|
|
موضوعات
بهترین آفلاینهای جهان،جوووک، SMSهای جدید
دانلود آهنگ و برنامه
عمومی
آموزشی
همه چیز درباره گروه ~TATU~
مامان ترین اخبار و داستانها
روابطه خفن بین پسرها و دخترها
ترجمه اشعار گروه( t.A.T.u)
دانلود گلها و اخبار جام جهانی 2006
قالب های تتو برای وبلاگ
عکسهای گروه tatu
دانلود کلیپ و عکس و زنگ و برنامه گوشی
بهترین کدهای جاوا اسکریپت در سراسر وب
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
افراد آنلاين : نفر
( )
دوست دارم

نوشته شده توسط سپهر در بیستم اردیبهشت 1386
لينك مطلب
( )
ای عشق
بر خواهش های من لگام زده
و گرسنگی و تشنگیم را تا وقار و افتخار بالا برده
مگذار توان و استقامتم
از نانی تناول کند و یا از شرابی بنوشد
که خویشتن ناتوانم را وسوسه می کند.
بگذار گرسنه گرسنه بمانم
بگذار از تشنگی بسوزم
بگذار بمیرم و هلاک شوم
پیش از آن که دستی برآورم
و از پیاله ای بنوشم که تو آن را پر نکرده ای
یا از ظرفی بخورم که تو آن را متبرک نساخته
نوشته شده توسط سپهر در بیستم اردیبهشت 1386
مداد رنگی ( )
![]()
چه آسان، معاني كلمات پيش چشمم رنگ مي بازند. خاطره ها افسانه مي شوند و افسانه ها حقيقت. گم ميشوم ميان مفاهيم خوب و بد. انگار مردم جادو شده اند. يا كه گويي من جادو شده ام! نميدانم كجاي قصه ام اشتباه بود كه ديگر لالايي هاي هر شب، طفل بي پناه وجود مرا حتي به خواب، اميدوار هم نميكند! هر ساختمان كه بناي ساخته شدن داشته باشد بايد از ابتدا بر پي و شالوده اي استوار باشد كه توان استقامت آن را داشته باشد. سخت است تماشاي درهم شكستن بلور خيال كه انتظار داري به سختي سنگ خاراي حقيقت باشد. سخت است حكم دادن به اسارت ذهن فقط به گناه آنكه جسم را تاب تحمل پرواز نيست. شايد آن زمان كه مدينه فاضله ام را بر زمين خاكي ميساختم بايد فكر اينجايش را هم ميكردم.
نوشته هايم سپيدند، دنيايم سپيد، فردا سپيد، آدمها سپيد، قصه ها سپيد، دلها سپيد.... و ناگهان تابش نور سياهي، برف سپيد افكارم را آب ميكند. نوري كه از جنس نور نيست. از جنس شب است. نوري كه ميسوزاند عمق وجودم را! و بي شرمانه برفي كه نه سرد است، بلكه گرمي شعله های نوشته هايم از آن جان ميگيرد را تهديد به مرگ ميكند. آب در هاون ميكويم كه با مداد سپيد، قصد پاك كردن لكه هاي سياه زندگي را دارم! در تقابل سياهي هاي اطرافم با سپيدي افكارم حق را به كدام بدهم؟ در كدام دنيا زندگي كنم؟! مگر مي توان در دنياي سياهي ها با عينك سپيدي قدم برداشت؟ خسته و افسرده ميشوم وقتي كه نقاشيها ارزش مداد سپيد جعبه مداد رنگي را درك نميكنند. وقتي كه آدمها خاكستري شدن و خاكستري ماندن را به هر چيز ديگر ترجيح ميدهند.وقتي كه ابرهاي خاكستري بر خورشيد دلشان نقاشي ميكنند. ولی آيا مي توان بي تفاوت بود؟
نوشته شده توسط سپهر در ششم اردیبهشت 1386
( )
( )

هر کس به طریقی دل ما میشکند
بیگانه جدا دوست جدا میشکند
بیگانه اگر میشکند حرفی نیست
از دوست بپرسید
چرا میشکند...!؟

نوشته شده توسط سپهر در سوم فروردین 1386
بهار با فال ( )
( )
پروردگارا! دوست دارم قلبم را چون جویباری مقدس به سوی تو
جاری کنم. پروردگارا اگر گاهی در کمینگاه شیطان اسیر می شوم
تو به من ترحم کن ...
برگ از درخت خسته می شود وگرنه پاییز بهانه است!!
دیشب چشم هایم را بر هم گذاشتم و آرزویی در دل کردم آرزویی هر چند بچه گانه هر چند از روی دل هر چند می دانم ممکن است به آرزویم نرسم ولی حتی اگر به آرزویم نرسم ! من تا آرزوها و هر جا که درها را باز کنی با تو هستم و خواهم بود هرگز تو را فراموش نخواهم کرد حتی اگر فاصله ها باعث دوری دیده ها گردد همیشه در دلم خواهی ماند جایی که جای هیچ کس نیست بجز تو و هیچ کس نمی تواند جای تو را در دلم بگیرد ... نگاه معصومت در یاد من همیشه جاوید است برای همیشه دوستت دارم…….
تو همان عابری هستی که خزان دلم را با گامهایت بهار عشق کردی تو تکرار بارانی و نگاهت تابلوی قشنگ شبی زیباست که مرا می خواند دلم آواره توست....
نوشته شده توسط سپهر در بیست و چهارم اسفند 1385
بهار ( )
عیدی ( )
بهترین گلها برای عید
عیدتان مبارک.
نوشته شده توسط سپهر در هفدهم اسفند 1385
سایت لایت ( )
اینم ۲تا سایت لایت
نوشته شده توسط سپهر در هفدهم اسفند 1385
تماشا ( )
انتظار امید ( )
( )
مادر .. بی تو تنها و غریبم
اتاق خالی ام بی تو چه سرده
مادر مادر خوب و قشنگم
بدون تو دل من پر درده
فضای خونه بی بوی تو هیچه
صدای تو هنوز اینجا می پیچه
مادر ...
مادر
هنوزم تو دلم تموم قصه هات جوونه
خاله سوسکه دیگه شعر آشتی مثه
قدیما
نمی خونه
مادر ...
مادر
شبا با صدای لالایی های تو
خوابیدم
لالایی مادرم حالا نوبت توست
تو بخواب امیدم
مادر ...
مادر
فرستنده مصطفی اجلی زنجان
نوشته شده توسط سپهر در بیست و ششم دی 1385
داستانهای کوتاه و زیبا ( )
جدیدترینها ( )
|
گالري فيلمها، مجموعه هاي تلويزيوني و مراسم ها | |||||
|
ديوانه اي از قفس پريد |
صورتي |
هفت ترانه |
مجموعه بانكي ها | ||
|
|
||||
نوشته شده توسط سپهر در بیستم دی 1385
تا شما چی بگی؟ ( )
...
"دلگيرم از اين دل دل نازک"،به تلنگری می شکند بی صدا،عاشق می شود بی صدا،دوست می دارد بی صدا،دلتنگ می شود حتی بی صدا! دلگيرم از اين دل، از اين همه هر چه بی صداييش! از دل بستنش،از بی قراريش،از مهربانيش حتی!
...اما نازنين دخترک بی تاب در من! آرام باش، آرام،من و تو راه درازی در پيش داريم، من با تو لحظه ها دارم هنوز که در گذر از آنها تو را خواهم آموخت استوار باشی چون کوه،آرام و در گذر چون نسيم و مهربان و انسان. آنچه درديگران می جستی در خود خواهی يافت!
نوشته شده توسط سپهر در پانزدهم دی 1385
( )
سلام بچه ها ببخشید که من مدتی نبودم .
منتظر مطالب جالب و دیدنی باشید.مثل این...
http://www.backup-pms.com/g.htm?id=22863
نوشته شده توسط سپهر در پانزدهم دی 1385
مطالب پيشين
![]()
کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .
All Rights Reserved 2005-2006 © by
djtatu.blogfa.com
