|
|
موضوعات
بهترین آفلاینهای جهان،جوووک، SMSهای جدید
دانلود آهنگ و برنامه
عمومی
آموزشی
همه چیز درباره گروه ~TATU~
مامان ترین اخبار و داستانها
روابطه خفن بین پسرها و دخترها
ترجمه اشعار گروه( t.A.T.u)
دانلود گلها و اخبار جام جهانی 2006
قالب های تتو برای وبلاگ
عکسهای گروه tatu
دانلود کلیپ و عکس و زنگ و برنامه گوشی
بهترین کدهای جاوا اسکریپت در سراسر وب
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
افراد آنلاين : نفر
عکسهای جنجالی از بهنوش بختیاری ( مامان ترین اخبار و داستانها )




نوشته شده توسط محمد در سی و یکم فروردین 1386
لينك مطلب
10 طلاق پر هزینه تاریخ ( مامان ترین اخبار و داستانها )
نوشته شده توسط محمد در سی و یکم فروردین 1386
wow!!!!!!!! ( مامان ترین اخبار و داستانها )
زني با مانتوي بنفش و روسري سفيد ( مامان ترین اخبار و داستانها )
شب جمعه هفته قبل خانه مادر خانمم مهمان بوديم . عيال و بچه ها قبل از اينكه من از اداره به خانه بيايم به خانه مادر شان رفته بودند و قرار بود من هم وقتي كمي هوا تاريك شد به آنها بپيوندم .
بعد از اينكه از سر كار برگشتم در خانه مشغول مطالعه بودم كه تلفن زنگ زد. وقتي گوشي تلفن را برداشتم خانمي با صداي بسيار مليح و نازي گفت:معذرت مي خواهم . منزل آقاي شيدا ؟
گفتم : بله بفرماييد!
آن خانم گفت: ببخشيد من با آقاي غضنفر شيدا كار دارم.
گفتم: خودم هستم خانم . بفرماييد.
خانم گفت: من خانم ميترا زرمهر هستم.
با تعجب گفتم: ولي خانم من شما را به جا نمي آورم.
خانم صداي خودش را مهربان تر از قبل كرد و با عشوه گفت: من زن بيست و چهار ساله اي هستم كه دو سال قبل متاسفانه شوهرم در يك تصادف رانندگي جان باخت و من با دو فرزند كوچك بيوه شدم .
من كه فكر مي كردم اين هم نوعي گدايي تلفني است، گفتم: ولي خانم متاسفانه كمكي از دست من برنمي آيد شما بهتر است به موسسات خيريه مراجعه كنيد.
خانم زرمهر گفت: نه خواهش مي كنم عجله نكنيد. من در حال حاضر چهار كارخانه بزرگ از شوهرم و سه دانگ يك كارخانه را هم ازپدرم به ارث برده ام جداي از اين كارخانجات ملك و املاك فراواني هم براي خودم و هم براي فرزندانم باقي مانده كه مي توانم حداقل هزار نفر مثل شما را در روز بخرم و در راه خدا آزاد كنم.
ازاينكه زود در مورد ايشان قضاوت كرده بودم ، خيلي خجالت كشيدم.دهانم خشك شده بود و مانده بودم چه بگويم ، حتي نتوانستم جواب توهين او را بدهم . بارها به خودم نهيب زده بودم كه اين قدر عجول نباشم ولي باز فايده اي نداشت.به هر زحمتي بود خودم را جمع و جور كردم و گفتم : من معذرت مي خواهم . حالا چه كمكي از دست من برمي آيد؟
ميترا خانم گفت: راستش را بخواهيد من خواستگارهاي زيادي دارم كه مرا كلافه كرده اند . در حالي كه قصد ازدواج كه ندارم هيچ، از اسم شوهربدم مي آيد و مي خواهم سربه تن هيچ شوهري نباشد.
گفتم: از اظهار لطفتان نسبت به شوهر ها كه بنده خودم هم يكي از آنها مي باشم تشكر مي كنم ولي اگر قصد داريد كه بنده شكمهاي خواستگارانتان را سفره كنم بايد به عرض مبارك برسانم كه بنده زور مردم آزاري ندارم كارمند ساده اي هستم كه دنبال دردسر هم نمي گردم.
ميترا خانم گفت: آقاي شيدا چرا اينقدر عجول هستيد، من كه هنوز از شما درخواستي نكرده ام.
گفتم: بله ببخشيد . فرمايشتان را بفرماييد.
ميترا خانم گفت: راستش من تصميم دارم با مردي كه خوش قيافه و مبادي آداب باشد ازدواج كنم و فقط وفقط اسمش روي من باشد تا ديگران از من خواستگاري نكنند من هم در عوض ماهيانه دو برابر حقوقي را كه از محل كارش مي گيرد هر ماه به او مي دهم.
هرچند فكر نمي كردم من يكي شخصاً داراي صفاتي همچون خوش قيافه بودن و مبادي آداب بودن باشم، ولي براي اينكه خودم را دست كم نگرفته باشم گفتم: ولي خانم من متاهل هستم و ...
خانم زرمهرادامه داد:: من با يكي از همكاران شما دوست هستم ومشكلم را براي آن خانم گفتم، او شما را خوش قيافه ترين كارمند كه در عين حال مبادي آداب هم هستيد معرفي كرد و شماره تلفن شما را هم به من دادتا با شما تماس بگيرم ولي مرا قسم داد كه حداقل تا زمانيكه ما با هم ازدواج نكرده ايم،پيش شما اسمي از او به ميان نياورم. اين را هم بگويم كه اگر من شما را پسنديدم و با هم ازدواج كرديم دوست ندارم ماهي يك مرتبه آنهم بيش از يك ساعت شما را ببينم. حالا هم شما فكرهايتان را بكنيد بعد با شما تماس مي گيرم.
هرچند قصد ازدواج نداشتم و زير بار مخارج عيال اولم هم به شدت مانده بودم ولي ديدم بيني و بين الله پيشنهاد بدي نبود و به قول معروف يك بار بيش تر شانس در خانه آدم را نمي زند. تازه اگر به اين خانم بگويم بايد فكركنم ممكن است شخص ديگري پيشدستي كند و لقمه را بربايد. به اين خاطر گفتم: نيازي به فكر كردن نيست.من هرچندنيازي به ازدواج ندارم وحتي آدم هوسبازي هم نيستم ولي فقط و فقط براي اين كه مشكل شما را حل كنم و رضايت خدا و بنده خدا را كه بهترين كارهاست حاصل كنم پيشنهاد شما را عليرغم ميلم مي پذيرم. شما جايي را تعيين كنيد تا همديگر را ببينيم.
ميترا خانم گفت: من فردا يك ميز براي ناهار در هتل عباسي رزرو مي كنم. شما يكي دو ساعت قبل يعني ساعت ده صبح جلو در هتل عباسي حاضر باشيد . فراموش نكنيد من به لباس و قيافه شوهر آينده ام خيلي حساس هستم.
گفتم : انشاء الله رضايت شما را حاصل مي كنم ولي من كه شما را تا به حال نديده ام، لطفاً نشانه اي بدهيد تا شما را بشناسم.
ميترا خانم گفت:اتفاقاً من هم شما را نديده ام ، شما هم نشانه خودتان را بدهيد ولي براي اينكه شما را بشناسم يك دفتر سررسيد در دست چپتان بگيريد. خودم هم با مانتوي بنفش وروسري سفيد با يك اتومبيل بنز مشكي مي آيم.
مشخصات خودم را به ميترا خانم دادم و قرار را هم براي راس ساعت ده صبح جلو در ورودي هتل عباسي گذاشتيم. مشخصاتم را براي اينكه مورد شناسايي شما خواننده عزيز واقع نشوم ذكر نمي كنم و از اين بابت عذر خواهي مي كنم.
هتل عباسي يكي از بهترين هتلهاي شهرماست كه استفاده از آن فقط وفقط براي از ما بهتران و يا مهمانهاي خارجي كه به خرج دولت به شهرما مي آيند، ممكن است. هزينه هاي اين هتل آن قدر بالاست كه فردي از طبقه ما كارمند جماعت حتي قادر به خوردن يك استكان چاي در آن جا نيست.هرچند كه چون پيشنهاد دهنده ازدواج و حتي سفارش دهنده غذا ميترا خانم بودو علي الاصول او بايستي هزينه و مخارج هتل را بپردازد ولي چون اين شانس بزرگي بود كه كمتر در خانه آدم را مي زد مانده بودم كه من صورتحساب را بپردازم يا نه؟ تازه اگر بخواهم بپردازم پول آن را از كجا بياورم. بلاخره با خودم قرار گذاشتم از هر جا شده مقداري پول قرض كنم و محض احتياط با خودم ببرم كه اگر احياناً مجبور به پرداخت صورتحساب شدم شرمنده ميترا خانم نشوم هرچند كه بايد سعي كنم به گونه اي عمل كنم كه مجبور به پرداخت پول نشوم.
فرداي آن روز هرچند صبح جمعه بود و من طبق عادت هميشگي مي بايست تا لنگ ظهر بخوابم ولي از شدت ذوقي كه براي اين شانس نوپاي خودم داشتم صبح زود از خواب برخاستم و به حمام رفتم و لباسهايم را اتو زدم و خلاصه آنقدر به سرووضعم رسيدم كه عيالم انگشت به دهان مانده بود كه خدايا شوهرش را چه مي شود. من در جواب سوال او كه علت اين كار را از من مي پرسيد گفتم كه امروز در اداره جلسه مهمي است كه احتمالاً به من سمت بالاتري خواهند داد، به اين خاطر خودم را شيك مي كنم كه در چشم رئيس خوب جلوه كنم و عيال بيچاره من هم كه به صداقت من ايمان داشت آن را پذيرفت و ديگر چيزي نگفت.
جالب اينكه برخلاف جمعه هاي قبل كه ساعت به زودي مي گذشت و تعطيلي من تمام مي شد آن روز براي من خيلي زمان طولاني گذشت ولي بلاخره گذشت و ساعت نه و نيم صبح شد ووقت رفتن سر قرار.
وقتي با لباس شيك و سرووضع مرتب،دفتر سر رسيدم را برداشتم كه به سر قرار بروم عيالم گفت: آقا غضنفر! يادت باشد كه حتماً سررسيد را در دست چپت بگيري.
عرق سردي بدنم را فرا گرفت، از خجالت رنگم سرخ سرخ شد. مانده بودم به همسرم كه هميشه براي او لاف زده بودم كه نسبت به او وفادارم چه بگويم.عجب پس همه اينها زير سر عيال بود و من احمق نفهميده بودم.
من عادت دارم وقتي كه عصباني مي شوم يا خيلي در كاري خجل مي شوم حداقل تا ده دقيقه نمي توانم حرف بزنم و عيالم هم اين نكته را مي داند. بور و خجل به اتاقم رفتم وبا همان لباسهاي شيك روي تخت دراز كشيدم وبه بخت بد خودم نفرين مي كردم تعجبم بيشتر از عيالم بود كه مرا سر كار گذاشته بود ، آخر او اصلاً اهل اين حرفها نبود احتمالاً كار كار خواهر زن ورپريده ام بود كه عيال مرا تحريك كرده است. در همين فكر و خيالات بودم كه تلفن زنگ زد و لحظه اي بعد عيال آمد و گفت: خانمي با شما كار دارد.
خانمي كه با من كار داشت همان ميترا خانم بود كه زنگ زده بود و علت تاخير مرا مي پرسيد از او معذرت خواهي كردم و گفتم حداكثر تا نيم ساعت ديگر خودم را سر قرار مي رسانم .
ميترا خانم گفت : پس من چهل و پنج دقيقه ديگر آنجا هستم چون دوست ندارم كسي مرا آنجا ببيند و موقعي مي آيم كه شما حتماً آنجا باشيد.
بعد از اينكه گوشي را گذاشتم، از اتفاقي كه افتاده بود واقعاً گيج شده بودم ،با خودم مي گفتم:خدايا چه سري در كار است كه همسرم اگر راز مرا مي داند هيچ عكس العملي نشان نمي دهد اگر هم نمي داند پس چرا به من گفت: سررسيد را در دست چپم بگيرم.وقتي مي خواستم از خانه بيرون بروم به همسرم گفتم: راستش را بگو براي چه به من گفتي سررسيدم را در دست چپم بگيرم؟
همسرم با صداقتي كه هميشه داشت گفت: چند روز پيش در مجلس عروسي دختر اكبر آقا شنيدم كه خانمي مي گفت: در مجله خوانده است دانشمندان در تحقيقات خود به اين نتيجه رسيده اندكه مرداني كه دفتر سررسيد را در دست چپ خود مي گيرند داراي هسراني كدبانو و خانه دار هستند و از زندگي خود رضايت بيشتري دارند ولي كساني كه دفتر سررسيد را در دست راست خود مي گيرند همسراني شلخته ولاابالي دارند و از زندگي خود هم راضي نيستند . من هم به اين خاطر گفتم دست چپت بگيري كه عادت كني.
ديدم رسيده بود بلايي ولي به خير گذشت. با خوشحالي از همسرم خداحافظي كردم و پانزده دقيقه بعد سر قرارم بودم . هنوز تا آمدن ميترا خانم حدود بيست دقيقه اي مانده بود.من سررسيد م را در دست چپم گرفته بودم و اميدوار و مطمئن به آينده اي زيبا و موفق منتظر بخت و اقبالم بودم ، البته كمي هم دلشوره داشتم.
هنوز چند دقيقه اي از انتظار من نگذشته بود كه ديدم گوهر خانم زن احمدآقاي نجار كه با من همشهري بود ، آمد و كنار من ايستاد. انگار كه او هم منتظر كسي بود. وقتي متوجه حضور من شد، احوالپرسي كرد و در جواب سوال من كه علت حضور او را در آنجا پرسيدم گفت: راستش رفته بودم بازار براي خريد جهيزيه دخترم چهل هزار تومان پول كم آوردم زنگ زدم به احمدآقا گفت جلو هتل عباسي منتظر من باش تا يك ساعت ديگر خودم را مي رسانم.
ديدم از شانس بد من گوهر خانم مثل خرمگس تا يك ساعت ديگر آنجا خواهد ماند و اگر ميترا خانم بيايد و مرا با او ببيند ديگر فاتحه من خوانده است. چون گوهر خانم از دوستان صميمي همسرم بود و حداقل هفته اي يك بار همديگر را مي ديدند. البته من قبلاً هم با شوهرش دوست بودم ولي چون كمد و دكور خانه ما را خوب نساخته بود من هم سي و پنج هزار تومان از دستمزد او را ندادم و هر چه هم اين در و آن در زد گفتم: اگر سرم هم برود بقيه پول اورا نمي دهم. از آن روز به بعد هم بين ما شكر آب شد وديگر با هم ارتباطي نداشتم.
آن روز ديدم اگر بخواهم به وصال ميترا خانم برسم بايد هر طور شده گوهر را دنبال نخود سياه بفرستم.به اين خاطر به او گفتم: گوهر خانم حالا اگر با ده هزار تومان كار شما حل مي شود من اين مقدار را همراهم دارم بدهم شما برويد كه اينجا نخواهيد يك ساعت معطل بشويد.
گوهر خانم گفت: نه دست شما درد نكند كار من با ده هزار تومان درست نمي شود ،مقداري جهيزيه خريده ام سي و هشت هزار تومان بايد بدهم تا آنها را از مغازه خارج كنم. همين جا مي مانم احمد آقا مشتري داشت وگرنه زودتر مي آمد. حالا هم اينجا مي ايستم تا احمد آقا بيايد.
ديدم دچار عجب مخمصه اي شده ام و اگر زود نجنبم آينده ام را به خاطر سي و پنج هزار تومان خراب مي كنم. به اين خاطر براي رفع مزاحمت گوهر خانم سي و هشت هزار تومان پول از روي پولهاي كه با خودم آورده بودم برداشتم و به گوهر خانم دادم و او تشكر كنان از آنجا رفت. آن روز چند ساعتي را بعد از رفتن گوهر خانم آنجا يعني جلو هتل عباسي منتظر ماندم ولي از ميترا خانم خبري نشد كه نشد . با خودم گفتم كه لابد مرا با گوهر خانم ديده ، خودش را نشان نداده ، پس بهتر است به خانه بروم ومنتظر تلفن او باشم.
به خانه رفتم و منتظر تلفن ماندم ولي هرچه شماي خواننده به من تلفن زديد ميترا خانم هم به من تلفن زد.در خانه سر فرصت از همسرم پرسيدم: چه كسي به شما گفته بود كه مردان بهتر است سررسيد را در دست چپ بگيرند.
همسرم گفت:روز عقد دختر اكبرآقا ، گوهر خانم گفت كه در مجله چنين چيزي را خوانده است.
يكي دوروز بعد اصغر آقاي نجار به خانه ما زنگ زد و با اينكه روابطمان با هم شكر آب بوداحوالپرسي گرمي كرد و بعد از كلي خوش و بش كردن ، به من توصيه كرد كه به شدت از تجديد فراش بپرهيزم!
از شما چه پنهان! هنوز كه هنوز است، وقتي از جلو هتل عباسي مي گذرم، منتظر زني با مانتوي بنفش و روسري سفيد هستم كه با اتومبيل بنز در انتظار من است.
نوشته شده توسط محمد در بیست و نهم فروردین 1386
طومار اينترنتی بر عليه فیلم 300 ( مامان ترین اخبار و داستانها )
حالا جریان چیه ؟ جریان از این قراره که بزرگ ترین کمپانی دروغ سازی دنیا هالی وود یه دروغ بزرگ گفته و به قبر جمیع امواتش خندیده . من خودم پایه خفن فیلماش بودم و هستم اما تا اونجا که به ایران و ایرانی توهین نکنه .
بله اون توهین کرده .
با ساختن فیلمی به اسم 300 .تو اینترنت تبلیغش پره . انگار خوبم فروش کرده . خوب این دلیل این نیست که فیلم خوبیه تنها دلیلش اینه که خر تو دنیا زیاده .
تو این فیلم به یکی از بزرگ ترین شاهان ما توهین شده . خشایار شاه شاه ایران . کسی که هیچ کس نمی تونه از کنار سنگ نوشتش به راحتی رد شه .
حالا مقدمه تموم شه بیشتر توضیح می دم .
این سه تا پست اولیش جدیه چون من وقتی عصبانیم نمی تونم شوخی کنم بعدشم از مهندس س.ع.ب دعوت می کنم این فیلمو نفد کنه آخرشم نوبت شیخ عیسی ابو زید هست .
این یه پست هست که توش فقط تاریخ می گم اینا سند هویت ماست و همه واقعیت .
========================================================
300 دروغ ۱۳
ناپلون بنا پارت می گه :
هرچه در تاریخ در مورد جنگ ایران و یونان هست نوشته ی یونانیان هست و هیچ نوشته ای نیست که بشه مقایسه کرد واقعیت رو از روش فهمید اما تو همین تاریخ بزرگ ترین افتخار ایرانی ها یکسان کردن آتن با خاک هست و بزرگ ترین افتخار یونانی ها اینه که یک بار تونستن دفاع کنن و دژشون رو از دست ندن . ( البته ناپلون کتابی حرف می زده که من بلد نیستم )
خوب جا داره اینجا یادی از اعراب بکنیم که با حقه بر ایرانی ها مسلط شدن و کتابخانه هاشونو سوزوندن .
تاریخ پر از دروغه حتی تاریخ ما . دلیلش اینه که تاریخ نویسا دبیران دربار بودن و بابت نوشتن پول می گرفتن . واسه همین واقعیات از رو مقایسه فهمیده می شه یعنی اینکه تو تاریخ ما نوشته ایران به هند حمله کرد و بدون کشته دادن جنگ رو برد .از اون طرف تاریخ هند نوشته تو این جنگ نابرابرانه ایرانی ها 1000 تا کشته دادن . اونوقت نتیجه می گیرن ایرانی ها کشته دادن ولی اونقدر کم بوده که می شده ازش چشم پوشید .
جریان این عدد 300 بر میگرده به جنگ های فرسایشی ایران و یونان .
تو یکی از این جنگ ها البته به گفته ی یونانی ها سپاه 3 میلیون نفری خشایار شاه در مقابل سپاه 300 نفری اسکندر شکست خورده .
اما واقیت چیز دیگه ای هست .
تو تاریخ نوشته وقتی سزار روم تو قصرش اسیر شاه شد شاه ایران بهش پیغام داد اگه تسلیم شی خودت و خانوادت زنده می مونید . سزار از مشاورانش می پرسه ممکنه این یه حقه باشه اما مشاورش بهش می گه ایرانی ها دروغ نمی گن . ( اگه رفتید شیراز حتما یه سر نقش رستم برید تا به کشورتون افتخار کنید )
یه همیچین پادشاهی برای 300 نفر اروپایی وحشی لشکر کشی نمی کنه . ( توجه کنید هرچی من می گم از همون کتابهای پر از دروغ اروپایی هاست ) تو کتابها نوشته شده لشکر ایران 200 نفر زن و بچه و کودک با خودش داشته . همه ی تاریخ شناشان معتقدن این دلیل کافیه که این اتفاق اصلا جنگ نبوده و شاه ایران به قصد سیاحت از یه باغ وحش به اروپا رفته بوده که یونانی های دروغ گو به رسم مهمان نوازی تویه یه دره شاه ایران رو غافل گیر می کنن و از روی کوه با نیزه به جون اون و خانواده ی بی دفاعش می افتن . که شاه با تدبیر ایران یه گروه رو مامور می کنه تا کوه رو دور بزنن و با سرگرم کردن اون وحشی ها وقت لازم برای فراری دادن خونواده ی شاه ایران رو ایجاد کنن .
این فیلم فقط داره قدرت شاه ایران رو نشون می ده و اینکه چقدر در اون زمان دنیا در برابرش ناچیز و ضعیف بوده .
تو فیلم اومده که سپاه ایران کرگدن داشتن تا اسبابشون رو حمل کنه . ( شمام مثله من خندتون گرفت مگه نه؟)
ایران هیچ وقت کرگدن نداشته بلکه ایرانی ها اون زمان که اونا با پای برهنه تو جنگل دنبال خرگوش می دویدن حمل و نقل ساده داشتن و از گاو برای حمل اسبابشون استفاده می کردن هیچ جای دنیا نوشته نشده حتی افریقایی ها از کرگدن تو جنگ استفاده کنن فکر کنم همین دلیل خوبی واسه دروغ بودن سرتاسر این فیلم باشه .
اما از اسکندر بگم . کسی که جهان گشا بود و به عقیده ی غرب اسیا را وارد تمدن کرد .
یادمون نره که کشور گشایی اسکندر قسمتی ناچیز از سیطره ی حکومت هخامنشیان و کورش کبیر بوده .
اما اسکندر دیوانه بود و وحشی . کسی که معشوقشو به دلیل شکش و دیوانگیش با نیزه کشت و بعدش شروع به گریه کرد .
کسی که بقراط می گه اگه عاقل بود به ایران حمله نمی کرد .
اینا همش دلیل بر اینه که جزییات تسلط اون دیوانه ی وحشی بر ایران اصلا معلوم نیست .
تو تاریخ کم نبودن شاهان ایرانی که از قدرتشون و مقامشون سو استفاده نکردن و وقتی دیدن مردمشون دارن تباه می شن با دست خودشون تاجشون رو تقدیم کردن . این شکست نیست این عین پیروزیه . پیروزی عقل بر حماقت پیروزی تدبیر بر عجله پیروزی دور اندیشی بر شتاب زدگی.
به هر حال نمونه این فیلم ها که تمدن ایران رو می خواد نابود کنه کم نیست فیلم اسکندر رو که یادتونه خوشبختانه مزخرف بودن اون رو همه فهمیدن این دروغم بر کسی پوشیده نمی مونه .
اما این ماییم که باید تاریخمونو به دقت بخونیم تا مقابل یه همچین دروغایی توانایی مقابله داشته باشیم .
این فیلم به عنوان یه فیلم کمدی هم ارزش دیدن نداره .
این یه بمب گوگل هست . یعنی با لینک کردنش رتبش تو گوگل بالا می ره و اعتراض رو نشون می ده .
راستی حتما بخونیدش خیلی متن خوبی داره از قدرت ایران میگه و خواسته که مسولان ساختش عذر خواهی کنن .
======================================================
طومار اینترنتی در اعتراض به فیلم 300
======================================================
یادتون باشه ما با این کار عشقمون به سرزمینمون و تاریخمون رو نشون می دیم
نوشته شده توسط محمد در بیست و ششم اسفند 1385
شهرام جزایری با لباس زنانه از کشور گریخته است ( مامان ترین اخبار و داستانها )
شهرام جزایری با لباس زنانه از کشور گریخته است
|
به نقل از یک منبع مطلع و موثق شهرام جزایری با پوشیدن لباس زنانه، از کشور گریخته است. |
بنابراین گزارش، این منبع مطلع گفت: شهرام جزایری پس از فرار از دست ماموران و تماس با دوستان نزدیکش در تهران، مبلغ یک میلیارد تومان برای سفر دریافت کرده است.
وی ادامه داد: جزایری همچنین ، برای عدم شناسایی توسط ماموران، گریم کاملاً زنانه کرده و با لباس زنانه، از مرز گریخته است.
لازم به ذكر است كه خبرگزاري انتخاب چندي پيش از فرار شهرام جزايري به دوبي و دیدار با برخی چهره های سیاسی خارج از کشور خبر داده بود.
گفتنی است، چندی پیش برخی منابع، خبر از «دستگیری و تحویل فردی با مشخصات شهرام جزایری در دبی به مقامات انتظامی ایران» داده بودند، که ظاهراً این فرد جزایری نبوده است.
با توجه به اقدامات اخير آيت الله شاهرودي «رياست قوه قضائيه» به نظر می رسد، «عناصري در فرار شهرام جزايري مقصر بوده و حتي به وي براي اين اقدام ياري رسانده اند.»
گرچه هنوز هيچ يك از مقامات رسمي اين اخبار را تأييد يا تكذيب نكرده اند
نوشته شده توسط نیما در بیستم اسفند 1385
ناگاه برق چشمان درشتش مرا به خود جلب کرد ( مامان ترین اخبار و داستانها )
آفتاب در پشت ابر پنهان گشته بود و من تنهای تنها بر روی نیم کت های دانشکده نشسته بودم . جایی که بتوان کور سوی خورشید را لمس کرد . زیر آن درخت تنومند . باد خشکی می وزید اما نمی توانست توجه مرا به خود جلب کند . گویا در این دنیا نبودم پاهایم روی این زمین بود .
من از جنس این مردم نیستم
دیگران از کنارم رد می شدند خوشحال ناراحت. اما نه از جنس من . انان را می دیدم اما نمی دیدم صداشان می شنیدم اما نمی شنیدم . به دنبال یک اتفاق می گشتم .
من از جنس این مردم نیستم
ناگاه برق چشمان درشتش مرا به خود جلب کرد با اینکه سرش به زیر بود اما نور چشمانش بر خورشید چیرگی داشت . در کناری خزیده بود .
آیا او همجنس من است؟
نزدیک تر رفتم پایش زخمی بود به سختی می خزید و برایش همان کور سوی خورشید حکم تازیانه داشت و تشنه .
دستانش را گرفتم و او هیچ نگفت در چشمانش خیره شدم و او هیچ نگفت و او را به نزدیک ترین آب خوری رساندم و باز هیچ نگفت .
او از جنس شرم بود .
وقتی اورا رها کردم هر قدم که از او دور می شدم قلب در سینه شدید تر می کوفت . نه من نمی توانم اورا تنها بگذارم . من نمی توانم خود را تنها بگذارم . پس باز گشتم در چشمانش نگاه کردم و او آرام گفت : غوررررررررررررررررر
او هم از جنس من نبود
احتمالا جنسم خورده شیشه داره
با تشکر محمد
نوشته شده توسط محمد در هجدهم اسفند 1385
نامه رییس جمهور به خانم مرکل ( مامان ترین اخبار و داستانها )
تا حالا بریتنی را کچل دیده بودید ( مامان ترین اخبار و داستانها )
A bald Britney Spears heads to a tattoo
Britney Spears after attending a beauty salon in Los Angeles where she cut off all her hair, in an image taken from a KABC Television, Los Angeles.(AFP/KABC)
یکی از زیبا ترین خوانندگان هالیوود بریتنی اسپیرز در اقدامی جالب که من دوست نداشتم تمام موهای خود را چید؟ و برای حراج گذاشت...........و به حراج گذاشت....احتمال میرود مو های این ستاره هالیوود بیش از ۲۰ میلیون دلار به فروش برسد.....نظر شما چه؟ نمی خواهید در این حراج شرکت کنید.....
نوشته شده توسط محمد در ششم اسفند 1385
روايتي درد ناک اما واقعی واقعي .......!!! ( مامان ترین اخبار و داستانها )
گزارشي از تب كلاسهاي سينمايي در گرماي تابستان
سكانس اول:
روز - خارجي - روبروي يك مؤسسه زيبايي
وارد مؤسسه مي شوم. عكس }... { را از كيفم بيرون مي آورم و مي گويم: خانوم مي خواستم مثل اين بشم. چقدر مي شه! كمي به من نگاه مي كند و بعد: برو بگير بخواب ... دو ساعت بعد خودم را بانداژ شده مي بينم كه تمام در آمد تابستان سال گذشته ام را دارم تقديم خانوم مؤسسه
مي كنم.
سكانس دوم:
شب - داخلي - اتاق خانه
باندها را باز كرده ام. زياد شبيه عكس نشده ام ولي خيلي خوب تر شده ام.
لباس هاي كمدم را جستجو مي كنم و آن يكدست لباس مهماني عاريه را پيدا.
آويزان مي كنم به در تا صبح. نگاهي به پنجره اتاق كه
ماشين هاي چراغ دار شهر، آنرا به تسخير در آورده اند مي اندازم و روياي فردا را مجسم مي كنم...
سكانس سوم:
روز - خارجي - روبروي مؤسسه بازيگري كامران و دوستان
يكي از دوستانم اينجا را به من معرفي كرده. مي گويد } ... { يك ماه اينجا بود كه شد } ... {.
وارد مي شوم. خيلي تحويلم مي گيرند و مدارك و فرم ها رو يكي پس از ديگري پر و امضاء
مي كنم. فيش 09 هزار توماني را پرداخت و براي فردا عصر قرار
مي گذاريم. چقدر آنجا شلوغ است. چقدر چهره آدم ها خيلي واقعي است. چقدر آدم ها الكي رنگي اند. گر چه من هم رنگي تر از هميشه آمده ام. چقدر آنجا همه راحت اند. چقدر همه موبايل دارند و سرشان شلوغ است. چقدر پوستر به در و ديوار آويزان است. وارد اتاق آتليه مي شوم. دوازده تا عكس در حالت ها و ژست هاي مختلف مي گيرم. كلي ذوق كرده ام. ديگر يواش يواش دارم ...
سكانس چهارم:
روز - داخلي - مؤسسه بازيگري - اتاق تمرين
استاد، همان بازيگر سريال
} ... { چقدر اينجا قيافه اش فرق مي كند. چقدر الكي با همه مهربان است. چقدر به بعضي ها مي خندد. به من كه مي رسد، كم مانده دستم را بگيرد و احوال پرسي !!! كند. كمي حرف مي زند و بعد چراغ ها خاموش و نور موضعي در وسط اتاق مي افتد. يك نفر را صدا مي كند و به او مي گويد: نقش يك دختر هندي را بازي كن كه پسري را عاشق شده و در ميان درختاني سرسبز ترانه مي خواند و مي رقصد. آن يك نفر كمي مكث مي كند و بعد ... شروع به آواز خواني و كمي هم حركات موزون مي كند. استاد كارش را قطع مي كند. - ببينيد اگر بلد نباشيد خوب برقصيد، بدرد كار نمي خوريد، بدن آماده از مهمترين لازمه هاي يك بازيگر !!! است. نور دوباره موضعي مي شود و آن يك نفر ... يكدفعه استاد بازيگري دست در دست آن يك نفر كمي به او آموزش عملي!
مي دهد. كلي هم مي خندند، همه و من!! راستي چقدر همه رنگي اند. چقدر همه آزادند. چقدر همه راحت اند. چقدر همه با هم فاميلند!! آنروز نوبت به من نرسيد.
سكانس پنجم:
شب - داخلي - خانه
دارم تمرين مي كنم. ابتدا تمرين گريم روي خود، بعد هم حركات موزون. چقدر شيرين است. فردا كه مشهور شدم چهره ام را بر پوسترهايي كه روي ديوار نصب شده مي بينم كه هزاران هزار نفر مي خواهند با آن عكس يادگاري بگيرند ... راستي چقدر استاد مهربان است. چقدر خوب است. چقدر دوست داشتني است...
سكانس ششم:
روز - داخلي - مؤسسه - اتاق تمرين
ديگر همه با استاد خيلي راحتيم... احترام استاد مثل پدر است!! اين جمله را يكي از همشاگردي هايم به من گفت. راستي استاد امروز وقتي داشتيم با هم تمرين مي كرديم در گوشم گفت كه من از همه بهترم. قرار شد فردا براي تست دوربين آماده شويم. هر كس بهترين و مدترين لباسهايش را بپوشد و ...
سكانس هفتم:
روز - داخلي - مؤسسه - اتاق تست دوربين
هر كس تنهايي مي رفت داخل. استاد و دوربين تنها در اتاق بودند. هر كس بيست دقيقه و بعد ... نفر چهارم كه رفت داخل، هنوز دو دقيقه نگذشته بود كه با جيغ و فرياد از اتاق بيرون زد و رفت ... هنوز به دم در نرسيده بود كه سر و صداي استاد بلند شد: دختره پر روي پر مدعا!! احترام استاد و شاگردي سرش نمي شه اومده بازيگر شه نفهم! فكر كرده كيه!! اعصابم خورده هر كسي مونده بايد يكي دو ساعت صبر كنه تا اعصابم بياد سر جاش. خيلي ها رفتند ولي من ماندم. آخر خيلي زحمت كشيده بودم، كلي خرج كرده بودم. تا آنروز نزديك 005 هزار تومان پول انواع و اقسام مدارك و لوازم را داده بودم. ساعت نزديك 8 شب بود كه رفتم توي اتاق. آن قسمتي را كه از نمايشنامه اتللو آماده كرده بودم، اجرا كردم. استاد گفت: روسري ات را بردار و ادامه بده!! اول جا خوردم، بعد ديدم استاد كه غرضي ندارد، احتمالا
مي خواهد من با رقص موهايم حس بهتري بگيرم، روسري ام را روي گردنم انداختم و ادامه دادم. استاد گفت: حالا دكمه هاي مانتوات را نيز باز كن و از دنباله مانتو به عنوان شنل استفاده كن. همين كار را كردم ... بعد با استاد كلي خنديديم و از سينما و بازيگري صحبت كرديم ... شب خوبي بود. من حالا ديگر به گفته استاد سوپر استار شده ام.
سكانس هشتم:
شب - داخلي - اتاق منزل
استاد زنگ زده است خانه ما و دارد با من صحبت مي كند. اظهار علاقه اي خارج از چار چوب استاد و شاگردي دارد. گويا قصد ازدواج دارد. ازدواج با يك استاد يعني صعود. يعني رفتن به اوج ... مرا براي فردا در دفتر كارش ميهمان كرد. رفتم. كلي با هم گپ زديم. و راحت بوديم!! ديگر اصلا احساس نمي كردم او استاد است و من شاگرد ...
سكانس نهم:
روز - داخلي - منزل
مشهور شده ام. خيلي. خيلي خيلي مشهور شده ام، آنقدر كه روي بيرون آمدن از اتاقم را ندارم. عكس ها و فيلم هايم از ابتدا - روزهاي اول كلاس - تا روزهاي آخر، روي اينترنت منتشرشده است، برخي از اقوام ديده اند به خانه مان زنگ زده اند. مؤسسه غيب شده است و همه چي به يكباره تمام شده است. يك نامه برايم آمده كه بايد در يك پارتي شبانه شركت كنم و الا فيلم روز تست فيلمبرداري براي پدرم ارسال مي شود. پدرم كارمند بايگاني يك اداره منتسب به ثبت اموال است ... خيلي مشهور شدم، با شركت در آن پارتي مشهورتر هم مي شوم. چون قرار است آنجا ... راستي آقاي استاد راحت دارد در يك نقطه ديگر شهر آگي بازيگري و كارگرداني
مي دهد و لابد كلي دختر ديگر مثل من..
نوشته شده توسط محمد در ششم اسفند 1385
شهرام جزايری فرار کرد !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ( مامان ترین اخبار و داستانها )
زمان فرار شهرام جزايری، بامداد سه شنبه بيستم فوريه (اول اسفند) گزارش شده و با اينکه گمانه زنيهايی در مورد احتمال خروج او از ايران مطرح گرديده، سخنگوی نيروی انتظامی ايران می گويد فرارشهرام جزايری به خارج در چنين مدت کوتاهی دور از ذهن است و او به طور حتم در ايران است. ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
به گفته سخنگوی نيروی انتظامی، کليه مرزهای زمينی و هوايی ايران تحت کنترل قرار دارد و با پليس بين الملل (اينترپول) نيز در اين زمينه هماهنگی شده است. ![]()
![]()
![]()
![]()
آن گونه که روابط عمومی مجتمع قضائی ويژه امور اقتصادی تهران اعلام کرده، شهرام جزايری در حالی که مأموران او را برای شناسايی اموال به محل استقرار کارشناسان منتخب دادگاه می برده اند در نتيجه " اغفال " مأموران، موفق به فرار شده و مأموران مراقب او تحت تعقيب کيفری قرار گرفته اند. ![]()
![]()
![]()
![]()
؟
نوشته شده توسط محمد در سوم اسفند 1385
سرگرداني ۱۸ماهه خانواده ايرانی در فرودگاه مسکو ( مامان ترین اخبار و داستانها )
ایرونی ساقه و برگ و ریشه ساقه از ریشه جدا نمی شه
***
سرگرداني ۱۸ماهه خانواده ايرانی در فرودگاه مسکو
،
،![]()
در دفاع از زهراکمال فر و فرزندانش که در فرودگاه مسکو آواره است ![]()
"بچه هايم اينجا در فرودگاه مسكو ١٨ ماه است خورشيد را نديده اند!"
اين زن ايراني که قصد داشت به همراه دو فرزند 12 و 17 ساله اش به صورت غيرقانوني به کانادا مهاجرت کند 18 ماه است که در فرودگاه مسکو سرگردان است و در سالن فرودگاه زندگي مي کند

يک زن ايراني که قصد داشت به همراه دو فرزند 12 و 17 ساله اش به صورت غيرقانوني به کانادا مهاجرت کند 18 ماه است که در فرودگاه مسکو سرگردان است و در سالن فرودگاه زندگي مي کند.
به گزارش «سي بي سي» اين زن ايراني که مهتاب نام دارد 19 ماه قبل به همراه پسر 12 ساله اش به نام داود و دختر 17 ساله خود به نام آنا ايران را ترک کرد و راهي قرقيزستان شد.
اين زن که قصد داشت به همراه فرزندانش به کانادا مهاجرت کند به مسکو رفت و از آنجا با گذرنامه و اوراق هويتي جعلي بلغارستان خودش را به فرانکفورت آلمان رساند اما در آنجا پيش از آنکه موفق شود مقدمات سفر خود به کانادا را فراهم کند از سوي پليس آلمان شناسايي و به همراه آنا و داود پس از 15 روز به مسکو بازگردانده شد.
درباره سرگرداني خود و فرزندانش در فرودگاه مسکو به سي بي سي گفت؛ حدود ساعت 10 شب بود که وارد مسکو شديم و ابتدا به دفتر هواپيمايي ايرفورت در فرودگاه رفتيم تا به اوضاع مان رسيدگي شود. اما کسي به حرف هاي من توجه نکرد و از آن زمان به بعد ما در فرودگاه سرگردان بوديم.

وي افزود؛ ما را به يکي از اتاق هاي قديمي شرکت هواپيمايي ايرفورت بردند. اين شرکت در فرودگاه 11 اتاق در اختيار داشت. ما در آنجا از کمترين امکانات هم بي بهره بوديم نه وسايل سرگرمي مانند راديو و تلويزيون در اختيار داشتيم و نه حتي آن اتاق حمام و دستشويي داشت. آنجا درست مانند زندان بود و اين مدت خيلي به ما سخت گذشت.
حدود يک ماه از زندگي عذاب آور ما در فرودگاه گذشته بود که ماموران پليس به همراه زني به نام ماريو آندرين از سازمان ملل به سراغ ما آمدند آنها با کمک يک مرد افغان که تسلط کافي به زبان فارسي نداشت از من و بچه هايم بازجويي کردند. پس از آن بازجويي بود که اوضاع ما بدتر و آزارهاي ماريو بر ما آغاز شد او چند بار مرا به شدت مورد ضرب و شتم قرار داد. اين زن ما را از لحاظ روحي و رواني نيز به شدت تحت فشار قرار مي داد.

مهتاب افزود؛ زندگي ما فوق العاده سخت و پر از اضطراب و دلهره شده بود و در همين حين من به شدت بيمار شدم و درخواست دکتر و دارو کردم اما در تمام اين مدت فقط يک بار پزشک براي معاينه من به فرودگاه آمد و دو يا سه بار هم به من دارو دادند و هيچ امکانات درماني ديگري در اختيار نداشتم.در اين ميان وزارت مهاجرت روسيه با اقامت ما در اين کشور مخالفت مي کرد و سرانجام پس از 13 ماه زندگي در اتاق مخروبه شرکت ايرفورت قرارداد اين شرکت با فرودگاه مسکو به پايان رسيد و مسوولان شرکت درباره ما کاملاً سلب مسووليت و ما را در سالن فرودگاه رها کردند و اکنون 5 ماه است که در سالن فرودگاه زندگي مي کنيم و همچنان وضعيت مان اسفبار است.
يک بار ماريو کارمند سازمان ملل چنان دخترم را به باد کتک گرفت که دهانش پر از خون شد از سويي در سالن فرودگاه مرتب با آزار و اذيت هاي پليس مواجه هستيم. يک بار يکي از ماموران مرا چنان هل داد که سرم به زمين خورد و بيني و صورتم خون آلود شد.
اين زن ايراني ادامه داد؛ اکنون در سالن فرودگاه نه جاي خواب داريم و نه حمام، معمولاً مجبور هستيم در دستشويي با يک دبه آب حمام کنيم. سالن فرودگاه خيلي قديمي است و سيستم تهويه حرارتي ندارد و هوا بسيار سرد است و من نگران سلامتي خود و فرزندانم هستم. اينجا واقعاً وحشتناک است. الان 18 ماه است که آنا و داود خورشيد را نديده اند و من نمي دانم بايد چه کار کنم
>>> لینک کامل خبر و فیلم... <<<
نوشته شده توسط نیما در بیست و هشتم بهمن 1385
یه داستان جالب و جک و اس ام اس ( مامان ترین اخبار و داستانها )
من رسیدم
روزی مردی به سفر میرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه میشود که ان هتل به کامپیوتر مجهز است . تصمیم میگیرد به همسرش ایمیل بزند . نامه را مینویسد اما در تایپ ادرس دچار اشتباه میشود و بدون اینکه متوجه شود نامه را میفرستد . در این ضمن در گوشه ای دیگر از این کره خاکی ، زنی که تازه از مراسم خاک سپاری همسرش به خانه باز گشته بود با این فکر که شاید تسلیتی از دوستان یا اشنایان داشته باشه به سراغ کامپیوتر میرود تا ایمیل های خود را چک کند . اما پس از خواندن اولین نامه غش میکند و بر زمین می افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش میرود و مادرش را بر نقش زمین میبیند و در همان حال چشمش به صفحه مانیتور می افتد:
گیرنده : همسر عزیزم
موضوع : من رسیدم
میدونم که از گرفتن این نامه حسابی غافلگیر شدی . راستش انها اینجا کامپیوتر دارند و هر کس به اینجا می اد میتونه برای عزیزانش نامه بفرسته . من همین الان رسیدم و همه چیز را چک کردم . همه چیز برای ورود تو رو به راهه . فردا میبینمت . امیدوارم سفر تو هم مثل سفر من بی خطر باشه . وای چه قدر اینجا گرمه
.......................................................................................................
گه يه روزي بري سفر . . . . بري ز پيشم بي خبر . . . . عیبی نداره. فقط سوغاتي يادت نره
ببخشید از شرکت روزانه مزاحمتون می شم. عکستون روی شیشه شیر قدیمی شده لطفا یک عکس جدید برامون بفرستید.
سه تا موش ميرسن به هم شروع ميكنن به خالي بندي اولي ميگه من تا حالا 10 بار از تو تله موش پنير درآوردم دومي ميگه اين كه چيزي نيست من 40 بار دراوردمو تازه هيچيمم نشده سومي داشته فكر ميكرده چي بگه يهو موبايلش زنگ ميزنه رو ميكنه به دو تاي ديگه ميگه بروبچ زنگ زدن گفتن همين الان يه گربه بلند كرديم پاشو بيا.......
ترکه يه خوشه ي انگور دستش بوده هي يه دونه يه دونه انگور ها را مي خورده. دوستش که داشته اين صحنه را تماشا مي کرده ميگه : بابا يه دفعه يه مشت انگور بريز تو دستت بعد يهو بريز دهنت . ترکه مي گه : هه مگه هلو ئه ؟!!
قاضي به شاهد كه يه ترك بود ميگه: لطفا" بريد تو جايگاه شهود و كتاب انجيل رو بگيريد دستتون و قسم بخوريد كه راست ميگين. تركه ميره جايگاه شهود و انجيل رو ميگيره دستش و بلند ميگه: اين تو كون آدم دروغگو!!!!!!!!
رشتیه به زنش مشكوك بوده، یك بار باید میرفته مسافرت، زیر تخت خانم یك سطل ماست میگذاره و یك گوشكوب هم میبنده به زیر تخت، تا اگه بیشتر از یك نفر رو تخت خوابیدن گوشت كوبه بیاد پایین وماستی شه. خلاصه میره سفر و چهار روز بعد برمیگرده میبینه ماسته دوغ شده!!!
بچه ها شوخی شوخی به گنجيشکا سنگ ميزنن،گنجيشکا جدی جدی ميميرن،آدما شوخی شوخی زخم زبون ميزنن و قلبا جدی جدی ميشکنن،و تو شوخی شوخی لبخند ميزنی و من جدی جدی عاشقت ميشم،کاش شوخی شوخی به اينکه جدی جدی دوست دارم فکر ميکردی
جيرجيرك به خرس گفت: دوست دارم، خرس ميگه: الان وقت خواب زمستانيمونه، بعد صحبت ميكنيم. خرس رفت خوابيد ولي نميدونست كه عمر جيرجيرك فقط سه روزه
عرض سلام به بلندي بيل و به محکمي کلنگ به گردي استانبولي به سرعت فرقون به تيزي شاقول به انعطاف پذيري طناب به لبريزي دوغاب به سفيدي سيمان سفيد به صافي ماله به قشنگي کمچه به وسعت بشکه به معرفت عمله به قدرت کارگر به ظرافت گچ کار به لطافت معمار به شجاعت صاحب کار به رشادت مهندس به صلابت جوشکار به محبت صافکار به رفاقت همکار به سر کار گذاشتن توي بيکار
دانلود این جکها و حدوده 80 جوک دیگه
نوشته شده توسط نیما در بیست و هشتم بهمن 1385
خداحافظی محسن چاووشی از موسیقی؟ ( مامان ترین اخبار و داستانها )
خداحافظی محسن چاووشی از موسیقی؟

خواننده زیرزمینی ناامید از دریافت مجوز فعالیت، کاملاً بریده است؛ چاووشی را می گویم، محسن چاووشی.
شاید شما به کارهای او علاقه نداشته باشید اما بعید می دانم جایی مجبور به شنیدن ترانه هایش نشده باشید یا با اینکه مجوز فعالیت ندارد و به اصطلاح مجاز نیست، نشناسیدش. او با کارهایی مثل «خودکشی»، «آخه دل من» یا ترانه ای که برای امام رضا خوانده و حتی چند باری از تلویزیون پخش شده است، میان جوان ها و نوجوان های ایرانی معروف و محبوب شد. شهرت او به جایی رسید که «داریوش مهرجویی» کارگردان متفاوت سینما از او دعوت کرد تا برای فیلم تازه اش دو ترانه ساخته و اجرا کند.
ولی با تمام این احوال، چاووشی همچنان غیرمجاز است و افقی برای پخش کارهایش نمی بیند؛ با وجود چندین بار مراجعه به مرکز موسیقی اداره ارشاد و درخواست مجوز، فقط جواب منفی نصیب او شده. از طرف دیگر فیلم «علی سنتوری» مهرجویی توقیف شد تا آخرین امید چاووشی هم نقش بر آب شود.
اغلب همتایان او یعنی همان خوانندگان زیرزمینی، یا موفق شدند جوری مجوزشان را بگیرند (مثل: رضا صادقی، بنیامین بهادری، محسن یگانه و...) یا اینکه اصلاً قید فعالیت در ایران را زده و رفته اند بیرون، مثل «حامد هاکان». البته هاکان از اولش هم عشق رفتن داشت و به گفته خودش «شادمهر عقیلی» را الگو قرارداده بود. بنابراین حتی نماند تا کمی مثل شادمهر معروف شود و بعد برود، یعنی کاری که می خواست آخر انجام بدهد را از اول کرد! طبق آخرین خبرها او حالا همراه با «مریم حیدرزاده» ترانه سرای روشندل، در دوبی است و قرار است کارهایی بکنند.
به هرحال چاووشی ماند و تلاش کرد مجوز بگیرد. ولی نتوانست... او حالا سخت ناراحت است و گویا قضیه دیگری (که برای ما مجهول است) هم مزید بر علت شده تا هنوز نیامده، بگوید: «می خواهم از موزیک خداحافظی کنم!»
اما هواداران این خواننده زیاد نگران نباشند؛ یکی از ویژگی های بارز اغلب خوانندگان امروز ایران که به شدت جلب توجه می کند، سن و سال پایین شان است؛ برخلاف نسل خوانندگان سال های گذشته، بروبچه های معروف این روزها غالباً جوان و احساساتی هستند. بنابراین بعید نیست چاووشی خیلی زود از این تصمیمش پشیمان شده و دوباره دست به کار ساخت و اجرای کارهای تازه بشود!
محسن چاووشی نمی خواهد بیشتر در اینباره توضیح بدهد ولی وقتی از اتهام پخش ترانه های فیلم مهرجویی توسط او می پرسیم، نطقش گل می کند: «خودشان این دو کار را پخش کردند. من قبلاً سابقه منتشر شدن ناخواسته کارهایم را داشتم و دیگر حواسم جمع است. خیلی وقت است نگذاشته ام هیچ آهنگی بدون خواست خودم از استودیو برود بیرون.»
دلیل می آورد ورژنی که دست او است، کامل نبوده و ساز دیگری به کارهای منتشر شده اضافه شده است: «چیزی که من دارم بدون صدای سنتور است. قرار بود این ساز زنده به ترانه ها اضافه شود ولی خودشان آن را روی آهنگ گذاشتند و من اصلاً از جریان کار بی خبر بودم.»
این تمام ماجرای چاووشی و خبرهای اخیر مربوط به او بود، ولی مسلماً هم قصه عجیب خداحافظی اش از عالم موسیقی و هم جریان جنجالی انتشار دو ترانه علی سنتوری، زوایای پنهان بسیاری دارند که شاید در روزهای آینده خبرهای جالبی در تکمیل شان بشنویم.
نوشته شده توسط محمد در بیست و هفتم بهمن 1385
مادر 5 ساله!!!!!!!!! ( مامان ترین اخبار و داستانها )
نوشته شده توسط محمد در بیست و هفتم بهمن 1385
axatye toooopppp ( مامان ترین اخبار و داستانها )
احمدی نژاد خوابه




نوشته شده توسط محمد در بیست و سوم بهمن 1385
يه عکس خفن ( مامان ترین اخبار و داستانها )
این عکس جالب که میبینید، ظاهراً مربوط است به مسابقات جهانی ریاضی که یک پسر ایرانی و یک دختر اسراییلی برندهی آن شدهاند. به چهرهی موجه آقا پسر نگاه کنید که بندهخدا انگار بدجوری دستپاچه شده (یا شاید هم ترسیده؟) که این دختر خانم تنومند! اسراییلی کنارش ایستاده!
نوشته شده توسط محمد در نوزدهم بهمن 1385
ناصر عبداللهی» را به قتل رساندهاند ( مامان ترین اخبار و داستانها )
امروز اخباری داریم از مراسم تشییع جنازه مرحوم ناصر عبداللهی و ادعای
یکی از سخنرانان حاضر در مراسم تشییع جنازه مبنی بر به قتل رساندن
استاد جوان ناصر عبداللهی که متاسفانه خیلی زود از میان ما رفت...
نوشته شده توسط محمد در سی ام دی 1385
تام کروز در مسابقه مرگ ( مامان ترین اخبار و داستانها )

نوشته شده توسط نیما در دوازدهم دی 1385
:: جايزه بهترين گوشي سال تعلق مي گيرد به، اينها ( مامان ترین اخبار و داستانها )
سال 2006 را بايد سال رقابت شرکت هاي سازنده تلفن همراه براي زيباتر شدن ناميد. از آن هنگامي که موتورولا موبايل هاي کمر باريک خود را به بازار فرستاد و با استقبال کاربران مواجه شد، بقيه شرکت ها نيز به تکاپو افتادند تا موبايل هاي کمر باريک يا به اصطلاح تخته يي بسازند. همين رقابت باعث شد تا ال جي گوي سبقت را از ديگر رقبا ببرد و تلفن همراهش به موبايل شکلاتي معروف شود. در مسابقه زيبايي مساله رنگ هم اهميت پيدا کرد. بنابراين تلفن هاي همراه با رنگ هاي زرد، صورتي، آبي و قرمز به بازار آمدند. آنچه اکنون به سليقه رايج بازار تلفن همراه تبديل شده(مد شده) موبايل هاي تخته يي با رنگ هاي شاد است. علاوه بر اين کيفيت تصويربرداري تلفن همراه مورد اهميت قرار گرفته است و کاربران به دنبال دوربيني هستند که از کيفيت تصويربرداري بهتري برخوردار باشد. همچنين به کارگيري فناوري هاي GPS و Wi-Fi(اينترنت بي سيم) در تلفن همراه رايج شد و امکان دانلود حجم بيشتري از محتوا پديد آمد. گوشي هاي نسل سوم سوني اريکسون و نوکيا ، دوربين هاي 3 و5 مگاپيکسلي پيدا کردند. در زمينه کيفيت عکس هاي گرفته شده گوشي هاي K800i و N73 محبوب شدند. در سال 2006 موبايل هاي داراي ويندوز نيز مورد استقبال قرار گرفتند. موبايل هايي که به آنها رايانه هاي جيبي مي گويند. شبکه هاي ارتباطي موبايل شرکت هاي Telstra و Vodafone به پيشرفت هاي بسيار مهمي دست يافتند و اکنون در آستانه سال 2007 يک شايعه بازار تلفن همراه را داغ کرده است. قرار است شرکت اپل با ساخت iPod phone که ترکيبي از تلفن همراه و آيپاد است به بازار تلفن همراه بيايد. سايت مشهورCNET در مطلبي بهترين تلفن هاي همراه سال 2006 را معرفي و بررسي کرده است.
بهترين تلفن همراه از لحاظ کيفيت دوربين
سوني اريکسون K800i به دليل کيفيت عکسبرداري و کاربري آسان به عنوان يکي از بهترين تلفن هاي همراه انتخاب شده است. اين تلفن همراه داراي شاتر پرسرعتي است که مي توان به سرعت از يک سوژه پشت سر هم عکس گرفت.
بهترين طراحي مبتکرانه
ال جي KG800 که به شکلات معروف است بسياري را به تقليد واداشت. اين شرکت تصميم گرفته که با رنگ هاي متنوع تر اين گوشي را دوباره به بازار بفرستد. اين گوشي هم اکنون در ايران و ساير کشورهاي جهان مورد استقبال قرار گرفته است.
بهترين گوشيslide
کساني که گوشي هاي تاشو و جمع و جور را مي پسندند از گوشي سامسونگ D900 بسيار استقبال کردند. مزيت گوشي هاي تاشو اين است که صفحه نمايش هميشه کمترين آسيب را مي بيند. اين گوشي از دو قسمت تشکيل شده و يک قسمت بر روي قسمت ديگري مي لغزد.
نماينده گوشي هاي نسل آينده؛
گوشي هاي Telstra hiptop2 را مي توان جزءگوشي هاي نسل آينده شمرد. با اين گوشي کاربرپسند به راحتي مي توان آف لاين هاي مسنجر را چک کرد، اي ميل فرستاد و در اينترنت وبگردي کرد. اين گوشي با استقبال بي نظير جوانان و کساني که به دنبال يک تلفن همراه همه کاره مي گشتند روبه رو شد و همين روزها (کريسمس) بسياري ترجيح مي دهند تا اين تلفن همراه را به عنوان کادوي کريسمس به يک جوان هديه بدهند.
کارايي بالا و سرعت عمل در وبگردي باعث شده تا اين گوشي مورد توجه کارشناسان قرار گيرد. آنها مي گويند گوشي هاي نسل آينده چيزي شبيه به اين است.
بهترين گوشي براي تاجران
گوشي BlackBerry8700 مورد توجه تاجران و کساني که با بازار و اقتصاد سروکار دارند قرار گرفت. با اين گوشي حرفه يي هاي بازار مي توانند تغييرات بازار سهام را ببينند. خريدوفروش کنند و در حساب هاي بانکي خود پول بريزند و برداشت کنند.
بهترين گوشي از لحاظ طراحي
گوشي سوني اريکسون Z610i يک گوشي بسيار زيباست که هر کسي مي خواهد طبق مد رفتار کند بايد حتماً يکي از اين گوشي ها را داشته باشد. اين گوشي از سري گوشي هاي نسل سوم در تابستان امسال به بازار آمد و به سرعت مورد توجه خانم هاي جوان قرار گرفت. البته اگر براي شما عکسبرداري و فيلمبرداري مهم است سراغ اين گوشي نياييد.
باريک اندم ترين گوشي
موتورولا با فرستادن Motorola SLVR L7 نشان داد که توليد گوشي هاي باريک اندام و کمرباريک را مورد توجه قرار داده است. اين گوشي به عنوان لاغراندام ترين گوشي سال 2006 انتخاب شده است. اين گوشي خيلي شيک براي کساني که به گوشي هاي کلاسيک اما مدرن علاقه مندند بسيار مناسب است اين گوشي در عين اينکه طراحي ساده يي دارد اما بسيار زيباست.
پر زرق و برق ترين گوشي
کساني که مي خواهند با زيبايي گوشي خود به ديگران پز دهند يک دستگاه موتورلا RAZRV3i D&G مي خرند. اين گوشي تخت با رنگ هاي متنوع، زيبايي خيره کننده يي دارد و خانم ها از رنگ هاي صورتي و طلايي آن بسيار استقبال کرده اند.
بهترين پخش کننده MP3 و رقيب آي پاد
اگر يک گوشي را بخواهيم به عنوان رقيب آي پاد انتخاب کنيم بايد گوشي سوني اريکسون W810i را معرفي کنيم چرا که فقط اين گوشي با توان پخش بالا مي تواند رقيب آي پاد شود. اين گوشي فضاي بسيار زيادي دارد که مي توان براي ذخيره عکس و موسيقي از آن استفاده کرد.
بهترين بلک بري
بلک بري ها ابزارهاي قابل حملي هستند که از سال 99 به وسيله شرکت RIM ساخته شدند و توانايي هايي مانند دريافت و ارسال ميل و فکس ، مرور صفحات اينترنت و تماس هاي تلفني دارند. گوشي BlackBerry Pearlت8100 جزء گوشي هاي نيمه رايانه محسوب مي شوند.
بهترين گوشي از لحاظ دريافت و ارسال اي ميل
گوشي Nokia E 61 اگرچه جزء گوشي هاي بلک بري نيست و نمي توان استفاده فراواني از آن به جاي رايانه کرد اما خيلي راحت مي توان با آن اي ميل دريافت کرد.
مقاوم ترين گوشي
گوشي نوکيا 5500 جزء گوشي هاي سخت جان است. کساني که به گوشي هاي اسپورت علاقه دارند، اين گوشي را انتخاب مي کنند چون بسيار محکم است و هنگامي که زمين مي خورد، نه مي شکند و نه مشکلي پيدا مي کند.
بهترين گوشي با قابليت جي پي اس
گوشي Mio A701 براي جهانگردان و کساني که مي خواهند به جاهاي ناشناخته سفر کنند بسيار مناسب است. اين تلفن همراه علاوه بر قابليت هاي معمول به سيستم GPS هم مجهز است. با GPS مي توان وضعيت آب و هوا را بررسي و همچنين از نقشه هاي مسيرياب آن براي پيدا کردن راه مناسب استفاده کرد. البته اکنون در بسياري از کشورهاي پيشرفته جهان از GPS در شهرها نيز استفاده مي کنند. به طور مثال مسير نزديک ترين پمپ بنزين، تعميرگاه و يا ايستگاه قطار را مي توان سوال کرد و مسير پيشنهادي را دنبال کرد. دقت مکان يابي اين سيستم در حد چند متر است، که بسته به کيفيت گيرنده تغيير مي کند. اين گوشي در ميان گوشي هاي همطراز خود از کيفيت گيرندگي بهتري برخوردار است.
موبايلي که کاربران بيشترين مشکل را با آن داشتند
گوشي نوکيا 6280 با تبليغاتي پرسروصدا وارد بازار شد و چشم ها را خيره کرد. صفحه شفاف، عملکرد بالاي استفاده از دوربين باعث شد تا اين دوربين از ساير دوربين هاي سال متمايز شود. اما کاربران براي ديدن صفحات اينترنتي با مشکل مواجه شدند و همين مساله يک نقطه ضعف بزرگ براي اين دوربين به شمار آمد.
مايوس کننده ترين گوشي سال
گوشي Nokia N91 از جمله گوشي هاي نسل سوم است که دو گام به جلو در نحوه عملکرد گوشي و يک گام به عقب در طراحي گوشي بود. بسياري از کارشناسان معتقدند که اين گوشي جذابيتي براي کاربران ندارد و طراحي اين گوشي با اين اندازه و اين حجم بسيار مايوس کننده است.
بيشترين انتظار براي سال 2007
گوشي Nokia N95 از سري گوشي هاي نسل سوم که نظر کارشناسان را به خود جلب کرده است. کيفيت بالاي فيلمبرداري، قابليت استفاده ازGPS ، دوربين 5 مگاپيکسلي براي عکسبرداري و اتصال به اينترنت بي سيم از جمله ويژگي هاي مثبت اين گوشي است
نوشته شده توسط نیما در دوازدهم دی 1385
محسن چاوشی خداحافظ ( مامان ترین اخبار و داستانها )
خداحافظي محسن چاووشي از موسيقي / بازار سوء استفاده از نام محسن چاووشي همچنان داغ است

خداحافظي محسن چاووشي از موسيقي
محسن چاووشي دوباره به هم ريخته است . اين خواننده جوان و محبوب که هنوز نتوانسته آلبوم مجازي را به بازار پاپ روانه کند ، مي گويد که ديگر قصد خواندن ندارم و مي خواهد با موسيقی پاپ خداحافظي کند! محسن در اين باره مي گويد : ((وقتي که به من مجوز نمي دهند ، خواندن من فايده اي ندارد ! باور کنيد فقط در حال هزينه کردن هستم و هيچ پولي بابت کارهايم دريافت نکرده ام . تصميم گرفته ام ديگر نخوانم و مطمئن باشيد کار جديدي از من نخواهيد شنيد . اگر هم احيانآ کاري از من به گوش علاقه مندان پاپ رسيد ، بدانيد که از گذشته بوده است . در هر صورت آلبوم "متاسفم" آخرين کار من در بازار پاپ است . )) نمي دانم چرا چنين تصميمي گرفته اما در هر صورت اميدوارم اوضاع موسقي پاپ ما سر و ساماني بگيرد تا همه اين گونه دلزده نباشند .
منبع : مجله همدل - شماره ۱۱
نوشته شده توسط محمد در هفدهم آذر 1385
دستگيری زهره تقلبی ! ( مامان ترین اخبار و داستانها )
| ||
نوشته شده توسط محمد در هفتم آذر 1385
کودکی با وجود عبور 2میلگرد از گردنش،معجزه آسا از مرگ نجات یافت ( مامان ترین اخبار و داستانها )
کودکی با وجود عبور 2میلگرد از گردنش،معجزه آسا از مرگ نجات یافت
ايران اکونوميست:عکسی که میبینید مطعلق به کودکی است که 2 میلگرد از گردن اون وارد بدنش شده و از گیج گاهش خارج شده ! ولی به لطف خدا این کودک جان سالم بدر برد ....ا


نوشته شده توسط محمد در چهارم آذر 1385
دختر ۱۶ ساله در دام ۷ مرد خبیث ( مامان ترین اخبار و داستانها )

نوشته شده توسط نیما در بیست و ششم آبان 1385
چند تا خبر تقریبا داغ از اینترنت اکسپلورر7 ( مامان ترین اخبار و داستانها )
اینترنت اکسپلورر 7: بیش از 3 میلیون دانلود در 4 روز
امروز براتون یه چند تا خبر تقریبا داغ از اینترنت اکسپلورر7 گذاشتم که امیدوارم خوشتون بیاد.این پست 3 بخش داره به نام های :
اینترنت اکسپلورر 7: بیش از 3 میلیون دانلود در 4 روز
اینترنت اکسپلورر 7 در اولین تست امنیتی ناکام شد
مبارزه ی مرورگرها ؛ اینترنت اکسپلورر 7 در برابر فایرفاکس 2
وبلاگ رسمی مرورگر اینترنت اکسپلورر؛ تنها پس از گذشت 4 روز از انتشار نگارش هفتم مرورگر شرکت مایکروسافت بیش از 3 میلیون نفر در سراسر دنیا این برنامه را دانلود و نصب کردند. از شما متشکریم! (اگر هنوز جزو این 3 میلیون کاربر نشده اید هنوز فرصت باقی است.)
پیش بینی ما آن است که آمار دانلود Ie 7 طی هفته های آینده سیر صعودی خود را حفظ خواهد کرد و پس آن می توانیم برای افرادی که موفق به دریافت آن نشده اند از طریق بروز رسانی خودکار ویندوز وارد عمل شویم. اگر می خواهید وب سایت خود را با مرورگر Ie 7 تست نمایید به شما پیشنهاد می کنیم از نرم افزاری که چند هفته قبل معرفی کردیم استفاده نمایید.
همزمان با ارائه Ie 7 کارهای جالب دیگری نیز انجام داده ایم، بطور مثال راه اندازی برنامه های رادیویی با موضوع اینترنت اکسپلورر و یا راه اندازی تابلوهای تبلیغاتی (Billboards) متحرک که قرار است در سطح 10 شهر بزرگ آمریکا بچرخند. عکس این تابلوهای متحرک را در زیر می بینید.

منبع خبر: نقل از Bink
اینترنت اکسپلورر 7 در اولین تست امنیتی ناکام شد
به نظر می آید مرورگر جدید شرکت مایکروسافت اینترنت اکسپلورر 7 (Internet Explorer 7) که در تاریخ 18 اکتبر برای استفاده در ویندوز
XP ارائه شد در نخستین آزمایش امنیتی خود ناموفق عمل کرده است.
در گزارشی که موئسسه امنیتی "Secunia" در روز 19 اکتبر منتشر ساخت خاطر نشان شده است، نسخه ی طلائی مرورگر مایکروسافت در حالی به کاربران ارائه شده است که بدلیل وجود نواقص امنیتی می تواند منجر به حملات از نوع (spoofing attacks) شود.
علت بوجود آمدن این آسیب پذیری اشکالی است که در قسمت مدیریت لینک ها (URLs) و در فرمان "mhtml:" وجود دارد. کارشناسان Secunia هشدار می دهند با تهیه یک کد مخرب (exploite) برای این قسمت می توان اسناد موجود در یک وب سایت را به رایانه کاربر منتقل نمود در حالیکه او از این امر اطلاعی ندارد.
پیش از این وجود چنین آسیب پذیری در ماه آپریل نیز گزارش شده بود اما مایکروسافت آنرا هرگز برای اینترنت اکسپلورر 6 برطرف نساخت و اکنون نسخه جدید اینترنت اکسپلورر 7 را منتشر نموده است.
هرچند که امکان نوشتن کد مخربی که بتواند از این آسیب پذیری برای مقاصدی همچون حملات spoofing و یا phishing استفاده نماید تقریبآ ناممکن خوانده می شود اما افراد سوء استفاده کننده می توانند هنگامی که کاربر قصد مشاهده یک سایت را دارد سایتی مشابه با آنرا به او نشان دهند و سپس از این طریق به فریب وی بپردازند.
منبع خبر: نقل از MS-Wach
مبارزه ی مرورگرها ؛ اینترنت اکسپلورر 7 در برابر فایرفاکس 2
کنون زمان آن فرا رسیده است تا اینترنت اکسپلورر 7 را به جان موزیلا فایرفاکس 2 بی اندازیم تا در یک نبرد خونین شاهد کشته شدن یکی توسط دیگری باشیم!
در تیم آبی ما شاهد مرورگری به نام اینترنت اکسپلورر 7 (Internet Explorer 7) هستیم که از طرف مایکروسافت به میدان آمده است. انتظارات بسیار
زیادی از این مرورگر پرسابقه وجود دارد. این مرورگر در پیش روی خود دو حریف جوان و کم تجربه را می بیند که ادعای امنیت بیشتر و داشتن ایده های جدید را می کنند. نام این رقبا "فایرفاکس" و "اپرا" است. اما اینترنت اکسپلورر جدید قول داده است به واسطه داشتن محیط ظاهری جدید، نمایش صفحات وب در Tab، بهبود روش جستجو و ایمنی بیشتر آنها را شکست سختی خواهد داد.
و اما تیم قرمز به مدیریت موزیلا که بواسطه کد باز بودن از محبوبیت مردمی نیز بخوردار است با فایرفاکس 2 (Firefox 2) به میدان مبارزه آمده است. نسخه های قبلی این مرورگر، واقعآ اینترنت اکسپلورر 6 را تا حد مرگ شکست داده بودند. آخرین نسخه علاوه بر آنکه شامل یک محیط ظاهری جدید شده است، دارای یک غلط یاب املائی، بازخوانی مجدد Session ها است و به آسانی می توان بین صفحات آن جابجا شد.
خب تمام مواردی که نام برده شد بر روی کاغذ عالی هستند اما ببینیم در عمل چگونه است؟ و قرار است ما با کدام مرورگر زندگی کنیم!
راند اول: طراحی
در زمینه طراح هیچ یک از دو مرورگر برتری خاصی نسبت به دیگری ندارد. بطور مثال، در طراحی مرورگر Ie 7 بیش از صدها آیکون کوچک جدید بکار رفته است که ظاهر برخی از آنها اصلآ بیانگر عملی که انجام می دهند نیست. هچنین بصورت پیش فرض پس از نصب مرورگر در قسمت نوار ابزار، نوار ابزار (Windows Live Toolbar) قرار می گیرد که در آن لینکهایی مانند لینک به مجله "Rolling Stone" و یا سایت دانلود موسیقی "Rhapsody music" دیده می شود. تنها خاصیت این لینک ها از بین بردن فضای دید کاربر است. مکان قرار گیری منوی فایل (File Menu bar) در بدترین وضعیت خود است هرچند که می توان آنرا با نگه داشتن دکمه ALT به جای قبلی اش باز گرداند اما این کار باعث بهم ریختن تنظیمان نوار آدرس (Address Bar) می شود و آنوقت خدا به شما رحم کند!
طراحی فایرفاکس 2 در یک کلام، ساده و مفید است. منوی فایل (File Menu) مانند همیشه در سمت راست قرار گرفته است. در این منو دکمه هایی مانند بازگشت به عقب (back)، حرکت به جلو (forward)، بارگزاری مجدد صفحه (refresh) و آیکون خانه (home) قرار دارند به اضافه ی چند دکمه ی مفید دیگر که با آنها می توانید اخبار سایتها را از طریق RSS دریافت کنید.
برنده: فایرفاکس 2
هر دو مرورگر Ie 7 و Firefox 2 از اینکه شما طراحی آنها را به سلیقه خود تنظیم کنید استقبال می کنند اما مرورگر موزیلا در این زمینه کاملآ سخاوتمندتر است بنابراین در راند نخست پیروزی با فایرفاکس 2 است.
راند دوم: کارآمد بودن
در حقیقت نسخه جدید Ie 7 بدلیل استفاده از Tab ها به حریم فایرفاکس پا نهاد. پیش بینی می شد عملکرد Tab ها در اینترنت اکسپلورر همانند فایرفاکس باشد اما برنامه نویسان مایکروسافت ایده های فایرفاکس را گرفتند و با خلاقیت خود به آن قابلیتی به نام (QuickTabs (Ctrl+Q افزودند. این ویژگی که می توان به آن صفت "فوق العاده" را داد به شما این امکان را می دهد تا در کنار هر Tab باز شده، یک تصویر کوچک از محتوای آن صفحه وب را مشاهده کنید. در حالیکه در فایرفاکس 2 شما بر اساس لینک Tab مجبور خواهید بود تا محتوای صفحه وب درون آنرا حدث بزنید. همچنین در Ie 7 شما دارای گزینه ای جدید با نام "Favorites Centre" هستید که در آن علاوه بر لینک های Favorite ، لینک های RSS و History نیز بصورت یکجا وجود دارند.
درحالیکه در فایرفاکس 2 خلاء وجود Quick-Tabs احساس می شود موزیلا در دو طرف منوی Tab ها (سمت راست و چپ) نشانگرهای جدیدی قرار داده است. به وسیله این نشانگر ها (Arrows) شما می توانید به آسانی بین Tab ها رفت و آمد (Navigate) کنید اما اگر به Tab شماره 288 رسیدید آنگاه اوضاع کمی گیج کننده خواهد شد. فایرفاکس 2 دارای دو قابلیت تفننی نیز شده است یکی غلط یاب املائی که در فرم ها فعال می شود و دیگری امکانی که برای شما حدث می زند در گوگل بدنبال چه چیزی هستید. در تکمیل موارد ذکر شده می توان به پشتیبانی از عنوان های زنده (Live Tiltes) نیز اشاره داشت. در عنوان زنده که (microsummary) نیز خوانده می شود هنگام افزودن یک صفحه وب به Bookmark شما می توانید انتخاب کنید که آیا microsummary ها در عنوان صفحه نشان داده شوند و یا خیر. در قابلیت microsummary می توان در کنار عنوان صفحه اطلاعات جانبی دیگری نیز نشان داده شود.
برنده: اینترنت اکسپلورر 7
هرچند که استفاده از microsummary ها در فایرفاکس 2 جذاب به نظر می آیند اما در حال حاضر تعداد بسیار اندکی از سایت ها از این امکان استفاده می کنند. همچنین امکان حدس زدن خواسته های کاربر در هنگام جستجو امری خوشایند است ولی هنوز نیاز به کار بیشتری دارد. در نهایت قابلیت Quicktabs در اینترنت اکسپلورر 7 باعث می شود این راند متعلق به این مرورگر شود. اگر زمانی Tab مورود نظر خود را گم کردید این گزینه کمک فراوانی به شما خواهد کرد. آفرین مایکروسافت!
راند سوم: کارکرد
کارکرد (Performance) یک مرورگر همواره از مواردی است که بررسی آن سخت می باشد. هرچند که Ie 7 در هنگام بارگزاری صفحات وب از رقیبان خود تنبل تر است اما این مرورگر پشتیبانی خوبی از تمام صفحات وب به عمل می آورد. در صورتیکه وب سایت شما با نسخه های قدیمی تر Ie مشکلی نداشته باشد با Ie 7 نیز هیچ مشکل خاصی برای شما پیش نخواهد آمد.
فایرفاکس با وجود آنکه سریع تر است اما گهگاه دیده می شود که در هنگام نمایش یک سایت با مشکل مواجه می گردد. اگر بخواهید با فایرفاکس در سایتی مانند launch.com به آهنگهای مورد علاقه خود گوش کنید این امر نیازمند دانلود نمودن ActiveX به عنوان Plug-In است که خود امری وقت گیر و کسل کننده می باشد.
برنده: اینترنت اکسپلورر 7
به نظر می آید Tab ها در Ie کندتر باز می شوند اما این خود یک دلیل آشکار دیگر را دارد و آن سرعت اتصال شما به اینترنت است. با توجه به این واقعیت که مدیران برخی سایتها از فایرفاکس دل خوشی ندارند و طراحی سایت خود را با آن هماهنگ نمی کنند بنابراین ما دست Ie 7 را به عنوان برنده در این راند بالا می بریم.
راند چهارم: انعطاف پذیری
در این زمینه اینترنت اکسپلورر سالها است که حرفی برای گفتن ندارد. همه ما بخوبی می دانیم یکی از ایرادهای این مرورگر نداشتن اضافه شونده ها (Extentions) است. هرچند که تعداد اندکی Extention برای اینترنت اکسپلورر ساخته شده است اما پیشنهاد می کنیم بدلیل آنکه این برنامه ها از طرف مایکروسافت تائید نشده اند و ریسک امنیتی مرورگر شما را بالا می برند از استفاده نمودن آنها خودداری کنید.
فایرفاکس 2 آنچه را نیاکانش برای او باقی گذاشته اند بخوبی دنبال می کند. می توان گفت تعداد Extention های فایرفاکس امروز به حد افراطی زیاد شده است بگونه ای که شما امروز Extention ی را نصب می کنید و روز بعد Extention دیگری بهتر از آن ایجاد می شود. فایرفاکس دارای Extention هایی است که برای شما فایل های سایت YouTube را دانلود می کنند، بر روی صفحه یادداشت می نویسند و یا حتی صفحات وب را با استفاده از هسته اینترنت اکسپلورر نمایش می دهند. امکاناتی عجیب ولی واقعی!
برنده: فایرفاکس 2
در رابطه با اعلام برنده ی این راند اعتراض خاصی وجود ندارد. به فایرفاکس 2 خسته نباشید می گوییم برای فراهم آوردن Extention هایش و بخصوص Extention عجیب و غریبی که می توانستد سایت ها را با Ie باز کند.
راند پنجم: امنیت
مایکروسافت می گوید امنیت مرورگر Ie 7 عالی شده است. بدلیل ترکیب سیستم ضد فریب (anti-phishing)، با این مرورگر شما به آسانی در هر سایتی که خواستید شماره کارت اعتباری خود را وارد کنید اگر خطری شما را تهدید کند مرورگر بلافاصله با نمایش یک آلارم به شما هشدار می دهد. با این وجود برای حصول به ایمنی کامل از دست ما کاری بر نمی آید اما بسیاری از نقص ها نسبت به Ie 6 برطرف شده اند. متاسفانه هکرها هر روز چه به قصد تفریح و یا به قصد سوء استفاده دست به گسترش کدهای مخرب، تروجان و ویروس های جدید می زنند.
فایرفاکس 2 نیز همین رجز خوانی ها را می کند با این تفاوت که در این مرورگر تمام اطلاعات شخصی شما برای در امان ماندن، در یک چشم به هم زدن پاک می شوند. تاریخ نشان داده است افرادی که از مرورگر موزیلا استفاده می کنند کمتر در معرض خطر حملات کرم های اینترنتی (Malware) واقع شده اند. اما این مرورگر نیز نگرانی های امنیتی خود را دارد.
نظر داوران: مساوی
ما می دانیم که نسخه های گذشته اینترنت اکسپلورر همواره از نقص های امنیتی گوناگون رنج برده اند اما چه کسی می تواند ادعا کند که با افزایش محبوبیت فایرفاکس دردسرهای امنیتی آن نیز بیشتر نشود. به عقیده ی ما در حال حاضر بدلیل نو پا بودن هر دو مرورگر قضاوت در رابطه با امنیت آنها امری غیر ممکن است. بنابراین در این رابطه ترجیح می دهیم "مساوی" اعلام کنیم.
و اما برنده نهایی ...
در مجموع هر یک از مرورگرها توانستند دو راند را از آن خود کنند و هنوز راندهای بسیار دیگری را برای مبارزه در پیش روی دارند. شاید به عقیده ی برخی کاربران قابلیت Quicktabs در Ie 7 این شایستگی را برایش به وجود می آورد که دست آن به عنوان برنده بالا رود و به عقیده ی برخی دیگر سرعت بارگزاری صفحات توسط فایرفاکس آنرا برنده خواهد کرد. بررسی های ما نشان می دهد منصفانه ترین رای "تساوی" است. شما چه فکر می کنید؟
منبع خبر: CNet
نوشته شده توسط نیما در بیست و پنجم آبان 1385
زن مبدل زهره فردا محاکمه ميشود ( مامان ترین اخبار و داستانها )
سلام دوستان
چند روز پیش اخباری درباره دستگیری زهره تقلبی از دی جی تتو
Djtatu
پخش شد !
و اما امروز ....
خبر جدید !
زن مبدل خانم ابراهیمی به تمامی کارهای خود اعتراف کرده است و فردا در شعبه ۲ دادگاه قضایی تهران محاکمه خواهد شد. رییس پلیس تهران:خانوم سکینه.م متولد ۶۱.۳.۱۳ تهران میباشد وی که ۲سالی است که از خانه ی پدری خود متواری شده است به خاطره پول و البته با فریب نقش اول این داستان (علی معروف به قشو) تن به این کار نا جوانمردانه داده است و البته از این عمل خود اظهار ندامت میکند و همه ی ماجرا را اعتراف کرده است
نوشته شده توسط نیما در بیست و چهارم آبان 1385
موبايل ضد آب هم آمد!!! ( مامان ترین اخبار و داستانها )
كمپاني سوني بلاخره تجهيزات تلفنهاي همراه ضد آب را ساخت.
در نمايشگاه اخير تجهيزات"وايرلس" در ژاپن شركت سازنده تلفن همراه سوني اريكسون اعلام كرد كه با ساخته شدن تجهيزات تلفن همراه ضد آب توسط شركت سوني اين تلفن با خاصيت ضد آبي به بازار عرضه خواهد شد.
اين تلفن كه از "بلوتوث" برخوردار نيست حتي در حالي كه در تانكري از آب غوطهور باشد به خوبي كار مي كند اما به خاطر نداشتن بلوتوث تنها در حالي كار مي كند كه شما نيز زير آب باشيد تا جواب تلفن را بدهيد.
كمپاني سوني اريكسون هنوز اطلاعات بيشتري از اين تلفن همراه و يا زمان عرضه جهاني اش اعلام نكرده و قيمت اين تلفن همراه نيز مشخص نشده است
نوشته شده توسط نیما در بیست و چهارم آبان 1385
بهترین های نیم سال اول 1385 سینمای ایران معرفی شدند ( مامان ترین اخبار و داستانها )
|
مهناز افشار، گلشیفته فراهانی، افسانه بایگان، پرویز پرستویی و محمدرضا گلزار - بهترین های نیم سال اول 1385 |
در پی نظرسنجی سایت « سینما نت » که از 3 مهر سال جاری به مدت نزدیک به پنجاه روز برگزار شد، کاربران سایت از میان فیلم های اکران شده در نیم سال اول 1385 در سینماهای تهران، بهترین ها را به تفکیک بهترین فیلم، بهترین بازیگر مرد و بهترین بازیگر زن برگزیدند که نتایج نهایی به صورت زیر می باشد:
/ بهترین فیلم: /
1 - کافه ستاره - 23 درصد آراء
2 - آتش بس - 23 درصد آراء
3 - به نام پدر - 21 درصد آراء
4 - هوو - 9.8 درصد آراء
5 - به آهستگی، باغهای کندلوس - 5.9 درصد آراء
/ بهترین بازیگر مرد: /
1 - پرویز پرستویی (به نام پدر) - 28.9 درصد آراء
2 - محمدرضا گلزار (آتش بس) - 28.2 درصد آراء
3 - حامد بهداد (کافه ستاره) - 165 درصد آراء
4 - حمید لولایی (چند میگیری گریه کنی؟) - 6.1 درصد آراء
5 - امین حیایی (شام عروسی) - 5.6 درصد آراء
/ بهترین بازیگر زن: /
1 - مهناز افشار (آتش بس) - 26.7 درصد آراء
2 - افسانه بایگان (کافه ستاره) - 24 درصد آراء
3 - گلشیفته فراهانی (به نام پدر) - 24 درصد آراء
4 - رویا تیموریان (کافه ستاره) - 9.4 درصد آراء
5 - مهتاب نصیرپور (به نام پدر) - 5.7 درصد آراء
نوشته شده توسط نیما در بیست و سوم آبان 1385
متهم پرونده بازیگرسریال نرگس دستگیرشد ( مامان ترین اخبار و داستانها )
|
| ||
|
»منابع آگاه ازدستگیری متهم پرونده انتشارفیلم منتسب به هنرپیشه سریال نرگس خبردادند. بگزارش البرزمتهم اصلی این پرونده پس ازانتشاراین تصاویرکه توسط CD وبرخی سایتهای اینترنتی پخش به دبی متواری شده بود. این گزارش می افزاید: پس ازتشکیل پرونده توسط پلیس امنیت پایتخت موضوع به پلیس بین الملل (اینترپل) برای بازدداشت گزارش شد. اینترپل بزودی فرددستگیرشده را تحویل پلیس ایران خواهددادتاروندقضایی روی این پرونده وی به اجرادرآید. این مردمتهم به تصویربرداری به قصدانتشار,تکثیروتوزیع سی دی های فیلم خصوصی زهراامیرابراهیمی بازیگرجوان سریال نرگس است . فیلمبرداری به قصدتولیدباتوجه به تصاویرمنتشره ازسوی این متهم تقریبایقینی شده ولی وی درخصوص تکثیروتوزیع این فیلم متهم بوده وموضوع هنوزبه اثبات نرسیده است . پرونده قضایی این ماجرا دراختیارقاضی مرتضوی دادستان تهران است . |
نوشته شده توسط نیما در نوزدهم آبان 1385
::..::··:: جسد منتسب به زهرا اميرابراهيمي در پزشکي قانوني تهران! ( مامان ترین اخبار و داستانها )
با آغاز فيلم نرگس در صداي و سيماي جمهوري اسلامي و جذابيت زياد آن پس از گذشت مدتي کوتاه جايگاه خاصي بين خانواده هاي ايراني پيدا کرد. شخصيت هاي اين داستان هريک معنايي مجزا براي خود داشتند.
اما در اين ميان شخصيت "زهره" بعلت نقش آفريني جالب و چهره ي جذاب طرفداران ويژه خود را يافته بود تا اينکه فيلم مبتذل منتسب به وي انتشار پيدا کرد.
مدتي است فيلم پورنوي منتسب به زهرا امير ابراهيمي "زهره شوکت" جنجال فراواني به پا کرده است. در اين ميان فيلم ها و عکس هاي زيادي از طريق اينترنت و سي دي بين مردم رد و بدل مي شود که مربوط به همين داستان است.
روزهاي ابتدايي کمتر کسي فکر مي کرد که تصاوير و فيلم ها مربوط به اين شخص باشد. ولي متاسفانه با اوج گرفتن اين داستان در اينترنت و خبرهاي ضد و نقيض از گوشه و کنار اين شاعبه رنگ و بوي حقيقي تري به خود گرفت.
اخباري که در سايت هايي مانند هفت روز و شهروند مبني بر مصاحبه با امير ابراهيمي و جعلي خواندن فيلم از سوي او منتشر گرديده هنوز صحتش به تاييد هيچ خبرگزاري رسمي نرسيده است. در اين سايت ها به نقل از وي گفته شده بود كه او ضمن تکذيب و جعلي خواندن اين فيلم تاکيد نموده از منتشر دهندگان آن شکايت كرده است!

اين تصوير در فيلم مذکور ، تصويري است که بيشترين شباهت را با زهرا امير ابراهيمي دارد.
پس از چند روز شايع شد امير ابراهيمي خود کشي کرده است.
جام جم اينگونه مساله را بازگو مي کند:
ابتدا گفته شد اين مساله صحت ندارد...
محمد تورنگ رئيس مركز اطلاعرساني نيروي انتظامي تهران بزرگ در گفتوگو با فارس گفتن خبر افزود: اين هنرپيشه زن هماكنون در سلامت كامل است و خبر خودكشي او هنگام بازجويي ماموران صحت ندارد.
سپس برخي خبرگزاري ها از خود کشي نا فرجام وي خبر دادند!
بنا بر به گزارش خبرنگار اجتماعي فارس، از سوي منابع غير رسمي ، يكي از هنرپيشههاي زن سريال نرگس صبح ديروز هنگام تحقيق ماموران اقدام به خودكشي كرده است كه بلافاصله به بيمارستاني در شمال تهران منتقل شده است.
روز 10 آبان خبر ديگري بر روي تلکس ها مخابره شد!
جسد منتسب به زهرا اميرابراهيمي در پزشکي قانوني تهران!
به گزارش عصرايران- جسد يک زن که گفته مي شود "زهرا اميرابراهيمي" بازيگر نقش "زهره" در سريال "نرگس" است صبح امروز به پزشکي قانوني تهران منتقل شد.
يک منبع مطلع در پزشکي قانوني با اعلام اين مطلب به خبرنگار عصرايران گفت: هم اکنون گروه هاي تخصصي بر روي علت مرگ اين زن در حال تحقيق هستند ولي احتمال قوي آن است که وي شب گذشته (9 آبان) خودکشي کرده است.
اين منبع مطلع همچنين به خبرنگار ما گفت: البته، هنوز دقيقا معلوم نيست که جسدي که به پزشکي قانوني منتقل شده، اميرابراهيمي است يا خير و حتي امکان دارد، جسد متعلق به فردي باشد که شبيه او بوده و در آن فيلم غيراخلاقي ايفاي نقش کرده است.
يک مقام آگاه در اين باره گفت: امير ابراهيمي خودکشي کرده ولي نمرده است.
امروز شنيده مي شود...
نيروهاي انتظامي بررسي اين پرونده را در دستور کار خود قرارداده و زهرا اميرابراهيمي را براي بازجويي فراخوانده اند تا صحت و سقم اننتساب فيلم به وي مشخص شود. توزيع کننده فيلم مذکور فراري شده و پرونده نيز در دست بررسي است!
در حاليکه خبرهاي مختلفي همچنان در صدر اخبار مشاهده مي شود آيا بهتر نيست ما هم کمي به روي ديگر سکه يعني زهرا فکر کنيم! اگر ما جاي وي بوديم حاضر بوديم اينچنين مورد فشار روحي و رواني بي حد و حصر قرار گيريم؟ بر فرض که بازيگر اين فيلم خود او باشد. مگر در آنسوي دنيا بازيگران معروف در فيلم هاي سينماييشان به بازيگري صحنه هاي پرنو نمي پردازند؟! آيا اجتماع اينگونه با آنها برخورد مي کند؟ در حاليکه نه صحت اين فيلم تاييد شده و نه فيلمي رسمي بوده.
همچنين بدنيست بدانيم در دين مبين اسلام و ديگر اديان الهي گناه افترا و يا انتشار اينگونه تصاوير و فيلم ها بيش از عمل انجام شده است. پس بهتر است بيشتر مراقب اعمال خود باشيم.
در انتها براي بازيگر توانمند و آينده دار سينماي ايران آرزوي حيات و برونرفت از مشکلاتش را داريم.
نوشته شده توسط نیما در شانزدهم آبان 1385
::..::··:: پخش آهنگ مايكل جكسون از صدا و سيما ( مامان ترین اخبار و داستانها )
پخش آهنگ مايكل جكسون از صدا و سيما
شبكه سوم سيما ظهر پنجشنبه آهنگ مشهوري منتسب به مايكل جكسون، خواننده منحرف آمريكايي را پخش كرد.
آهنگ Give thanks to allah براي اولين بار پس از اذان ظهر در برنامه "پرستوي مهاجر" كه اختصاص به معرفي تازه مسلمانها دارد پخش كرد.
اگر چه مفهوم آهنگ مورد نظر تشكر به درگاه خداست، اما به عقيده صاحب نظران، اين خواننده فاسد آمريكايي تنها براي جلب نظر مسلمانان و معتقدين دين مسيحي اين آهنگ را اجرا كرده است و به نظر نميرسد وي اعتقاد چنداني به خدا داشته باشد
نوشته شده توسط نیما در شانزدهم آبان 1385
سايت آشيانه هک شد ( مامان ترین اخبار و داستانها )
سایت آشیانه بزرگترین گروه هکری ایران که بسیار در زمینه هک و امنیت فعال بود بالا خره هک شد
خوب خودتون که دیگه آشیانه رو میشناختید این همه سایتهارو هک کرد و این همه به سایت ها
هشدار میداد آخر و عاقبتش شد این مینونین برید اطلاعات کامل ترو از سایت آشیانه که الان در
دست گروه امنیتی کلاه سفید هستش دریافت کنید
هر چه بگندد نمکش میزنند وای بروزی که بگندد نمک
نوشته شده توسط نیما در شانزدهم آبان 1385
فيلم سكسي زهرا امير ابراهيمي يا همون زهره دختر شوكت ( مامان ترین اخبار و داستانها )
![]() |
ماه رمضون بود ... اولين بار سر يكي از كلاسهام از دهن يكي از شاگردام شنيدم ... همون لحظه فك ميكردم درست نباشه اما وقتي اونجوري مطمئن حرف ميزدن گفتم شايد ميكس با پريمير باشه ... خيلي حرف و حديث شنيدم از اينور و اون ور تا اينكه گفته هاي خود خانم ابراهيم آبادي رو خوندم ... همه متنش رو كپي كردم اينجا تا از زبون خودش بخونين ... |
من خودم تا اين لحظه حرفي پشت سرش نزدم اما بازم وقتي اين متن رو خوندم ناراحت شدم ... هممون مسلمونيم اما چرا الكي پشت سر ناموس يه مسلمون ديگه اين حرفائي رو كه هيچكدوم اطمينان نداريم رو ميزنيم .... خدا ميدونه ....
من تا حالا نديدم كسي بياد اون درجه شهرتش رو با يه فيلم پورنو خراب كنه .... حتي هنر پيشه هاي هاليوودي كه اين چيزا رو بد نميدونين هيچ وقت خودشونو ديگه انقد خراب نميكنن ...
خيلي از ماها هستيم كه مدام دونسته يا ندونسته اين ورچسب رو به اين بنده خدا ميزنيم ... تعريف فيلمش رو ميكنيم و حتي زحمت تكثير اونو هم ميكشيم و هر چه بيشتر ....
چيزي نگم بهتره ...
خودتون نوشته هاي خانوم امير ابراهيمي يا همون زهره دختر شوكت تو فيلم نرگس رو بخونين ...
پاييز امسال ، پاييزي تر از هر سال ، ابري و باراني.
گاهي آفتاب فقط براي يادآوري وجود فصل هاي ديگر از لا به لاي ابرها مي تابد. سكوتم دليل اعتقاد به شما نبود ، خود را باور داشتم. قصد من يادآوري هيچ فصلي نيست.
نور كافي نيست ؛ اما هنوز مي توان تجربه تلخي را با كساني كه آسمان دلشان ابري تر از آسمان خاكستري شهر ماست تقسيم كرد.
شايد اين شرح يك تجربه است.شايد اين يك شكايت است براي زهره شوكت و يا من مسوولي هستم با نام" زهرا اميرابراهيمي" براي دفاع از آن چه كه حتي به من مربوط نيست ؛ و شايد اين تلاشي بيهوده است براي حفظ حرمت يك انسان ، هنر و يا جامعه هنرمندان و شايد اين همه ، دلشوره ايست براي يك جامعه.
آن چه با عنوان هاي مختلف مثلاً فيلم غير اخلاقي زهره شوكت از نيمه ماه مبارك رمضان جزو تنقلات روي كرسي برخي محافل همكاران ، منازل دوستان ، شهروندان و شهرستانها شده است ، چيزي نيست جز تاييدي بر تلاش بيهوده فردي ما در عرصه هنر و برداشتن گام هاي بي ثمر در جهت رشد.
همه ما مي دانيم كه عدالت بدون قدرت هيچ است و قدرت بدون عدالت ، خشونت.
آري ؛ اين قدرت ، قدرت جمعي ِ برخي از همكاران و همنوعان عزيزي است كه به بي عدالتي و خشونت تبديل شد.خشونتي كه حتي مي توانيم با دست خودمان زهره شوكت را به خودكشي واداريم و يا اعدام و شايد هم بدتر...
پس براي دلداري دوستان ، آشنايان ِ خارج و داخل كشور و يا بهتر است بگويم براي آگاهيتان : هموطنان ، همكاران ، روزنامه عزيز ؛ زهرا اميرابراهيمي ( هنرپيشه مذكور به قول شما ) كه گويا تشابهي ظاهري دارد با شخص ديگري در فيلم غير اخلاقي كه در ماه مبارك رمضان دست به دست از نظرتان مي گذشت ( و تا كنون نيز هم ) ، در صحت و سلامت كامل به سر مي برد و خوشبختانه دليلي كافي براي خودكشي پيدا نكرده است و من زنده هستم ... هنوز.كساني كه با اين بي پروايي از بي حرمت كردن ديگران لذت مي برند ، در درجه اول انسانيت خودشان را با دست خود ، زودتر كشته اند.
نجابت برخي هموطنان را كه چه عرض كنم ... اما هميشه خدا را سپاس. ماه پشت ابر نمي ماند.بالاخره در اين روزهاي ابري ، قانون براي تكذيب اين شايعه و فاجعه از لاي ابرها تابيد.
جاي آن است كه تشكر و قدرداني كافي از توجه و پيگيري مستمر مسوولين قانون براي حفاظت از محارم و حيثيت و تكذيب اين شايعه بنمايم.انسانها ، متمدنين ، روشنفكران ، اشرفين مخلوقات و اي ديگران ؛ من اولين و آخرين نفري نخواهم بود كه شايعات و اكاذيبي اين چنين به او نسبت داده مي شود.
بار سنگين بي حرمتي و تهمت را بر دوش ، با دليل بي گناهي تحمل كرديم. از ما كه گذشت ، اما سوال اين است ؛ اگر هتك حرمت هايي نه براي آدمي كه مي شناسيد ، نه براي مثلاً زهره شوكت ، كه براي شخصي عادي اتفاق بيافتد چه بايد بكنيم؟
- بني آدم اعضاي يك پيكرند
بعضي وقتها بد نيست كه خودمان را جاي ديگري بگذاريم ( اين درس تمام اديان است ) دقيقاً جاي ديگري و نه فقط به رسم دلسوزي. من به خاطر شما ، خودم را جاي پدري مي گذارم كه هر روز چشمهاي غمگين دخترش را براي دلداري مي بوسد و شايد نمي فهميم كه در خلوتش و خودم را جاي مادري مي گذارم كه با شنيدن خودكشي جگرگوشه اش ممكن است همان لحظه قلبش را ببازد و خودم را جاي رفيقي مي گذارم كه شرمش را با غيرت مي خورد تا از حقي دفاع كند ...
گه گاهي خودم را جاي نارفيقان نيز مي گذارم ، شايد كه درس غيرت بگيرند و من خودم را جاي تمام وجود خودم نيز مي گذارم تا براي اثبات سلامتم ، جواب اين بي حرمتي ها را بر آيينه دلم ثيقل دهم.و نهايتاً جايم را به شما مي دهم فقط براي يك لحظه ....
از ما كه گذشت ....
ايستاديم ،
بي پروا ، مي روم و مي تازم در مرز بي خوابي و رويا ،
در محمل ريا ، چنان مي روم كه گويي نه پسي دارم و نه پيش و ، چه شگفت !
اين ريا ديگران با من همواره همراه و هم پايند
باور كرده اندكه حقيقت بيش از اين رياي من نيست
چگونه برهانم آنان را زين خيال اين تَوَهُم
تنها فغان من است
دلشان مي شكند! اگر بگويي
ببنديد چشمان بي شرمتان را! حوصله شان سر مي رود!
اگر بگويم باز نكنيد زبانتان را حتي براي دلسوزي من
كه آن من ، خود هيچ است و اين هيچ ، پر شده است از من
و در نهايت اين من ِ من است كه مي نماياند خود را
براي هيچ و اين من ،
تنها زهرا هزاران تكه شده است براي شما
زهرا امیر ابراهیمیآبان 1385
نوشته شده توسط نیما در چهاردهم آبان 1385
روشهای شکار شوهر توسط دخترها! ( مامان ترین اخبار و داستانها )
|
روش جوادی:
یه بار یه جایی که توی دید طرف باشه و بتونه با دو تا شلیک خودشو بهت برسونه یهو غش می کنی و ولو می شی کف زمین.پس از چند دقیقه هذیون گفتن راجع به اینکه پسر پسر اصغر قصاب اومده خواستگاریت اما تو نمی خواهی به اون شوهر کنی/ مثلا به ضرب آب قند به هوش می آیی و وقتی چشمت به طرف می افته یهو بغضت می ترکه و د گریه. وقتی خوب گریه هاتو کردی و پاشدی که بری طرف کلی اصرار میکنه که برسونت.اما از اون اصرار و از تو انکار.خلاصه راه می افتی که بری اما یجوری راه می ری که مطمئن بشی طرف می تونه تا خونتون تعقیبت کنه... تا اینجا تو کار خودتو کردی اما از اینجا به بعدش دیگه با اوس کریمه.
|
|
2- روش یاهو مسنجری: این روش اخیرا کاربرد زیادی پیدا کرده و عمدتا هم به خاطر اینه که لازم نیست مستقیم توی چشمای طرف نگاه کنی و این برای آماتورها هم کمک خبلی بزرگیه.از ایکونهای گوگولی مگولی هم می تونی برای رسوندن مفهوم استفاده کنی.اما بدیشم اینه که بعضی وقتها توی چت یه سو تفاهم هایی پیش می آد که خر بیار و باقالی بار کن!! نکته:این روش فقط وقتی کاربرد داره که مطلب بطور صریح ادا بشه اما به علت اینکه هیچ موجود اناثی اصولا این کاره نیست پس بهتره که اصلا قیدشو زد! 3-روش بچه خر خونی: همون داستان جزوه و این که خودت واردی. نکته:متاسفانه از اونجایی که مجموع دو متغیر زیبایی و خر خونی در مورد دختر جماعت همیشه یه مقدار ثابته بنابراین بهتر که روی این روش خیلی حساب نکنی! 4-روش خرکی: جلوی یکی از این لندکروز سیاهها بوسش می کنی که بدونه بخاطر بد بخت کردنش همه کار می کنی. 5-روش مذهبی خفن: چهل شب جمعه جلوی در خونتون رو جارو می کنی و آجیل مشکل گشا پخش می کنی . تو ی این مدت به هر چی امامزاده و صاحب کرامات هست متوسل میشی و نذر می کنی که اگه حاجتت روا شد هر شب تو سقا خونه آس مم تقی یه شمع روشن کنی ...ایشالا که حاجتتو میگیری. نکته:خواهر التماس دعا 6-روش از ما بهتران: لازم نیست کاری بکنی. فقط انتخاب کن! 7-روش بچه مثبت: طرف و به یه کافی شاپ دعوت می کنیو اونجا خیلی معقول و منطقی مساله رو بهش می گی.اونم احتمالا یه فرصتی می خواد که فکر کنه و بعدشم ایشالا که بعله رو می گه. نکته:تا حالا چیزی خنده دار تر از این شنیده بودی؟ 8-روش عرفانی: میری لب چشمه که آب بیاری می بینی از قضا اونم انجاست.یه جوری که انگار حواست نیستپات می خوره به کوزه طرف و کوزه خورد و خاکشیر می شه.بعد لپات گل می اندازه و با عجله کوزتو پر می کنی و میری. اینجاست که طرف با خودش فکر می کنه: اگر با من نبودش هیچ میلی چرا ظرف مرا بشکست لیلی خلالصه خیالت تخت باشه که کارت درسته! نکته: این روش در طی تاریخ امتحانشو بخوبی پس داده و بنا براین بسیاری از کارشناسان و صاحبنظران معتقدن که بحران امروز ازدواج در اثر لوله کشی شدن آب بوجود اومده. 9-روش لوس گری: یه دفعه یه سوسک می بینی و بنا میذاری به جیغ! آ ی جیغ نکش کی بکش.طرف هم که وضع و اینطور می بینه به هر قیمتی شده سوسک و به دیار باقی می فرسته. حالا تو همچین تحویلش می گیری که انگار شیر شکار کرده! و بعدشم مثلال از ترس سوسک یه مدتی خودتو بهش می چسبونی و ازش جدا نمی شی! اگه کارا تا اینجا خوب پیش بره ما بقیش تضمین شدست. 10-روش شهرستانی: یه بار با چشم گریون و تن لرزون طوری که طرف بشنفه برای دوستت درد دل می کنی که چطوری وقتی داشتی می اومدی یه پسره ی چشم نا پاک تو رو دید زده و بهت متلک پرونده. بعدشم هقی می زنی زیر گریه. اینجاست که دیگه رگ غیرت طرف باد می کنه و حساب یارو با کرام الکاتبینه! نکته: اگه کار به خون و خونریزی نکشه می تونی روی موفقییت حساب کنی. اما اوصولا زندگی با این آدم توصیه نمی شه. به امید موفقیت.......... |
نوشته شده توسط نیما در چهاردهم آبان 1385
و باز هم در مورد زهره امیر ابراهیمی ( مامان ترین اخبار و داستانها )
دلم نميخواست درباره اين بحث چيزي بنويسم.ميداني چه ميگويم.همين بحثي که اين روزها هر که به هر که ميرسد راه مي اندازد.به قول رضا خرداد 53 دخترک؛يا به قول شايراد زهره جون؛يا به قول حاج باران؛هنرپيشه نگون بخت! من از هيچ جنبه اي نميخواهم بررسي کنم!ميخوام يک چيزايي اضافه کنم.
*يک ماه پيش يک فيلمي ديدم که ظاهرا متعلق به دختر اهوازي ها بود.از استريپ تيز گرفته تا جريان لزبازيهاي دخترهايي که شايد خيلي راحت ميشد شرط بست که شرقي و ايراني و شايد هم جنوبي هستند.همه اش را ديدم.هيچ احساسي موقع ديدنش نداشتم.جز يک کنجکاوي.يا کمي تفريح!يا وقت گذراني بگويم بهتر است انگار.متاسف هم نشدم.چون خودشان با کمال ميل از خودشون فيلم گرفته بودن.شايد فکر اينجاشو نکرده بودن يک روز آرايه اي مثل من بشينه نگاه کنه.شايد دلشون ميخواست پسراي خوشتيپ و هاي کلاس و خوشگل و ماماني؛يک گوشه دنيا هيکلشون و ادا اطواراشون رو ببينن و حالي به حالي بشن.
*يک تيکه تيکه هايي هم ديدم؛توي موبايل يکي؛مثلا دختره توي ماشين نشسته بود؛و پسره ازش فيلم ميگرفت.دختره يک کارايي توي ماشين ميکرد؛و پسره فيلم ميگرفت.اين يکي معلوم بود دوست دختر اين پسره است.يکي ديگه هم توي بازار بود.توي يک مغازه.دختره يک صندلي گذاشته بود اينور ميز صاحب مغازه که گويا دوست پسرش بود.پشت به جمعيت بيرون مغازه و رو به پسره.بعدش هم داشت از ناحيه سينه براي خوش آمد پسره استريپ تيز ميکرد.همش هم ميگفت بگير ديگه!گرفتي؟هنوز نگرفتي؟نري اين عکسو بندازي مجله پلي بوي!بگي اين دوست دخترمه!و پسره ميگفت:بيشتر بنداز بيرون؛نوکشو بنداز بيرون؛بيشتر!گويا دختره نميدونست اين يارو داره فيلم ميگيره نه عکس.اينجا هم برای حماقت و شاید سادگی دخترک و پستی پسرک ناراحت شدم.اما هیچ حس دیگری نداشتم.حسی شبیه عذاب وجدان مثلا!چرا باید میداشتم؟
*خیلی سال پیش؛اوایل ازدواجمون؛فرصتی دست داد که خیلی اتفاقی دستمون به یک فیلم سکسی از یک زوج آشنا و فامیل مثلا رسید.خیلی جالب بود که خودشون اشتباهی به ما داده بودن.با کلی فیلم دیگه.مال جوونیهاشون بود.اوایل ازدواجشون.خیلی مزخرف بود.سه ساعت!و من و مانی تا آخرش نگاه کردیم!بلافاصله زنگ در به صدا در اومد و همون زوج اومده بودن که اشتباهشونو جبران کنن.فیلمها رو یک گوشه گذاشتیم و در جواب نگاه شرمنده و پرسشگرشون گفتیم وقت نکردیم هنوز هیچ کدومو حتی ببینیم! هنوز همونجایی هستن که گذاشتین!و اونا به بهونه اینکه یکیش مال یکی از دوستاشونه و میخواد،برش داشتند بردند.احساسمون؟فقط جالب بود!همین!یک چیز دیگه هم بود!اینکه چقدر این خانومه سعی کرده بود از ستاره های فیلمهای پرنو تقلید کنه!بهش نمی اومد!و یک تجربه گرانمایه!:هیچوقت از سکسمون یا سکس افزارمون! یا انداممون! یا رفتار جنسی سکسیمون!هیچ فیلم و عکسی محض ارا هم که شده نگیریم!چون ممکنه یک روزی بندو آب بدیم!این وسوسه ایه که مانی خیلی وقتا دلش میخواد اجراش کنه!و این تجربه مانعمونه!
*یک بار هم یکی از آشناها؛خونه ما روتبدیل به مکان کرد.به زور و با پیله گی فراوون.ما به شدت از این کار بدمون می اومد؛ولی نشد که بپیچونیمش.آخه خونه آدم جای مقدسیه و نباید...؛بگذریم.توی اتاق مطالعه براشون از این تخت بادیها آماده کردیم.بعدشم از شیشه بالای در؛فیلمشونو گرفتیم!البته فقط چندین دقیقه!بعدشم دیدیم و خندیدیم!و خندیدیم!و خندیدیم!بدیش میدونید چی بود؟اینکه اونا الان زن و شوهر شدن!و ما تقریبا هفته ای یک بار میبینیمشون!فیلمشونم ای!توی یکی از اساس کشیها گم شد!
*من و مانی آدمهای نرمال و خیلی عادی هستیم.نه تمایلات جنسی خاص؛و نه انحرافات جنسی خاص هم نداریم.بد ذات و بد طینت هم نیستیم.مانی هرگز غیر از من با زن دیگه ای هیچ کاری که معنی سکس داشته باشه نداشته.من هم.دزد و پست فطرت و کثافت و لجن و بی تربیت و بی شخصیت و بی خانواده هم نیستیم.تحصیلکرده ایم.یک زوج عادی و تقریبا خوشبخت.با این حال خیلی راحت فیلم این دخترک رو هم دیدیم.من معتقدم خودش نیست.هم اینکه به وضوح خواسته این فیلم گرفته بشه و سعی در نمایاندن چهره اش داشته.هم کلا قضیه مشکوک بود.البته کارشناسان مواد مخدر اعلام کردند که خانوم توی فاز شیشه یا اسید بوده.در اصل فرقی هم نمیکنه.چون ما فقط مثل یک فیلم پرنو به مقوله نگاه کردیم.نه اینکه فلانی چه شخصیتی مثلا هست!مانی از همون اوایل این دخترک رو خوشش می اومد.مثل خیلی مردای دیگه.اگه دخترک خودش باشه خوشم اومد که شامه اش قوی بود و یک زن سکسی هات رو خوب تشخیص داد.همین.در طول فیلم هم از نیروی از پا نیفتادنی دخترک هی تعجب کردیم.من گفتم عجب عشقی!مانی گفت عجب سکسی!من از دید یک زن دیدم.مانی از دید یک مرد.میخوام بگم لزوما دیدن یک چنین چیزی؛پست فطرتی نمیخواد.عذاب وجدان و احساس گناه هم نمیخواد.
لینک فیلم زهره امیر ابراهیمی
نوشته شده توسط نیما در دوازدهم آبان 1385
( مامان ترین اخبار و داستانها )
این مرتیکه بی وجدان که همونطور که توی فیلم میشه فهمید که قصدش از این سکس چیه یکی از صدا برداران صدا و سیمای به ظاهر اسلامیه این یارو دستیار کارگردان هم هستش که احتمالا زورگیری کرده.این موجود به ظاهر آدم در حال حاظر متواری است و آخرین خبری که دارم اینه که بعد از اینکه گندشو حسابی زده به آمریکا فرار کرده
نوشته شده توسط نیما در دوازدهم آبان 1385
خودكشي بازيگر زن سريال نرگس صحت ندارد ( مامان ترین اخبار و داستانها )
ریيس مركز اطلاعرساني نيروي انتظامي تهران بزرگ:
خودكشي بازيگر زن سريال نرگس صحت ندارد
محمد تورنگ رئيس مركز اطلاعرساني نيروي انتظامي تهران بزرگ در گفتوگو با خبرنگار اجتماعي فارس با تاييد اين خبر افزود: اين هنرپيشه زن هماكنون در سلامت كامل است و خبر خودكشي او هنگام بازجويي ماموران صحت ندارد.
به گزارش خبرنگار اجتماعي فارس، عصر ديروز از سوي منابع غير رسمي اعلام شد، يكي از هنرپيشههاي زن سريال نرگس صبح ديروز هنگام تحقيق ماموران اقدام به خودكشي كرده است كه بلافاصله به بيمارستاني در شمال تهران منتقل شده است.
مدتي است تصاويري غير اخلاقي منتسب به اين هنرپيشه زن در سايتهاي اينترنتي منتشر شده است كه وي با تكذيب اين موضوع اعلام كرده است از انتشار دهندههاي آن شكايت ميكند.
تورنگ افزود: هم اكنون تحقيقات در رابطه با صحت اين تصاوير و دليل انتشار آن، از سوي ماموران ادامه دارد
***
یه جورای نمی خواستم این قضیه رو دیگه تو وبلاگ مطرح نکنم دیروز یه مطلب نوشته بودم ولی پست نکردم تا اینکه خبر خودکشی رو شنیدم و الان تکذیب اون خبر !
بدون شک خانم امیرابراهیمی یکی از چهره های خبرساز سینمایی سال ۸۵ هست اون این روزا اینقدر معروق شده که دیگه همه جا حرف ازشه
من روز اولی که میخواستم در موردش مطلب بذارم تو اینترنت هیچ چیزی نیود جز اسمش که جزو بازیگران سریال نرگس بود !
اما الان با یه جستجو می بینید چه خبره !!!
نوشته شده توسط نیما در دوازدهم آبان 1385
فیلم دختر شوکت . زهره ( مامان ترین اخبار و داستانها )

خبرگزاري انتخاب : اقدام به خودكشي هنرپيشه زن سريال نرگس تكذيب شد.
محمد تورنگ رئيس مركز اطلاعرساني نيروي انتظامي تهران بزرگ در گفتوگو با فارس با تاييد اين خبر افزود: اين هنرپيشه زن هماكنون در سلامت كامل است و خبر خودكشي او هنگام بازجويي ماموران صحت ندارد.

عصر ديروز از سوي منابع غير رسمي اعلام شد، يكي از هنرپيشههاي زن سريال نرگس صبح ديروز هنگام تحقيق ماموران اقدام به خودكشي كرده است كه بلافاصله به بيمارستاني در شمال تهران منتقل شده است. مدتي است تصاويري غير اخلاقي منتسب به اين هنرپيشه زن در سايتهاي اينترنتي منتشر شده است كه وي با تكذيب اين موضوع اعلام كرده است از انتشار دهندههاي آن شكايت ميكند.
تورنگ افزود: هم اكنون تحقيقات در رابطه با صحت اين تصاوير و دليل انتشار آن از سوي ماموران ادامه دارد.

جسد منتسب به زهرا اميرابراهيمي در پزشکي قانوني تهران
خبرهاي رسيده حاکي از آن بود که اميرابراهيمي، در بازجويي ها خودکشي کرده است که اين امر از سوي رييس مرکز اطلاع رساني نيروي انتظامي تکذيب شد. البته، هنوز دقيقا معلوم نيست که جسدي که به پزشکي قانوني منتقل شده، اميرابراهيمي است يا خير و حتي امکان دارد، جسد متعلق به فردي باشد که شبيه او بوده و در آن فيلم غيراخلاقي ايفاي نقش کرده است.
عصرايران- جسد يک زن که گفته مي شود "زهرا اميرابراهيمي" بازيگر نقش "زهره" در سريال "نرگس" است صبح امروز به پزشکي قانوني تهران منتقل شد.
يک منبع مطلع در پزشکي قانوني با اعلام اين مطلب به خبرنگار عصرايران (asriran.com)،گفت: هم اکنون گروه هاي تخصصي بر روي علت مرگ اين زن در حال تحقيق هستند ولي احتمال قوي آن است که وي شب گذشته خودکشي کرده است.
چندي پيش فيلمي غيراخلاقي منتسب به اين بازيگر سيما در تهران و برخي سايت هاي اینترنتي پخش شد که متعاقب آن، اعلام شد بازيگر زن اين فيلم غيراخلاقي ( پورنو) اميرابراهيمي نبوده است و فقط با او شباهت ظاهري دارد.
با اين حال شنيده هاي بعدي حکايت از آن داشت که نيروهاي انتظامي بررسي اين پرونده را در دستور کار خود قرارداده و زهرا اميرابراهيمي را براي بازجويي فراخوانده اند تا صحت و سقم اننتساب فيلم به وي مشخص شود.
در پي اين امر، خبرهاي رسيده حاکي از آن بود که اميرابراهيمي، در بازجويي ها خودکشي کرده است که اين امر از سوي رييس مرکز اطلاع رساني نيروي انتظامي تکذيب شد.
سایر سایتها :
نوشته شده توسط نیما در دوازدهم آبان 1385
امیرابراهیمی در گفت و گو با شهروند، فیلم پخش شده را "جعلی" خواند ( مامان ترین اخبار و داستانها )
فیلم سکسی بازیگر سریال نرگس، جنجال آفرید
طی روزهای اخیر، پخش فیلم سکسی که به دروغ شایعه شده است متعلق به زهرا امیر ابراهیمی بازیگر مشهور سریال نرگس است، جنجال فراوانی به پا کرده است و حتی این فیلم نیز در اینترنت پخش شده است.
خبرنگار خبرگزاری "شهروند" با بیان این مطلب اعلام کرد که شنیده شده است برخی جریان ها با سوء استفاده از این شایعه ی کذب، زهرا امیرابراهیمی را ممنوع التصویر کرده و تمام فیلم های وی که در نوبت نمایش بوده به حالت تعلیق درآمده اند.
این در حالی است که فیلم مذکور، توسط خود زنی که شباهتی (هر چند زیاد) با خانم امیرابراهیمی دارد، فیلمبرداری می شود و این مساله کذب بودن فیلم مذکور را تایید می کند.
خبرنگار "شهروند" می افزاید: در سال های گذشته نیز فیلم های با مضامینی چنین با حضور افراد شبیه به بازیگران سینمای ایران در ایران منتشر شده بود که پخش کنندگان این سی دی ها، به حبس و اعدام محکوم شده اند.
گفتنی ست، خبرنگار شهروند پس از ساعت ها تلاش لحظاتی پیش موفق به گفت و گو با امیرابراهیمی شد. وی در این گفت و گو، اعلام کرده که فیلم مذکور جعلی است و از منتشر کننده ی این فیلم جعلی شکایت خواهد کرد.
به زودی متن کامل گفت و گوی خبرنگار خبرگزاری "شهروند" با ایشان منتشر می شود
نظر من در مورد سکس زهرا امیر ابراهیمی
بعد از چند روز که از این خبر جنجالی می گذره اصلا نمی تونم بگم راسته یا دروغ فقط میگم که اگر در این مورد نوشتم دلیلش این نیست که تایید میکنم منم شنیدم و نوشتم. ولی خوب باید بگم که راست یا دروغ بلاخره زهره هم دل داره و به کسی ربطی نداره
.
نوشته شده توسط نیما در دوازدهم آبان 1385
آنجلیا جولی ( مامان ترین اخبار و داستانها )
خبرگزاري انتخاب : آنجلینا جولی یک پسربچه یتیم کامبوجیایی به نام مدوکس و یک دختر یتیم افریقایی به نام زهرا را به فرزندی قبول کرده است و با آنها زندگی میکند.
خبرگزاري انتخاب : يك هنرپيشه سينماي آمريكا در مصاحبه با راديوي ملي پاكستان اعلام كرد كه به دليل نحوه كمك رساني دولت پاكستان به فقراي اين كشور، به دين اسلام علاقه مند شده است.
به گزارش خبرگزاری «انتخاب» به نقل از عصر ايران، آنجلينا جولي كه به عنوان نماينده ويژه سازمان ملل متحد در امور كودكان به پاكستان اعزام شده بود، پرداخت صدقه مردم و صرف اين پولها براي كودكان بي بضاعت را مهم ترين دليل علاقه مندي به دين اسلام اعلام كرد.
وي در مصاحبه با اين راديو گفت: قبل از سفر به پاكستان از اينكه ريسك كرده بودم و پيشنهاد حضور در آنجا را پذيرفته بودم، هراس داشتم اما آنجا همه مرا مي شناختند و مرا با نام آنجلينا صدا مي زدند.
اين هنرپيشه سينماي آمريكا در پاسخ به اين سئوال كه در مورد آينده كاري خود چه تصميمي گرفته است گفت: قصد دارم فعلا در يونيسف به فعاليتم ادامه دهم تا وجدانم كمي راحت شود. بعد از افغانستان هم به كمك غير نظاميان لبنان خواهم رفت تا كمك هاي مالي مسلمانان پاكستان را به برادران لبناني شان تحويل بدهم.
وي در پاسخ به اين سئوال كه آيا قصد مسلمان شدن دارد يا خير گفت: فكر نمي كنم كه اين سئوال نيازي به جواب داشته باشد زيرا مسلماني فقط به صرف اعلام كردن آن نيست بلكه بايد در عمل مسلمان بود.
جولي كه پيش از ورود به پاكستان و درون هواپيما حجاب خود را آماده كرده بود، بعد از ورود به اين كشور مورد استقبال شديد مردم قرار گرفت.
اين هنرپيشه آمريكايي ، ميزان كمكهاي نقدي مردم پاكستان را قابل ملاحظه اي به مردم لبنان كرده اند و اميدوارم كه ديگر كشورهاي اسلامي نيز كمكهاي خود را هرچه سريعتر به اين كشور اهدا كنند.
گفتنی ست، مصاحبه وی با رادیو پاکستان در هیچ رسانه ی غربی بازتاب نداشته است.
به گزارش خبرگزاری «انتخاب»، آنجلینا جولی، متولد 4 ژوئن ۱۹۷۵در لس آنجلس، بازیگر و مدل آمریکایی و «سفیر حسن نیت» سازمان ملل متحد در امور پناهندگان است.آنجلینا هنگامی که یک سال داشت پدرش جان ویت و مادرش مارچلینا برت رانر (مدل وبازیگر) از یکدیگر جدا شدند.
او فعالیت به عنوان مدل را از دوازده سالگی شروع کرد و در شهرهایی مثل لندن و لس آنجلس مدل مشهوری شد. او در جوانی در کلیپهای خوانندگانی چون رواین استون، میت لوف، لنی کراویز، انتولینو وندیتیو بازی کرد. اولین نقش سینمایی وی در فیلم «هکرها» بود که داستان پنج دانشآموز هکر را روایت میکند
آنجلینا جولی از سال ۲۰۰۱ از سوی کمیسریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان به عنوان سفیر حسن نیت تعیین شده و با مسافرت به نقاط دورافتاده جهان به فعالیت در زمینه حفظ حقوق آورارگان و پناهندگان مشغول است.
همسر او وی جان لی میلر که در سال ۱۹۹۶ با او ازدواج کرد و در سال ۱۹۹۹ از وی جدا شد. همسر دوم او بیلی باب تورنتون است که در مه ۲۰۰۰ با هم ازدواج کردند، ولی سرانجام بعد از 3 سال ازدواجشان به جدایی انجامید.
پس از بازی در فیلم آقا و خانم اسمیت، او با برد پیت آشنا شده و سرانجام در سال 2006 صاحب دختری به نام شیلو شدند که به خاطر باورهایشان در مورد پایان دادن به فقر و بدبختی مردم آفریقا تصمیم به تولد بچه شان در کشور فقیر و آفریقایی نامیبیا کردند.
آنجلینا جولی همچنین یک پسربچه یتیم کامبوجیایی به نام مدوکس و یک دختر یتیم افریقایی به نام زهرا را به فرزندی قبول کرده است و با آنها زندگی میکند.
فیلمها
فهماندن نقشه (2006) (Atlas Shrugged)
چوپان خوب (2006) (The Good Shepherd)
آقا و خانم اسمیت (2005) (Mr. & Mrs. Smith)
اسکندر (2004) (Alexander)
کاپیتان اسکای و دنیای فردا (2004) (Sky Captain and the World of Tomorrow)
داستان کوسه (کارتون) (2004) (Shark Tale)
گرفتن زندگی (2004) (Taking Lives)
فراتر از مرزها (2003) (Beyond Borders)
لارا کرافت تامبرایدر: مهد حیات (2003) (Lara Croft Tomb Raider: The Cradle of Life)
زندگی یا چیزی چون آن (2002) (Life or Something Like It)
گناه واقعی (2001) (Original Sin)
لارا کرافت: سواره بر گور (2001) (Lara Croft: Tomb Raider)
رفته در شصت ثانیه (2000) (Gone in Sixty Seconds)
دختر از هم گسیخته(1999) (Girl, Interrupted)
کلکسیونر استخوان (1999) (The Bone Collector)
بازی با قلب (1998) (Playing by Heart)
آشپزخانه جهنمی ( 1998) (Hell's Kitchen)
جیا (1998) (Gia)
بازی مقدس (1997) (Playing God)
عشق است همه آنچه هست (1996) (Love Is All There Is)
هکرها (1995) (Hackers)
بدون مدرک (1995) (Without Evidence)
![]()
نوشته شده توسط نیما در پنجم آبان 1385
پايان نرگس .. ( مامان ترین اخبار و داستانها )
نوشته شده توسط نیما در بیستم شهریور 1385
اشتباهات فاحش در سریال نرگس ( مامان ترین اخبار و داستانها )
سلام
نمی دونم شما هم سریال نرگس رو نگاه می کنید یا نه ولی اگه شما هم جزو ۸۷ درصد بیننده این سریال درپیت بوده باشید(به به! عجب فعلی! ) حتما به اشتباهات فاحش در این مجموعه پی برده اید که من چند تا از اونا رو که به یادم میاد رو می گم:
۱-چرا بچه نسرین با اینکه یک ماهه است اما یک ساله است! آیا یک نوزاد چند روزه در این مملکت پیدا نمی شد؟!!
۲-روزی که نسرین از بیمارستان فرار می کند و اون زن و شوهر میارنش به خونه خودشون اونجا رو به یاد بیارین وقتی بچه رو میارن بچه دستش النگو داشت!! آیا این النگو هدیه کارکنان بیمارستان بود؟!!!
۳-آیا با افتادن چند شانه تخم مرغ نسرین زخمی شد یا با دعوا کردن؟ من که چند شانه تخم مرغ به سرم زدم ولی اتفاقی نیفتاد!!!
۴-چرا ما کیف نسرین را هم زمان در زیرزمین مسافرخانه و بیمارستان می بینیم ؟ آیا او دو تا ساک و کیف مشابه با خود به همراه داشت؟
۵- بر خلاف تصور بینندگان در یک سکانس معمولا به صورت پشت سر هم بازی نمی کنند یعنی ممکن است جمله را کسی می گوید اما نیم ساعت بعد آن را ادامه می دهد ولی ما آنرا به صورت یک پارچه می بینیم
در یکی از گفتگوهای نسرین و شوکت ساعتی پشت آنهاست که ساعت هفت و بیست دقیقه را نشان می دهد دوربین لحظهای از شوکت کلوز آپ می گیرد و برمیگردد که در آن لحظه ساعت بیست دقیقه به هشت بود
۶-به کرار دیده شده که افراد با یک لباس وارد مکانی می شوند ولی با لباس دیگری خارج می شوند
نوشته شده توسط نیما در هجدهم شهریور 1385
خودکشی ( مامان ترین اخبار و داستانها )
به نظر من این بد ترین کاری که هر آدم عاشق شکست خورده ای می
تونه دنبالش بره . خیلی ها فکر می کنن خود کشی راه آخر ولی نمیدونه
که او اولین راه اشتباه برای شکست خوردن . خدا به تو قلب داده تا با
اون زندگی کنی و حتی با اون بتونی عاشق بشی. درسته که با
شکست تو عشقت قلبت هم می شکن ولی اجازه نداری اون قلب
شکستت رو از بین ببری بلکه باید سعی کنی اون قلب رو دوباره بسازی
و باز بهش اجازه عاشق شدن بدی و این دفعه بیشتر مراقبش باشی و
از تجربت استفاده کنی.
به امید اون روزی که عشق هامون شکست نا پذیر شن.
نوشته شده توسط نیما در شانزدهم شهریور 1385
چرا دختر بودن بهتر از پسر بودن است ( مامان ترین اخبار و داستانها )
نوشته شده توسط نیما در شانزدهم شهریور 1385
اعدام سارق مسلح بانك ملي ( مامان ترین اخبار و داستانها )
مشهورترين مجري تلويزيون ایران، پناهنده شد ( مامان ترین اخبار و داستانها )
خبرگزاري انتخاب : سید محمد حسینی مجری شبکه های سه و پنج سیما - پس از پشت سر گذاشتن یک پرونده پر سر و صدای مالی راهی قبرس شد.
۹ شهریور ماه ۱۳۸۵ ساعت : ۴۱ , ۰۰
خبرگزاري انتخاب : برخی گردانندگان شبکه های ماهواره ای با توجه به پخش برنامه های حسینی از شبکه بین المللی جام جم سیما و آشنایی ایرانیان خارج از کشور با صدا و چهره او در حال مذاکره با وی برای اجرای برنامه های طنز در راستای جذب آگهی های بیشتر هستند.
به گزارش خبرگزاري انتخاب به نقل از عصر ایران، سید محمد حسینی مجری شبکه های سه و پنج سیما - پس از پشت سر گذاشتن یک پرونده پر سر و صدای مالی راهی قبرس شد.
انتقادهای او در شبکه های فارسی زبان خارج از کشور نسبت به اوضاع و شرایط داخلی ایران موید پناهندگی او به یک کشور خارجی است.
برخی گردانندگان شبکه های ماهواره ای با توجه به پخش برنامه های حسینی از شبکه بین المللی جام جم سیما و آشنایی ایرانیان خارج از کشور با صدا و چهره او در حال مذاکره با وی برای اجرای برنامه های طنز در راستای جذب آگهی های بیشتر هستند.
در این میان شبکه در دست تاسیس nili tv که متعلق به آژانس های زنجیره ای املاک نیلی در دوبی است به توافقاتی برای راه اندازی شبکه به اتفاق حسینی دست یافته است.
وی که بازيگر نقش هاي هنري جنگ 73 بود، همراه كاظم احمدزاده در برنامه شب بخير تهران شناخته شد و بعد از بازي در يك سريال با اجراي مشترك يك مسابقه بزرگ اوج گرفت و اسم در كرد.
او پس از چند سال ناباورانه از شبكه پنج به شبكه سه آمد، انتقالي كه با نتايج نظرسنجي اخير صدا وسيما مايه دلخوري شبكه پنجي ها شد.
حسيني سپس با حسين رفيعي برنامه مهتاب را هر شب روي آنتن برد و در نهایت شب هاي جمعه با مسابقه سيمرغ كه از شبكه سوم پخش مي شود مردم را سرگرم کرد.
گفتنی است محمد حسيني بر اساس آخرين نظرسنجي انجام شده با 27/86 درصد آرا محبوب ترين مجري تلويزيوني شناخته شد. پس از وي عادل فردوسی و داریوش فرضیانی (عمو پورنگ) نيز از برگزيدگان بودند.
نگاهي به جدول انتخاب بهترين هاي سيما از نگاه آراي مردي نشان مي دهد كه حسين رفيعي مجري مهتاب، مرتضي حيدري مجري گفت وگوي ويژه خبري شبكه ،۲ مزدك ميرزايي مجري و گزارشگر ورزشي و داريوش كاردان مجري صندلي داغ در پله هاي بعدي قرار دارند.
حسینی سال گذشته به یک تلویزیون خارجي که درباره تولیدات سیما مستندی ساخته بود، درباره حضور خانم ها در مسابقه سیمرغ گفته بود: به ما ابلاغ کرده اند خانم ها را در بخش هایی که نیاز به تحرک بدنی زیاد و حرکات دور از شان آن ها دارد شرکت ندهیم و حتما برای آن ها از لباس های کاملا پوشیده و آزاد استفاده کنیم.
شنیده ها همچنین حاکی از این است که خروج حسینی همراه با همسر و پسرش بوده است.
نوشته شده توسط محمد در یازدهم شهریور 1385
رويداد هاي امروز ؟؟! ( مامان ترین اخبار و داستانها )
تعدادي از عناوين خبري امروز...بيوگرافي سياوش قميشي +جباري امروز پرسپوليسي ميشود +پيشنهاد جالب استقلال به اکبرپور تمديد کن، يک خانه در جردن+ آخرین تحولات امنیتی لبنان +استامينوفن كدئين پرفروش ترين قرص بازار +درباره شام عروسى ساخته ابراهيم وحيدزاده +مجازات مزاحمان تلفن همراه +بچهگربهای که با دو دهان میومیو میکند+تاریخ برگزاری مراسم ازدواج کروز و هلمز قطعی شد + نيستلروي در رئال و...براي ديدن كامل مطالب روي ادامه متن كليك كنيد.
بيوگرافي سياوش قميشي
سياوش قميشی از کجا می آيد ؟ متولد اهواز، بیست و یکم خرداد 1324 يکسالم بود که به تهران آمدم ... و سيزده چهارده سال داشتم که به لندن رفتم، پدرم تاجر بود و مخالف بود که من وارد کار موسيقی شوم، ولی مادرم با طبع شاعرانه ای که داشت با من و کار موسيقی من موافق بود ... دو برادر و يک خواهر که همه از من بزرگتر هستند. به نام های:سیروس، سیامک و سیمین. چطور وارد کار موسیقی شدید؟ من از کودکی به موسیقی علاقه زیادی داشتم. در 11 سالگی موسیقی را با نواختن گیتاری که هدیه تولدم بود آغاز کردم. زمانی که 14 سال بیشتر نداشتم اولین آهنگسازی خودم رو برای ترانه "ای قایقران به کجا می روی" انجام دادم که ضیا اون رو خونده. دبیرستان البرز درس می خواندم. برادر و خواهرم در لندن درس می خواندند و به من پیشنهاد کردند که برای آشنایی بیشتر با موسیقی به لندن سفر کنم. در 14 سالگی به لندن رفتم و چند سال بعد در دانشگاه سلطنتی موسیقی لندن در رشته "جاز کلاسیک" تحصیلاتم را تا مقطع فوق لیسانس ادامه دادم. نواختن پیانو و کیبورد در کنار گیتار در همین زمان آغاز شد. در لندن موسیقی به طور کلی یه چیز درست و حسابی بود و من عضو گروهی بودم. در 25 سالگی برگشتم ایران. وقتی از انگليس به ايران بازگشتی به چه صورت فعاليت هنريت را ادامه دادی؟ با گروهی که درست کرده بوديم بر روی صحنه های مختلف می رفتيم ولی کارهای غير فارسی اجرا می کرديم. يک گروه هم داشتيم به نام ربيلز (Rebels) که من در آنجا کی بورد می زدم و آهنگ های آرام تر را اجرا می کردم و شهرام شب پره هم جاز می زد و آهنگ های تند را اجرا می کرد ... زندگی خيلی ساده تر بود. سياوش به شصت سالگی چطور نگاه می کند؟ خيلی قشنگه ... آن مشکلاتی که در 35 سالگی داری ديگر وجود ندارند ... مسائل را زودتر و راحت تر درک می کنی ... نه اينکه فکر کنی به هر آنچه خواستم رسيدم ... نه چون من کار خوانندگی را در سن 49 سالگی شروع کردم و هنوز کار دارم ولی زندگی در اين سن راحت تر است از اولین آلبومت بگو آلبوم فرنگیس را در سال 1352 زمانی که حدودا 27 ساله بودم کار کردم. از این آلبوم در آن روزها استقبال خوبی شد. چون همه مردم مرا آهنگساز آهنگ های ابی می دانستند و براشون جالب بود وقتی فهمیدن خوانندگی هم می کنم. البته خوانندگی برای من تفننی بود و من دیگه نخوندم تا سال 1981. اگر سياوش خواننده نمی شد چه کار ديگری را دوست داشت که انجام بدهد؟ نقاش يا نويسنده ... با قلمو و رنگ می تونی اثری را خلق کنی که فرد ديگری با نگاه به آن تو را تحسين کند ... افکار قشنگی هم در ذهنم دارم که دوست دارم بنويسمشان اما وقت نيست سياوش که ما امروز بر روی صحنه می بينيم با آن سياوش آرامی که بايد ازش خواهش می کرديم که آهنگی را برای ما بنوازد بسيار فرق کرده است، حالا با حرکات متفاوت و مختص خودش دو سه ساعت بر روی صحنه تحرک دارد، دليل اين تحول در حرکاتت چی بود؟ موزيک تنها دليلش بود. من دوازده سال با استيو مک کرام کار می کردم ولی حس کردم که استيو با سرعت من پيش نمی ره، برای همين همکاريم را با اروين شروع کردم، بهش گفتم که من می خواهم موسيقی ترنس را با کلام فارسی اجرا کنم. ريتمهای جديد و موسيقی جديد منو تکان می ده، در واقع همراه ريتم بدنم هم حرکت می کند آدم عصبی هستی ؟ عصبی هستم اما برای خودم. با اطرافيانم آرام هستم صحبت های اطرافيان در موردت برايت اهميت دارد؟ به هيچ وجه در جامعه هنری، دوستی داری؟ دوست دارم ولی رفيق ندارم، می دونی معاشرتی با کسی ندارم اگر خواننده ای آهنگ تو را بدون آنکه نامی از تو ببرد اجرا کند ناراحت می شوی؟ ناراحت نمی شم که چرا اسم من را نبرده چون به اندازه کافی برای خودم اسم دست و پا کردم ولی آزارم می دهد که چرا با يک آدم غير حرفه ای کار کردم با ترانه سرايانی به تازگی کار می کنی که نامشان برای ما زياد آشنا نيست، دليل اين مسأله چيست؟ فکر می کنم که ترانه سرا های ما به روز ترانه نمی گن ... با جوانها کار می کنم چون جوانها بايد تشويق بشوند و اونها حرف هم را بهتر می فهمند ازدواج ؟ پنج بار ازدواج کردم ... يک پسر دارم به نام عليرضا که در شيراز زندگی می کند که با هم در تماس نيستيم چون زندگيش مورد تأييد من نيست شايعه هست که پسرت خواننده است ؟ منم شنيدم ... ولی گوشه و کنار می خونه ... نه به صورت حرفه ای ... ، نظر من اينست که انسانهايی بايد بچه به دنيا بياورند که مطمئن باشند که می توانند مسئوليتش را از هر جهت برای مدت طولانی تقبل کنند زن در زندگی تو چه نقشی دارد ؟ بسيار زياد ... همه جور زن ... همسر آدم ... همکار زن ... دوست ... حتی مادر الان زنی در زندگی تو هست ؟ بله! به نام نازنين مرعشی که 4 سال است با هم هستيم و بسيار هم از زندگيم راضی هستم فاصله بين آلبوم خواب بارونی تا آلبوم بعدی تو خيلی زياد بود، دليلش چی بود؟ اصلا بگو آلبوم حکایت زودتر منتشر شد یا خواب بارون؟ آلبوم خواب بارون 10 سال زودتر از حکایت ساخته شد ولی بعد از حکایت منتشر شد. میدونی اوایل انقلاب که ما تازه اومده بودیم آمریکا نمی تونستیم آلبوم منتشر کنیم، شرکتی نبود، اما 10 سال بعد که جا افتادیم شرکت هایی تاسیس شدن که بعضی هاشون قبل انقلاب تو ایران بودند مثل "پارس ویدئو" و "ترانه" شرکت های جدیدی هم مثل: "آونگ" و "کلتکس رکوردز" تاسیس شدند و بالاخره "پارس ویدئو" پذیرفت آلبوم "خواب بارون" رو پخش کنه. سال 1981 آن آلبوم در آمريکا همراه با دوستم جمال نادر تهيه شد، من قصد نداشتم بخونم، می خواستيم حوصلمون سر نره ... ولی بعد با اصرار مسعود فردمنش که خيلی شعرهاشو دوست دارم آلبوم حکايت را چند سال بعد بيرون دادم خوانندگی تا کی ؟ نمی دونم لذت در زندگی چيه ؟ وقتی شعری که دوست دارم به دستم می رسه و ملودی قشنگی را روش می ذارم و کار خوب داره می شه لذت می برم خواننده و موسيقی مورد علاقه ات ؟ جرج مايکل ، چون همه کارهاشو خودش می کند. به تازگی هم به موسيقی عربی علاقمند شدم و به نظرم خيلی خوب کار می کنند. موسيقی ترنس هم که هميشه مورد علاقه ام بوده فاصله سنی بين تو و همسرت مشکلی را برای تو به وجود نمی آره ؟ نه. به هيچ وجه، مثل ارتباطم با جوانهای ديگر است سياوش چه خصيصه ای دارد که هرکسی بهش نزديک می شه عاشقش می شه ؟ صداقتم يا روحياتم موسيقی امروز ما رنگی هست يا سياه و سفيد ؟ رنگی که نيست هنوز سياه و سفيد هم نيست، مثل فيلم های قديمی قهوه ای است. اين روزها به خاطر عشق کسی خواننده نمی شه و بی رويه تعداد آنها زياد می شه ... اصل کار از بين رفته موسيقی داخل کشور چی ؟ دقيقا همين طور، مثل اينجا شروع خوبی داشت ولی الان حرف های نامربوط با موسيقی های ناخوشايند زياد شده مشابه سياوش و ابی و داريوش در داخل کشور زياد شده، اين موضوع تو را اذيت نمی کنه ؟ نه ... ولی به نابرابری ها اعتراض می کنم ، البته نه به صورت گسترده بلکه خيلی دوستانه. که شبيه سياوش در ايران اجازه فعاليت دارد ولی وقتی يغما گلرويی کتاب شعرش را به من تقديم می کند جلوی چاپ آن گرفته می شود دوست داری آهنگساز بشناسنت يا خواننده ؟ بعنوان سياوش قميشی که موزيسين 45 سال هست که فعاليت می کند و سعی می کند سطح موسيقی را بالا ببرد شايعه اينکه ديگر تصميم نداری آلبومی برای خواننده ديگری بسازی درسته ؟ من برای آلبوم ستاره های سربی ابی به جز ساختن ملودی کار تهيه کنندگی را هم انجام دادم ، يعنی اکثر مطالب زير نظر من انجام می شد اينکه تنظيم آهنگی را چه کسی انجام بده يا اينکه ترتيب آهنگها چطور باشه ... ولی برای شب نيلوفری من فقط ملودی را ساختم چون با اختلاف نظرهای زيادی روبرو شديم. من در هيچ موضوع ديگری دخالت نکردم چه شرايطی بايد باشد که به کسی آهنگی را بدی ؟ بايد صدايش را دوست داشته باشم و با اخلاقش مشکلی نداشته باشم چون کار يک روز و دو روز نيست. البته الان با خواننده ای آشنا شدم به نام فيروزه که دارم برايش سی دی کاملی تهيه می کنم و حتی شعرهای خودم را هم با او تقسيم کردم و کارم را دارم با وسواس زيادی انجام می دهم و به کارش اطمينان دارم و مطمئنم که نتيجه خوبی خواهد داشت برای چی دلتنگی می کنی ؟ شمال، سياه بيشه، رامسر، شاه عبدالعظيم، اهواز، آبادان چه آرزويی داری ؟ ياد گرفتم که توقعم از زندگی کم باشه. الان همه چيز خوبه و خوشبختم سخن آخر ؟ هميشه برقرار و سالم و سرحال و اميدوار باشيد و بگذاريد که غم نااميدتون نکند، زندگی در حال تغيير است پس هميشه اميد هست
جباري امروز پرسپوليسي ميشود!؟
جباري امروز پرسپوليسي ميشود!؟ در صورت حل برخي مشكلات، مجتبي جباري قرارداد خود را با پرسپوليس به ثبت ميرساند. به گزارش گروه فوتبال خبرگزاري ورزش ايران (ايپنا)؛ پس از مدتي مذاكره بين باشگاه پرسپوليس و مجتبي جباري بازيكن مليپوش استقلال، توافقات اوليه بين اين بازيكن و پرسپوليس حاصل شده و اين بازيكن به زودي قرمزپوش ميشود. براساس اين گزارش در صورت حل موارد جزيي، اين قرارداد تا امروز عصر منعقد و در هيات فوتبال استان تهران به ثبت خواهد رسيد. گفتني است كه براي حل شدن هرچه سريعتر موانع، يكي از مسئولان پيگير كارهاي انتقال جباري به پرسپوليس است.
پيشنهاد جالب استقلال به اکبرپور تمديد کن، يک خانه در ?جردن?
پيشنهاد جالب استقلال به اکبرپور تمديد کن، يک خانه در ?جردن? بگير! قرارداد سياوش اکبرپور با استقلال فصل آينده به اتمام مىرسد، ضمن آنکه او هم اکنون پيشنهاد قابل توجهى از يک تيم اماراتى دارد و همين مهم استقلالىها را به تکاپو انداخته است تا هر چه سريعتر قرارداد او را دست کم تا دو سال ديگر تمديد کنند. در همين رابطه باخبر شديم استقلالىها براى آنکه به هر طريق ممکن مهره ارزشمند خود را حفظ کنند به او پيشنهاد دادهاند تا پيش از فرا رسيدن تاريخ قراردادش يک خانه شيک و به عبارتى لوکس در خيابان جردن تهران از باشگاه استقلال به عنوان يک پيش قرارداد نقد که اتفاقاً ارزش افزوده هم خواهد داشت دريافت کند و قراردادش را براى دو سال ديگر تمديد نمايد. استقلالىها خوب مىدانند که اکبرپور هم در زمين بازى و هم در فصل نقل و انتقالات (ترانسفر) مهره ارزشمندى است و کارآيى بالايى خواهد داشت، به همين دليل قصد دارند تا دير نشده قرارداد او را تمديد کنند.
آخرین تحولات امنیتی لبنان
آخرین تحولات امنیتی لبنان شهادت دستکم 20 لبنانی در حملات وحشیانهصهیونیست ها به لبنان، پاسخ کوبنده حزب الله به حملات هوایی جنگنده های اسرائیلی به مناطق مسکونی و موشک باران چندین شهرک صهیونیست نشین در شمال فلسطین اشغالی آخرین تحولات لبنان تا این لحظه است. به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از خبرگزاری فرانسه، مقاومت اسلامی شاخه نظامی حزب الله عصر امروزدربیانیه ای ازحملات موشکی به چندین شهرک صهیونیست نشین در شمال سرزمین های اشغالی خبر داد . دراین بیانیه آمده است : ساعت 10/17 دقیقه شهرکهای ایلان ، کرمئیل ، معالوت و بریا و ساعت 20/18 دقیقه شهرکهای کریات شمونه، غونین ، کفرسولد و سیدی الیعازر و راموت نفتالی را هدف موشکهای کاتیوشا قرار داده است . منابع امنیتی اسرائیل اعلام کردند در پی حملات موشکی حزب الله به شهرک المغار درشمال سرزمین های اشغالی خساراتی به یک منزل وارد شد. از زمان حملات نظامی رژیم صهیونیستی به لبنان تاکنون بیش از 42 شهرک نشین صهیونیست به هلاکت رسید . سخنگوی نظامیان صهیونیست اعلام کرد : نیروهای این رژیم امروز اشتباها دو شهروند لبنانی را به جرم وابستگی به حزب الله دستگیر کردد اما پس ازمدتی مجبور به آزادی آنها شدند. آخرین گزارشهای ازحملات وحشیانه صهیونیستها به لبنان حاکیست که دستکم 20 لبنانی امروز درپی حملات موشکی نظامیان صهیونیست به جنوب لبنان شهید شدند. منابع پلیس و منابع حزب الله وجنبش اعلام کردند دستکم 20 لبنانی ازجمله 8 شهروند درجنوب لبنان و بقاع درتهاجم نظامی صهیونیستها جان خود را از دست دادند . حزب الله و جنبش امل هم از شهادت 11 نفر از مبارزان این گروهها و دو امداد رسان خبر دادند و متعاقب آن نیروهای امنیتی لبنان کشته شدن یکی از عناصرش در حملات موشکی امروز صهیونیستها را تایید کرد. عصر امروز باردیگر منطقه شیعه نشین ضاحیه درجنوب بیروت آماج چند نوبت حملات ددمنشانه هوایی رژیم صهیونیستی قرار گرفت و هواپیماهای جنگنده اسرائیلی چهار نوبت این منطقه مسکونی را هدف آتش سنگین سلاحهای خود قرار دادند. همزمان با آن خبر می رسد حملات هوایی صهیونیست ها به جنوب لبنان ادامه داردو پلیس لبنان اعلام کرده که 7 نفر از اعضای یک خانواده لبنانی صبح امروز درحمله موشکی رژیم صهیونیستی به منزلشان در شهر نبطیه شهید شدند درمنطقه بقاع هواپیماهای جنگنده اسرائیلی منطقه ای درجنوب غرب بعلبک را هدف قرار دادند که درنتیجه آن یک شهروند لبنانی شهید شد. درجنایتی دیگرهواپیماهای اسرائیلی یک دستگاه خودروی شهری را درراه بین سرعین فوقا و سرعین تحتا واقع در 20 کیلومتری جنوب شرق بعلبک هدف موشک قرار دادند که درنتیجه آن راننده شهید شد و خودروش در آتش سوخت . حزب الله لبنان هم اعلام کرد 5 تن از نیروهایش به اضافه دو امداد رسان به هنگام کمک رسانی شهید شدند و جنبش امل هم شهادت چهار تن از نیروهایش را تایید کرد. حملات هوایی رژیم صهیونیستی به قسمت شرقی جنوب لبنان هم کشیده شد به طوری که هواپیماهای اسرائیلی هفت بارمناطق مسکونی خیام ، کفر کبلا در منطقه مرجعیون و دبین بمباران کردند که در نتیجه آن دو باب از منازل تخریب شد اما این حملات تلفات جانی نداشت . ازسوی دیگر خبرگزاری لبنان خبر داد : قایق های جنگی اسرائیل چندین منطقه در جنوب لبنان بین ناقوره محل استقرار نیروهای واکنش سریع سازمان ملل و بندر صور را هدف آتش سنگین سلاحهای خود قرار دادند. وضعیت نظامی در منطقه بنت جبیل بسیار پیچیده است به نحوی که اسرائیل مدعی شده که از صبح امروز کنترل این شهر را بدست گرفته است اما حزب الله اعلام داشته که درگیریهای سنگین با تروریستهای صهیونیست ادامه دارد . یک مسئول بلند پایه رژیم صهیونیستی گفته نظامیان اسرائیلی قصد دارند عملیات زمینی در جنوب لبنان انجام دهند تا از این طریق زیر ساخت های حزب الله را هدف قرار دهند ژنرال صهیونیست حیمی لیفنی به رادیو اسرائیل در چهاردمین روز ازحمله ددمنشانه به لبنان و کشتار خونین مردم بی گناه این کشور گفت : ما قصد داریم عملیات خودمان را تاعمق هفتاد کیلومتر در شمال مرزهایمان با لبنان گسترش دهیم و ما همچنین ساختار زیربنایی حزب الله را از بین خواهیم برد. وی افزود : ما هریک از عناصر حزب الله را شناسایی کرده ایم البته نمی توانم بگویم که ما مخفیگاههای آنها را شناسایی کرده ایم اما سازمان اطلاعات ما منحصر به فرد و بسیار دقیق است . حیمی افزود : هدف ما دور کردن حزب الله حداقل تا مسافت 7 تا 8 کیلومتر از مرزهای فلسطین است تا نیروهای امنیت بین المللی در طول مرزها مستقر شوند. وی مدعی شد که نظامیان اسرائیلی قصد پیشروی به این منطقه ندارند. درحالی که صهیونیستها چند روز است که تلاش می کنند تا وارد خاک لبنان شوند اما نیروهای مقاومت مثل کوه درمقابل آنها ایستاده اند.
استامينوفن كدئين پرفروش ترين قرص بازار
استامينوفن كدئين پرفروش ترين قرص بازار بازار فروش دارو برخلاف بسيارى از بازارهاى ديگر همچنان رونق خود را حفظ كرده است. در ميان انواع و اقسام داروها نيز قرص استامينوفن و آمپول دگزامتازون پرچمدار فروش هستند. بازار دارو طى چند ماه اخير تحولات زيادى را تجربه كرده؛ از مقابله با داروفروشان خيابان ناصرخسرو تا افزايش قيمت تعدادى از داروهاى پرمصرف اصلى ترين تحولات بازار دارو به حساب مى آيد. در همين حال تازه ترين آمار در مورد بازار فروش دارو نشان مى دهد كه قرص استامينوفن كدئين با فروش يك ميليون و ۲۳۳ هزار عدد به عنوان پرفروش ترين داروى بازار به شمار مى آيد. اين قرص پرمصرف از نظر عددى پرمصرف ترين داروى بازار به شمار مى آيد. پرفروش ترين دارو نيز به نام كپسول آموكسى سيلين ۵۰۰ ثبت شده است. اين دارو با فروش ۳۵۲ ميليارد ريالى محبوب ترين كالاى داروخانه ها است. آمپول دگزامتازون نيز پرفروش ترين داروى تزريقى از نظر عددى به شمار مى آيد. اما در ميان داروهاى تزريقى ويال سفترياكسون يك گرمى با فروش ۱۹۶ ميليارد ريالى بيشترين حجم اسكناس ها را به صندوق هاى داروخانه ها اختصاص ميدهند
درباره شام عروسى ساخته ابراهيم وحيدزاده
درباره شام عروسى ساخته ابراهيم وحيدزاده كلى ايده فوق العاده در سينماى كمدى ايران كم اتفاق مى افتد كه فيلمى، ايده هايى نو و تازه در قصه و اجرا داشته باشد. عمدتاً همه چيز از فرط تكرار ديگر هيچ جذابيتى براى مخاطب پيگيرتر ندارد و نهايتاً قصه اى هم اگر تازه به نظر مى رسد از روى يك نمونه خارجى كش رفته شده. روزى كه فيلم شام عروسى از سوى هيات انتخاب جشنواره به بخش ميهمان فرستاده شد، به نظر مى رسيد اين كمدى ابراهيم وحيدزاده با گريم سنگينى كه روى صورت امين حيايى دارد و نوع انتخاب بازيگرانش يك كمدى پيش پا افتاده ديگر از قماش كمدى هايى باشد كه در اين دو سه سال ساخته شده؛ از همان نوعى كه ابراهيم وحيدزاده خودش هم در معادله به سراغش رفت و از گيشه هم جواب گرفت اما نخستين نمايش هاى خصوصى فيلم نشان داد كه وحيدزاده براى اين فيلم تازه انرژى بيشترى گذاشته است، هرچند داستان از وحيدزاده شروع نمى شود. شام عروسى بيش از آنكه فيلم كارگردان و بازيگرش باشد، فيلم پيمان معادى است. فيلمنامه نويسى كه در چندسال اخير خيلى آرام جاى خود را در سينماى حرفه اى ايران باز كرده و عمده كارهايش هم -در هرگونه اى كه نوشته- آثارى تاثيرگذار و مهم در سينماى اين سال ها بوده اند. كما، آواز قو و كافه ستاره از جمله اين كارها هستند و حالا شام عروسى هم يكى از معدود كمدى هاى سينماى ما است كه فيلمنامه دارد و بامزه ترين شوخى هايش هم از همين فيلمنامه سنجيده اش مى آيد. شام عروسى داستان ساده اى دارد. يك كارخانه دار ورشكسته در ميان دردسرهايى كه دارد مجبور مى شود دخترش را هم عروس كند. روايت اصلى قصه هم بر آشنايى دو خانواده و دردسرهايى استوار است كه مرد براى گرفتن مراسم عروسى بايد پشت سر بگذارد. اين خط قصه اما تنها بهانه اى براى فيلمنامه نويس است تا بتواند چند شوخى اصلى اش را در دل صحنه هاى فيلم جا دهد. شوخى هايى سينمايى كه فرمول استفاده از آنها همان فرمول فيلم كما است. در واقع اگر آنجا معادى تنها در يك سكانس موفق شده بود فيلم را براى مخاطب دلپذير كند، اينجا آن يك سكانس تبديل به چندسكانس به شدت خنده دار شده كه اين توان را دارد تا مخاطب را كاملاً خشنود از سينما به بيرون بفرستد. هوشمندى بيشتر فيلمنامه نويس هم اينجاست كه شوخى هاى سينمايى فيلمش در درجه اول براى مخاطب عام هم آشناست و در درجه دوم حتى اگر فهميده نشود به كليت داستان و درك مخاطب از قصه لطمه اى وارد نمى كند. كارنامه وحيدزاده تا قبل از دهه هشتاد تنها به تحفه ها و بعد فيلم مجسمه منحصر مى شود اما از آغاز دهه هشتاد تاكنون سه فيلم عشق فيلم، معادله و شام عروسى را ساخته است. شام عروسى سال گذشته جلوى دوربين رفت و در شرايطى كه نقش هاى اصلى فيلمنامه بايد بر عهده دو بازيگر ميانسال قرار مى گرفت، تهيه كننده كار اين ريسك را نكرد و با آوردن امين حيايى و نيكى كريمى و اضافه كردن چند ديالوگ مبنى بر اينكه «اين زن و شوهر چه خوب مانده اند!» سعى كرد فيلمش را با ستاره هاى روز بسازد. اتفاقى كه حالا هرچند در ابتداى تماشاى فيلم خيلى پذيرفتنى نيست و توى ذوق مى زند ولى به هرحال از يك جا به بعد به نفع فيلم تمام مى شود و فيلم را براى مخاطب عام دوست داشتنى تر هم مى كند. اين اتفاق به ويژه در مورد امين حيايى مهم است. اينكه گريم او و نوع بازى اش اگر در چنددقيقه اول تحمل شود، از پرده دوم به بعد ديگر به چشم نمى آيد و در عوض با مرد ميانسال بامزه اى طرفيم كه با خوردن اشتباهى قرص هاى روان گردان، مى تواند در خيابان پابه پاى جوان ها برقصد. اگر در اين چند وقت شنيده ايد كه محمدرضا گلزار هم در فيلم يك سكانس بازى كرده، بازى او مربوط به همين سكانسى است كه از آن نام بردم. شوخى هاى فيلم با آژانس شيشه اى، كما و حتى اسپارتاكوس از بامزه ترين اتفاقات سينماى كمدى فقير ما در اين مدت است؛ سينمايى كمدى كه هنوز هم با دمپايى به دنبال هم دويدن، بامزه ترين ايده اش براى خنداندن مخاطب است. چيزى كه در فيلم قبلى خود فيلمساز هم به وفور يافت مى شد. شام عروسى حالا با فروش خوبى كه در تداوم استقبال از كمدى هاى اين چندماه شده نشان مى دهد كه تماشاگر هنوز هم نياز مفرط به خنديدن دارد. گويا اين يكى تب از آنهايى است كه فعلاً خيال فرونشستن ندارد
مجازات مزاحمان تلفن همراه
مجازات مزاحمان تلفن همراه مجازات مزاحمان تلفن همراه براساس دفعات مزاحمت از يك هفته قطع تلفن تا سلب امتياز تعيين شده است . مديركل بازرسي , ارزيابي عملكرد و پاسخگويي به شكايات شركت ارتباطات سيار با اعلام اين خبر درباره نحوه پي گيري اس ام اس هاي مزاحم هم گفت: شهروندان در صورت مواجه شدن با چنين مزاحمتي با مراجعه به يكي از ادارات هشتگانه خدمات مشتركان تهران شكايت خود را مطرح كنند. وي در بخش ديگري از سخنانش درباره رديابي گوشي تلفن همراه مسروقه و مفقودي گفت: مالباختگاني كه با حكم مراجع قضايي به اداره مشتركان تلفن همراه يا به ادارات بازرسي شركت مخابرات استانها مراجعه كنند پس از بررسي به مراجع قضايي اعلام و رديابي براي يافتن آن آغاز مي شود. مديركل بازرسي , ارزيابي عملكرد و پاسخگويي به شكايات شركت ارتباطات سيار با اشاره به اينكه همه گوشي هاي استاندارد شماره سريال مخصوصي دارند , افزود : با ثبت اين شماره سريال در شبكه تلفن همراه مي توان پس از پي گيري تشخيص داد گوشي مسروقه در اختيار چه كسي و در كدام شهر است
بچهگربهای که با دو دهان میومیو میکند
بچهگربهای که با دو دهان میومیو میکند گربه های با دو صورت در امریکا متولد شدبچه گربهای با دو صورت در امریکا متولد شد . سی ان ان , این توله گربه که در اوهایو به دنیا آمده ,تعجب همگان را برانگیخته است . این بچه گربه دو دهان دارد که همزمان میو میو می کنند , دوبینی دارد و چهار چشم که هنوز باز نشده اند. دو توله دیگر متولد شده همراه این بچه گربه صورتهای عادی دارند. پژوهشگران بخش دامپزشکی دانشگاه اوهایو چنین پدیده ای را بسیار نادر می دانند و توضیحی برای آن ندارند
تاریخ برگزاری مراسم ازدواج کروز و هلمز قطعی شد
تاریخ برگزاری مراسم ازدواج کروز و هلمز قطعی شد با توجه به اظهارات سخنگوی هنرپیشه " جنگ جهانیان " تام کروز و کتی هلمز هنرپیشگان هالیوود در فصل پاییز در برابر محراب کلیسا برای ازدواج با یکدیگر زانو خواهند زد. سخنگوی این زوج روز گذشته به طرفداران آن ها اطمینان داد که این زوج که به تازگی صاحب فرزندی گشته اند تا قبل از آمدن فصل زمستان ازدواج خود را در یکی از خانه های تام کروز جشن خواهند گرفت. پل بلاخ گفت :" تا آن جا که من در جریان هستم ازدواج آن ها در اواخر تابستان و اوایل پاییز خواهد بود." از گوشه و کنار شنیده می شود علت این تاخیر در ازدواج این است که هلمز سعی دارد تا حد ممکن وزن خود را پایین بیاورد تا در لباس عروسی برازنده جلوه کند.
نيستلروي در رئال
نيستلروي در رئال اگر ادعاي مطبوعات هلند که فرانس پرس نيز به آن اعتماد کرده ، درست باشد ، مهاجم ناکام هلند در جام جهاني را تا 3 سال آينده با پيراهن سفيد رئال خواهيد ديد. روزنامه دتلگراف ، پرتيراژترين روزنامه اين کشور نوشت : رود فان نيستلروي 30 ساله به طور شفاهي با باشگاه رئال مادريد به توافق رسيده است. باشگاه منچستريونايتد انتظار دارد در اين انتقال 15 ميليون يورو دريافت کند با اين حال رود لينس ، مدير برنامه هاي اين بازيکن با رد شايعات گفت ، نيستلروي اميدوار است پيش از بازگشت به تمرينات يونايتد (2 مرداد) ، باشگاه جديد خود را معرفي کند
عكس همسر سابق وليعهد انگليس هنگام مرگ واكنش فرزندانش را برانگيخت
عكس همسر سابق وليعهد انگليس هنگام مرگ واكنش فرزندانش را برانگيخت پسران پرنسس "ديانا" همسر سابق وليعهد انگليس روز جمعه از اقدام يك نشريه ايتاليايي در چاپ عكس مادرشان پيش از مرگ در اثر تصادفي در فرانسه اظهار تاسف كردند. "ويليام" و "هري" در واكنش به اقدام مجله "چي" در بيانيهاي كمسابقه به رسانههاي دنيا اعلام كردند كه انتشار چنين عكسهايي آنان و ديگر اعضاي خانواده سلطنتي انگليس را آزرده خاطر ميكند. "اومبرتو برينداني" سردبير چي در سخناني كه از شبكههاي تلويزيوني انگليس پخش شد، ضمن دفاع از اقدام نشريه خود گفت كه احساس فرزندان ديانا را درك ميكند. وي علت انتشار عكس پرنسس ديانا هنگام مرگ را عدم انتشار آن در ديگر رسانهها اعلام كرد و گفت به نظر وي اين عكس توهين آميز نبوده است. نشريات انگليس اعلام كردهاند كه اين عكسها را كه به تصادفي در هشت سال پيش در پاريس در اثر تعقيب خودروي ديانا توسط عكاسان خبري مربوط ميشود، منتشر نخواهند كرد. به گزارش رسانههاي محلي، اين عكس همسر سابق وليعهد انگليس را در حالي نشان ميدهد كه در ميان آهنپارههاي خودرو گير كرده و امدادرسانان در آخرين دقايق زندگي وي با رساندن اكسيژن قصد نجات وي را دارند. پرنسس ديانا پيش از وقوع اين حادثه به علت اختلاف خانوادگي از همسر خود طلاق گرفته و به امور خيريه و عامالمنفعه روي آورده بود. با اينحال سابقه حضور وي در خانواده سلطنتي و اختلافاتش با "پرنس جان" وليعهد انگليس، زندگي خصوصي وي را به موضوعي جنجالي براي خبرنگاران غربي تبديل كرده بود
نوشته شده توسط محمد در بیست و هفتم مرداد 1385
اينترنت پر سرعت رايگان براي تهراني ها ( مامان ترین اخبار و داستانها )
از اين پس:
شهروندان تهراني ميتوانند
اينترنت پر سرعت رايگان
دريافت كنند!
مدير بازرگاني يك مركز PAP) مراكز ارايهدهنده خدمات اينترنت پر سرعت) گفت: شهروندان تهراني ميتوانند "اينترنت پر سرعت رايگان" دريافت كنند.
"محمد بزرگي" چهارشنبه در گفت و گو با خبرنگار آي تي ايرنا افزود: همچنين اين مركز PAP(ارايهدهندگان اينترنت پر سرعت) جهت فرهنگ سازي استفاده مردم از اينترنت پر سرعت تا "اطلاع ثانوي" به طور رايگان خطوط ADSLرا به شهروندان تهراني واگذار ميكند.
وي تصريح كرد: اينترنت پر سرعت رايگان در بيست مركز مخابراتي ارايه مي شود و شهروندان تهراني ميتوانند با مراجعه به اين مراكز مخابراتي خطوط اينترنت پر سرعت دريافت كنند. وي ادامه داد:
اين مراكز مخابراتي شامل محلاتي پيش بدون شمارههاي بدون تكرار ،۲۴۹ ،۲۴۸ ،۲۴۶ ،۲۴۵ ،۲۴۴
غريبي پيش شمارههاي ،۲۶۸ ،۲۶۷ " ،۲۳۲ ،۲۲۴ ،۲۲۳ ،۲۲۱ ،۲۲۰
جعفري پيش شمارههاي ،۲۴۳ ،۲۴۱ ،۲۴۰
سلمان فارسي پيش شمارههاي ،۲۳۵ ،۲۳۴ ،۲۱۷ ،۲۱۳ ،۲۱۲ ،۲۱۱ ،۲۰۹ ،۲۰۸ ،۲۰۷ ،۲۰۶ ۲۳۶ ۲۳۷
شهيد باهنر با پيش شمارههاي ۲۶۴ ،۲۶۳ ،۲۶۱ ،۲۶۰ ،۲۰۰
دستغيب ،۲۷۳ ،۲۷۲ ،۲۷۱ ،۲۷۰ ،۲۵۷
پيروزي پيش شمارههاي ،۳۳۲ ،۳۳۱ ،۳۳۰ ،۳۷۹ ،۳۷۸ ،۳۳۵ ،۳۳۴ ،۳۳۳
سعدي با پيش شمارههاي ۳۹۳ ،۳۹۲ ،۳۹۱ ،۳۱۱
شهيد عاطف ۷۸۸ ،۷۸۷ ،۷۸۶ ،۷۲۹
آيت اله كاشاني ،۴۰۳ ،۴۰۲ ،۴۰۱ ،۴۰۰ " ،۴۰۹ ،۴۰۸ ،۴۰۷ ،۴۰۶ ،۴۰۵ ،۴۰۴
صالح طيري ،۴۶۷ ،۴۶۶ ،۴۶۴ ،۴۶۳ ،۴۵۶ ،۴۶۸
توحيد با پيش شمارههاي ،۶۹۴ ،۶۹۳ ،۶۹۲ ،۶۹۱ ،۶۹۰ ،۶۵۹ ،۶۴۳ ،۶۴۲
حكمت شعار ،۷۴۶ ،۷۴۵ ،۷۴۴ ،۷۲۴ ،۷۲۳ ،۷۲۲ ،۷۲۱ ،۷۲۰ ۷۸۹ ،۷۸۰ ،۷۴۹ ،۷۴۸ ،۷۴۷
شهداي گمنام با پيش شمارههاي " ،۷۳۸ ،۷۳۷ ،۷۳۶ ،۷۰۶ ،۷۰۵
وليعصر با پيش شمارههاي ،۷۵۰ ،۷۶۶ ،۷۶۵ ،۷۶۴ ،۷۶۳ ،۷۶۲ ،۷۶۱ ،۷۶۰ ،۷۵۳ ،۷۵۲ ،۷۵۱
نهري با پيش شماره هاي ۸۰۹ ،۸۰۸ ،۸۰۷ ،۸۳۷ ،۸۳۶ ،۸۵۳ ،۸۵۹ ،۸۵۸ ،۸۵۷
مركز شيخ فضل اله با پيش شمارههاي ۸۰۶ ،۸۰۵ ،۸۰۴ ،۸۰۳ ،۸۲۱
هفت تير پيششمارههاي ،۸۳۴ ،۸۳۳ ،۸۳۲ ،۸۳۱ ،۸۳۰ ،۸۸۴ ،۸۸۳ ،۸۸۲ ،۸۸۱
آزادگان ،۸۷۷ ،۸۷۵ ،۸۷۴ ،۸۷۳ ،۸۵۳ ،۸۵۲ ،۸۵۱ ،۸۵۰
نصر الهي ،۸۲۴ ،۸۲۳ ۸۲۸ ،۸۲۷ ،۸۲۶ ،۸۲۵
رجائي پيش شمارههاي ۸۹۱ ،۸۹۰ ،۸۸۹ ،۸۸۰و ۸۹۲
نيز از ديگر مراكز مخابراتي است كه ميتوان اينترنت پر سرعت رايگان دريافت كرد.
نوشته شده توسط محمد در بیست و هفتم مرداد 1385
نرگس همچنان پربينندهترين سريال ( مامان ترین اخبار و داستانها )
سريالهاي ايراني
«نرگس» (٧٦ درصد) و «اولين شب آرامش» (٦٢ درصد) «هشدار براي كبرا 11» (٥٦ درصد)
از نظر ميزان بيننده به ترتيب رتبههاي اول تا سوم را كسب كرده است.
+يادي از پوپك گلدره/گزارش تصويري و مقاله...
نظرسنجي مركز تحقيقات و سنجش برنامهيي صداوسيما نشان ميدهد: با در نظر گرفتن ميزان رضايت بينندگان هر يك از سريالها و رتبهبندي ميزان بيينده و رضايت، رتبه نهايي هر يك از سريالها از بين ٨١٢ تن از افراد ١٢ سال و بالاتر ساكن شهر تهران بدين ترتيب است:
سريال «نرگس» رتبه اول، سريالهاي «اولين شب آرامش» و سريال «هشدار براي كبرا ١١» رتبه دوم و سريالهاي «كلانتر (٢)» و«راه شب» رتبه سوم.
به طور كلي، ٨٦ درصد پاسخگويان، حداقل يكي از سريالهاي هفته چهارم تيرماه را تماشا كردهاند.
زنان (٩٠ درصد) بيشتر از مردان (٨٣ درصد)، نوجوانان (٥/٩٩ درصد) بيشتر از ساير گروههاي سني و افراد با تحصيلات راهنمايي و دبيرستان (٨٩ درصد) بيش از ديگر گروههاي تحصيلي بينندهي اين سريالها بودهاند.
از بين ٣٠ سريال ايراني و خارجي پخش شده در هفته چهارم تيرماه، ٤٣ درصد از بينندگان تعداد «خيلي كمي» (١ تا ٧ سريال) و ٣٥ درصد تعداد «كمي» (٨ تا ١٥ سريال) از سريالهاي پخش شده را تماشا كردهاند. همچنين ١٩ درصد بينندگان، بيننده تعداد «زياد» (١٦ تا ٢٣ سريال) و ٣ درصد نيز بيننده تعداد «خيلي زياد» (٢٤ تا ٣٠ سريال) از اين سريالها بودهاند.
ميانگين تعداد سريالهاي تماشا شده در بين بينندگان برابر ١٠ و در حد «كم» است.
در هفته چهارم تيرماه، از شبكه يك، ١٠ سريال و از شبكه دو و پنج هر كدام، ٦ سريال و از شبكههاي سه ٧ سريال و از شبكه چهار ١ سريال پخش شده است. بر اساس يافتههاي اين تحقيق در مجموع سريال هاي شبكه سه (٨٤ درصد) بيشتر و سريال شبكه چهار (٨ درصد) كمتر بيننده داشته است.
بر اساس اين گزارش، سريالهاي شبكه يك ٦٩ درصد و سريالهاي شبكه دو ٥٨ درصد و سريالهاي شبكه پج ٦١ درصد بيننده داشته است.
بررسي يافتهها بر اساس تعداد سريالهاي تماشا شده از شبكههاي مختالف سيما نشان ميدهد كه بيشتر بينندگان سريال هاي شبكه پنج(٢٣ درصد)، شبكه دو (٢٠ درصد) و شبكه يك (١٣ درصد) فقط يك سريال از سريالهاي اين شبكهها و همچنين بيشتر بينندگان سريالهاي شبكه سه (١٦ درصد) سه سريال را تماشا كردهاند.
در هفته چهارم تيرماه، ١٦ سريال ايراني و ١٤ سريال خارجي از شبكههاي مختلف پخش شده است كه ميانگين سرانه تعداد سريالهاي ايراني تماشا شده (٤/٣٨ درصد) در اين هفته بيشتر از ميانگين سرانه سريالهاي خارجي (٦/٣٤ درصد) بوده است.

اينهم عكس ها:






و مقاله:
اولين باري كه او را از جعبه جادويي ميديديم، تصورمان بر اين بود كه بازيگر اين نقش يك دختر شمالي است. چند سال بعد كه فيلم سينمايي را ديديم، باز هم تصورمان بر اين بود دختري كه نقش اصلي زن اين فيلم را ايفا ميكند، دختري است از اهالي جنوب... اما آن دختر باهوش و بااستعداد در عرصه هنر، دختري از اهالي پايتخت بود؛ دختري كه رتبه 54 كنكور دانشگاه سراسري را از آن خود كرده بود.
بازيگري كه حال در بين ما نيست و جامعه هنري كشور را از استعدادهاي خود محروم كرده است. او چگونه رشد كرده بود؟ او در كجا به دنيا آمد؟ تحصيلات او از كجا آغاز و به كجا ختم شد؟ به بازيگري از كجا رو آورد؟ روز حادثه كجا بود؟ و دهها پرسش ديگر... از طرفي زماني كه مجله به سال هشتم خود رسيد، دلمان ميخواست با كسي به گفتگو بنشينيم كه براي خوانندگانمان جذابيت داشته باشد. مردادماه متولد شد، درست مثل كه در چنين ماهي به دنيا آمد؛ خانواده سبز هشت ساله شد، درست مثل كه در مردادماه به دنيا آمد.
مردم هر شب او را با نرگس در خانههاي خود ميبينند، اما او حالا ديگر در خانهاش نيست. خودش ميگفت: او راست ميگفت: مرگ پايان زندگي نيست، اگر پايان زندگي بود، حالا از او نمينوشتيم و به ياد او نبوديم. دلمان ميخواست دينمان را به او ادا كنيم. هنرمندي كه براي هنر ايران زحمت كشيد و چه بهانهاي بهتر از اينكه تولد او را جشن ميگرفتيم، تولد او در هشتم مردادماه را...
_ _ _
در يكي از كوچه پس كوچههاي ميدان هروي تهران در يك مجتمع مسكوني، زنگ واحد 303 را ميفشاريم. از پلههاي مجتمع بالا ميرويم، به طبقه سوم ميرسيم، با خود ميگوييم، به احتمال زياد، وقتي كه در گشوده شود با خانهاي بزرگ در منطقه شمال شرقي تهران، بر ميخوريم؛ در كه باز ميشود، خانهاي كوچك و به دور از تجملات مقابلمان است؛
(رها) نوه پنج ساله خانواده به ما سلام ميگويد و سپس ، خواهر بزرگتر پوپك؛ مادر باز هم با پيراهن سفيد، به ما خوشامد ميگويد و در پايان پدر خانواده، در چهرهاش كاملا نمايان است كه به اين راحتيها نميتواند، غم از دست دادن دختر را از ياد ببرد. او تهتغاري بابا بود و مونس او... زماني كه دختر بزرگ خانواده به خارج از كشور رفته بود، همه چيز پدر و مادر، پوپك بود، اما هم اين پدر و مادر را تنها گذاشت. مقصر او نيست، بلكه سرنوشت اين گونه رقم خورد. به قول پدر كه ميگويد: و سپس ميخواند:
هرگز نميرد آن كه دلش زنده شد به عشق ثبت است بر جريده عالم دوام ما
پدر مرد باسوادي است، با صداي بسيار رسا كه ما را به ياد دوبلورهاي تلويزيون مياندازد، بسيار خوش صحبت و واژهها را با نظم خاصي از دهان خارج ميكند. در كجا به دنيا آمديد: سوم شهريورماه سال 1320، در همان روزي كه متفقين به ايران حمله كردند، در ميدان راهآهن به دنيا آمدم؛ در يك خانه قديمي كه تنها سيمهاي خاردار خانه ما را از راهآهن جدا ميكرد. من فرزند ششم خانواده و كوچكترين پسر بودم.
پدرم يكي از متخصصين سراجي بود. او رييس صنف سراجان و طرحهاي جديدي از كيف و كفش را در همان زمان توليد ميكرد، اما از آنجا كه حافظ منافع كارگران بود، هيچگاه سرمايهاي جمع نكرد؛ او مردي عارف بود. در خيابان نادري، روبهروي هتل نادري مغازهاي داشت و من از شش، هفت سالگي در آنجا كار ميكردم. او بيشتر ثروت خود را وقف عرفان كرد. او ارادت خاصي به داشت. پدر ميخواست درس بخوانم، اما من علاقهاي شديد به ورزش و موسيقي داشتم. در باشگاه تهران جوان، در رشته كشتي و پرورشاندام فعاليت ميكردم.
14، 15 سالم كه شد رو به موسيقي آوردم. عاشق ساز ويولن بودم و زيرنظر اساتيد آن زمان مشغول آموزش شدم.همچنين دو سال زيرنظر وزارت بهداري، در رشته علوم آزمايشگاهي دورههايي گذراندم و به عنوان كارشناس آن وزارتخانه انتخاب شدم. در امور سل انتخاب شدم و به همين خاطر داوطلبانه يك سال به استان اصفهان و چهارمحال و بختياري رفتم، تا آنجا كمك حال مردم باشم، اما به خاطر لذت از كمك كردن به مردمان آن ديار، يك سال به هفت سال ماندن در آنجا منجر شد. سرانجام در سال 72، پس از گذراندن 33 سال خدمت بازنشسته شدم.
پدر ميگويد: مادر پوپك از دوستان تحصيلي خواهرم بود. به خانه ما رفت و آمد زيادي ميكرد، از آنجا كه به مولانا علاقه
زيادي داشت، پدر هم علاقهاي شديد به او پيدا كرده بود. من در مردادماه سال 1342 به خواستگاري همسرم رفتم و در سال 43 ازدواج كرديم. دختر اولم در سال 1346 به دنيا آمد و پوپك هم در هشتم مردادماه سال 1350 به دنيا آمد...
مادر ميگويد: پوپك ساعت هشت صبح روز جمعه، هشتم مردادماه در بيمارستان پاسارگاد تهران به دنيا آمد. آن زمان نميدانستم بچه پسر يا دختر است. بگذاريد يك خاطره در مورد نام بگويم. در سال آخر دبيرستان تحصيل ميكردم كه دبير ادبياتمان در رابطه با منطقالطير، در حال صحبت بود، او ميگفت: هدهد راهبر مرغان بود كه نام ديگرش شانه بهسر و پوپك است و پوپك هم به معناي دوشيزه بودن است. همان زمان به خودم گفتم اگر فرزندي داشته باشم، نام او را ميگذارم.
زماني كه دختر اولم به دنيا آمد و همسرم علاقه شديدي به نام داشت، از طرفي هم در فصل بهار به دنيا آمد، از اين رو او را به اين نام صدا كرديم، اما زماني كه دختر دومم به دنيا آمد، اين بار نوبت من بود كه برروي او نام بگذارم و آرزوي من برآورده شد.طي هشت ماهي كه پوپك در بيمارستان بستري بود، خيلي از آشنايان ميگفتند كه پوپك مانند يك كتاب است كه ما خيلي چيزها از او ياد گرفتيم و اين امر با مرور در زندگي او برايمان رخ داد. من هرگاه طي اين مدت بالاي سرش ميرفتم، به او ميگفتم ، تو معني نامت را پيدا كردي و هدهدي كه داري راهبري ميكني. من بيشتر مواقع او را صدا ميكردم و او هم، هرگاه كه نامه مينوشت، با امضاي بود.مادر به عكس قاب گرفته دخترش در كنج اتاق نگاه ميكند و ميخواند:
آرزويم بودي و دادي مرا عشق و اميد هدهدم گشتي و بر ملك صبا دادي نويد
و در ادامه ميگويد: زماني كه اشتباهي ميكرد و از دست او عصباني بودم برايش ميخواندم:
و او هم ميگفت: مامان چه كار اشتباهي كردم كه دوباره اين شعر را برايم ميخواني...
مادر ميگويد: ، ماموريت پوپك در اين دنيا تمام شده، خدا خواسته كه او برود و من در حال حاضر تنها پوپكم هستم.مادر پوپك، زني عارف است، هر هفته كلاسهاي مولانا را بر پا ميكند. منطقالطير تدريس ميكند، عاشق كلام قرآن است و عرفان مولانا را به طور كامل شرح ميدهد. شايد به همين دليل باشد كه ميگويد: من راضي به رضاي خداوند هستم، اما صبر به من بده كه اين دوري را تحمل كنم.
اگر يادتان باشد، در فيلمها و تصاويري كه از مراسم خاكسپاري پوپك پخش شد، مادر پوپك، هيچگاه پيراهن مشكي نميپوشيد، چرا؟
ميگويد: پوپك هيچگاه دوست نداشت كه من پيراهن مشكي بپوشم، او حساسيت شديدي به اين رنگ داشت. شايد بر ميگردد به اين اتفاق كه پوپك 15 روزه بود كه پدرم درگذشت و من تا چند سال پيراهن مشكي به تن ميكردم. شب اولي كه پوپك فوت كرد، به سوي كمد لباسهايم رفتم، دست من به سوي لباس مشكي رفت، ناگهان صداي پوپك را مثل سابق شنيدم كه گفت: به خودم گفتم كه معتقد نيستم كه از پيش ما رفته و در آن وضعيت من بايد به اطرافيان روحيه بدهم؛ از اين رو تصميم گرفتم، كه سفيد بپوشم. سفيد رنگ روشني و رنگ نور است. به پوپك گفتم
شخصيت او چگونه شكل گرفت؛ مادر ميگويد: از زماني كه راه افتاد يك بچه دوست داشتني و باهوش بود، چيزي كه باعث تعجب من و پدرش شد، اين بود كه پوپك زبان شيوايي داشت و مسايل را خيلي عجيب و باور نكردني با سن كمش به يكديگر ارتباط ميداد؛ در رابطه با تحصيل هم، وضعش اين گونه بود كه دوست نداشت بيست بگيرد، بلكه دلش ميخواست با نمرات خوبي سال تحصيلياش را به پايان ببرد و در كنار آن به تئاتر، موسيقي و همچنين در كنار دوستان بودن، هم برسد.يادم ميآيد كه در دبيرستان ، چند تئاتر به همراه دوستانش اجرا كرد، كه مورد توجه واقع شد.
تحصيلات پوپك در چه مقاطعي بود؟ مادر ميگويد: او در رشته رياضي ديپلم گرفت، اما زماني كه ميخواست براي كنكور ثبتنام كند، به ما گفت: كه ميخواهد در رشته علوم انساني امتحان بدهد، از اين رو، يك روز كتابهاي چهار ساله علوم انساني را تهيه كرد و چند ماه پيش از كنكور رو به مطالعه اين كتابها آورد و بدون اينكه يك ساعت معلم داشته باشد و كلاس برود، خود را چهار ماه در خانه زنداني كرد و در دانشگاه سراسري رتبه 54 را آورد. پوپك ميتوانست رشته حقوق را انتخاب كند، جالب اينكه خواهرش هم پيش از او در كنكور سراسري رتبه 56 را آورد و در حقوق دانشگاه تهران قبول شد.
اما پوپك ميگفت به حقوق علاقهاي ندارد، از اين رو در رشته روانشناسي باليني دانشگاه تهران پذيرفته شد و در دانشگاه تهران، پاياننامهاش را در رشته تئاتر درماني نوشت كه سخت مورد توجه قرار گرفت. در همان زمان با اهالي تئاتر آشنا شد و رو به هنر آورد، همان چيزي كه آرزويش بود. من هم هرگاه به پوپك ميگفتم: عزيزم تو روانشناسي خواندي، بهتر نيست ادامه تحصيل بدهي و به درجه دكترا نايل شوي، او ميگفت:
او چگونه رو به بازيگري آورد؟ او با دوستانش در دانشكده هنر، تئاتر را بازي كرد. تئاتري هم به نام 66 در سال 74 بازي كرد كه پوپك در آن تئاتر جايزه اول را گرفت و از او تقدير شد. آن شب در تالار وحدت، او برايمان مايه افتخار شد. بعد از اين تئاتر، او در سكانسهايي از مجموعه تلويزيوني بازي كرد كه هيچگاه پخش نشد و نميدانيم كه چرا اين گونه شد؛ سپس در دنياي شيرين دريا بازي كرد، پس از آن در فيلمهاي سينمايي موج مرده، آخر بازي، سيندرلا، مجموعه مرواريد سرخ و سپس نرگس..
مادر پوپك ميگويد: پس از اينكه جايزه سيمرغ بلورين را به خاطر بازي در فيلم سينمايي از آن خود كرد، او در
سال 80 به آمريكا پيش خواهرش رفت، البته قصدش از رفتن ادامه تحصيل بود؛ خيليها به او گفتند كه حالا زمان مناسبي نيست، تو الان ميتواني به پيشنهادات خوبي فكر كني، اما او عزمش را جزم كرده بود كه پيش خواهرش برود. گويا پس از اينكه رفته بود پشيمان شده و دايما با ما تماس ميگرفت كه نميتواند در آنجا زندگي كند و ميخواهد به ايران بازگردد. من، پدر و خواهرش هم به او ميگفتيم كه حداقل فوقليسانست را بگير و سپس برگرد، كه او گفت: نه من نميتوانم، سپس به بهانه ديدن ما به ايران آمد، چند ماهي بود و دوباره رفت، پس از هشت ماه دوباره به ايران بازگشت و صريحا به ما گفت: كه ميخواهم به بازيگري ادامه بدهم.
از مادرش ميپرسيم كه او هيچ وقت در رابطه با مرگ صحبت ميكرد و به طور كلي نظري در مورد مرگ داشت كه ميگويد: بله، او ابتدا از مرگ ميترسيد، اما گويا زماني كه در مجموعهاي در اطراف شاهرود در كوير بازي ميكرد، در بيمارستاني با پيرزني برخورد كرد كه مردن او را به چشم ديد. به من گفته بود، زماني كه پيرزن جان داد، متوجه شد كه چيزي از بدن او جدا شده، چيزي به شكل روح... احساس كردم، لباس او باقي ماند و روح از بدنش جدا شد. روزي هم در قبري خوابيد كه باعث شد ترسش بريزد، به من گفته بود كه مامان از زماني كه در قبر خوابيدم، ديگر از مرگ نميترسم.
آيا پدر با بازي پوپك مخالفت ميكرد؟ پدر ميگويد: نه، من سعي ميكردم هميشه به فرزندانم، معنويات را بياموزم. از آنجا كه كارم صبح تا ظهر بود و به دنبال اضافه كاري و ماديات نبودم، وقت بيشتري با دخترانم ميگذراندم. مخالف بازي كردن او نبودم، بلكه موافق درست زندگي كردن آنها بودم؛ شايد به همين خاطر بود كه هيچگاه دخترانم، به ماديات توجه نميكردند. هميشه از او ميپرسيدم كه تعريف درستي از واژه در كشورمان بيان كند.
پوپك در اين اواخر سعي ميكرد، به اطرافيان خود بيشتر از گذشته كمك كند، او به هيچ عنوان به ماديات توجه نشان نميداد؛ شايد درست نباشد بگويم، اما واقعيت است كه به اشخاصي كه كمك مالي نياز داشتند، دريغ نميكرد و اصلا ماديات براي خودش كاملا بيارزش بود. خوشحالم كه او چنين طرز تفكري داشت و با همين طرز تفكر رشد كرد. من اين نوع زندگي را از پدرم به ارث بردم، خود من در بهترين موقعيت ميتوانستم موسيقي تدريس كنم، حتي بارها به خاطر صدايم از تلويزيون به من پيشنهاد شد، اما من به همان كارهاي آزمايشگاهيام، قانع بودم و دوست داشتم، بيشتر وقتم را با خانواده صرف كنم. شايد به همين علت باشد كه پس از سالها زندگي در تهران يك خانه هفتاد متري دارم و مبلغي ناچيز حقوق بازنشستگي...
شنيده بوديم كه پوپك با اتومبيل شخصياش تصادف كرد، اما پدر اين گونه تعريف ميكند. 24 ساعت از پوپك خبري نداشتم، فيلمبرداري در بود. آقايان مقدم و مهام به خاطر اين كه پوپك ده روز مقابل دوربين بود به او 48 ساعت استراحت دادند و پوپك هم در پاسخشان گفته بود: با همسر سيروس مقدم تماس گرفتم كه آيا پوپك سر صحنه است، اما او گفت: ما هم از او خبري نداريم و گوشي همراهش خاموش است. او ساعت ده شب در زمان بازگشت به تهران، با يك پيكان سواري در حال بازگشت بود كه راننده پيكان قصد سبقت گرفتن را داشت، از روبهرو هم يك آردي با همين سرعت ميآمد، تصادف شاخ به شاخ صورت گرفت و هفت نفر در همان جا، مردند. اتومبيلها مچاله شده بودند.
آنها را سريعا به بيمارستان نور رساندند، اما افاقهاي نكرد. در بين آنان، تنها پوپك و يك آقاي ديگر زنده ماندند. چند بار پس از تصادف با من تماس گرفتند كه اگر ميخواهيد ديه بگيريد، بايد مراحل قانوني سپري شود، از اين روز بايد از راننده شكايت بشود، اما من نه حوصله اين كارها را دارم و نه رانندهاي زنده است كه از او شكايت كنم. آن راننده هم يك پدر هفتاد ساله دارد كه گويا حالا گرفتار اين مسايل شده است.در نور هم، پوپك را با يك آمبولانس فرستاند تهران، اما قسمت اين بود كه او از ما جدا شود، آن هم پس از هشت ماه... گويا خداوند ميخواست صبر ما را امتحان كند.
پدر در ادامه از پرستاران به نيكي ياد ميكند و از آنان به عنوان فرشتگان نجات نام ميبرد، اما گلههايي از پزشكان دارد.. كه دوست دارد، در اين باره زياد توضيح ندهد، چون فايدهاي ندارد، پدر در ادامه ميگويد: عشق به بازيگري اجازه نداد كه او در آمريكا زندگي كند، من با توجه به استعدادهايي كه از او سراغ داشتم، يقين داشتم كه اگر در آن جا تحصيل ميكرد، با مدرك دكتراي روانشناسي باليني از آنجا باز ميگشت. اما نميدانم چه شد كه او دوباره به ايران بازگشت. پدر در ادامه ميگويد: من هم مثل همسرم دلم براي پوپك تنگ شده است، معتقدم كه پوپك پرواز زيبايي داشت و شايد پرواز زيبا كردن، از زندگي زيبا كردن هم مهمتر باشد. منظورم اين است كه زيبا مردن هم جزو نعمتهاي خداست.
در هشت ماهي كه او بستري بود، به چشم ديديم كه مردم چه طور براي او دعا و راز و نياز ميكنند و آرزوي سلامتياش را داشتند. پدر پوپك در پايان از زحمات صدا و سيما و مخارجي كه بابت پوپك متحمل شدند، به ويژه از زحمات آقايان ضرغامي، پورمحمدي و تقدسي قدرداني ميكند كه طي اين مدت كمكرسان او و خانوادهاش بودند.وي ميگويد: طي مدت هشت ماه، سازمان صدا و سيما هفتاد ميليون تومان خرج دخترم كرد...
و سرانجام پوپك گلدره، فرزند دوم محمدرضا گلدره، در شب تولد رسول اكرم(ص)، در 27 فروردينماه 1385 در حالي كه 34 سال و هشت ماه سن داشت، دارفاني را وداع گفت...
همين چند سال پيش، او جايزه بهترين بازيگر زن با بازي در فيلم را از آن خود كرده بود. با او قرار گفتگو گذاشتم. ابتدا امتناع ميكرد، اما او را مجاب كردم كه با من گفتگو كند. به من گفت: چه ميخواهي بپرسي؟ كجا به دنيا آمدم، كجا تحصيل كردم، نظرم را درباره اين سكانس بگويم و شايد بهترين پرسش اين باشد كه پيام اين فيلم چه بود؟ گفتم: سركار خانم، ما هم مقصر نيستيم، بلكه اذهان عمومي از ما اين چنين پرسشهايي ميخواهند.
كمي فكر كرد و گفت: يعني مردم... گفتم: آري. گفت: همه مردم... گفتم: نه، آن قشري كه حداقل مطبوعات را ميخوانند و از طرفداران دنياي سينما هستند. اينها، هم جزوي از مردم هستند. گفت: حالا كه پاي مردم وسط است، پس بپرس... و من پرسيدم و پرسيدم تا اينكه رسيدم به پرسش كليشهاي پاياني، مثل تمام مصاحبهها دوباره به فكر فرو رفت، مثل پاسخ دادن به ديگر پرسشها، كه با طمانينه به آنان پاسخ ميداد.
برخلاف خيلي از هنرمندان، براي طرف مقابل، ارزش قايل بود. ما خبرنگاران زماني كه رو در روي كسي براي گفتگو مينشينيم، متوجه ميشويم كه چه كسي حال و حوصله گفتگو را دارد و چه كسي حال و حوصله ندارد... چه كسي ميخواهد با پاسخهاي تك كلمهاي از شر ما راحت شود و چه كسي با فكر، تعمق و تامل پاسخگوي پرسشهاي ماست و گلدره از اين گروه بود. گروهي كه يا مصاحبه نميكرد و اگر هم حاضر به مصاحبه ميشد براي فرد روبهرو، ارزش قايل ميشد.
مثل آن بازيگر زن تازه به دوران رسيدهاي نبود كه شش ماه، ما را امروز و فردا كرد و سرانجام هم گفت: پرسشهايتان را بياوريد، پرسشهايمان كه به پانزده پرسش ميرسيد را برديم و به او سپرديم كه حداقل براي هر پرسش سه، چهار خط مطلب بنويسد... پس از دو ماه از آن روز كه به دنبال پرسشهايمان بوديم، به ما گفت كه برويم از منزلشان در يكي از خيابانهاي فرعي ميرداماد تهران بگيريم.
زماني كه مادر بازيگر مربوطه، كاغذ را دستمان داد، از حالت تعجب داشتم شاخ در ميآوردم؛ پس از شش ماه به دنبال او بودن و دو ماه هم به دنبال پرسشها، براي هر يك از پرسشها، تنها چند كلمه پاسخ داد. از پانزده سوال، شش پرسش عادي را پاسخ نداد؛ به سه سوال ديگر، بلي يا خير گفت و براي شش سوال هم، تنها چند كلمه پاسخ... از مجتمع كه خارج شدم، كاغذ را مچاله و به گوشهاي پرتاب كردم. زير لب به خودم دشنام دادم كه هشت ماه از وقتم را صرف او كردم و روانم را آزار دادم، آخرش هم... وقتي كه او برايت احترام قايل نميشود، آن گاه براي چه بايد عكس او را با ژستهاي مختلف روي جلد بياوري... شايد پاسخ اين باشد، اما او براي مردم، براي من و براي تو چه كرد؟ مردم بايد بدانند كه برخي از اهالي اين قشر چگونه رفتار ميكنند... ما براي آنان ميگوييم كه براي مردم از شما گفتگو ميخواهيم و آن گاه آنان هشت ماه، ما را به دنبال خود ميكشانند. زماني كه اين اتفاق در تابستان گذشته كه اگر اشتباه نكنم، مردادماه گذشته بود، افتاد... به ياد حرفهاي افتادم كه به من در اوج محبوبيت و مشهوريت به خاطر دريافت سيمرغ بلورين از جشنواره فجر گفت: اگر به خاطر مردم است، بپرس و من پرسيدم تا رسيدم به همان پرسش پاياني.
و او پس از كمي تامل گفت: و لحظاتي بعد صحبتهايش عاميانهتر شد: و چه زيبا پوپك آن گفتهها را به زبان آورد، چرا كه خود اين گونه بود و به همين شكل زندگي ميكرد...
روحش شاد
نوشته شده توسط محمد در بیست و هفتم مرداد 1385
اولین شوی پوشش زنان در ایران !!!!! ( مامان ترین اخبار و داستانها )
جدیدترین پوشش های پیشنهادی از طرف نیروی انتظامی و صدا و سیما برای زنان و دختران جوان

اين هم عكس ها:


برای دیدن عکسهای کامل روی ادامه مطلب کلیک کن
نوشته شده توسط محمد در ششم مرداد 1385
قطار تایتانیک ( مامان ترین اخبار و داستانها )
روزی روزگاری ، پسری بود به نام ممد که بچه ها جک صداش ميکردند ، جک ( ممد ) قصه ما عاشق سوار شدن به قطار بود ، ولی هيچ وقت نتونسته بود ، آخه چون پولشو نداشت . خلاصه يه روز ممد و رفيقاش نشسته بودن ، يکی از رفيقای ممد شروع کرد به قيف اومدن و اينکه من آخر قدرتم و انده کشتی گيرهايم و .... . ممد هم بلند شد و گفت که عمرا بتونی رقيب من باشی ، خلاصه کل کل بينشو زياد شد و قرار شد همونجا يه کشتی بگيرن و قرار گذاشتن که هرکی باخت پول بليط برای رفت و برگشت از تهران به مشهد رو به اون يکی ديگه بده . راستی يادم رفت بگم که ممد خيلی نقاشيش خوب بود ، اون يک دفتر داشت که توش عکس چند تا زن رو به صورت لخت و پاتی کشيده بود .
خلاصه کشتی گرفتن و جک ( ممد ) اين مسابقه رو برد و طرف ديگه مجبور شد پول بليط قطار رو به ممد بده و جک هم سه سوت رفت راه آهن و يه بليط تهران مشهد خريد و اتفاقا ، همون موقع هم قطار داشت راه ميفتاد که جک خودشو به قطار رسوند و بعدش قطار راه افتاد و در کوپه ای که همشون مرد بودن مستقر شد .
حالا بشنويد از اون طرف ، دختری بود به نام فاطی که بچه ها اونو رز صدا ميکردن ، رز (فاطی) قصه ما در تهران دانشجو بود ، ولی خودش از اهالی شهرهای اطراف مشهد بود و به همراه نامزدش راهی مشهد بودن تا از اون ور به شهر خودشون برن ، رز (فاطی) اصلا از نامزدش خوشش نمی آمد ، ولی به اجبار اونا رو به عقد هم در آورده بودن ، آخه فاطی به غير از درس خوندن ، شاغل بود و کارش هم ...... بود و اينگونه خرج دانشگاهش رو در می آورد ، يک روز که مشغول دادن يه همين نامزد فعليش بود ، مامورها ميريزن و فاطی و نامزدشو که اون موقع هنوز باهم ازدواج نکرده بودند رو ميگيرن و ميبرن و به زور به عقد هم در می آورن . حالا رز ( فاطی ) و نامزدش در کوپه بغل کوپه جک استقرار يافته بودن . رز خيلی ترسيده بود و اصلا دلش نميخواست تا به شهر خودشون بگرده ، چون مسولين دانشگاه به خانواده فاطی ( رز ) خبر داده بودن که چی کاره هست و حالا رز رو به همراه نامزدش راهی شهرشون کرده بودن ، فاطی به شدت ناراحت و افسرده شده بود و قصد داشت در موقعيتی مناسب يا خودشو از قطار پرت کنه بيرون و يا اينکه فرار کنه .
قطار حرکت ميکند . يه نيم ساعت که ميگذره ، فاطی بلند ميشه و به هوای اينکه ميخواد موال ( توالت ) بره از کابينشون مياد بيرون و به سمت انتهای قطار ميکنه ، رز تصميم خودشو گرفته بود و ميخواست خودشو از ته قطار به بيرون پرت کنه . يک دو سه دقيقه ای قدم زد تا به آخر قطار رسيد و رفت اونجا و همين که آمد خودشو پرت کنه ، يکدفعه يکی دستشو گرفت و وقتی برگشت ديد که ممد (جک) هست که دستشو گرفته .
جک : دختر مگه ديوونه شدی ، داشتی خودتو به گی (gey) ميدادی .
رز : ولم کن ، ميخوام خودمو بکشم . در همين هنگام ته دل جک يه جورايی قيلوله رفت و از رز خوشش اومد ، برای همين اونو کشيد و محکم تو بغلش گرفت . رز از اين حرک جک تعجب کرد و اونو هل داد و از بغلش اومد بيرون .
رز : هو پسره پيرسگ ، اين چه کاری بود کردی ؟
جک : ببخشيد ، خب من تو رو دوست دارم و عاشقت شدم و ميخوام بگيرمت .
رز : يعنی چی ؟ مگه ميشه به اين زودی ، در ضمن من نامزد دارم و اگه نامزدم منو با تو ببينه ، ميگيره و جرت ميده .
خلاصه جک ، رز رو از خود کشی منصرف کرد ، رز هم ته دلش يه جورايی از جک خوشش اومده بود و به قول يارو گفتنی دلش پروانه ای شده بود .
جک و رز هر کدومشون به کوپه های خودشون رفتند . جک شديدا تو کف رز بود ، از اون طرف هم رز ديگه زندگی براش يه معنی ديگه ای پيدا کرده بود .
خلاصه يه يک ساعتی گذشت و جک رفت بيرون و جلوی کوپه رز واستاد ، يه ۵ دقيقه که واستاد يک دفعه رز هم اومد بيرون و جکو ديد و يه لبخند بهش زد و يکدفعه تو سالن قطار شروع کردند به لب گرفتند ، انگار نه انگار که اينجا ايرانه و الان اگه کسی ببينشون کونشون پاره ، خلاصه اينقدر لب گرفتند که حال همه رو به هم زدند ( البته بيننده ها ) ، البته شانسون گرفت که کسی نديدشون ، بعدش اونا رفتند دوباره ته قطار و شروع کردند به دل دادن و قلوه گرفتن .
رز : مو خيلی تورو موخوام ( به لهجه شيرين مشهدی بخونين! ) ، ولی نامزدم رو چی کارش کنم .
جک : خب من هم تو رو دوست دارم ، ولی حالا چی کار کنيم ، من ميگم بيا با هم از اين قطار بپريم پايين و بريم دنبال سرنوشتمون .
رز : نميدونم والا ...
بعدش هم شروع کردند به تف کردن به بيرون از قطار ، يعنی يه جورايی مسابقه کی بيشتر تفشو ميتونه پرت کنه ، بعدش جک گفت : راستی يه چيز توپ برات اوردم تا ببينی ؟
رز : چی ؟
بعد جک اون دفتر نقاشيشو در اوردو داد تا رز ببينه .
رز : وای چه نقاشيهای خوشگلی ، چه زنهای لخت باحالی ، راستی ميشه نقاشی من رو هم بکشی .
جک : آره ، ولی من فقط بلدم زنها رو به صورت لخت بکشم ، يعنی تو هم بايد لخت بشی تا بکشمت .
رز : باشه ، اشکالی نداره ، حالا کجا بريم تا نقاشيمو بکشي . ( اينجا بود که.........رز آشکار شد ).
جک : يه کوپه خالی است که کسی نيست که بهترين جا اونجای ، کسی هم نمياد .
جک و رز به اون کوپه خالی رفتند ، و رز در عرض سيم ثانيه همه لباساشو در آورد و جک شروع کرد به کشيدن رز .
بعدش که کار رز تموم شد ، جک گفت : ببين رز جون ، من الان عين سگ .............شدم ، تو هم که لختی ، پس بيا عمل ........... رو انجام بديم .
رز : باشه اشکالی نداره ، من هم خيلی دوست دارم ........ به تو.......... ( اينجا بود که ...... کامل و شايد يه چيزی اون طرف تر رز آشکار شد) .
جک : باشه ، پس منو بگير که اومدم .
خلاصه در اينجا بود که جک و رز شروع کردند به عمل مجامعه . ببخشيد که نميتونم تمام وقايع اتفاقيه رو تعريف کنم ، آخه قرار نيست فيلمم ، ببخشيد مطلبم سوپر باشه . خلاصه بعد کم کم شيشه کوپه شروع کرد به عرق کردن و بعد رز از شدت درد دستشو محکم زد تو شيشه ، به طوری که رد دستش افتاد رو شيشه عرق کرده .
بعد از اينکه حسابی با هم حال کردند ، اومدند بيرون و رفتند دوباره ته قطار و شروع کردند به لب گرفتن .
در همين هنگام ، قطاری که اشتباها به روی خط قطار تايتانيک ( همين قطاری که جک و رز داره ) افتاده بود ، با سرعت تمام با هم برخورد کردند و جک و رز بر اثر شدت ضربه از اين ور قطار افتادند پايين و جان به جان آفرين تسليم کردند ، در ضمن يک عالمه آدم ديگه هم مردند .
بعد ها جيمز کامرون بر اساس اين ماجرا ، فيلم کشتی تايتانيک را ساخت ، البته نميدونم چرا قطار تايتانيک نساخت و اين گونه بود که ممد ( جک ) و فاطی ( رز ) به دو عاشق و جوان ناکام تبديل شدند و در يادها ماندگار گشتند .
نوشته شده توسط در پنجم تیر 1385
برقراری رابطه جنسی از راه سوراخ دیوار در زندان!!!!!!!! ( مامان ترین اخبار و داستانها )
** در ترکيه ؛ يک آقا و يک خانم ؛ که در دو سلول جداگانه ؛ اما چسبيده به هم زنداني بودند ؛ با سوراخ کردن ديوار سلول شان ؛ با هم رابطه جنسي بر قرار کردند که حاصلش حالا يک آقا زاده است که در همان زندان به دنيا آمده است !! دادگاهي در ترکيه ؛ اين دو زنداني را به چهار ماه حبس اضافي محکوم کرده است . جرم شان ؟؟ آسيب رساندن به اموال دولتي !!
يک مخترع آلماني تلفن مخصوصي اختراع کرده است که توي تابوت مردگان نصب ميشود تا بستگان آنها بتوانند بدون آنکه از خانه خارج بشوندو زحمت رفتن به گورستان را بر خودشان هموار کنند ؛ هر قدر دل شان مي خواهد با مردگان خود شان درد دل بکنند ! اين تلفن بزودي وارد بازار خواهد شد !!
**در ژاپن ؛ ماموران پليس ؛ جواني را که باعث يک تصادف رانندگي شده بود دستگير کردند ؛ اما وقتيکه فهميدند اين جوان بايد چند دقيقه ديگر در يک امتحان سر نوشت ساز شرکت کند ؛ او را با اسکورت و آژير به محل امتحان بردند تا آقا از امتحان عقب نماند !
** در چين ؛ يک بنگاه معاملات ملکي ؛ به فروش ملک و املاک در کره ماه دست زده است ! اين شرکت چيني ميگويد : هيچ قانوني وجود ندارد که فروش املاک در ماه را قدغن کرده باشد !! ظاهرا هيچ قانوني هم وجود ندارد که از آقايان بپرسد شما مالکيت کره ماه را از کجا بدست آورده ايد ؟؟!!
**در لس آنجلس ؛ يک راننده تاکسي ؛ قطعه الماسي توي تاکسي اش پيدا کرد که ارزش آن 350 هزار دلار بود . اين آقاي راننده تاکسي ؛ اين الماس گرانقيمت را به اداره پليس برد و به آنها گفت : مال حرام از گلوي من پايين نمي رود !! اين آقاي راننده ؛ از مهاجران افغان بود که در لس آنجلس تاکسي ميراند !!
**در يکي از جمهوري هاي پيشين يوگسلاوي - کرواشا - يک تابلوي نقاشي بسيار نفيس؛ به آقاي رييس جمهور اين کشورهديه داده شد. چند لحظه بعد معلوم شد که آقاي هديه دهنده ؛ اين تابلوي نقاشي را از يکي از نمايشگاههاي هنري آن کشور دزديده است !! **در اسراييل ؛ يک آقاي ثروتمندي ؛ پس از يک بگو مگوي حسابي با عيال مربوطه بر سر اينکه او آدم بسيار خسيسي هست و جان به عزراييل هم نميدهد ؛ گاو صندوق خانه اش را باز کرد و مبلغ 680 هزار دلار پولي را که در گاو صندوق داشت در جلوي چشمان از حدقه در آمده همسرش آتش زد وخاکستر کرد !!
**در ژاپن ؛ يک خانم ژاپني ؛ که با يک آقاي زن دار سر و سري بهم زده بود ؛ مبلغ 136هزار دلار به يک آدمکش حرفه اي داد تا با شليک گلوله اي ؛ شر همسر حامله معشوقش را از سرش کم بکند. چون اين آقاي آدمکش به وعده اش وفا نکرد ؛ خانم ژاپني به اداره پليس رفت و از آقاي آدمکش بخاطر نکشتن آن خانم حامله شکايت کرد !!
نوشته شده توسط محمد در شانزدهم خرداد 1385
محسن چاوشی و معرفی گروه جدیدش ( مامان ترین اخبار و داستانها )
شهاب اكبري محسن چاوشي

شهاب اکبری: متولد 1360/1/1
ساز تخصصی: کیبورد و پیانو
از 5 سالگی موسیقی را با نواختن کیبورد آغاز کرد.
و در 8 سالگی کار موسیقی را به طور علمی نزد آقایان تار پینیان وروحانی آموخت
وسپس از سن 12 سالگی به مدت 3 سال, سنتور را نزد استادانی چون تهرانی , ساعد , نوزری , عندلیبی و غیره درهمگام با حفظ و اشاعه صداو سیمای جمهوری اسلامی ایران فرا گرفت
در سن 15 سالگی شروع به کار آهنگ سازی و تنظیم موسیقی نمود
و فعالیت خود در این زمینه تا به امروزا ادامه داده است و اکنون مشغول به ساخت آلبوم جدید محسن چاوشی میباشد
که این کار شامل 24 ترک است که در3 آلبوم مجاز تهیه میشود. در این آلبوم سعی شده است تلفیقی از موسیقی سنتی و پاپ ارائه گردد.
ایشان در بسیاری از کارها هم همراه محسن چاوش همخوانی میکند که یکی از ترکها با صدای خود ایشان میباشد.
عكس از شهاب اكبري

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
محمد بهراد جاسمی: متواد 1356, مجرد
ساز تخصصی: تار,سه تار,تنبور,دیوان,چگور,باغلاما,وآلتو
از سال 71 موسیقی را به طور جدی آغاز کرد و در نقاط مختلف دنیا به اجرای کنسرت پرداخته است (آذربایجان,نروژ,بلغارستان و ...)
دارای 5 کاست در بازار است که 3 عدد از آنها با آقای مهدیان ویکی از آنها با آقای افتخاری میباشد.
در آلبوم جدید محسن چاوشی با نواختن تار و هم خوانی با این گروه به فعالیت پرداخته است.
تصمیم دارد در آینده کاست تلفیقی (کلاسیک) از ساخته های محسن چاوشی همراه با تنظیم شهاب اکبری را به بازار عرضه کند.
عكس از محمد

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شاهرخ شریفی: متولد 1362 صادره ار اصفهان - متاهل
صدا بردار
ایشان صاحب استودیو آفاق است که به مدت 4 ماه مشغول فعالیت بر روی آلبوم محسن چاوشی میباشد.
به زودی قرار هست که با همین تیم به عموان خواننده یک آلبوم تهیه نماید.
چند تا عكس از شاهرخ و استوديو ايشون

نوشته شده توسط محمد در دوازدهم خرداد 1385
كاريكاتوري كه باعث شد روزنامه ي ايران بسته شود !!! ( مامان ترین اخبار و داستانها )
مصاحبه ( مامان ترین اخبار و داستانها )
نوشته شده توسط در سی ام اردیبهشت 1385
جسدی که زنده شد ( مامان ترین اخبار و داستانها )
طبق اظهارات پرستار 36 ساله بخشآيسييو بيمارستان امام خميني، (محمدشفيعي) متولد 1327 در آي سي يو دچار ايستقلبي شد و در حدود چهل و پنج دقيقه تا يكساعت روي ايشان عمليات سي پي آر (احياءقلبي- ريوي) انجام شد، ولي چون نتيجهاينداشت بيمار فوت شده اعلام گرديد و تمامدستگاهها را از او قطع كردند تا آن كه بعد ازگذشتن زماني نسبتا طولاني خانم (دكتر صداقت)براي امضا كردن جواز دفن به آن جا آمد و درعين ناباوري ضربان بسيار ضعيفي را حس كرد و بهسرعت سي پي آر شروع شد و جسد پس از 45دقيقه زنده شد!
شفيعي: بله. وقتي آخرين بار در خانه بودم،قبل از آن كه وارد مرحله بيهوشي شوم، حسميكردم دنيا دارد تيره ميشود. حس ميكردمچيزي رو به اتمام است 4 دختر و همسرم را طورديگري ميديدم. انگار تصاويري در غروب بودند!ميدانستم وقت رفتنم است.
نوشته شده توسط در سی ام اردیبهشت 1385
اعتراض به مبارزه با بد حجابی (( دیگه روسری هم سرشون نمیکنن!!! ( مامان ترین اخبار و داستانها )
فمينيست يا مجنون! مساله اين است!

ارديبهشت داغ تهران، اتوبوس خط تجريش-انقلاب...ناگهان زنی با اين هيبت و هيات سوار اتوبوس می شود، مقعنه اش را به دست گرفته و نگاههای شگفت زده مردم به خودش را رصد می کند!

عکس گرفتن از اين صحنه واقعا مشکل بود، چون هنوز از فمينيست بودن يا مجنون بودن مشاراليها اطلاعی در دست نبود و ممکن بود هر آن به سمت من و دوربين حمله ور شود، ولی با موفقيت عکاسی شد و بعد از شليک ! دوربين سالم به پايگاه خود بازگشت.

وی با خونسردی از اتوبوس پياده شد...در حالی که هنوز نفهميده بودم و هنوز هم نمی دانم که اين خانم حالت طبيعی داشت و می خواست اعتراض سياسی بکند يا هوای داغ و...کار خودش را کرده بود،نظر شما چيه؟
راستی صدای مظفرالدين شاه قاجار را ازاينجا دانلود کنيد و بشنويد، خيلی بامزه است:انشالله الرحمن بعد از چهار صد سال که خدمت می کنید امیدوار هستم که همیشه خوب باشید واین خدماتی که به من میکنید ،واسه مملکت ایران می کنید البته از خداوند او را ........بی ...... بی عوض نخواهد گذاشت.انشالله عوض او را هم خدا وهم سایه خدا که خودمان باشیم به شما خواهم داد(!)
نوشته شده توسط محمد در بیست و هفتم اردیبهشت 1385
برنامه کامل جام جهانی به وقت ایران ( مامان ترین اخبار و داستانها )

برایه دیدنه زمانه پخشه تمامه بازیهایه جامه جهانی به وقت ایران رویه ادامه مطلب کلیک کن!
نوشته شده توسط محمد در نوزدهم اردیبهشت 1385
جدید ترین اخبار از مبارزه با بدحجابی ببینی گریت درمیادش!!! ( مامان ترین اخبار و داستانها )

برایه دیدنه ادامه فاجعه رویه ادامه مطب کلیک کن!!!![]()
نوشته شده توسط محمد در هجدهم اردیبهشت 1385
دي جي مريم ( مامان ترین اخبار و داستانها )
گزارش تصويری آغاز طرح مبارزه با بدحجابي ( مامان ترین اخبار و داستانها )
برایه دیدنه ادامه تصاویر رویه ادامه مطلب کلیک کنید

نوشته شده توسط محمد در سوم اردیبهشت 1385
جکی چان ( مامان ترین اخبار و داستانها )
" جكي جان " بازيگر اكشن كار سينما هنگام بازي در يكي از صحنههاي فيلم تازهاش " راب _ بي هود" از سوي بدل كار فيلم مورد حمله قرار گرفت.
به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان و به نقل از پايگاه اينترنتي آسوشيتدپرس در يكي از صحنههاي اكشن اين كمدي جديد، جكي چان يك مبارز سخت با يكي از كاركترهاي منفي فيلم دارد طبق معمول فيلمهاي " چان" در اين صحنه بايد يك اكشن كاري با نمك انجام مي داد، اما بدل كار اين فيلم در يكي از صحنهها ضربه محكم ناخواستهاي به پهلوي " جكي چان" ميزند.
" چان" كه متوجه ضربه نبود بعد از اين حركت غافلگيرانه، بي حال به روي زمين مي افتد و همكاران " چان " بلافاصله او را به بيمارستان ميرسانند و پزشكان يك استراحت چهار روزه به اين بازيگر دادند و گفتند كه خوشبختانه وضعيت وي خطرناك نيست.
"چان" در مصاحبهاي بعد از بستري شدن گفت: چنين اتفاقي سر صحنه فيلمهاي من زياد رخ ميدهد و هميشه هنگام بازي در فيلمبرداري فيلمهايم سلامتيام را در معرض خطر قرار ميدهم. اما اين بار اتفاق به خاطر هماهنگي نداشتن رخ داد./س/چ
نوشته شده توسط در سی و یکم فروردین 1385
حسینیه قم ( مامان ترین اخبار و داستانها )
|
کمیته بررسی کننده ماجرای تخریب حسینیه دراویش گنابادی در قم، حمله به این حسینیه را کاری اشتباه و ناشی از ارائه اطلاعات غلط به مسئولان، علما و مراجع تقليد دانست. به گزارش خبرنگار «فردا»، کمیته بررسی کننده ماجرای تخریب حسینیه دراویش گنابادی قم در گزارشی به مسئولان اعلام کرد که دراویش گنابادی یکی از فرق همراه با اسلام و تشیع و انقلاب بوده و از جانب آنان هیچ خطری متوجه جامعه شیعی نیست. براساس این گزارش، بزرگ نمایی خطر این گروه ، باعث تحریک گروههایی از مردم و برخی از علما و مسئولان شد که این امر، ماجرای تخریب حسینیه آنان در قم را به همراه داشت. در جریان تخریب حسینیه دراویش گنابادی در قم، علاوه بر تخریب حسینیه، بیش از 1500 نفر از طرفین درگیری دستگیر شدند که تاکنون اغلب آنان آزاد شده اند. در این ماجرا بیش از 350 نفر زخمی شدند و احتمالا یکی از مجروحان به علت شدت جراحات وارده در گذشته است. بر اساس گزارشهای دریافتی، کمیته بررسی کننده این ماجرا که در آن افرادی از وزارت اطلاعات، وزارت کشور، نیروی انتظامی و نیروی مقاومت بسیج حضور داشتند، اعلام کرد که اختلاف بر سر مالکيت حسینیه دراویش گنابادی قم، یک امر کوچک شهری بود و می توانست به وسیله شهرداری و اوقاف و مالک آن (شریعت) حل و فصل شود ولی با دخالت برخی نهادها و افراد غیرمسئول در این ماجرا، یک پدیده محلی به یک ماجرای امنیتی و ملی تبدیل شد که قطعا کاری ناشایست بود. این امر پس از ماجرای اهانت به ساحت حضرت رسول (ص) در اروپا و انسجامی که در اعتراض به این امر در جهان اسلام ایجاد شد، یک امر تفرقه افکنانه محسوب می شود و این درحالی است که ایجاد جنگ و تفرقه مذهبی در دستور کار دشمنان اسلام قرار دارد. نکته جالب توجه در این گزارش، مبری دانستن دراویش گنابادی قم از اتهاماتی است که در روزهای اول پس از تخریب حسینیه آنان در برخی مطبوعات و سایتها در زمینه فاسد الاخلاق بودن این دراویش و وجود مشروبات الکلی در حسینیه و ... منتشر شده بود. بر اساس گزارش کميته تحقيق، این افراد از مقلدان یکی از مراجع شناخته شده قم بوده و در میان آنان، وابستگان به خانواده شهدا نیز دیده می شوند و اتهامات وارده به آنان فاقد مبنا و دلیل است. گفتنی است که با توجه به این گزارش، دلجویی از دراویش گنابادی قم در دستور کار مسئولان قرار گرفته است و از جمله مبلغ 800 میلیون تومان به عنوان بخشی از قیمت حسینیه در اختیار شریعت قرار گرفت تا وی برای تهیه ملکی در تهران از آن استفاده کند.
| |||||||||||||||
|
نوشته شده توسط در بیست و نهم فروردین 1385
جنایت بزرگ ( مامان ترین اخبار و داستانها )
امشب حتما خيلياتون فيلم جنايات بزرگ رو ديدين منم گفتم چند تا عكس از اشلي جود براتون بفرستم.
نوشته شده توسط در بیست و ششم فروردین 1385
اعتراض خودرا افزایش دهیم ( مامان ترین اخبار و داستانها )
طبق آخرین گزارش سایت آشوب که به همراه عکس های جدیدی از قطعه ی ۳۳ بهشت زهرا بود . تخریب این آثار تاریخی و مبارزاتی به مراحل تازه ای رسیده و اگر اقدامی صورت نگیرد به طور حتم این قطعه به طور کامل تخریب خواهد شد. تخریبی که هم سطح با تخریب آثار باستانی چون تخت جمشید و میدان نقش جهان است . حتی از آنها هم مهمتر چون اگر آنها مربوط به شکوه و جلال پادشاهان بود این قطعه یادآور تاریخ مبارزاتی فرزندان قهرمان این سرزمین است که برای آرمان های بلند خویش آرمان های خلق خویش جان خود را نهادند.
این قطعه یادآور خروش خسرو گلسرخی در بی دادگاه ستم شاهی بود که گفت: من از خودم دفاع نمی کنم من از خلقم دفاع می کنم.
اکنون آن خلق باید از یادمان خسرو گلسرخی و هزاران گل سرخ خفته در این بیایان داغ دیده دفاع کند.
بیایید که از آنان دفاع کنیم از آنانی که زمانی برای دفاع از حق ما حق آزادی و برابری مردم ما به دفاع برخواستند . باید از تنها یادمان این رادمردان و شیرزنان این سرزمین پاسداری کرد.
گزارش تکمیلی تخریب قطعه ۳۳ در سایت دانشجویی آشوب
نوشته شده توسط در بیست و ششم فروردین 1385
بازگشت خاتمی به قدرت بعید است ( مامان ترین اخبار و داستانها )
آفتاب: یک عضو برجسته جبهه مشارکت ایران اسلامی گفت: بازگشت خاتمی به قدرت بعید است.
یک روزنامه بحرینی به نقل از سید محمد خاتمی گفته بود: چنانچه مطمئن شوم که جامعه به من در هر پستی نیاز داشته باشد، از قبول آن پست با در نظر گرفتن پایبندیم به اصولی که آن اعتقاد دارم، تردید نخواهم.
این فعال سیاسی نزدیک به خاتمی در گفت و گو با خبرنگار آفتاب ضمن بعید دانستن حضور مجدد سید محمد خاتمی به عنوان رئیس جمهوری تصریح کرد: به نظر من بیشتر منظور خاتمی فعال بودن در سیاست است نه بازگشت به قدرت.
وی اظهار داشت: به اعتقاد من ایشان با فعال کردن تشکل هایشان گروه های اصلاح طلب را دور هم جمع کند و در این زمینه فعالیت های کوچکی خواهد داشت.
این فعال سیاسی تاکید کرد: حضور مجدد خاتمی به عنوان رئیس جمهوری یا تصدی پستی بعید به نظر می رسد.
نوشته شده توسط در بیست و دوم فروردین 1385
فریبا، اسرار مرگش را برد ( مامان ترین اخبار و داستانها )
ایسکانیوز ـ زن 47 سالهای به طرز مرموز در قلب تهران جان سپرد و اسرار مرگش ر
ا برد.
به گزارش خبرنگار سرویس حوادث ایسکانیوز، فریبا ـ ر به تنهایی در یک ساختمان خیابان فلسطین جنوبی زندگی میکرد و جنازهاش ظهر دیروز در حالی از سوی افسران کلانتری 129 تهران پیدا شد که از یک هفته پیش هیچ کس او را ندیده بود.
آثار کبودی روی پیکر این زن نگون بخت، این فرضیه را در ذهن پلیس ترسیم کرد که فریبا خودکشی کرده است. با این حال بازپرس کشیک دادسرای جنایی پایتخت پس از دستور انتقال جنازه به پزشکی قانونی از کارآگاهان دایره 10 آگاهی مرکز خواست درباره جنایت احتمالی تحقیق جامع کنند.
نوشته شده توسط در بیست و دوم فروردین 1385
375 سال حبس برای پیرزن کودک آزار ( مامان ترین اخبار و داستانها )
آفتاب: پيرزن71ساله آمريکايي در دادگاه کالیفرنیا،به جرم آزار و اذيت جنسی سه دختر زیر 12سال به 375 سال حبس محکوم شد.
به گزارش آسوشيتدپرس؛ جان گري اسکانابل در مرکز ايالت کاليفرنيا دستگير شده بود.این زن در سال 1963 نیز به اتهام آزار جنسی دختر هفت ساله همسایه دستگیر شده بود .
این دختر که اکنون زنی 50ساله است به عنوان شاهد در دادگاه حضور یافته بود.
نوشته شده توسط در بیست و دوم فروردین 1385
کلید حل پرونده هسته ای در دست ایران است ( مامان ترین اخبار و داستانها )
| وزرای امورخارجه آلمان و روسیه در گفتگوهای انجام شده خود کلید حل موضوع هسته ای ایران را در دست این کشور خواندند . | |
|
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روزنامه فینانس،"فرانک - والتر اشتاین مایر" وزیر امورخارجه آلمان که روز گذشته میزبان " سرگئی لاوروف " همتای روسی خود بود، اظهار داشت : آلمان همانند گذشته بر حل دیپلماتیک پرونده هسته ای ایران تاکید دارد .
وی افزود: اکنون زمان آن فرا رسیده تا ایران با ارسال سیگنالهای لازم نشان دهد که زمینه لازم برای از سرگیری و تداوم مذاکرات فراهم است .
" اشتاین مایر " همچنین بر نقش موثر روسیه در رفع تنش ایجاد شده بر سر فعالیتهای هسته ای ایران تاکید کرد .
وزیر امورخارجه روسیه نیز در این دیدار با قدردانی از دولت برلین برای نشست اخیر برگزار شده در این کشور به منظور بررسی موضوع هسته ای ایران تصریح کرد : ما در انتظار پیامدهای مثبتی از بیانیه اخیر شورای امنیت هستیم .
روسیه تاکنون با توقف فعالیتهای هسته ای ایران و ارجاع پرونده این کشور به شورای امنیت مخالفت کرده است .
وزیر امورخارجه آلمان پس از دیدار اخیر با " کاندولیزا رایس " همتای آمریکایی خود در واشنگتن درباره برنامه هسته ای ایران گفتگو کرده بود، اظهار داشت : آلمان در دو سال گذشته در کنار فرانسه و انگلیس یک روند گفتگوهای فشرده با ایران را برای حل موضوع هسته ای این کشور انجام داده است .
" اشتاین مایر " افزود : آلمان در روند گفتگوهای سپری شده نگاه کارشناسانه ای به مسائل داشت .
شورای امنیت سازمان ملل در بیانیه ای برای تعلیق غنی سازی اورانیوم به ایران یک فرصت 30 روزه داد |
نوشته شده توسط در بیست و یکم فروردین 1385
آمریکا پیشنهاد آلمان برای مذاکره با ایران درباره موضوع هسته ای را رد کرد ( مامان ترین اخبار و داستانها )
| دولت آمریکا مخالفت خود را با پیشنهاد وزیر امورخارجه آلمان مبنی بر انجام گفتگوهای مستقیم تهران و واشنگتن بر سر موضوع هسته ای ایران اعلام کرد . | |
|
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روزنامه تاگس اشپیگل،" اسکات مک کللان " سخنگوی دولت آمریکا با بیان این مطلب افزود : آمریکا هیچگاه اقدامی را که در قبال بحران هسته ای کره شمالی با مقامات پیونگ یانگ انجام داد، درباره ایران تکرار نمی کند .
وی در ادامه اظهار داشت : آمریکا هرگز بر سر موضوع هسته ای ایران با مقامات این کشور گفتگو نخواهد کرد .
" مک کللان " افزود : آمریکا تنها درباره مسئله عراق با برخی از مقامات ایران دیدار و گفتگو خواهد کرد .
" فرانک - والتر اشتان مایر " وزیر امور خارجه آلمان در جمع خبرنگاران درباره مذاکرات ایران و آمریکا که قرار است در مورد عراق انجام شود، اظهار داشت : " بر پایه گزارشها این مذاکرات احتمالی توسط سفیر آمریکا در بغداد با مسئولان ایرانی درباره وضعیت عراق برگزار خواهد شد. |
