شـد و نـتايج مشابهي حاصل گشت. همچنين هنگامي كه ما به چيزي علاقه داريم و دوستش مي داريم مي نگريم، مـردمك چشمانمان باز بزرگتر و متسع مي شوند. اين را نيز مي تـوان تـوسـط تـصـاويـر به اثبات رساند. اين بار پژوهشگران تصوير يك زن زيبا را ميـان تـعداد زيـادي از تـصـاوير معمولي و پيش پا افتاده قرار دادند سپس تغيير اندازه مـردمـك چـشمهاي مردان حين مشاهده آن تصاوير را مورد بررسي قرار دادند. بدون اسـتـثـنـا مـردمـك چـشـمهـاي مردان بروي تصوير مورد نظر منبسط مي گشت. اين يعني كه هرگـاه شـمـا شـديدا مجذوب شخصي شده باشيد بايد تا حالا مردمك چشمانتان مانند حفره هاي سياه متسع و بزرگ شده باشد!
نوشته شده توسط محمد در یازدهم خرداد 1385
30 واقعيت در مورد مردان. ( روابطه خفن بین پسرها و دخترها )

"آقایون لباس هایشان را چگونه دسته بندی می کنند؟ "کثیف" و " کثیف اما قابل پوشیدن" ....- آینده نگری یک مرد چگونه مشخص می شود؟ به جای یک بطری 2 بطری مشروب بخرد ....فرق یک شوهر جدید با یک هاپوي جدید در چیست؟ بعد از یک سال هاپو هنوز هم از دیدن شما به هیجان می آید ....ادامه اش رو ببينيد...
1- چرا مردها دارای وجدان پاکی هستند؟ به این دلیل که هیچ گاه از آن استفاده نمی کنند ....
2- چرا مردها همیشه خوشحالند؟ چون آدم های بي خيال فقط می خندند ....
3- چرا روانکاوی مردها خیلی سریع تر نسبت به خانم ها انجام می پذیرد؟ زیرا هنگامیکه زمان بازگشت به دوران کودکی فرا می رسد، مردها همان جا قرار دارند....
4- اگر یک مرد و یک زن با هم از یک ساختمان 10 طبقه به پایین بیفتند کدامیک زودتر به زمین میرسد؟ خانم، چرا که آقا راه را گم می کند ....
5- شباهت آقایون با آگهی های بازرگانی چیست؟ شما نمی توانید یک کلمه از حرف های آنها را باور کنید و هیچ چیز برای زمانی بیش از 60 ثانیه دوام نمی آورد .... 6- ورزش کنار دریای آقایون چیست؟ هر موقع خانمی را در بیکینی می بینند شکم هایشان را تو می دهند....
7- به یک مرد با نصف مغز چه می گویند؟ با استعداد ....
8- فرق بین نرخ اوراق بهادار با مردها در چیست؟ نرخ اوراق بهادار رشد می کند....
9- خدا بعد از خلق مرد ها چه گفت؟ من می تونم کارمو بهتر از این انجام بدم ....
10- 2 دلیلی که مردها به مسائل کاری خود فکر نمی کنند 1- فکري ندارند 2- کاری ندارند....
11- در آمریکا به یک مرد باهوش و با استعداد چه می گویند؟ توریست.... 12- اگر آقایون هم باردار می شدند آنوقت خدمات پزشکی در مغازه های خواروبار فروشی هم ارائه می شد ....
13- آیا شنیده اید که مردی مدال طلای المپیک را از آن خود ساخت؟ او بعدا آنرا برنز رنگ کرد....
14- یک وضعيت غير قابل كنترل چیست؟ 14 مرد در یک اتاق....
15- برای درست کردن پاپ كُرن به چند مرد نیاز است؟ 3 تا، یک نفر ماهیتابه را بر روی گاز نگه میدارد و دو نفر دیگر گاز را تکان میدهند تا گرما به تمام سطح ماهیتابه برسد....
16- آقایون لباس هایشان را چگونه دسته بندی می کنند؟ "کثیف" و " کثیف اما قابل پوشیدن" ....
17- تنها یک مرد می تواند یک ماشین ارزان قیمت 2 ميليون توماني بخرد و یک سیستم صوتی 4 ميليون توماني بر روی آن نصب کند .... 18- زمان با ارزش مردها در کنار همسرانشان چگونه می گذرد؟ ملافه را روی سرشان می کشند و می گویند "تو خیلی نازی عزیزم"....
19- یک خانم 35 ساله به بچه دار شدن فکر می کند، یک مرد 35 ساله به چیزی فکر می کند؟ به قرار گذاشتن با بچه ها ....
20- شما به مردی که همه چیز دارد چه میدهید؟ زنی که به او نشان دهد چگونه می تواند از آنها استفاده کند ....
21- چرا عنکبوت های سیاه پس از جفت گیری، جفت خود را می کشند؟ به این خاطر که می خواهند قبل از شروع غرغر جلوی آنرا بگیرند....
22- چرا مردان تنها در نیمی از زندگی خود با بحران مواجه هستند؟ زیرا آنها در تمام طول زندگی خود در دوران نوجوانی به سر می برند ....
23- آینده نگری یک مرد چگونه مشخص می شود؟ به جای یک بطری 2 بطری مشروب بخرد ....
24- رفتن به بار مجردها چه فرقی با رفتن به سیرک دارد؟ در سیرک كسي صحبت نمی کند....
25- چرا مردها به دنبال خانمهایی هستند که هیچ گاه قصد ازدواج با آنها را ندارند؟ به همان دلیلی که آدمها ماشینی را دنبال می کنند که هیچ گاه نمی توانند در آن رانندگی کنند ....
26- شما با مرد مجردی که تصور می کند بهترین هدیه خدا نصیب او شده چه می کنید؟ او را مبادله می کنیم ....
27- چرا آقایون مجرد جذب خانم های با هوش می شوند؟ دو چیز مخالف نسبت به هم کشش دارند ....
28- شباهت آقایون با ماشین چمن زنی در چیست؟ هر دو خیلی سخت به کار می افتند، در هنگام کار سر و صداي زياد ايجاد می کنند و حتی نیمی از وقت را هم نمی توانند به درستی کار کنند ....
29- فرق یک شوهر جدید با یک هاپوي جدید در چیست؟ بعد از یک سال هاپو هنوز هم از دیدن شما به هیجان می آید ....
30- نازکترین کتاب دنیا چه نام دارد؟ چیزهایی که مردان در مورد زنان می دانند .... اين مطلب رو جدي نگيرين.
نوشته شده توسط محمد در دهم خرداد 1385
با پیکان مد 54 مخ بزنید ( روابطه خفن بین پسرها و دخترها )
نوشته شده توسط محمد در نهم خرداد 1385
جوک خفن ( روابطه خفن بین پسرها و دخترها )

من که مي دونم منظورش چي بود
شنبه:همون لحظه که وارد دانشکده شدم متوجه نگاه سنگینش شدم. هرکجا می رفتم اونو می دیدم. یکبار که از جلوی هم دراومدیم نزدیک بود به هم بخوریم صداشو نازک کردو گفت: ببخشید
من که میدونم منظورش چی بود. تازه ساعت 5/9 هم که داشتم بورد رو میخوندم اومد پشت سرم شروع به خوندن بورد کرد.آره دقیقا می دونم منظورش چیه. اون میخواد زن من بشه
بچه ها میگفتن اسمش مریمه. از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون تصمیم گرفتم باهاش ازدواج کنم
یکشنبه:امروز ساعت 9 به دانشکده رفتم. موقع رفتن تو سرویس یه خانومی پشت سرم نشسته بود و با رفیقش می گفتن ومی خندیدن. تازه به من گفت ببخشید آقا میشه شیشه پنجرتونو ببندین. من که میدونم منظورش چی بود. اسمش رو میدونستم اسمش نرگسه
مثل روز معلوم بود که با این خنده هاش میخواد دل منو نرم کنه که بگیرمش. راستیتش منم از اون بدم نمیاد. از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون تصمیم گرفتم با نرگس هم ازدواج کنم
دوشنبه:امروز به محض اینکه وارد دانشکده شدم سر کلاس رفتم. بعد از کلاس مینا یکی از همکلاسیهام جزوه منو ازم خواست.من که میدونم منظورش چی بود.حتما مینا هم علاقه داره با من ازدواج کنه. راستیتش منم ازش بدم نمی آد. از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون تصمیم گرفتم با مینا هم ازدواج کنم
سه شنبه:امروز اصلا روز خوبی نبود. نه از مریم خبری بود نه از نرگس نه از مینا. فقط یکی ازم پرسید آقا ببخشید امور دانشجویی کجاست؟ من که میدونستم منظورش چی بود. ولی تصمیم نگرفتم باهاش ازدواج کنم چون کیفش آبی بود احتمالا استقلالیه
وقتی جریان رو به دوستم گفتم به من گفت: ای بابا ! بدبخت منظوری نداشته. ولی من میدونم رفیقم به ارتباط بالای من با دخترا حسودیش میشه حالا به کوری چشم دوستم هم که شده هجور شده با این یکی هم ازدواج میکنم
چهارشنبه:امروز وقتی داشتم وارد سلف می شدم یک مرتبه متوجه شدم که از دانشگاه آزاد ساوره به دانشگاه ما اردو اومدند. یکی از دخترای اردو از من پرسید ببخشسد آقا! دانشکده پرستاری کجاست؟ من که می دونستم منظورش چیه. اما تو کار درستی خودم موندم که چطوراین دختر ساوجی هم منو شناخته و به من علاقه پیدا کرده. حیف اسمش رو نفهمیدم. راستیتش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون تصمیم گرفتم هرطور شده پیداش کنم و باهاش ازدواج کنم. طفلکی گناه داره از عشق من پیر میشه
پنج شنبه:یکی از دوستای هم دانشکده ایم به نام احمد منو به تریا دعوت کرد. من که میدونستم منظورش از این نوشابه خریدن چیه. میخوا د که من بی خیال مینا بشم. راستیتش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون عمرا قبول کنم !!!!!!
جمعه:امروز صبح در خواب شیرینی بودم که داشتم خواب عروسی بزرگ خودم رو می دیدم. اجب شکوه و عظمتی بود داشتم انگشتم رو توی کاسه عسل فرو میکردم که... مادرم یکهو از خواب بیدارم کرد و گفت که برم چند تا نون بگیرم. وقتی تو صف نانوایی بودم دختر خانومی ازمن پرسید ببخشید آقا صف پنج تایی ها کدومه؟
من که میدونم منظورش چی بود اما عمرا اگه باهاش ازدواج کنم
راستش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون من از دختری که به نانوایی بیاد زیاد خوشم نمی آد
شنبه:امروز صبح زود از خواب بیدار شدم صبحانه را خوردم واومدم که راه بیفتم که مادرم گفت: نمی خواد بری دانشگاه. امروز نوار مغزت آماده است برو از بیمارستان بگیر. راستیتش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون مردم میگن من مشکل روانی دارم
وقتی به بیمارستان رسیدم از خانوم مسئول آزمایشگاه جواب نوار مغزم رو خواستم. به من گفت آقا لطفا چند دقیقه صبر کنید. من که میدونستم منظورش چی بود
نوشته شده توسط محمد در هفدهم اردیبهشت 1385
چرا عمر مرد های بیچاره از خانوم ها کمتر ؟؟؟؟؟؟؟ ( روابطه خفن بین پسرها و دخترها )
شما میدونید چرا عمر مرد های بیچاره از خانوم ها کمتر ؟؟؟؟؟؟؟ پس حتما به این عکسها نگاه کنید تا دلیلشو بفهمید.!!!!!!!!!!! ![]()




نوشته شده توسط محمد در نهم اردیبهشت 1385
نشانه های عاشق شدن ( روابطه خفن بین پسرها و دخترها )
![]()

![]()
نوشته شده توسط محمد در هشتم اردیبهشت 1385
روابط بین پسر و دختر و دلایل افسردگی ( روابطه خفن بین پسرها و دخترها )

با سلام دوست عزیز اولا ما در ایران زندگی می کنیم پس ما از فرهنگ ایرانی تبعیت می کنیم در ثانی دین ما اسلام است نتیجه ی کلی این است که مساله روابط روابط دختر وپسر از لحاظ شرع و عرف ما رد است واز شما میخواهم به این سوال من جواب بدهید کدام رابط بین دختر وپسری سالم بوده است؟به نظر من اگر بوده به ظاهر بوده که در اخر شکل نا سالمش را نشان داده است.
اصلا چرا ما افسرده میشیم ؟
نوشته شده توسط محمد در ششم اردیبهشت 1385
درست رفتار کردن در روابط دختر و پسر ( روابطه خفن بین پسرها و دخترها )
نوشته شده توسط محمد در پنجم اردیبهشت 1385
اوه اوه اوه پسرها ( روابطه خفن بین پسرها و دخترها )
سلام
مي خواهيد خصوصيات پسرارو بدونيد براتون ميگم با اجازه
سن14 سالگي: تازه تو اين سن ؤ از بر تشخيص ميدن(اول بدبختي)
سن15 سالگي: ياد ميگيرن كه تو خيابون به مردم نگاه كنن !.. از قيافه خودشون بدشون مياد
سن 16 سالگي: تو اين سن راه نميرن تكنو ميزنن! حرف هم نمي زنن..داد ميزنن!با راكت تنيس هم گيتار ميزنن
سن17 سالگي: يه كمي مثلا" آدم ميشن! فقط شعر هاشونو بلند بلند مي خونن!(يادش بخير اون زمون كه تكنو نبود راك ن رول مي خوندن)
سن18 سالگي: هر كيو مي بينن تا پس فردا عاشق مي شن! آخ آخ آهنگاي داريوش مثل چسب دو قلو بهشون مي چسبه!
سن 19 سالگي: دوست دارن 10 تا رو در عين واحد داشته باشن!.. تيز ميشن ابي گوش مي كنن!
سن20 سالگي: از همشون رو دست مي خورن!ستار گوش ميدن كه نفهمن چي شده!
سن21 سالگي: زندگي رو چيزي غير از اين بچه با زيا مي بينن(مثلا" عاقل ميشن)
سن22 سالگي: نه! مي فهمن زندگي همش عشقه1 دنبال يه آدم حسابي ميگردن!
سن23 سالگي: يكيو پيدا ميكنن اما مرموز ميشن!(ديدشون عوض ميشه)
سن24 سالگي: نه! اون با يه نفر ديگه هم دوسته! اصلا" لياقته عشق منو نداره!
سن25 سالگي: عشق سيخي چند..!طرف بايد باباش پولدار باشه! حالا خوشگل هم باشه بد نيست!
سن 26 سالگي: اين يكي ديگه همونه كه يه عمر مي خواستم! افتخار ميدين غلامتون بشم!/
سن27 سالگي: آخيش!
سن 28 سالگي: كاش قلم پام ميشكستو خواستگاريه تو نمي اومدم!
نوشته شده توسط محمد در چهارم اردیبهشت 1385
دلایل شکار آقایون توسط خانم ها ( روابطه خفن بین پسرها و دخترها )
نوشته شده توسط محمد در چهارم اردیبهشت 1385
سخنانی چند از بزرگان در باب زنها ( روابطه خفن بین پسرها و دخترها )
سخنانی چند از بزرگان در باب زنها
فئودور داستايوسكي:
زنان به خوبي مردان ميتوانند اسرار را حفظ كنند ولي به يكديگر ميگويند تا در حفظ آن شريك باشند
ولتر:
زنها مثل ماهي هستند. بدست آوردن آنها آسان و نگهداشتن آنها مشكل است
گرابه:
زن مخلوقي است كه عميقتر ميبيند و مرد مخلوقي است كه دورتر را ميبيند. عالم براي مرد يك قلب است و قلب براي زن عالمي است
ميگوئل بوفلر:
چنين است طبيعت زن: دوستت ندارد تا دوستش داري و چو دوستش نداري دوستت دارد
توماس دوار:
شاهراه موفقيت پر است از زنهايي كه شوهران خويش را به پيش ميبرند
رومن رولان:
مردان آفريننده كارهاي بزرگند و زنان بوجود آورنده مردان
ريچارد استل:
زنان اميال خود را بهتر از مردان پنهان ميكنند. اما مردان بهتر از زنان اميال خود را كنترل ميكنند
همه هم که در باره این زن ها حرف می زند
نوشته شده توسط محمد در سوم اردیبهشت 1385
تفاوت پسرها ودخترهاي ايروني ؟؟؟ ( روابطه خفن بین پسرها و دخترها )
1) پسرها خيلي دوست دارن بجاي دي جي علي گيتورباشند ولي دخترها دوست دارن يك پزشك باشند يا يك دانشمند شايد بهتر بداني كه يك دختر شيرازي معماي انيشتن را حل كرد واورا انيشتن دوم لقب دادند.(خب چون پسر ها علی جون دوست دارند می گند دوست داریم جای اون باشیم تازه هون انیشتن یک پسر بوده پس دختر ها همیشه از پسر ها عقب بیدنند)
2) اگه يه پسر يك مشكل غير قابل حل داشته باشه كارتون خواب ميشه اما اگه يه دختر يك مشكل داشته باشه با خانواده اش درميان ميگذاره
3) اگه يه پسر دوتا مشكل غير قابل حل داشته باشه دزد ميشه قاچاق ميكنه قتل ميكنه اما اگه يه دختر دوتا مشكل داشته باشه مشاوره ميره ومشكلاتش حل ميكنه.(این حرف خیلی حرف چرتی بید چون پسر ها تا تلاش وکوشش می رنند تا حلش کند)
4) اگه يه پسر مشكل دوميش شد سومي ميره تزريقي ميشه اما يه دختر از صفر شروع ميكنه وبه خودش اميد ميده وميگه هميني كه هست بايد از نو بسازم.(عثلا این حرف قبول ندارم تازه دختر ها تا به موشکل بر می خرنند زودی دست بر گریه می زند)
5) پسرها از پسربودن خيري نديدن براي همين ميخوان خانم باشن وموهاشون بلند ميكنن.(خب دختر ها خیری از دختر بودن خودشون چیری ندیدند موهاشون کوتاه می کنند و مثل پسر ها پیراهن وشلوار می پوشند تازه موهاشونم می زارند بیرون اخه بمیرم مثل این عقده ای ها)
6) پسرها در ظاهر كلاه دارن اما وقتي دخترها تيغشون ميزنن بدجوري سرشون كلاه ميره.(خب بسکی این دختر ها بی شعورند)
7) به پسرها تا بگي دوست دارم قلبشون ازجاكنده ميشه چون عقده شنيدن اين جمله رو سالها به دوش كشيده اما وقتي به دخترها ميگي دوست دارم اين جمله براشون اينقدر تكراري هست حالش به هم می خوره.(چون یک پسر عشقش پاکه و فقط به یکی دل می ده اما خدا برکت بده یک دختر از1000 برو بالا تر)
8) نقطه قوت پسرها شكمشون اما دخترها عقلشون.(خب این خیلی خوبه برا پسر ها)
9) پسرها درآئين نامه 5 بارامتحان ميدن اما بدليل كودن بودنشان بازهم رد ميشن چه حالي ميده جالب اينجاست همشون عشق پيكان دارن و عشق گاز دادن اما نيم كللاج 50 سال ديگه هم ياد نميگيرن وقتي هم پارك ميكنن يا ميرن توجوب يا ميزنن به ماشين عقبي اما دخترها بار اول آئين نامه رو قبول ميشن وعشق پژو دارن درضمن سعي ميكنن نيم كلاج باحال داشته باشند تا درسربالائي با يه نيش گاز بدون اينكه برن عقب تعادل ماشين حفظ كنند.(خدای این یکی که خیلی حرف بی خودی بید چون پسر ها اگه تو آئین نامه یکی دوبار رد می شند اما تو شهر همیشه قبول می شند تازه پسر ها عشق 206 درند یا یک سیستم درجه یک تازه 206 تیپ 5
باشه بهتر بید .حالا دختر ها تو آئین نامه شاید دفعه اول قبول بشند اما توشهر 1000 بار اونم با رشوه بعد بیشتر دختر ها عشق پراید دارند اونم سفید سیستم اینام نداشته باشه طوری نیست
تازه دختر ها تا پشت ماشین بشینند دست پاچه می شند هی خاموش می کنند)
10) پسرها فكر ميكنن بهترين راه بلف زدن وبقول خودتون دروغ گفتن وازخودشون تعريف كردن هست اما دخترها عاقل هستن و گوش به این حرف ها نمی دنند.(نه خیر کم پیش پیش بیاد این طوری بشه تازه دختر ها هم کم تر از پسر ها نیستند)
11) پسرها اصلا ازخودشون هم فراري هستند چه برسه درس ومدرسه اما دخترها همانطور كه بيشترين تعداد دانشجويان وشاغلين را دختران ايراني تشكيل داند جاي بحث نيست بهتره كمي مطالعه كنيد. (خب در این بحث باید بگم که حق با دختر ها بید)
12) پسرها به هم ديگه نارو ميزنن اما دخترها خنجرو از رو ميبندند (نه خیرم هم پسر ها هم دختر ها نارو می زنند )
13)منطق پسرها اگر موی خواهرشون ببينند ميخوان بكشنش چون فكر ميكنن ترتيبشو داده مثال خرما خوردن اگه حرام چي شده كه براي خودشون حلال اما دخترها چون فهميده هستند وقتي دوست دختر برادرشون ميبينن احترام ميگذارند ودوست هم ميشن.(اول اینکه پسر ها خوب کاری می کنند چون اگه رو بدی به بعضی دختر ها خیلی کار های دیگه ای هم می خواند بکونند
دوم اینکه دخترها خیلی کم بشه این کار بکونند یا حق وسکوت می گیرند یا می رند پیش مامانی و.....)
14) پسرا ميگن منو به غلامي خودتون قبول كنيد اما يه دختر براي خودش ارزش قائل ميشه حتي اگه سنش هم بالا بره باز براي خودش ارزش قائل هست 0 (خره بسکی تو را دوست داره این حرف می زنه چرا تو هیچی نوفهمی)
15) پسرها مثل حيوانات عمل ميكنند وزندگي را در شكم وزير شكم ميبينند دريغ از ذره اي فهم وشعور اما دخترها زندگي را به تمام مواردي كه خودتان ذكر كردي ميبينند چون انسان هستند.(پسر ها چون باید کار کنند پول دارند برا همسرشون خوب بیچاره گوشنش می شه چی کار کنه تو بگو)
16) پسرها ازبس سوتي دادن براي دخترها وهمه عادي شده اما يه دختر وقتي سوتي ميده همه تعجب ميكنن.(خب پسر ها سوتی می دند که همه بخندند نه مصل دختر ها که بشینند واین اونا دست بیندازند)
17)يه پسر اگه تا 24 ساعت بادوست دختر صحبت نكنه اكس ميتركونه فاز صحبت ميگيره ودائم فكش مي جنبه اما يه دختر اگه 24 ساعت با يه پسر صحبت نكنه به كارهاي عقب افتاده خودش ميرسه.(خب بعضی از پسر ها هم همین طورند اما خدای دختر ها هم این طوری هستند)
18)پسرها ميدونن چون فمنيسم يعني طرفدار زن بودن براي همين حسادت ميكنن ودوستش ندارن اما دخترها چون دوست دارن ازحقوق خودشان دفاع كنند طرفدار فمنيسم هستند.(کی گفته دوست ندارند همه دارند اما نه همه زن ها بعضی ها شون خیلی ......برا همین پسر ها قبول ندارند)
19) يه پسر اگه با دوست دخترش بهم بزنه وحشي ميشه ميره روش اسيد ميپاشه اما يه دختر وقتي با دوست پسرش بهم ميزنه يه خواستگار خوب براش پيدا ميشه ميگي نه روزنامه ها رو بخوني بد نيست بخصوص فليم هائي رو كه اخيرا نشان ميدن. (خب چون دختره پدر پسره را در میاره پسره هم .....)
20) ازيه پسر وقتي توخيابون بپرسي ساعت چنده اول تعجب ميكنه نديدبديد بعد كمي فكر ميكنه ميگه جان ساع ع ع ع ت 7ووووبراي اينكه بيشتر با دختر صحبت كنه 35 دقيقه ووو3 ثانيه اما يه دختر كم محلي ميكنه جوابش اصلا نميده 0 (بسکی بی شعوره)
21) اگه به يه پسر نگاه كني شك ميكنه ميگه لابد اين هم ميدونه كه من بچگي 000 اما يه دختر وقتي پسر بهش نگاه ميكنه ميگه اسكل دهاتي نديد بديد 0
نوشته شده توسط محمد در سوم اردیبهشت 1385
سادیسم و مازوخیسم در روابط دختر و پسر ایرانی ( روابطه خفن بین پسرها و دخترها )