|
|
موضوعات
بهترین آفلاینهای جهان،جوووک، SMSهای جدید
دانلود آهنگ و برنامه
عمومی
آموزشی
همه چیز درباره گروه ~TATU~
مامان ترین اخبار و داستانها
روابطه خفن بین پسرها و دخترها
ترجمه اشعار گروه( t.A.T.u)
دانلود گلها و اخبار جام جهانی 2006
قالب های تتو برای وبلاگ
عکسهای گروه tatu
دانلود کلیپ و عکس و زنگ و برنامه گوشی
بهترین کدهای جاوا اسکریپت در سراسر وب
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
افراد آنلاين : نفر
مخفی مای داکیومنت از منوی دسکتاپ ( آموزشی )
مراحل زير را برای مخفی کردن(نه پاک کردن) My Documents از روی Desktop به ترتيب انجام دهيد:

۱.از قسمت RUN وارد Registry شويد.
۲.اين کليد را در آن پيدا کنيد:
HKEY_CURRENT_USERSoftwareMicrosoftWindowsCurrentVersionExplorerCLSID
۳.حال به سراغ اين کليد برويد:
{450D8-AD25-11D0-98A8-0800361B1103}
۴.روی کليد (ShellFolder) کليک کنيد.توجه داشته باشيد اگر اين کليد وجود نداشت خودتون به همين آدرس يکی درست کنيد.
۵.در پنل سمت راست ،کليک سمت راست کرده و يک DWORD Value بسازيد و نامش را
Attributes بگذاريد.
۶.حالا مقدار آن را به مقادير زير تغيير دهيد:
>>>>>برای پنهان کردن : f0500174 <<<<<<<<<<<<<<<<
>>>>>برای ظاهر کردن : f0400174 <<<<<<<<<<<<<<<<
نوشته شده توسط در بیست و نهم بهمن 1385
لينك مطلب
سرگرداني ۱۸ماهه خانواده ايرانی در فرودگاه مسکو ( مامان ترین اخبار و داستانها )
ایرونی ساقه و برگ و ریشه ساقه از ریشه جدا نمی شه
***
سرگرداني ۱۸ماهه خانواده ايرانی در فرودگاه مسکو
،
،![]()
در دفاع از زهراکمال فر و فرزندانش که در فرودگاه مسکو آواره است ![]()
"بچه هايم اينجا در فرودگاه مسكو ١٨ ماه است خورشيد را نديده اند!"
اين زن ايراني که قصد داشت به همراه دو فرزند 12 و 17 ساله اش به صورت غيرقانوني به کانادا مهاجرت کند 18 ماه است که در فرودگاه مسکو سرگردان است و در سالن فرودگاه زندگي مي کند

يک زن ايراني که قصد داشت به همراه دو فرزند 12 و 17 ساله اش به صورت غيرقانوني به کانادا مهاجرت کند 18 ماه است که در فرودگاه مسکو سرگردان است و در سالن فرودگاه زندگي مي کند.
به گزارش «سي بي سي» اين زن ايراني که مهتاب نام دارد 19 ماه قبل به همراه پسر 12 ساله اش به نام داود و دختر 17 ساله خود به نام آنا ايران را ترک کرد و راهي قرقيزستان شد.
اين زن که قصد داشت به همراه فرزندانش به کانادا مهاجرت کند به مسکو رفت و از آنجا با گذرنامه و اوراق هويتي جعلي بلغارستان خودش را به فرانکفورت آلمان رساند اما در آنجا پيش از آنکه موفق شود مقدمات سفر خود به کانادا را فراهم کند از سوي پليس آلمان شناسايي و به همراه آنا و داود پس از 15 روز به مسکو بازگردانده شد.
درباره سرگرداني خود و فرزندانش در فرودگاه مسکو به سي بي سي گفت؛ حدود ساعت 10 شب بود که وارد مسکو شديم و ابتدا به دفتر هواپيمايي ايرفورت در فرودگاه رفتيم تا به اوضاع مان رسيدگي شود. اما کسي به حرف هاي من توجه نکرد و از آن زمان به بعد ما در فرودگاه سرگردان بوديم.

وي افزود؛ ما را به يکي از اتاق هاي قديمي شرکت هواپيمايي ايرفورت بردند. اين شرکت در فرودگاه 11 اتاق در اختيار داشت. ما در آنجا از کمترين امکانات هم بي بهره بوديم نه وسايل سرگرمي مانند راديو و تلويزيون در اختيار داشتيم و نه حتي آن اتاق حمام و دستشويي داشت. آنجا درست مانند زندان بود و اين مدت خيلي به ما سخت گذشت.
حدود يک ماه از زندگي عذاب آور ما در فرودگاه گذشته بود که ماموران پليس به همراه زني به نام ماريو آندرين از سازمان ملل به سراغ ما آمدند آنها با کمک يک مرد افغان که تسلط کافي به زبان فارسي نداشت از من و بچه هايم بازجويي کردند. پس از آن بازجويي بود که اوضاع ما بدتر و آزارهاي ماريو بر ما آغاز شد او چند بار مرا به شدت مورد ضرب و شتم قرار داد. اين زن ما را از لحاظ روحي و رواني نيز به شدت تحت فشار قرار مي داد.

مهتاب افزود؛ زندگي ما فوق العاده سخت و پر از اضطراب و دلهره شده بود و در همين حين من به شدت بيمار شدم و درخواست دکتر و دارو کردم اما در تمام اين مدت فقط يک بار پزشک براي معاينه من به فرودگاه آمد و دو يا سه بار هم به من دارو دادند و هيچ امکانات درماني ديگري در اختيار نداشتم.در اين ميان وزارت مهاجرت روسيه با اقامت ما در اين کشور مخالفت مي کرد و سرانجام پس از 13 ماه زندگي در اتاق مخروبه شرکت ايرفورت قرارداد اين شرکت با فرودگاه مسکو به پايان رسيد و مسوولان شرکت درباره ما کاملاً سلب مسووليت و ما را در سالن فرودگاه رها کردند و اکنون 5 ماه است که در سالن فرودگاه زندگي مي کنيم و همچنان وضعيت مان اسفبار است.
يک بار ماريو کارمند سازمان ملل چنان دخترم را به باد کتک گرفت که دهانش پر از خون شد از سويي در سالن فرودگاه مرتب با آزار و اذيت هاي پليس مواجه هستيم. يک بار يکي از ماموران مرا چنان هل داد که سرم به زمين خورد و بيني و صورتم خون آلود شد.
اين زن ايراني ادامه داد؛ اکنون در سالن فرودگاه نه جاي خواب داريم و نه حمام، معمولاً مجبور هستيم در دستشويي با يک دبه آب حمام کنيم. سالن فرودگاه خيلي قديمي است و سيستم تهويه حرارتي ندارد و هوا بسيار سرد است و من نگران سلامتي خود و فرزندانم هستم. اينجا واقعاً وحشتناک است. الان 18 ماه است که آنا و داود خورشيد را نديده اند و من نمي دانم بايد چه کار کنم
>>> لینک کامل خبر و فیلم... <<<
نوشته شده توسط نیما در بیست و هشتم بهمن 1385
سامان موزیک ( دانلود آهنگ و برنامه )
یه داستان جالب و جک و اس ام اس ( مامان ترین اخبار و داستانها )
من رسیدم
روزی مردی به سفر میرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه میشود که ان هتل به کامپیوتر مجهز است . تصمیم میگیرد به همسرش ایمیل بزند . نامه را مینویسد اما در تایپ ادرس دچار اشتباه میشود و بدون اینکه متوجه شود نامه را میفرستد . در این ضمن در گوشه ای دیگر از این کره خاکی ، زنی که تازه از مراسم خاک سپاری همسرش به خانه باز گشته بود با این فکر که شاید تسلیتی از دوستان یا اشنایان داشته باشه به سراغ کامپیوتر میرود تا ایمیل های خود را چک کند . اما پس از خواندن اولین نامه غش میکند و بر زمین می افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش میرود و مادرش را بر نقش زمین میبیند و در همان حال چشمش به صفحه مانیتور می افتد:
گیرنده : همسر عزیزم
موضوع : من رسیدم
میدونم که از گرفتن این نامه حسابی غافلگیر شدی . راستش انها اینجا کامپیوتر دارند و هر کس به اینجا می اد میتونه برای عزیزانش نامه بفرسته . من همین الان رسیدم و همه چیز را چک کردم . همه چیز برای ورود تو رو به راهه . فردا میبینمت . امیدوارم سفر تو هم مثل سفر من بی خطر باشه . وای چه قدر اینجا گرمه
.......................................................................................................
گه يه روزي بري سفر . . . . بري ز پيشم بي خبر . . . . عیبی نداره. فقط سوغاتي يادت نره
ببخشید از شرکت روزانه مزاحمتون می شم. عکستون روی شیشه شیر قدیمی شده لطفا یک عکس جدید برامون بفرستید.
سه تا موش ميرسن به هم شروع ميكنن به خالي بندي اولي ميگه من تا حالا 10 بار از تو تله موش پنير درآوردم دومي ميگه اين كه چيزي نيست من 40 بار دراوردمو تازه هيچيمم نشده سومي داشته فكر ميكرده چي بگه يهو موبايلش زنگ ميزنه رو ميكنه به دو تاي ديگه ميگه بروبچ زنگ زدن گفتن همين الان يه گربه بلند كرديم پاشو بيا.......
ترکه يه خوشه ي انگور دستش بوده هي يه دونه يه دونه انگور ها را مي خورده. دوستش که داشته اين صحنه را تماشا مي کرده ميگه : بابا يه دفعه يه مشت انگور بريز تو دستت بعد يهو بريز دهنت . ترکه مي گه : هه مگه هلو ئه ؟!!
قاضي به شاهد كه يه ترك بود ميگه: لطفا" بريد تو جايگاه شهود و كتاب انجيل رو بگيريد دستتون و قسم بخوريد كه راست ميگين. تركه ميره جايگاه شهود و انجيل رو ميگيره دستش و بلند ميگه: اين تو كون آدم دروغگو!!!!!!!!
رشتیه به زنش مشكوك بوده، یك بار باید میرفته مسافرت، زیر تخت خانم یك سطل ماست میگذاره و یك گوشكوب هم میبنده به زیر تخت، تا اگه بیشتر از یك نفر رو تخت خوابیدن گوشت كوبه بیاد پایین وماستی شه. خلاصه میره سفر و چهار روز بعد برمیگرده میبینه ماسته دوغ شده!!!
بچه ها شوخی شوخی به گنجيشکا سنگ ميزنن،گنجيشکا جدی جدی ميميرن،آدما شوخی شوخی زخم زبون ميزنن و قلبا جدی جدی ميشکنن،و تو شوخی شوخی لبخند ميزنی و من جدی جدی عاشقت ميشم،کاش شوخی شوخی به اينکه جدی جدی دوست دارم فکر ميکردی
جيرجيرك به خرس گفت: دوست دارم، خرس ميگه: الان وقت خواب زمستانيمونه، بعد صحبت ميكنيم. خرس رفت خوابيد ولي نميدونست كه عمر جيرجيرك فقط سه روزه
عرض سلام به بلندي بيل و به محکمي کلنگ به گردي استانبولي به سرعت فرقون به تيزي شاقول به انعطاف پذيري طناب به لبريزي دوغاب به سفيدي سيمان سفيد به صافي ماله به قشنگي کمچه به وسعت بشکه به معرفت عمله به قدرت کارگر به ظرافت گچ کار به لطافت معمار به شجاعت صاحب کار به رشادت مهندس به صلابت جوشکار به محبت صافکار به رفاقت همکار به سر کار گذاشتن توي بيکار
دانلود این جکها و حدوده 80 جوک دیگه
نوشته شده توسط نیما در بیست و هشتم بهمن 1385
دانلود اهنگ های موبایل (سری دوم ( دانلود کلیپ و عکس و زنگ و برنامه گوشی )
صدای اب حجم : ۹۳ کیلو بایت فرمت : MP3
ادای انصاری 1 حجم : ۱۰۴ کیلو بایت فرمت : AMR
ادای انصاری 2 حجم : ۸۲ کیلو بایت فرمت :AMR
اذان (موذن زاده) حجم : ۱۰۶۷ کیلو بایت فرمت : MP3
بابا گوشیو بر دار حجم : ۱۳۲ کیلو بایت فرمت : MP3
بابا تو دیگه کی هستی حجم : ۲۹۵ کیلو بایت فرمت : MP3
بندری (خیلی شاده) حجم : ۳۸۲ کیلو بایت فرمت : MP3
دی جی بز (خیلی قشنگه) حجم : ۳۲۲ کیلو بایت فرمت : MP3
اصفهانی حجم : ۳۱۱ کیلو بایت فرمت : MP3
فلوت حجم : ۷۱۱ کیلو بایت فرمت : MP3
ارغ،گوز،اسهال (حال بهم زنه) حجم : ۳۲ کیلو بایت فرمت : MP3
اهنگ هوا شناسی حجم : ۱۴۱ کیلو بایت فرمت : MP3
هندی 1 (قشنگه) حجم : ۴۱۶ کیلو بایت فرمت : MP3
مسیج اومده حجم : ۸ کیلو بایت فرمت :AMR
نانسی که میگوزه حجم : ۳۸۴ کیلو بایت فرمت : MP3
هندی 2 (قشنگ) حجم : ۴۳۲ کیلو بایت فرمت : WAV
جیغ (دیگه داره جر میخوره) حجم : ۴۹۵ کیلو بایت فرمت : MP3
نوکیا 1SMS(ریمکس) حجم : ۴۲۳ کیلو بایت فرمت : MP3
نوکیا 2SMS (ریمکس) حجم : ۵۷۷ کیلو بایت فرمت : MP3
شمیم حجم : ۲۱۰ کیلو بایت فرمت : MP3
شمر (خیلی خیلی قشنگه) حجم : ۷۰۵ کیلو بایت فرمت : AMR
سوت (اینم خیلی قشگه) حجم : ۳۱۹ کیلو بایت فرمت : MP3
اسپانیایی (محشره) حجم : ۴۲۵ کیلو بایت فرمت : MP3
دعای زیارت عاشورا حجم : ۱۶۳۶ کیلو بایت فرمت : MP3
نوشته شده توسط نیما در بیست و هشتم بهمن 1385
دانلود کلیپ های موبایل ( دانلود کلیپ و عکس و زنگ و برنامه گوشی )
....این کلیپهای موبایل رو حتما دانلود کنید فقط این دو تای اولیو توصیه میکنم نگاه نکنید....
.......این هم بگم که این فایل ها با برنامه کوییک تایم یا نوکیا مولتی مدیا پلیر و فکر کنم با جت ایدیو هم باز بشه.........
سر بریدن مجرم توسط رژیم صدام (طاقت داری نگاه کن)
حجم : ۳۱۵ کیلو بایت
این هم یه جور کالبد شکافیه (دلو روده ی طرفو میریزن بیرون)
حجم : ۲۵۶۳ کیلو بایت
اینم یه حاج اقا که خیلی خنده دار صحبت میکنه
حجم : ۱۹۷۸ کیلو بایت
یه روح که توی دیوار رد میشه (دروغو راستشو نمیدونم)
حجم : ۹۵ کیلو بایت
اینم یه اخونده الکی که سر قنوت نماز یه کفتر میبینه
حجم : ۱۵۶ کیلو بایت
اینم یه بزن و بکوب در دهه محرم در یکی کشور عربی که منجر به ریختن سقف میشود
حجم : ۳۲۳ کیلو بایت
زربه سر زیدان به ماترادزی از نگاه کشوار دیگه (خیلی قشنگه)
حجم : ۲۵۱ کیلو بایت
یه سگه عاشق که داره سیگار میکشه
حجم : ۱۵۹ کیلو بایت
حجم : ۴۰۳ کیلو بایت
یه بچه کوچولویی که از خودش یه باده کوچولو میده و .........
حجم : ۱۷۱ کیلو بایت
نوشته شده توسط نیما در بیست و هشتم بهمن 1385
البوم بسیار زیبای منصور به نام قشنگه ( دانلود آهنگ و برنامه )
.....این هم البوم بسیار زیبای منصور به نام قشنگه برای دانلود.....

...دونه دونه...
...قشنگه...
...انگار نه انگار...
...داد و بیداد...
...بازی...
...نمی تونی...
...با من به از این باش...
...یه روزی...
...دستامو بگیر...
نوشته شده توسط نیما در بیست و هشتم بهمن 1385
جشنواره تابستان داغ ( عکسهای گروه tatu )
عکس های تتو با شکیرا و "The Black Eyed Peas" در جشنواره تابستان داغ.
مجموعه کامل تصاویر را در اندازه واقعی و بدون آرم از لینک زیر دانلود کنید چنانکه در دانلود کردن تصاویر مشکل دارید چند لحظه بعد مراجعه کنید ممکن است اشکال از پر شدن پهنای باند باشد.

حجم:"2.7" مگابایت
نوشته شده توسط محمد در بیست و هشتم بهمن 1385
eMule Plus 1.2b ( دانلود آهنگ و برنامه )

برنامه ایمول یکی از بهترین برنامه هایی در زمینه سیستم های پی تو پی هستش که واقعاً در نوع خودش بی نظیره. از سیستم پی تو پی شما می توانید فایل هایی با وزن های بسیار زیاد را جستجو کرده و براحتی دانلود کنید. این سیستم یکی از سیستم های مناسب برای جستجوی چیزهایی که به صورت عادی سخت پیدا می شوند هست و برای دانشجویان و کاربران مختلف بسیار مناسب می باشد.
eMule is a popular, open source P2P file sharing application, similar and compatible with eDonkey, which allows you to download large files very easily. Besides the official free eMule download, an alternative eMule Plus client and other applications called "mods" are also free and widely used. eMule clients connect to the Overnet / eDonkey2K network. eMule free downloads are often very easy to install, have a user interface translated to many languages worldwide, and use and offer a good selection of files to download. Don't be afraid for your configuration or files while you are downloading. When you install eMule Plus you will lose absolutely nothing, not even downloading statistics. eMule Plus doesn't contain any SpyWare, AdAware or the likes. It's open source and free for life.
حجم : ۲.۵ مگابایت
نوشته شده توسط نیما در بیست و هشتم بهمن 1385
عکس های منتشر نشده ( عکسهای گروه tatu )
سری عکس های منتشر نشده از مراسم "MUZ-TV Award Ceremony " متعلق به 2 سال پيش رو می تونيد از لینک زیر دانلود کنید.

در اين مراسم که يکی از معتبر ترين جوايز صنعت موسيقی روسيه هست، تتو که در سال 2005 تازه به عرصه ی موسيقی بازگشته بودند، سال بعد يعنی 2006 برنده ی اين جايزه شدند.
نوشته شده توسط محمد در بیست و هشتم بهمن 1385
tatu ( عکسهای گروه tatu )
مجموعه کامل تصاویر را در اندازه واقعی و بدون آرم از لینک زیر دانلود کنید. چنانچه در دانلود کردن مشکل دارید چند لحظه دیگر مراجعه کنید ممکن است اشکال از پر شدن پهنای باند باشد.

حجم:"800" کیلوبایت
نوشته شده توسط محمد در بیست و هشتم بهمن 1385
::..::··:: مجموعه عکسهای توپ از 50 cent ( )
سلام دوستان بعد از مدتی که براتون از خوانندگان عکسی نذاشته بودم امروز اودم تا با 6 عکس توپ از 50 cent که بسیار زیبا و با کیفیت هستند همتونو شاد کنم دوستان بازم میگم رمز عبور تمام فایلهای zip یا همون فشرده www.best2ir.com است و این قدر در این مورد سوال نپرسید .
نمونه :

دانلود مجموعه عکس با حجم 900 کیلو بایت
نوشته شده توسط نیما در بیست و هشتم بهمن 1385
jetAudio 6.2.8 Basic ( دانلود آهنگ و برنامه )
این برنامه یکی از کاربردی ترین برنامه ها و حتی جایگزین مناسبی برای مدیاپلیر ویندوز-وینمپ که علاوه بر پخش انوای فرمتهای تصویری و صوتی قابلیت تبدیل آنها به یکدیگر را دارد .
مهمترین فایلهای تصویری و صوتی قابل پخش:
...,Avi-mpeg-mp4-mp3-rm-Asf-mid-vob-Vcd-Divx-IFo-wma-wmx-rm-ogg-wav

حجم: 17.8مگابایت
دانلود
نوشته شده توسط نیما در بیست و هشتم بهمن 1385
پک اول آهنگ های موبايل با فرمت Midi ( دانلود آهنگ و برنامه )
آهنگ جدید و بسیار زیبای داریوش ( دانلود آهنگ و برنامه )
آهنگ جدید و بسیار زیبای داریوش تقدیم به سهیل که عشق داریوشه به نام لب دریا
(با دو کیفیت متفاوت)

فرمت : Mp3 / کیفیت : 128Kbps
فرمت : Wma / کيفيت : 64Kbps
نوشته شده توسط محمد در بیست و هفتم بهمن 1385
خداحافظی محسن چاووشی از موسیقی؟ ( مامان ترین اخبار و داستانها )
خداحافظی محسن چاووشی از موسیقی؟

خواننده زیرزمینی ناامید از دریافت مجوز فعالیت، کاملاً بریده است؛ چاووشی را می گویم، محسن چاووشی.
شاید شما به کارهای او علاقه نداشته باشید اما بعید می دانم جایی مجبور به شنیدن ترانه هایش نشده باشید یا با اینکه مجوز فعالیت ندارد و به اصطلاح مجاز نیست، نشناسیدش. او با کارهایی مثل «خودکشی»، «آخه دل من» یا ترانه ای که برای امام رضا خوانده و حتی چند باری از تلویزیون پخش شده است، میان جوان ها و نوجوان های ایرانی معروف و محبوب شد. شهرت او به جایی رسید که «داریوش مهرجویی» کارگردان متفاوت سینما از او دعوت کرد تا برای فیلم تازه اش دو ترانه ساخته و اجرا کند.
ولی با تمام این احوال، چاووشی همچنان غیرمجاز است و افقی برای پخش کارهایش نمی بیند؛ با وجود چندین بار مراجعه به مرکز موسیقی اداره ارشاد و درخواست مجوز، فقط جواب منفی نصیب او شده. از طرف دیگر فیلم «علی سنتوری» مهرجویی توقیف شد تا آخرین امید چاووشی هم نقش بر آب شود.
اغلب همتایان او یعنی همان خوانندگان زیرزمینی، یا موفق شدند جوری مجوزشان را بگیرند (مثل: رضا صادقی، بنیامین بهادری، محسن یگانه و...) یا اینکه اصلاً قید فعالیت در ایران را زده و رفته اند بیرون، مثل «حامد هاکان». البته هاکان از اولش هم عشق رفتن داشت و به گفته خودش «شادمهر عقیلی» را الگو قرارداده بود. بنابراین حتی نماند تا کمی مثل شادمهر معروف شود و بعد برود، یعنی کاری که می خواست آخر انجام بدهد را از اول کرد! طبق آخرین خبرها او حالا همراه با «مریم حیدرزاده» ترانه سرای روشندل، در دوبی است و قرار است کارهایی بکنند.
به هرحال چاووشی ماند و تلاش کرد مجوز بگیرد. ولی نتوانست... او حالا سخت ناراحت است و گویا قضیه دیگری (که برای ما مجهول است) هم مزید بر علت شده تا هنوز نیامده، بگوید: «می خواهم از موزیک خداحافظی کنم!»
اما هواداران این خواننده زیاد نگران نباشند؛ یکی از ویژگی های بارز اغلب خوانندگان امروز ایران که به شدت جلب توجه می کند، سن و سال پایین شان است؛ برخلاف نسل خوانندگان سال های گذشته، بروبچه های معروف این روزها غالباً جوان و احساساتی هستند. بنابراین بعید نیست چاووشی خیلی زود از این تصمیمش پشیمان شده و دوباره دست به کار ساخت و اجرای کارهای تازه بشود!
محسن چاووشی نمی خواهد بیشتر در اینباره توضیح بدهد ولی وقتی از اتهام پخش ترانه های فیلم مهرجویی توسط او می پرسیم، نطقش گل می کند: «خودشان این دو کار را پخش کردند. من قبلاً سابقه منتشر شدن ناخواسته کارهایم را داشتم و دیگر حواسم جمع است. خیلی وقت است نگذاشته ام هیچ آهنگی بدون خواست خودم از استودیو برود بیرون.»
دلیل می آورد ورژنی که دست او است، کامل نبوده و ساز دیگری به کارهای منتشر شده اضافه شده است: «چیزی که من دارم بدون صدای سنتور است. قرار بود این ساز زنده به ترانه ها اضافه شود ولی خودشان آن را روی آهنگ گذاشتند و من اصلاً از جریان کار بی خبر بودم.»
این تمام ماجرای چاووشی و خبرهای اخیر مربوط به او بود، ولی مسلماً هم قصه عجیب خداحافظی اش از عالم موسیقی و هم جریان جنجالی انتشار دو ترانه علی سنتوری، زوایای پنهان بسیاری دارند که شاید در روزهای آینده خبرهای جالبی در تکمیل شان بشنویم.
نوشته شده توسط محمد در بیست و هفتم بهمن 1385
انواع دختر : ( روابطه خفن بین پسرها و دخترها )
انواع دختر :
۱۳ ساله : ببو
۱۷ ساله : لیمو
۲۲ ساله : هلو
۲۹ ساله : آلو
۳۵ ساله : لبو
۴۵ ساله : کدو
۵۵ ساله : لولو
نوشته شده توسط محمد در بیست و هفتم بهمن 1385
.::(اهنگ ها و البم های ایرانی)::. ( دانلود آهنگ و برنامه )
.::(ویدئوی های خارجی)::. ( دانلود آهنگ و برنامه )
مادر 5 ساله!!!!!!!!! ( مامان ترین اخبار و داستانها )
نوشته شده توسط محمد در بیست و هفتم بهمن 1385
فیلتر شکن جدید ( )
http://www.urlcutter.info
http://www.urlcutter.info/
http://www.vgo2.com/tiny.php?JNpOM0VOX1
http://www.happar.com
http://www.surf2x2.com
http://proxies.mihanblog.com/
http://www.sneakfilter.com
http://www.vgo2.com/tiny.php?JNpOM0VOX1
http://www.im2sneaky.com
http://www.xoxy.com
نوشته شده توسط محمد در بیست و هفتم بهمن 1385
عشق همچو یک بشقاب پر , ماکارونی // از سر شب تا سحر اشک پاک کنی ( روابطه خفن بین پسرها و دخترها )
عشق آن باشد که گیری دست دوست//هم برایش بکنی هر میوه پوست
عشق یعنی هم دل و هم سو شدن // دست هم بگرفتن از جوب رد شدن
عشق یعنی راز دل را باز گوی // وز سر یار بکنی چند تارِ موی
عشق یعنی از خودت بی خود شوی // دست اول حاکم اما کت شوی
عشق یعنی در شلم منفی شدن // از برای دوست آیدیت مخفی شدن
عشق یعنی جان و تن قربان یار // چون که مرد هم دیگی از حلوا بیار
عشق یعنی صبح و شب آن لاین شوی//در وب دوست دخترت پنهان شوی
عشق یعنیGTA , Need For Speed // وز برایش زین کنی اسب سپید
عشق یعنی بوی خوب زندگی // رینگ اسپرت , سیستم و رانندگی
عشق چون پیتزا چون لازانیا // برده است یکسر همه دلهای ما
عشق همچو یک بشقاب پر , ماکارونی // از سر شب تا سحر اشک پاک کنی
این که بشنیدی بود تفسیر عشق // پس رها شو تا شوی تسخیر عشق
بس که در شعرم بگفتم حرف عشق // بگرفت این وب لاگ بوی گند عشق
نوشته شده توسط محمد در بیست و پنجم بهمن 1385
inarooo ( )
در پس زمينه درايو خود يك تصوير دلخواه بندازيد . ( آموزشی )
با استفاده از اين ترفندي كه امروز بهتون ياد مي دم مي توانيد در پس زمينه شاخه اصلي درايو خود يك تصوير دلخواه بندازيد.
ابتدا Notepad خودتونو باز كنيد و متن زير رو توش كپي كنيد .
[{BE098140-A513-11D0-A3A4-00C04FD706EC}]
Attributes=1 //www.iroweb.com
IconArea_Image=Iroweb.gif
حالا بجاي متني كه قرمز كردم آدرس عكس خودتونو بنويسيد .
نكته : چنانچه عكستون در همان شاخه ي اصلي درايو مي باشد فقط اسمشو بنويسيد .
توجه : نوشتن پسوند فايل حتمي مي باشد .
از منوي File بر روي ... Save As كليك كنيد . سپس در قسمت File Name اسم Desktop.ini را وارد كنيد و فايل رو در درايو خود ذخيره كنيد .
ديگه بعد از اين پس از ورود به اون درايو پس زمينه شما نمايش داده مي شود .
نوشته شده توسط محمد در بیست و پنجم بهمن 1385
axatye toooopppp ( مامان ترین اخبار و داستانها )
احمدی نژاد خوابه




نوشته شده توسط محمد در بیست و سوم بهمن 1385
چگونه از کادوی ولنتاین فرار کنیم ( روابطه خفن بین پسرها و دخترها )
خوب خیلی خوبه که بشه از این کادو فرار کرد خدا شاهده بعد از تولد و روز زن و روز کودک و روز ملی شدن صنعت نفت و روز مبارزه با دخانیات و ... این یکی هم کادو دادن خیلی زوره . قربون ملت انقلابی و همیشه در صحنه هم برم که اینروزا یه آب نبات که شکله قلبه خدا تومنه . پس خیلیا تو فکرن چه طوری زیدیه رو بپیچونن و پولی که از سال پیش پس انداز کردن بزنن به بدن . خوب من کمکتون می کنم فقط قول بدید اگه مشکلی پیش اومد منو یخه نکنید که تو گفتی کادو نده عشقم رفت و از این حرفا این روش ها تست نشده .
اگه شما دخترید که روشتون همونه که خودتون می دونید بهتره از کوچکترین موقعیتی استفاده کنید که آب رو گل آلود کنید جمله ی دیگه دوست ندارم آخر دعوا فراموش نشه وگرنه حلال حروم می شه دیگه اگه دیدید پسره هیچی سوتی نمی ده گیر بدید بهش خلاصه خودتون خوب بلدید من توضیح بیشتری نمی دم ( می بینید دیگه هیشکی واسم نظر نمی ده
می خواد کادو نده قهر کرده احتمالا )
فقط یادتون باشه طرفتونو خوب بشناسید وگرنه کار خراب می شه
اما اگه شما پسرید اوضا خیلی فرق می کنه آخه از شما بر نمی اد دعوا راه بندازید با دخترا البته همه معتقدا از رو معرفته ولی من معتقدم از رو بی عرضگی هست به هر حال کار شما به این سادگی نیست ولی راستشو بخوای واسه شمام راه حل دخترا بهترین راهه اما اونی که رفته دنبال دوست دختر عمرا بتونه این کارو بکنه . پس سعی کنید یکی از راه حل های پیشنهادی زیر رو انتخواب کنید
- راه اول اینه که وقتی سوتی دادی و دختره آب رو گل آلود کرد و گفت دیگه دوست ندارم عوض منت کشی و زنگ زدن بهش بعد 15 ثانیه با زدن دو سه تا بشکن زنگ بزنید به رفیقاتون و برنامه ی شمال بریزید با پولای کادوی ولنتاین . منت کشی و این کارارو می شه به بعد موکول کرد و با یه شاخه گل و مقداریری چرب زبانی اوضاع رو سامان داد تازه قیمت گل اون موقع نصف شده . ( علی میگه من همیشه دنبال پولم راست می گه؟ )
- راه حل دوم غیب شدنه خیلی ساده دو سه روز قبل ولنتاین خیلی ریلکس قرار بذارید و برنامه بچینید و این مقدمات ولی از فرداش غیب شید سعی کنید خیلی تو خیبانوهایی که ممکنه خود طرف یا دوستاش ( خبر رسانی دخترا فوقالعادس) ببیننتون همون شمال خوبه . بعدشم می تونید مثلا پاتون بشکنه راستی انفولانزای جدید هم اومده
- راه حل سوم چون خیلی رمانتیکه من نمی تونم بگمش میمیرم خدای نکرده دور از جون
. اما خلاصش اینه که مگه عشق و علاقه ی بین شما اونقدر کمه که یه کادو نشونش بده ؟ باقیشو به خودت میسپرم
- راه حل چهارم در واقع راه حل نیست ولی یه پیشنهاده واسه اینکه کمتر تو خرج بیافتید شما سعی کنید قبل از طرف یادتون باشه ولنتاین رو ( می دونم سخته پس همین الان تو تقویمتون علامت بزنید ) اونوقت با یه تلفن تبریک به مناسبت این شب عزیز عیالو به یه کافی شاپ دعوت کنید اینجوری کلی جلویید تازه خیلی ها می رن تو همون کافی شاپ تا کادو هارو بدن اونوفت هم باید کادو بدید هم میزو حساب کنید .
- راه حل پنجم هم اینه که بیخیال دختره شید ( عمرا از پسش بر بیاید ولی اینم یه راه حله اگه حفار بودبد این کارو بکنید )
یادم باشه تو یه پست حفار بودن رو توضیح بدم خیلی ها نمی دونن حفار چیه توضیخ دادنش تک تک هم خیلی سخته
با آرزوی موفقیت محمد
نوشته شده توسط محمد در بیست و سوم بهمن 1385
وقتی کم میاره چیکار میکنه؟؟؟ ( عمومی )
سلام
دنبال مقدمه نگردین!ندارم(توضیح اینکه مقدمه آخر متن)
مامانا وقتی از دختراشون کم میارن در آشپزخونه رو محکم میکوبن از پسراشون کم بیارن ظرفها رو بهم میزنن(تق توق... ظرف میشکنه)پیش پدرا کم بیارن یدفعه هوس میکنن برن اتاق بچه هاشون بخوابن.
باباها وقتی پیش دختراشون کم بیارن غر میزنن از خونه میزنن بیرون.( تا یه هفته هم از بوس و نازخبری نیس) از پسراشون کم بیارن پسر رو به زور میفرستن بیرون دنبال نخود سیاه.( و یدفعه ای پول تو جیبی نصف میشه) اگه از مامانا کم بیارن(البته این یکی عمرا)معلوم نیس چرا یدفعه ساعت کاری بابا زیاد میشه و تو خونه هم فوتبال طرفدار پیدا میکنه.
دختر ازباباش کم بیاره فقط نگاش میکنه با گریه میره تو اتاق درو میبنده از فردا مهمونی های دخترونه و آرایش های خفن (احتمالا بعد از اونم منت کشی بابا تا آبروش نرفته)پیش مامان کم بیاره صدای موسیقی گوش فلک و کر میکنه خودشم که تو یه اتاق دیگه داره یه ریز با تلفن حرف میزنه ازبرادرش کم بیاره دلش میخواد gfهای برادرش و بریزه جون هم یا اگه ازدواج کرده خاطره های مجردی برادرشو واسه زن داداش بگه (چه شری که به پا نمیشه!امتحانش مجانیه ). اگه از خواهرش کم بیاره ( که کم پیش میاد) در این مورد جلو نیاین برخورد فیزیکیه.پیش دوست پسرش کم بیاره شانس شو در مورد پسرای دیگه امتحان میکنه(نمیدونم چرا اتفاقی هی دوست پسرش وهم تو خیابون میبینه)
پسر از بابش کم بیاره در کوتاه مدت بساط گریه مامان پهنه در دراز مدت میره دنبال کار از مامان کم بیاره در حالت خفیف اینکه قهر میکنه میره خونه ی خالش در حالت شدید دست یه دخترو میگیره میاره خونه ( احتمالا تو این چند روز که نبود یه سر ازدواج کرده). از خواهرش کم بیاره (خدا سر هیچ بنده ی مسلمانی نیاره) معلوم نیست چرا در رشته ی مچ گیری استاد میشه.از برادرش کم بیاره .......(این یکی رو نمیدونم) شاید مخ gfبرادرشو بزنه.از دوست دخترش کم بیاره معلومه دیگه یا خودش و بیچاره میکنه یا دختره رو(معمولا معتاد میشه البته خودکشی تو این موارد آمار بالایی داره)
دانش آموز از معلم: کلاس میشه بازار شام!همون دانش آموز از مدیر:چه بلایی که سر دفتر انضباطی نمیاد!(معلوم نیست خوب بگرد شاید!!! پیدا شه) از ناظم: اگه دانش آموز دختر باشه که ماشالله خانوم میشه هر روز بهتر از دیروز کیفشم که مرکز فروش لوازم آرایش میشه اما در حالت کلی بساط cdهای خفن و هر چی دلت بخواد پهنه.اگه از هم کلاسیاش کم بیاره میشه آنتن کلاس.
بقیه هم قاطی شد:
دکتراز مریض : دارو تجویز نمیکنه ، مریض از دکتر: بی خیال زندگی میشه
مدیراز کارمند: اخراج می کنه، کارمند از مدیر: استاد ضرر زدن میشه
عروس از داماد : سر سفره ی عقد میگه نه ، داماد از عروس:علفای زیر پای عروس خانوم تو آرایشگاه گل میدن
مادر شوهر از عروس: حال پسرشو میگیره ، عروس از مادر شوهر: حال شوهرشو میگیره(طفلک مرده)
معلم از دانش آموز:نمره ی ترم و میان ترمو بعد ترمو... در حالت کلی هر چی نمره اس میپره
مدیر وبلاگ از نویسنده ها :متن شونو حذف میکنه و...!!!!!
اما من کم بیارم دو حالت داره یا چرت و پرت می گم یا گریه میکنم (احتمالا الان کم آوردم که دارم چرت میگم) ... طفلک من آخه زورم فقط به یه نفر میرسه واسه همین تا جایی کم میارم تا میتونم حالشو میگیرم.
خوب همه تون کم آوردین؟؟؟ قربون شما محمد
نوشته شده توسط محمد در بیست و سوم بهمن 1385
چرا کادو ميديم؟؟؟!!! ( روابطه خفن بین پسرها و دخترها )
علل کادو دادن آقایون در ولنتاین
من خودم هر چی فکر کردم چرا ما پسرا باید ولنتاین کادو بدیم به نتیجه ای نرسیدم . الان 2-3 ساله همیشه این فکر به ذهنم مب رسه تا ولنتاین می گذره و بدشم که دیگه کار ازکار گذشته . اما این بار تصمیم گرفتم تا ولنتاین نرسیده حسابی تحقیق کنم که چرا باید کادو داد
اولین چیزی که همه می گن اینه که تو این روز رسمه هر کی هر کیو دوست داره کادو می ده بهش خوب این شاید واسه دخترا معقول باشه ولی پسر عاشق یه خورده دور از تصور و شاید حتی غیر قابل تصور و ممکنه اصلا یه توهم باشه . پس اینکه کادو بدیم به بهانه ی دوست داشتن فقط ظاهر امره و مطمینا کاسه ای زیر نیم کاسه هست
مگر می شه که پسری عاشق باشه // لاجرم کاسه بود زی?ر این نیم کاسه
تحقیقات من و پرسیدن از اونهایی که حداقل چند تا کادو گرفتن و دادن به اونجا رسید که کادو دادن پسرا فقط سه دلیل مهم ممکنه داشته باشه
دلیل اول اینکه پسره انواع و اقسام وعده ها رو داده که میام خاستگاری و اسب سفید میخرم برات و نقل و نبات میارم برات و از این حرفا اما خوب از من که پنهون نیست از شما چه پنهون این حرفا همش کشکه آخه مرد حسابی گنده تر از تو توش گیر کردن کی بهت گفته گنده تر از قدت حرف بزنی همین می شه که هر سال به این نتیجه می رسه که تا یه سال دیگه اصلا امکانش نیست واسه همین به صورت بیعانه یه کادویی چیزی می دن که آبجی خیالت راحت من تورو می خوام ولی فعلا به همین
دلیل دوم اینکه پسره بعد از یه مدتی دوستی و نشست و برخواست هم صحبتی و تبادل اطلاعات و فرهنگ و غیره به این نتیجه رسیده که اونا به درد هم نمی خورن و این دوستی از اولشم اشتباه بوده اصلا خاک بر سرمن و حیف تو که عمرمونو حروم کردیم اما از اونجای هیچ پسری اگه 2500 تا زید داشته باشه واسه پیچوندن یکیش پیش قدم نمی شه خوب به هر حال بودنش بهتر از نبودنشه که پس هر سال با یه شکولات یه سال دیگه به دختره فرصت می دن تا خودش خودشو بپیچونه اگه نپیچوند یه سال دیگه
اما دلیل سوم اینکه پسره اصلا نمی دونه چه خبره چه ماهی رسیده و چه روزی هستش و عشق چیه زید کیه محبت کجاست صفا کو صمیمیت کیلو چند خلاصه اینکه خدا شانس بده یه همچین گلابیی یکی پیدا شه که دوستش داشته باشه ( خودمونیم این جور آدما خیلی هم دوست داشتی هستن ) اونوقت ولنتاین که می شه واسش یه کادو بیاره اون بنده خدام بیافته تو رودروایسی ( من هیچ وقت نفهمیدم واقعا این کلمه چیه ) اونوقت مجبور می شه یه عطری چیزی بخره بده بهش ولی به جون میلاد همون لحظه ازش بپرسی این چیه دستته و مناسبتش چیه هنگ می کنه
باتشکر محمد
==================================================================
اینم پست کوتاه بیشتر از این حسش نیست
.::teddy قانع باش .....
نوشته شده توسط محمد در بیستم بهمن 1385
اليگيتور------تاتالو ( دانلود آهنگ و برنامه )
آهنگ جدید و بسیار زیبای امیر تتلو با همراهی اردلان طعمه به نام Valentine که سبک این آهنگ R&B هست
(با دو کیفیت متفاوت)
فرمت : Mp3 / کیفیت : 128Kbps
TataloO Feat. Tome - Valentine
TataloO Feat. Tome - Valentine (دانلود غیر مستقیم - فایل زیپ شده)
فرمت : Wma / کيفيت : 64Kbps
TataloO Feat. Tome - Valentine
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
آهنگ جدید و زیبای دی جی علیگیتور با همراهی Outhere Brothers به نام F.U.I.T.A
(با دو کیفیت متفاوت)

فرمت : Mp3 / کیفیت : 128Kbps
Dj AliGator Ft. Outhere Brothers 2007 - F.U.I.T.A
Dj AliGator Ft. Outhere Brothers 2007 - F.U.I.T.A (دانلود غیر مستقیم - فایل زیپ شده)
فرمت : Wma / کيفيت : 64Kbps
Dj AliGator Ft. Outhere Brothers 2007 - F.U.I.T.A
نوشته شده توسط محمد در بیستم بهمن 1385
يک دختر در حمام ...!!! ( روابطه خفن بین پسرها و دخترها )
ساعت ۴ بعد از ظهر .
۱ـ لباساشو رو درمياره٬ رنگ روشن ها رو تو يك سبد و تيره ها رو تو يكی ديگه ميگذاره .
۲ـ در حموم رو از تو قفل ميكنه٬ جلوی آيینه می ايسته٬ شكمش رو كه تمام مدت داده بود تو٬ ميده بيرون و شروع ميكنه به غر غر و ايراد گرفتن از نقطه نقطه بدنش .
۳ـ در كمد رو باز ميكنه انواع شامپو و صابون معطر مخصوص پوست صورت٬مو٬ بدن٬ كف پا و ... رو بيرون مياره و می چينه رو لبه وان .
۴ـ موهاش رو با شامپوی نارگيلی تقويت كننده٬ پرپشت كننده٬ براق كننده و...ميشوره و هفده دقيقه ماساژ ميده .
۵ـ يكبار ديگه با همون شامپو موهاشو ميشوره .
۶ـ نرم كننده معطر پرتقالی رو به موهاش ميماله تا ۶۰ ميشماره .
۷ـ سی و پنج دقيقه زير دوش می مونه.خوب آخه بايد خيالش راحت بشه كه تمام مواد شيميايی از موهاش پاك شده . وگرنه بعد از حموم موها وز ميكنه .
۸ ـ خمير ريش داداشی رو كش ميره و شيش كيلو خالی ميكنه رو ساق پا و دست و پشت لب. بعد يه تيغ بر ميداره و يا علی. آی!!!!ساعت ۸ شب .
۹ـ موهاش رو حسابی می چلونه٬ حوله رو مثل عمامه می پيچه دور سرش. تو آيينه خودشو ورانداز ميكنه. از اينكه در اثر كشش حوله چشم و ابروش كشيده شده٬ احساس خوشگلی می كنه و يه ماچ گنده واسه عكس خودش تو آيينه ميفرسته .
۱۰ـ خوشحاليش زياد دوام نمياره. چون يه جوش سرسياه بی اجازه نوك دماغش سبز شده .
۱۱ـ تمام نقاط بدنش رو معاينه ميكنه و با ناخن و موچين ميره به جنگ جوشها و موهای زائد بی تربيت .
۱۲ـ حوله ش رو می پوشه و ميره به اتاقش.تمام بدنش رو با لوسيون چرب ميكنه .
۱۳ـ چهل بار لباس می پوشه و در مياره تا انتخاب كنه .
۱۴ـ ۴۸ دقيقه پشت ميز توالت می شينه و آرايش ميكنه .
يك پسر در حمام....!!!
neveshte shode tavasote KAJALE
نوشته شده توسط محمد در بیستم بهمن 1385
روانشناسی شخصيت از روی هديه ( روابطه خفن بین پسرها و دخترها )
مقدمه
سلام .
بدجوری دلم واسه مقدمه هام تنگیده بود از طرفی خسته شدم از بس بهم گفتن متن هات قلمبه سلمبه شده نمی فهمیم معنی کلماتو از این حرفا . واسه همین این بار می خوام مثله آدما بنویسم .
امروز داشتم فینال جام حذفی ایتالیا رو بازی می کردم که واسه شام صدام کردن من گفتم شیخ شام را با مریدان بیرون تناول نمودندی همه فکر کردن من دیوونه تر شدم خلاصه لازم بود یه متن به زبان عادی . ولی خدا وکیلی ملت برید کتابای ادبیاتتونو یه ورقی بزنید .
امروز حالم خوبه خیلی زیاد دلیلش به کسی ربطی نداره ولی می خوام گیر بدم به دخترا چون شارژم .
==========================================================
دوست خود را از هدیه اش بشناسید
خوب همه می دونید چه روزی نزدیکه " ولینتاین " تو این روز اکثر دخترا و بعضی پسرا هدیه می گیرن . اکثرا همه فکر می کنن هر کسی هدیه ای رو تقدیم دوستش می کنه که چیزیه که اون گیرنده دوست داره یا به شخصیتش سازگاره اما کاملا برعکس این هدایا به طور کاملا واضحی شخصیت فرستنده رو مشخص می کنه البته شناسایی افراد از روی هدایایی که می دن کار سختیه و مقاله ای که می خونید چکیده ای از سالها تحقیق و تحلیل و آمار گیری روانشناسانست که توصیه می کنم بخونید :
اگه دوست پسرتان به شما یک عطر خوش بو هدیه کرده
با مشاهده ی دندان عقلتان ( که همه رو متعجب کرده ) کاملا واضحه خیلی خوشحالید اما برای شما خبر بدی دارم و اون اینه که دوست پسر شما به شما اهمیت نمی دهد شرط می بندم وقتی داشتید باهاش واسه عصر قرار بیرون می ذاشتید مجبور شدید مناسبت امروز هم یادش بندازید خوب مسلمه تو این ذیق وقت اولین چیزی که یاده آدم می افته عطره . خدا محسن رو از جوونا نگیره چه پسره گلیه . یه لحضه دلم تنگید واسه مغازه دومتریش .
اگه دوست پسرتان به شما یک جعبه شکولات با تزیینات زیبا هدیه کرده
چقدر شما دخترا سطحی به همه چیز نگاه می کنید حتما با خودتون گفتید1000 تومن شکولات و 1000 تومن کاغذ کادو هم شد عشق ؟ اما اون پسره ی خرفت واقعا شما رو دوست داره تا اونجا که حاضره ساعتهاشو صرف کادوی شما بکنه کاش قدر می دونستید .
اگه دوست پسر شما بهتان حلقه یا زیور آلات دیگه هدیه کرده
تا امروز به دوست پسرتون به چشم بابای بچه هاتون نگاه کردید ؟ اگه نکردید پیشنهاد می کنم زود تر این کارو بکنید چون مدتهاست ایشون شمارو به عنوان همسر رسمی و شرعی خودش می دونه . بعضی ها فکر می کنن دوست پسر مایه خفن اینش خوبه که راه به راه کادو های خفن می ده اینم نتیجش . بی جنبه دو تا چایی با هم خوردید خطبه رو تو دلش خوند و کار و تموم کرد .
اگه دوست پسرتان به شما teddy هدیه کرد ( شایدم یه عروسک دیگه )
دوست پسر شما هنوز تو دوران کودکیش دنبال هم بازی می گرده سعی کنید خیلی در مورد مسایل جدی باهاش حرف نزنید . کم میاره بنده خدا . اگه تصمیم دارید بپیچونیدش زودتر اقدام کنید
اگر دوست پسرتان به شما کادویی هدیه نکرده
اول سعی کنید بر اعصاب خود مسلط باشید و فریاد نرنید . خوب گویا زیادی اون پسر رو از عشق همیشگیتون بهش آگاه کردید . اونم دیده آتیشتون بدجوری تنده خیالش راحت بوده که کادو هم نده آویزونشی . تقصیر خودتونه . البته همین که با وحود اینهمه ... هنوز شمارو ترک نکرده نشان از آینده ای روشن است .
اگر دوست پسرتان به شما یه شاخه گل زیبا همراه کادوش هدیه کرده
احساسات خفه کرده طرفو . کشته مردته . ولی خوشحال نشید این جور آدمای احساساتی با یه اشاره ی کوچیک می شکنن و اونوقت خر بیار و باقالی بار کن . مثلا یه بار تلفونو روش قطع کنید تا فردا اعلامیش رو به همه جا ببینید . تازه از اون بدتر از کجا معلوم یه همچین آدم با احساسی دوباره احساساتش شکوفا نشه . به هر حال مراقب باشید
***
خوب دقت کردید اینا همش واسه کادوهای پسرا بود . به رغم تلاش های شبانه روزی روانشناسان هنوز روند کلی برای شناخت شخصیت دخترا از رو کادو هاشون پیدا نشده . علتشم واضحه خوب واسه اینکه واسه یکی یه جفت جوراب می خرن و واسه اون یکی یه شیشه عطر 2 میلی و واسه او یکی یه انگشتر بدلی و ... خوب اون روانشناس بد بخت قاطی می کنه .جدیدا هم مد شده 2 روز قبل از ولنتاین قهر می کنن و با جمله دیگه دوست ندارم شما رو بدرغه می کنن تا از زیر کادو دادن فرار کنن خلاصه که بحث جدیدی نیست پیچیدگی شخصیت دخترا .
با تشکر محمد!!!! =============================================
آخ جون دعوا
نوشته شده توسط محمد در نوزدهم بهمن 1385
پرسش نامه ی پسرونه ( روابطه خفن بین پسرها و دخترها )
تو همه ی سوالا گزینه ی اول 5 امتیاز و گزینه دوم 2 امتیاز و گزینه آخر 1 امتیاز داره
سوالات
1- با دوست دخترتون نشستید دارید گل می گید گل میشنوید که تلفنش زنگ می زنه :
الف) تلفنو بر می داره و با شخصی به اسم نازی یا هر چی صحبت می کنه
ب) تلفونو نگاه می کنه و به بهانه اینکه حال کسی و نداره جوابشو نمی ده
ج) تلفونو بر می داره و با شخصی به اسم میلاد با هر چی صحبت می کنه
----------------------------------------------------------------------------------------2- با دوست دخترتون رفتید یه کافی شاپی چیزی بغل کلانتری 15
الف) چون اون شرط بندی سر فوتبال امروز رو باخته اون حساب میکنه
ب) بهتره هرکی واسه خودشو حساب کنه
ج) تا شما هستید زشته دختر دست تو جیبش بکنه حتی تو هوای سرد
----------------------------------------------------------------------------------------
3- دوست دخترتون می خواد واسه دوستش نازی یه کادو بخره کیفشو که باز می که :
الف) کلی شماره تلفن توش به چشم می خوره
ب) کلی عکس پسر های مختلف با شماره تلفن به چشم می خوره تازه 2-3 تا شاخه گل هم هست
ج) چیز خاصی به چشم نمی خوره
----------------------------------------------------------------------------------------
4- دوست دخترتون در هفته چند بار به شما زنگ می زند؟
الف) روزی 2 بار
ب) هر روز
ج) هفته ای یه بار
---------------------------------------------------------------------------------------
5- معمولا تماس هاتون چه طوریه؟
الف) اون با تلفن خودش مثله بچه آدم زنگ می زنه ( یه همچین دختری چند قرن پیش دیده شده توهم نیست)
ب) از تلفن عمومی زنگ می زنه
ج) تک زنگ
---------------------------------------------------------------------------------------
6- فرض کنید تو حرفای روزانه حرف دختر خالتون به وسط میاد که چقدر با شما صمیمی هست
الف) می زنه تو گوشت و میره
ب) میگه اتفاقا منم با پسر داییم خیلی جورم
ج) میگه چه خوب من رو باهاش آشنا می کنی؟
---------------------------------------------------------------------------------------
7- تا حالا به شما گفته که شما را دوست دارد؟
الف) انقدر گفته که حالمو دیگه داره به هم می زنه
ب) وقتی زیاد رمانتیک می شه میگه
ج) نه نگفته
--------------------------------------------------------------------------------------
8- دوست دختر شما برای جلب اطمینان شما :
الف) سیم کارتش دو روز دست شما بوده
ب) پس آی دیشو داده ( ما فرض می کنیم همون یه آی دی رو داره فرض محال که محال نیست)
ج) هیچ کار مفیدی نکرده
--------------------------------------------------------------------------------------
9- بیشتر حرف هایی که می زنید پیرامون کدام موضوع می باشد؟
الف) او از هر بهانه ای برای پیش کشیدن بحث ازدواج استفاده می کنه
ب) غیبت پشت سر دوستامون و حرفهای خاله زنکی
ج) او خیلی رک است بعض وقتها از هم صحبتی با او پشیمان می شوم
-----------------------------------------------------------------------------------
10- دوست دخترتون به شما گفته است :
الف) شما تنها پسر زندگی او هستید ( اینجا مونیتورم صفحش شکست و کامپیوترم ترکید مجبور شدم دوباره از اول تایپ کنم)
ب) گفته قبلا دوست پسر هایی داشته ولی الان فقط شما هستید ( دعا می کردم اینبار سر کامپیوترم بلایی نیاد)
ج) گفته قبلا دوست پسر داشته الانم داره بعدا هم اگه پیش بیاد مخالفتی نداره
----------------------------------------------------------------------------------
نتیجه گیری
اگر امتیاز شما بین 0 تا 50 هست حتی اگه تقلب کردید و امتیازتو از این دامنه هم کمتر یا بیشتر شده :
دوست دختر شما با پسر یا پسر های دیگری نیز دوست هست از اینکه این خبر بد رو اینطور ناگهانی بهتون دادم شرمندم ولی کاریش نمی شه کرد حقیقت تلخه . حالا برو اونقدر سیگار بکش تا خفه شی . احتمالا شما دوستدارید شبها را در جوب بگذرانید. اصلا فرقی نمیکنه که شما آدم رمانتیکی هستید یا نه یا اینکه زیدتونو دوست دارید یا نه اون تنها به شما فکر نمی کنه البته ممکنه به روی خودش نیاره و پنهان کنه ولی شک نکنید که همینیه که من می گم .استفاده از قرص های روان گردان برای شما توصیه نمیشه چون به جای فاز دوبس دوبس می رید تو فازه گریه پس بهتره از قرص های آرامبخش سبک استفاده کنید ( قرص آبی روزی 3 تا دیدید هنوز می خواید گریه کنید قرمزارو بخورید) راستی یه سفر و یه پول قلمبه هم تو طالعتون دیده می شه
نوشته شده توسط محمد در نوزدهم بهمن 1385
يه عکس خفن ( مامان ترین اخبار و داستانها )
این عکس جالب که میبینید، ظاهراً مربوط است به مسابقات جهانی ریاضی که یک پسر ایرانی و یک دختر اسراییلی برندهی آن شدهاند. به چهرهی موجه آقا پسر نگاه کنید که بندهخدا انگار بدجوری دستپاچه شده (یا شاید هم ترسیده؟) که این دختر خانم تنومند! اسراییلی کنارش ایستاده!
نوشته شده توسط محمد در نوزدهم بهمن 1385
جملات ادبی ( عمومی )
اندر مضررات چت ( روابطه خفن بین پسرها و دخترها )
سلام
آقا این چه وضعیه؟ هر جا میری حرف ولنتاین هست . این ولینتاین حتی دهه ی فجر رو هم تحت الشعاع قرار داده .
امروز رفتم واسه خودم از رفیقم عطر بخرم یه شیشه ورداشتم تست کنم میگه اون مردونست . حالمو بدجوری گرفت .
حالا که این جوریاست منم مبارزه ی همه جانبه خود را شروع می کنم .
==================================================
گویند روزی شیخ عیسی ابو زید بر منبر نشسته بودندی و وعظ می کردی و از مضرات دوستی با دختران می گفتندی وچون مجلس تمام شد و شیخ برفت مریدان هنوز بنشسته و کف و خون قاطی نمودندی که این شیخ عجب کلام گیرایی دارد و ما هر چه از فضایلش می شنویم باز مارا از در دریای علمش قطره ای بیش حاصل نیست .
پس یکی برخواست و گفت ما هم صحبتی با شیخ را غنیمت نشمردیم و هر لحظه از عمر که از شیخ دوریم تباه می شود .
پس مریدان از غفلت خویش نادم دستار ها بر زمین انداختی و گریبان ها پاره نمودندی و اشک ها ریختندی به جای خون .
یکی از مریدان که در محضر شیخ بیشتر بهره برده بودندی و بر دیگران برتری یافتندی برخواستندی و گفتندی : اینک زمان آن نباشد که بر غفلت خویش آب غوره گیریم پس چاره ای باید اندیشید که ماهی را هر زمان از آب صید کنی خیس است .
دیگران گفتندی نظرت را بگو و راه چاره ات بنما که تو از همه ما خرخوان تر بودندی و در پاچه خواری استاد .
پس مرید گفت : من شنیده ام که شیخ هر شب در نت آن بودندی کل گذارندی و حال گیرندی و سرکار گذارندی و چه و چه پس برماست تا آی دیش یابیم تا همصحبتیش را نیز .
پس مریدان بر آن شدندی تا از شیخ بار گیرند ( اجازه) تا آی دیش جویا شوندی و شیخ بار نداد پس نزد شیخ میلاد ابن مدیر رفتندی که توفیق داشتندی در ساعات غیر اداری سکرتری شیخ را کنندی . پس خواسته ی خود بدو گفتندی و او به شیخ اس ام اس زد که فلان است و بهمان . و شیخ در پاسخ گفتندی که فردا در مجلس وعظ پرده از رازم بردارم و آی دیم بر همه باز گویم .
و چون فردا شد مریدان همه در مجلس شیخ نشستندی و منتظر بودندی تا شیخ آی دیش باز گوید اما شیخ چنین گفت :
یا ایهالذین آمنو لا چتو و توبو که خدا توابین را دوست دارد .
در چت مضررات بیش بود از محسنات که در چت همه ی ضعیفگان از 18 سال فراتر نروند و همه صورت گرد و سفید دارند و موی بلند که این خود دروغی است بس بزرگ . یا آنان که نه سفیدند و نه موی لخت دارند آی دی ندارند یا عده از آنان دروغ زنند.
دوم آنکه چون اینویزیبل شوند تو خیال کنی که رفته اند لیک آنان در سانس دوم چت بسر برند با آنکه نه نامش دانی و نه رسمش .
سوم انکه مگر مردان خدا به طریق وحی دانند که کی او به ریش شما خندد و کی نه .
پس چت را کناز بگذارید و شب ها به عبادت پردازید یا اقلا GTA بازی کنید که ثوابش از هزار شب بیشتر بود .
نوشته شده توسط محمد در هفدهم بهمن 1385
کلیک کون!!!! ( )
عكسهاي زندهياد كاوه گلستان از دوران انقلاب ![]()
گزارش تصویری عقد قرارداد زیاد شبعو با پرسپولیس
گزارش تصویری افتتاحیه بازیهای زمستانی آسیا
تصویری از تبدیل یک مرد به زن!!! ![]()
گزارش تصويری: ظهر عاشورا در تهران
عکس هایی از نخستین موس کامپیوتر در سال 1964
عكسهاي تلخ تلخ (آخرین بن بست زندگی ) ![]()
نگهداری و استفاده صحیح از ماشین لباسشویی ![]()
ساعت تحویل سال 1386 هجری خورشیدی در مناطق مختلف و شهرهای مهم جهان
سایت کامران نجف زاده مجری 20:30
تصاوير تكان دهنده از حمله پليس هند به عزاداران حسيني در كشمير
عکس بامزه ای از دیدار لاریجانی و ایوانف ![]()
علمی که از چراغ قرمز رد میشود ! ![]()
بازگشت لاک پشت غول آسا به دریا
جالبترین تبلیغات دنیا (بسیار دیدنی) ![]()
صدای هر حیوانی که میخوای بشنو! ![]()
با این هدیه دوست خود را شگفت زده کنید!!! ![]()
نوستالوژی خوابگاه به روايت تصوير!!
پس از انجام دادن این آزمون شما با دیدگاه خود در مورد ازدواج آشنا می شوید ![]()
یک نوحه عربی (وبلاگ نانسی)
چند مدل چكمه براي خانوم ها
(لینک از shikposh)
متن شما را با آهنگ می خونه
(لینک از سحر)
آدمهای احمق (نادیده گرفتن ایمنی)
(لینک از سحر)
عکس جالب: سربند یا حسین بر سر کودک چینی
(لینک از mr.charly)
شوخی با ماهی
(لینک از ابوالفضل)
این فرد عجیب و بامزه رو ببینید!
(لینک از MAX)
تقدیم به دوستداران سامی یوسف
(لینک از هستی مریم)
محافظت از تخم ها
(لینک از بهادر)
بازیهای بسیار جالب فلش
(لینک از مهیار)
این بیچاره رو کی اینطوری مچاله کرده؟!!
(لینک از مهیار)
زن مدل کامپیوتر
(لینک از مهیار)
عکس بسیار زیبا
(لینک از یکتا)
تسلیت عاشورا به سبک تلویزیون دیدار(دکتر مورتون)!
(لینک از علیرضا)
نفس بریده با همخوانی محسن یگانه(جدیدترین آهنگ محسن چاوشی)
(لینک از رامین)
مرد چيني مراسم ازدواج با خودش را جشن گرفت
(لینک از پرشین ۳۶۵)
تست خودشناسی: آیا شما به راحتی دوست پیدا میکنید ؟
(لینک از پرشین ۳۶۵)
پیام دوستی ایرانیان به نانسی
(لینک از علیرضا)
نشست زمین در برزیل و ایجاد گودال 60 متری در وسط خیابان
عزاداری شب عاشورای حسینی با حضور مقام معظم رهبری (تصویری)
رييس جمهور در عزاداري سالار شهيدان در حرم حضرت عبدالعظيم حسني
عکس جالبی از عزاداری حسینی در خرمشهر
گزارش تصویری/ پخت نان نذری به مناسبت روز تاسوعای حسینی
با گرمتر شدن كره زمين، تا سال ۲۰۳۰دو هزار جزيره اندونزي غرق ميشود ![]()
کاردستی های بسیار بسیار زیبا با کاغذ (اوریگامی) ![]()
و این هم یه تصویر جالب از خاتمی ![]()
مراسم شب عاشورا در خانه هنرمندان با حضور سید محمد خاتمی
عکسهای شخصی آیت الله حائری شیرازی
تصاویر بسیار شگفت انگیز از خورشید ![]()
برجی که هفته ای یکبار می چرخد!
تصویری جالب از سوزاندن تفنگها در تانزانیا
جمعه 6 بهمن1385عکس هایی بیاد ماندنی از اسکیمو ها در قرنی که گذشت ![]()
مار قاتل که 11 سگ را قورت داده! ![]()
مجسمه های غول پیکر بسیار دیدنی ![]()
دیکشنری و مترجم های آنلاین
(لینک از رامین)
دعوتنامه Gmail
(لینک از رامین)
سیب (عکسی متناسب با این ایام) (لینک از آدام اسمیت)
یک نوشته زیبای محرمی
(لینک از یکتا)
تکان دهنده ترين عکسها
(لینک از بهادر)
ابهام عکس: تصویر استهزا آمیزی از مایکل جکسون ![]()
تصاويري از ديدار جنجالي خاتمي و جان كري
کاربران اینترنت ایران بدنبال تغییرنام دریای عمان ![]()
نتايج جالب يك نظرسنجي: ديدگاه مشترك مردم ايران و آمريكا
گفت و گو با پیرترین وبلاگ نویس جهان
خودکشی در پل حافظ - عکس آرزو بعد از خودکشی ![]()
این تصویر دیدنی روی جلد یک نشریه رو ببینید ![]()
تصاويری تکان دهنده از يک مسابقه بومی در آفريقا
عکسی از رکورد شکن زن ایرانی در رشته پرش ارتفاع
گزارش تصویری جشن يک سالگی روزنامه اعتماد ملی ![]()
بادکنک جالب به شکل پیرمرد و پیرزن
تصاویر جالبی از یک مسابقه اتومبیلرانی خطرناک
مقبره ابو لوءلوء در ایران جعلی اعلام شد
شاهکارهای سازه ای جهان در سال ۲۰۰۶
(لینک از بهادر)
این ماشینهای بسیار جالب رو ببین
(لینک از بهادر)
لباس عروس طراحی شده توسط "کارل لگرفلد" (لینک از shikposh)
نفت می خوریم.../کاری از صالح رزم حسینی(ابوکوروش)
(لینک از علیرضا)
آخ چه عکس غمگین و قشنگی: هر لحظه جدا از تو برام ماهی و سالی (لینک از پرشین 365)
علي اکبر(ع) نخستين شهيد بني هاشم (لینک از لیلا)
توصيه هائی لازم برای لاغری (لینک از لیلا)
سایت عبدالکریم سروش (لینک از آدام اسمیت)
کلیپ ویژه ایام محرم (لینک از مهیار)
5 دروغ عمده مردان به زنان ![]()
ابهام عکس۲: کتاب نگهدار های خیلی زیبا
(لینک از ابوالفضل)
در این نظر سنجی شرکت کنید: به نظر شما رئيس جمهور ينده يران کيست؟ ![]()
عکس بسیار زیبایی از ماه که شبیه خورشیده ![]()
دسترسي آسان به همه ي قسمت هاي ياهو! ![]()
مجسمه های جالبی از حیوانات
(۶ عکس)
لباس شناي اسلامي برای بانوان: بوركيني به جاي بيكني! ![]()
تغییر رنگ ساعت بسته به شرایط جوی ![]()
اجل معلق/ کارتونی از حسن کریم زاده
گالری بسیار زیبا از عکسهای تلسکوپ فضایی هابل ![]()
تفاوت ایتالیا با سایر کشورهای اروپایی (فلش) ![]()
ببین این کجا گیر کرده!!!
(لینک از سحر)
گالری از تابلوهای مسی
(لینک از سحر)
ساختمانی برای عشاق!!!
(لینک از mr.charly)
تصاوير Walpaper حرفه اي و زيبا مخصوص ماه محرم (لینک از حامد)
خصوصيات يه دختر خوب وبد چيه؟!!!
(لینک از مهیار)
يه بازي فلش اكشن: جنگ شواليه ها (لینک از مهیار)
كاريكاتورهايي از هنرمندان ايران وجهان
(لینک از مهیار)
زیبا ترین عکسهای سیاه و سفید
(لینک از بهادر)
SMSهای دوست داشتنی!
(لینک از آدام اسمیت)
تصاویر بسیار جالب از حیوانات
(لینک از پرشین 365)
sms های با حال
(لینک از پرشین 365)
ابهام عکس: تفنگداران معصوم! ![]()
ابهام عکس۲: قاب عکس های بافتنیه فوق العاده جالب
(لینک از ابوالفضل)
تصاویر دختر کامبوجی که بعد از 19 سال از جنگل پیدا شد. ( توجه: مجموعه عکس )
به دنیا آمدن نوزادی با 3 دست در چین
تولید عروسک زنده!!!!!!! (تصویری) ![]()
بازی جالب و سرگرم کننده ایه (شما هم امتحان کنید) ![]()
پرورش میمون در کانون گرم خانواده! ![]()
روايت تصويري ايرانيوز از غروب بياد ماندني خليج هيشگي فارس
نقدی کامل بر کتاب و فیلم راز داوینچی
تصاویر جالبی از خرابی جاده ها و خیابانها
مسعود رايگان، اكبرعبدي و مريلا زارعي؛ پركارترين بازيگران جشنوارهي بيست و پنجم هستند
صندلی مخصوص خانواده های عیالوار ![]()
این هم مد جدید دوچرخه سواری!!! ![]()
به صورت آنلاين آزمون آيين نامه رانندگی بدهيد ![]()
این لحظات شاد ورزشی رو از دست ندین! ![]()
يك عكس به همراه نوشته بسيار زيبا تقديم به شما
لطفا در این نظر سنجی شرکت کنید.
(لینک از حمید)
عكس هاي جديد مدل لباس (پوشيده)
(لینک از شیکپوش)
ارباب حلقه ها!!!!!!!!!
(لینک از بهادر)
طوفان در دریا (لینک از بهادر)
تاج میوه ای دیدین تا حالا؟!
(لینک از ابوالفضل)
زشت ترین سگهای دنیا!
(لینک از Max)
کلمه پانزدهم: گوجه فرنگی
(لینک از آدام اسمیت)
كيف اين خانوم چي باحال است واااي
(لینک از مهیار)
ببين ترافيك جاده چالوس باعث چه كارهايي ميشود
(لینک از مهیار)
ببين باپوست نارنگي چي درست ميكنند؟
(لینک از مهیار)
ثروت بيل گيتس
(لینک از nimro)
یه رژیم غذائی توپ برای داشتن موهای قشنگ (لینک از لیلا)
خدايا خدايا بی حسين من می ميرم (لینک از لیلا)
قلب منو کجا میبری؟!
(لینک از MR.CHARLY)
ابهام عکس۲: قاب عکس و وسایل تزئینی دریایی (_قسمت2)
(لینک از ابوالفضل)
آهنگ مانده تنها حسین برای دانلود
معمای قورباغه ها (جای این دو گروه را با هم عوض کنید!)
عکسهایی از مراحل ساختن مجسمه "اسکار"(معتبرترین جایزه سینمایی جهان)
گوشی های همراه، کثیف تر از سرويس هاي بهداشتي! ![]()
علاقه يك بازيگر ايراني به بازي در فيلم هاي ضد اسلامي و ايرانی
گزارش تصویری/ کارگران کوره های آجر پزی
نقشه جالبی از جهان و میزان خوشحالی در هر منطقه!
چندمین فرد پولدار جهان هستید؟! ![]()
بزرگترین آکواریوم دنیا واقع در هتلی در برلین آلمان ![]()
عدالت محوری/ کارتونی از محمدصالح رزم حسینی
پرسپکتیو زیبا
(لینک از بهادر)
لینک ویژه ابهام
(با تشکر از بهادر)
تقدیم به جامعه زن ذلیلان!
(لینک از مهیار)
خیلی بده آدم ضایع بشه!!!
(لینک از مهیار)
تاب تاب عباسی...
(لینک از جی جی)
معرفی يه سايت عالی برای آموزش زبانهای برنامه نويسی
(لینک از لیلا )
یک داستانک حکمت آموز
(لینک از لیلا)
نصایح بسیار ارزشمند لقمان حکیم
(لینک از لیلا)
ابهام عکس: بزرگترین آکواریوم جهان د ریک هتل آلمانی ![]()
ابهام عکس۲: قاب عکس و وسایل تزئینی دریایی
(لینک از ابوالفضل)
تقديم لايحه بودجه توسط رييس جمهور به رييس مجلس (تصویری) ![]()
روايت تصويري ايرانيوز از حضور احمدي نژاد در مجلس شوراي اسلامي
احمدي نژاد: بياييد از ميدان تره بار نزديك منزل ما (گوجه) بخريد، 1200 تومان است
عکس سازمان هلال احمر ایران در روستاهای کنیا
3 کلیپ از ترکیدن لاستیک اتومبیل ![]()
جلسهي رسيدگي به شكايت محمدرضا گلزار و مهناز افشار دو هنرپيشه سينما از دوهفتهنامه معما٬
دانلود جدیدترین آهنگ سیاوش قمیشی
درس های باغ مظفر برای مدیری و مدیران سیما
سلام مظفرخان! / گل آقا و باغ مظفر
ابهام لینک را اینجا هم میتونید ببینید!
(با تشکر از دوست عزیزم نت)
یک عکس، یک عکاس
(لینک از سحر)
یه وبلاگ توپ برای علاقمندان به ریاضی
(لینک از سحر)
تولد یک لاکپشت دریایی
(لینک از بهادر)
چه سگای نازی
(لینک از بهادر)
تو فوتبال دعواي برره اي ديدي!
(لینک از مهیار)
آقايان ديگر مواظب باشيد سربه سرخانوم ها نگذاريد!
(لینک از مهیار)
مرگ موس كامپيوتري تاحالاديدي؟
(لینک از مهیار)
برجی که نقش جهان را تهدید می کند! (لینک از mr.charly
نوشته شده توسط محمد در هفدهم بهمن 1385
آلبوم جدید و زیبای منصور به نام قشنگه با کیفیت ( دانلود آهنگ و برنامه )
خانومای............ ( روابطه خفن بین پسرها و دخترها )
سال1332
دختر خانواده همراه با مادرش كنار حوض روي تخت چوبي نشسته اند و يك ظرف
هندوانه قرمز جلوي شان است. دختر خانواده براي دختر همسايه تعريف مي كند: آره
زري جون، داداش فرمونم وقتي شنيد اين پسر لاغرمردني به من متلك گفته همچين
زدش كه به سوسك مي گفت خرس قطبي. تازه خود داداشم هم گفته مي خواد برام يه
شوهر خوب پيدا كنه.
مادر دختر مي گويد: خدا سايهء مرد را از سر هيچ خونه اي ورنداره
سال 1342
پدر خانواده با عصبانيت وارد اتاق مي شود و پس از آنكه كمي جَنَم رو كرد و
چهار تا كاسه كوزه را زد شكست، فرياد مي زند: دخترهء چشم سفيد حالا واسهء من
دانشگاه قبول ميشه... چشمم روشن... مردم از فردا نمي گويند آقا رضا غيرتِ تو
شكر؟ هيچي ديگه ولش كن فردا مي خواهد شلوار مدل برمودايي و مانتوي بدن نما
بپوشد و نوبل صلح هم بگيره... زن اگر اجنبي ها بهش نوبل صلح بدهند مردم چي مي
گويند؟
مادر خانواده با لحن التماس آميز مي گويد: مرد، حالا چرا شلوغش مي كني؟ نوبل
و برمودا چيه؟ دخترمون فقط دانشگاه قبول شده، همين... اين قدر سخت نگير...
بالاخره با اصرارهاي مادر، پدر قبول مي كند دخترش به دانشگاه برود. وقتي پدر
قانع شده سيگارش را روشن مي كند و مادر مي گويد: مرد، خدا سايهء تو را از سر
ما كم نكند
سال 1352
فريادِ مردِ خانواده تمام كوچه را پر مي كند: چي؟! مي خواهد برود سرِ كار؟!
يعني من اين قدر بي غيرت شدم كه دخترم بره سر كار و پول بيآره تو خونه؟ پس من
اينجا هويجم؟ مگر اين كه بابت اين بي آبرويي از روي نعش من رد شويد...
كسي از روي نعش مرد خانواده رد نمي شود ولي دختر خانواده هم چند ماه بعد با
وجود غرغرهاي پدرش بالاخره سر كار مي رود. صداي مادر خانواده به گوش مي رسد:
مرد، خدا تو را براي ما حفظ كند!
سال 1382
مرد خانواده: آخه خانم اين چه وضعيه؟ روز اولي كه آمدي خواستگاريم، گفتم دلم
نمي خواهد زنم از اين مانتوها بپوشد و آرايش كند، گفتي دورهء اين اٌمٌل بازي
ها گذشته، ما هم گفتيم چشم! بعد گفتي اگر خانه خريدي به جاي مهريه خانه را به
نامم كن، گفتم چشم! آن اول حق طلاق را هم از ما گرفتي، حالا هم مي گويي
بنشينم توي خانه بچه داري كنم؟
زن: عزيزم مگه چه اشكالي داره؟ مگه تو ماهي چقدر حقوق مي گيري؟ تمام حقوقت هم
بابت كرايه تاكسي، خرج ناهار خودت و مهد كودك بچه و جريمهء ماشينت مي رود.
حالا اگر بنشيني توي خانه و از بچه نگه داري كني هم خرجمان كم مي شود هم بچه
مان وقتي بزرگ شد از كمبود محبتِ پدر و مادر رنج نمي برد... آفرين عزيزم ...
خدا سايه ات را (فعلا) سر ما نگه دارد
سال 1482
زن خانواده: عزيزم تو كه انقدر فسيل نبودي. مثلا توي دوستانت به روشن فكري
معروفي. آخه چه اشكالي دارد؟ اين همه سال ما زن ها بچه دار شديم حالا به كمك
علم چند وقتي هم شما مردها از اين كارها بكنيد. اصلا مگر نمي گفتي جد بزرگت
هميشه مي گفته: چه مردي بود كز زني كم بود؟
پس از مقداري بحث منطقي مرد بالاخره قبول مي كند و نه ماه بعد وقتي بچه بغل
وارد خانه مي شود زن با عشوه مي گويد: مرد ... يعني سايه تو تا كي بالاي سر
ماست؟
سال 1582
چند تا مرد دور هم نشسته اند و در حاليكه سبزي پاك مي كنند آهسته مشغول تبادل
نظرند.
- آره... مي گويند هدف اين جنبش بازگرداندن حق و حقوق ضايع شدهء مردهاست...
- حق با آقا جمشيده... ببينيد اين زن ها چقدر از ما سواستفاده مي كنند؟ تا
وقتي خونهء بابامونيم بايد آشپزي و بچه داري و اينها را ياد بگيريم و توسري
بخوريم، بعدش هم بدون مشورت زنمان مي دهند و زنمان هم مارا استثمار مي كند...
- خب مي گفتم... اسم اين جنبش سيبيليسم است و...
در اين حال با ورود خانم يكي از آنها بحث به زياد بودن گِل سبزي كشيده مي
شود! زن مي گويد: خدا سايهء شما مردها را از سر سبزي ها كم نكند!
سال 1882
راديو، موج FM، شبكهء پيام (صداي يك خانم
بااعلام ساعت نه شب شما خانم هاي عزيز را در جريان آخرين اخبار رسيده قرار مي
دهم. به گزارش خبرگزاري بانوپرس دقايقي قبل سايهء آخرين نمونهء نادر از جنس
«مرد» از روي كرهء زمين محو شد! پس از پايان عمر اين آخرين بازمانده از شاخهء
زينتي مردها از اين پس نام اين موجودات را فقط در كتاب هاي تاريخ مي توان
پيدا كرد. ساعت 9 و 15 دقيقه با خبرهاي جديدي در خدمت شما خانم هاي عزيز
خواهم بود. دينگ دينگ
نوشته شده توسط محمد در شانزدهم بهمن 1385
ولنتاين ( عمومی )
روز ولنتاین مصادف با 25 بهمن ماه ( 14 فوریه ) است که روز عشق و محبت نامیده شده و در این روز دخترها و پسرها به همدیگر هدیه میدهند تا عشق و علاقه خود را به یکدیگر به نحوی ابراز کنند… هدایای این روز معمولا آب نباتهای فانتزی(البته منظور همون کاکائو بوده به خاطر اینکه تهاجم فرهنگی نشه به جای واژه نامانوس کاکائو از آبنبات استفاده شده)، کارتهای نقاشی شده( این هم همون کارت پستال بوده)، طلا جواهرات سنگهای قیمتی عروسکهایی به شکل قلب و خرسهای کوچک و این قبیل کادوهاست…
این هدایا فقط بین جوانها رد و بدل نمی شود بلکه در سرتاسر دنیا، انسانها این هدایا را به کسانی که دوستشان دارند، اعضای فامیل و … هدیه می دهند تا محبت خود را نسبت به آنها ابراز کنند (البته به غیر از ایران که همه در موقع مرگ هم فقط به فکر همدیگر می افتند) در تاریخ کلیسای کاتولیک 3 نفر هستند که ولنتاین یا ولنتاینوس نام داشته اند و درباره تاریخچه ولنتاین روایات گوناگونی وجود دارد که در اینجا به چند مورد از آنها اشاره میکنم… یکی از این روایات به قرن سوم میلادی در روم مربوط میشه! در آن زمان کلودیوس دوم امپراطور روم بود، و او به این نتیجه رسیده بود که مردانی که ازدواج نکرده اند بهتر از مردان متاهل جنگاوری میکنند و در حقیقت افرادی که خانواده ندارند سربازان بهتری هستند(چون فکر اجاره خونه و غذا و.... نیستن همون علی بی غم خودمون) ، به همین دلیل او ازدواج را در تمام امپراطوری روم برای مردان جوان ممنوع کرد... در این دوران کشیشی به نام سنت ولنتاین پی به بی عدالتی کلودیوس برده و برای مبارزه با او در خفا و به طور پنهانی در کلیسا برای عاشقان جوان مراسم ازدواج را اجرا می کرد... گفته میشود که وقتی امپراطور پی به این عمل ولنتاین برد دستور داد تا او را به قتل برسانند... در روایت دیگر گفته میشود که ولنتاین به این دلیل کشته شده است که سعی داشته تا مسیحیانی را که به دست رومیان زندانی و اغلب مورد شکنجه بودند را از زندانهای رومیان فراری دهد.. به روایتی دیگر ولنتاین اولین کسی بوده که پیام ولنتاین ( Valentine Greetings) را فرستاده است... این پیام زمانی فرستاده شده که او در زندان به سر میبرده و احتمالا او عاشق دختر زندانبان خود که در زمان اسارت قبل از کشته شدنش به او سر می زده شده بود... جالب است بدانید که این دختر بنا به روایات متعدد کور نیز بوده است... در این نامه فرستاده شده به جای امضا عبارت From your valentine! نوشته شده بود؛ عبارتی که امروزه نیز در میان مردم جهان مصطلح است... شاید دلیل اینکه امروزه این همه پیامهای عاشقانه در سرتاسر دنیا در روز ولنتاین ارسال میشود، ادامه دادن همان سنت دیرینه ولنتاین زندانی باشد... شاید هم سر کار گذاشتن و خندیدن.... به هر حال روایات درباره ولنتاین بسیار زیاد و متعدد است و حقیقت درباره روز ولنتاین در هاله ای از ابهام قرار داره ... ولی در همه روایات بر زیبایی و زیبارویی، بی باکی، و از همه مهمتر چهره رمانتیک و غریب سنت ولنتاین تاکید شده است.... پس آی پسرا آی دخترا ولنتاین یادتون نره مخصوصا پسرا که همیشه موقع اتفاقهای مهم آلزایمر می گیرن.... حالا می ریم سراغ عرق ملی و..... جشن مژدگیران این جشن که گاهی در کتب به نامهای مرد گیران ،مزد گیران و مژدگیران و یا جشن گل نیز نامیده شده. در روز اسپندارمزد* در ماه اسفند برگزار می شده که بنا به گاه شمار پیشین زردشتی روز پنجم از آغاز اسفند و بنا به تقویم امروزین روز بيست ونهم از بهمن می شود . در این روز که روز بزرگداشت ایزد اسپندارمزد یا همان فرشته نگهبان زنان است .زمام امور به دست زنان می افتاده و گاه دیده می شده که حتی شاه نیز در معیت زنان خود در انظار عمومی ظاهر می شده .در این روز زنان به خواستگاری مرد دلخواه خود می رفتند و از او تقاضای ازدواج می کردند (وای چه خوب بوده) و مردان به همسر و یا معشوق خود هدیه و گل اهدا می کردند به نحوی می توان این جشن را جشن عاشقان نامید . . دیگه واقعا لاو بترکونید

والنتاین مبارک 
نوشته شده توسط محمد در شانزدهم بهمن 1385
مبارزه با ولنتاین ( روابطه خفن بین پسرها و دخترها )
سلام
دیشب شیخ عیسی ابو زید به خوابم اومد گفت ای که نامت با من یکیست و وب لاگت نیز با این جنبش ولنتاینی مبارزه کن . من گفتم این وب لاگ من نیست مدیر داره این جنبش هم واسه مدیره من نمی تونم یه اخمی کرد و رفت منم الان پشیمونم دل اون پیره مردو شکستم حالا تلاشمو می کنم شاید دوسه تا جوونو نجات بدم .
=====================================================
ولنیوم از ایام الله است که یزدان پاک آنرا برتر قرار دادندی از 287 روز و 5 ساعت و در آن روز فرشتگان از شکولات ها و عطر های بهشتی بر هم اهدا نمودندی اما احادیث بسیاری در باب تاریخچه ی این که این یوم از کجا پیدا شدندی امدندی همی . از آن جمله در کتاب تواریخ الاجنبی آمدندی شیخ رومیو الدین که از شیوخ عظام بلاد کفر بودندی در کف دختر یکی دیگر از شیوخ بزرگ همان بلاد بودندی آن هم نه یک کف بل هزار کف . که آن بانو را تاج ژولیت الملوک نام نهادنده بودندی . لیک ابو رومیو الدین و ابو ژولیت الملوک که آندو نیز از شیوخ بودندی سالها پیش با هم در باب قیاس به بحث بنشستندی و از بحث به جدل کشیدندی و سالها بود که با هم عداوت نمودندی . الا ایه الاحوال تاج ژولیت الملوک در فکر همه چیز بودندی الا اینکه رومیو الدین در کف او بود همی . پس رومیو الدین چندی شکولات در قالب صور قبیحه ی قلب در جعبه ای بنهاد و بر آن نعوذبالله آی لاو یو نویسندی و بر ژولیت الملوک دادندی و اینگونه نشان دادندی که او عاشق بودندی .
ای که در دل داری مهر ژولیت // چرا خود را کنی همچو یه میت
چند شکولات است تورا علاج کار // دست از این همه ناله و شیون بردار
اما آنچه دربین علامای عظام متواتر است آن است که این تاریخ جعلی است و راوی دروغ زن که اگر رومیو شیخ است و مرد خدا اورا با عشق و صور قبیجه و اعوذابالله آن جمله ی شیطانی چه کار؟
در کتاب فی احوالات اصالحین حدیثی است که جمیع علما بر آن اتفاق نظر دارند و اجماع و از نظر سند قویست و آن اینست که روزی شیخ عیسی ابو زید در معبری قدم می زدندی و هوا می خوردندی با اسانس نعنا و چون مرد خداست سرش به زیر گویا در پی گمشده ای . که ناگاه صدایی ملیح و لطیف همچون صدای فرشتگان وحی که در زیبایی صوت به بنده ی صالح خدا سلین دیان شبیه بودندی ندا دادندی یا شیخ گویا تو بنده ی صالح خدایی و صادق صادقان پس حاجت من گوش ده . شیخ که فاز گرفته بودندش بی آنکه سر بالا گیرد گفت نعوذابالله که پاسخ تورا دهم که تو از جانب اهریمن امدی .
آن بانو خطاب نمودندی که یا امل من در این شهر غریبم به دنبال مردی می گردم که از مردان خداست . در این معبر گرگ صفتان به من همچون فیله ی راسته می نگرند مرا در یافتن آن مرد کمک کن اگر در پی صواب دنیا و آخرتی .
شیخ گفت دنبال که می گردی . پاسخ داد او برترین وب نویسان است و صالح و در تیپ و قیافه سر آمد . شیخ گفتندی که با این شرایط دو کس را می شناسم شیخ محمد ابن آل دی جی و شیخ عیسی ابو زید و شیخ نگفت که خود عیسی ابو زید است . پس باز پرسید نشانی دیگری بده تا اورا باز شناسم بانو گفتندی که او در متون تالیفیش نام س.ع.ب به کار بندد پس شیخ دانست که آن زن به دنبال او می گردد پس سر به زیر افکندی و گفت بار خدایا این چه آزمونیست که من طاقت ندارم آیا باید پاسخش دهم یا نه ؟
در حاشیه کتاب آمدندی که خداوند یزدان که حامی صالحان است بر شیخ وحی نمودندی که یا شیخ بز حاضر و دزد شاکی ؟ مخ را بکوب آن سان که کوبند آهنگران .
پس شیخ گفتا asl plz که من شیخ عیسی ابو زیدم و س.ع.ب مخفف نامم خدای را سپاس که نزد غریبه نرفتی .
بانو گفتا که نامم انجلینا جولیست و وب نویسی هستم تازه کار در مقابل همه کم می آورم مرا پندی ده تا وبم رونق یابد .
شیخ گفتا اگر گویم باید از همین راهی که آمدی باز گردی که در این شهر کسی طاقت ماتوی تنگ و پاچه برمودا ندارد . انجی گفتا به جان میلاد که باز گردم .
پس شیخ در کاغذی نوشتندی که ای بانوی کرام کم اوردن تو ایرادیست ذاتی که خدای عزوجل این گونه مصلحت دانسته که مغز شما کوچکتر از مردان باشد اما دوای تو آن بود که با هر که در وبت داخل شد تریپ بریزی و بهانه آوری که برادرم در وب مرا همی بپاید پس همیشه رازت پنهان ماند و هیچ کس دیگر حالت نگیرد . که هیچ مردی از غیرت حال زیدش نگیرد .
غیرت مردان بسوزاند همه ایمانشان // عشق هم زایل کند وب لاگشان
این را نبشت و در کاغذ را مهر نمود و گفت قول بده که بازش نکنی تا آن زمان که دروازه ی شهر دیگر در دید نباشد .
در کتاب آمده بانو آنجلی گرفتار جذبه شیخ شدندی پس کاغذ را پنهان نمودندی با خود گفت اگر دل شیخ را به دست آورم دیگر نیازی به این نوشته ندارم که خود در گرفتن حال سر آمد است و در طرفه ای حال همه را گیرد پس باز گشت و به شیخ گفت یا شیخ مرا به کافی شاپی در نزدیکی کلانتری 15 ببر که سختی راه مرا بسیار تشنه نموده .
شیخ گفتا مگر قول ندادی که باز گردی؟
بانو گفت به جان میلاد که مهر نامه ات باز نکردم . بریم کافی شاپ جیگر ؟
شیخ گفت دور شو .
پس بانو دانست که شیخ پی به عشق بانو نبرده پس هدیه ای در شان او فراهم نمود و بازگشت نزد شیخ و گفتندی که یا شیخ من باب قدر دانی برایت آوردم یادگاری آنرا قبول فرمایی؟(فقط برید تو کف سجع این قسمت ) شیخ گفت چه چیز بهتر از هدیه که گرفتنش 999 صواب دارد و دادنش یک . پس شیخ هدیه را قبول نمود و فرمود این روز را یوم الولن یا ولن یوم نامم که امروز بسیار حالم خوش است . پس هر که دوست دارد به هر که دوست دارد هدیه دهد که این سنت پسندیده ی ایزد دو عالم است .
سنه 1 ش.ق
===================================================
یک نصیحت دوستانه اگه اونقدر ... که می خواهید کادو بخرید هم قیمت آخرین کادویی که ازش گرفتید بخرید . چه دختر چه پسر ( البته بیشتر در مورد پسرا صادقه )
نوشته شده توسط محمد در شانزدهم بهمن 1385
بریدهای عاشقونه ( بهترین آفلاینهای جهان،جوووک، SMSهای جدید )
عشق ما را مي کشد تا دوباره حياتمان بخشد
بی تو نه امور جهان لنگ میشه ... نه بین زمین و آسمون جنگ میشه ... نه کوه آب میشه ... نه آب سنگ میشه ... فقــــط ... دل من برات تنگ میشه ... !
شبي پرسيدمش با بي قراري *** به غير از من كسي را دوست داري؟ *** ز چشمش اشك شد از شرم جاری *** ميان گريه هايش گفت آری ... !
مرد بزرگ وقار دارد اما متکبّر نیست و مرد کوچک تکبر دارد ولی وقار ندارد ... !
خورشيد آواره وار طلوع کرد ديوانه وار انتظار کشيد ومعصومانه غروب کرد و شايد ماه نمي داند چرا آسمان شب مال اوست
هرگاه دلت هوايم را کرد، به آسمان بنگر و ستارگان را ببين که همچون دل من در هوايت مي تپن
شب را دوست دارم بخاطر سکوتش ... سکوت را دوست دارم بخاطر آرامشش ... آرامش را دوست دارم بخاطر بودنش در تنهایی ... تنهایی را دوست دارم بخاطر بودنش در عشق.... و عشق را دوست دارم بخاطر دوست داشتنش
شب برای چیدن ستاره های قلبت خواهم آمد .بیدار باش من با سبدی پر از بوسه مي آیم و آن را قبل از چیدن روی گونه هایت مي کارم تا بدانی ای خوبم دوستت دارم
يه روز دل تصميم مي گيره سنگ شه تا ديگه عاشق نشه ميره و سنگ مي شه و ميره قاطي سنگ ها اما اونجاهم عاشق يه سنگي ميشه
بچه که بودم فقط بلد بودم تا ?? بشمارم ?.?.?.?.?.?.?.?.?.?? نهايت هر چيز همين ?? تا بود و چقدر اين ?? تا قشنگ بود. ولي حالا نيميدونم آخر دنيا کجاست؟ نهايت دوست داشتن چقدره؟ انگار خيلي هم حريص تر شدم اما مي خوام بگم که دوست دارم ميدوني چقدر؟ به همون اندازه ي ?? تاي بچگي دوست دارم
اين روزها که مي گذرد هرروز احساس مي کنم از عمق جاده هاي مه آلود دوردست يک آشنا يک آشناي دوست صدايم مي زند.اين صدا در درونم تکرار مي شود بارها وبارها و مرا بران مي دارد تا در مه قدم گذارم .من مي روم آهسته وآرام .عطر گلها مرا مست مي سازد اين جاده تا کجا ادامه دارد از دور صداي امواج بگوش مي رسد بوي خاک باران خورده به مشام مي رسد به ساحل ميرسم غرق در زيبايي دريايم.بناگاه حضور کسي را احساس مي کنم بر مي گردم ترا مي بينم
من که ميدانم شبي عمرم به پايان مي رسد نوبت خاموشي من سهل و آسان مي رسد من که مي دانم که تا سرگرم بزم و مستيم مرگ ويرانگرچه بي رحم و شتابان مي رسد پس چرا آزاد نباشم؟ پس چرا عاشق نباشم من که ميدانم به دنيا اعتباري نيست كه نيست بين مرگ و آدمي قول وقراري نيست كه نيست من که ميدانم عجل ناخوانده و بيداد گر سر زده مي آيدو راه فراري نيست كه نيست پس چرا عاشق نباشم پس چرا آزاد نباشم ..!؟
مراقب گرماي دلت باش تا کاري که زمستان با زمين کرد زندگي با دلت نکند
آغاز دوست داشتن زيباست گر چه پايان راه نا پيداست من به پايان نينديشم که همين دوست داشتن زيباست
هميشه فكر مي كردم اگه يه روز نباشي مي ميرم ....... اما من نمردم من داغون شدم ........ خيلي دلم مي خواد بگم فراموشت كردم ...... ولي واقعيت اينه كه نمي تونم فراموشت كنم . خيلي دلم مي خواد خوابتو ببينم ولي از وقتي كه رفتي چشمام خيسه و خواب به چشمام نمياد . يادته اشكامو پاك مي كردي ؟؟؟؟ مي خوام بخوابم خوابتو ببينم .........اشكامو پاك مي كني ؟؟؟؟
نوشته شده توسط محمد در چهاردهم بهمن 1385
یک داستان واقعی از زبان یک دختر :: ( )
روز اول که دیدمش بدجوری بهم خیره شده بود .
بعداً فهمیدم که چشماش چپه و داشته پیکان ۵۷ رینگ اسپرت دو متر اونور تر رو نگاه میکرده !
یه آه از ته دل کشید.
بعداً فهمیدم که آه نبوده و آسم داره .
بهش یواشکی یه لبخند زدم، ولی اون قیافه جدی مردونش رو عوض نکرد. این خودداریش واسم خیلی جذاب بود .
بعداْ فهمیدم که خودداری نبوده، بلکه تاحالا تو کف اون پیکان ۵۷ بوده و تازه متوجه من شده بود !!
آروم و با عشوه اومدم جلوش، دیدم تند تند داره بهم چشمک میزنه. کارش به نظرم با مزه اومد .
بعداً فهمیدم که تیک داره و پلک زدنش دست خودش نیست .
اومد یه چیزی بگه ولی از بس هول شده بود، به تته پته افتاده بود .
بعداً فهمیدم این بشر خدادادی هول هست و لکنت زبون داره .
سرش رو از شرمش انداخت پایین و گفت س س س سلام .
بعداً فهمیدم از شدت شرمش نبوده و میخواسته من دندونهای زردش رو نبینم .
بعد از یک سری اسم و فامیل بازی، ازم پرسید آخرین کتابی که خوندی اسمش چیه!؟ گفتم: اَ...اَ...یادم نیست. گفت : چه جالب، نویسندش کیه!؟ از این تیکه بامزش خندم گرفت .
بعداً فهمیدم که تیکه نبوده و بیچاره چیزی به اسم IQ اصلاْ نداره .
بوی عطرش بدجوری مستم کرده بود .
بعداً فهمیدم بوی عطر نبوده، بلکه ...
بهم گفت بیا یه کم قدم بزنیم. این حرفش خیلی به نظرم رمانتیک بود.
بعداً فهمیدم شاش داشته و میخواسته به سمت توالت عمومی حرکت کنیم .
ازش پرسیدم دانشگاه میری؟ گفت آره، مدرسمون تو دانشگاهه! از این شوخ طبعیش خیلی خوشم اومده بود.
بعداً فهمیدم که اصلاً هم شوخ طبع نیست و منظورش مدرسه افراد استثنایی توی دانشگاه شهید بهشتی بوده !
بهش گفتم داره دیرم میشه. گفت اگه میشه شمارت رو بده که بهت زنگ بزنم، من هم دادم و اون هم شماره رو زد تو مبایلش. ولی هیچوقت زنگ نزد !
بعداً فهمیدم کادوی تولد 30 سالگیش یه مبایل اسباب بازی بوده که همه جا با خودش میبردتش !
نکات مهم:
۱) چقدر چيز ميشه بعداْ فهميد !!
۲) آدم منگل هم دل داره !!
(سوال هوش هفته : اين دختره چه جوری اين همه چيز رو بعداً فهميد!؟ !)
خوب دختره دیگه کاریش نمیشه کرد
hala ziadi be khodet nanaz pesara pash biofteh az inam badtaran!
ne veshte shode tavasote kajal khanom
نوشته شده توسط محمد در چهاردهم بهمن 1385
قصه ی آن دختر را می دانی ؟ ( )
که از خودش تنفر داشت، که از تمام دنیا تنفر داشت و فقط یکنفر را دوست داشت
دلداده اش را
و با او چنین گفته بود:
اگر روزی قادر به دیدن باشم حتی اگر فقط برای یک لحظه بتوانم دنیا را ببینم
عروس حجله گاه تو خواهم شد .
و چنین شد که آمد آن روزی که یک نفر پیدا شدکه حاضر شود چشمهای خودش را به دختر نابینا
بدهد و دختر آسمان را دید و زمین را، رودخانه ها و درختها را ،آدمیان و پرنده ها را و نفرت از
روانش رخت بر بست

دلداده به دیدنش آمد و یاد آورد وعده دیرینش شد : بیا و با من عروسی کن ببین که سالهای
سال منتظرت مانده ام »
دختر برخود بلرزید و به زمزمه با خود گفت :
« این چه بخت شومی است که مرا رها نمی کند ؟ »
دلداده اش هم نا بینا بود و دختر قاطعانه جواب داد:
قادر به همسری با او نیست
دلداده رو به دیگر سو کرد که دختر اشکهایش را نبیندو در حالی که از او دور می شد
هق هق کنان گفت پس به من قول بده که مواظب چشمانم باشی
نوشته شده توسط محمد در چهاردهم بهمن 1385
من بهت شک دارم !!!!!!!!!! ( روابطه خفن بین پسرها و دخترها )
به روش اراذلي يا جواتي
مرد : صد بار نگفتم وقتي من نيسم نرو بيرون ! ها ؟؟
زن : غلط كردم ! گه خوردم ! توروخدا نزن ...
مرد : چرا تيليفون همش اشغاله ؟! با كي لاس ميزني عوضي ؟
زن : به خدا اگه اين تلفن نباشه از تنهايي دق ميكنم .
مرد : به چپم كه دق ميكني ! خودت بميري بيتره ! خونتم نميوفته گردن ما
زن : خداااااااااااااا ! منو بكش راحتم كن
مرد : از صب تا شب جون ميكنم كه يه لقمه نون بيارم تو اين خونه ! نميشه يه شب نشاشي تو اعصاب ما ؟؟!! ها نميشه ؟
زن : به خدا ديگه نميتونم ... ديگه بسه ... ميرم خونه بابام .
مرد : اي شاشيدم تو صفحه اول شناسنامه بابات ... هرررررررررررررري
به روش رشتي
- ته غيرتبه روش تركي
- نمنهبه روش سوسولي
- ايش
a
z tarafe kajale khanom
نوشته شده توسط محمد در چهاردهم بهمن 1385
نامه اسرار آميز ( )
محبت شدیدی که سابقا ابراز می کردم
دروغ وبی اساس بود و در حقیقت نفرت به تو
روز به روز زیادتر می شود و هرچه بیشتر
ترا می شناسم
پستی و وقاحت تو بیشتر در نظرم آشکار می
گردد.
در قلب خود احساس می کنم که ناچار باید
از تو دور باشم و هیچگاه فکر نکرده بودم
که
شریک زندگی تو باشم زیرا ملاقاتهایی که
اخیرا با تو کردم
طبیعت و زمانه روح پلیدت را آشکار ساخت و
بسیاری از اخلاق و صفات تو را به من
شناساند و می دانم که
خشونت طبع و تند خوئی ترا بدبخت خواهد
کرد.
اگر عروسی ما سر بگیرد مسلما همه عمر خود
را با تو
به پریشانی و بد بختی خواهم گذراند و
بدون تو عمر خود را
در نهایت شادکامی طی خواهم کرد در نظر
داشته باش که روح من
هیچگاه به تو رام نخواهد شد و نفرت و کینه
ام پیوسته
متوجه تو است این نکته را باید در نظر
داشته باشی و بدانی که
از تو می خواهم آنچه را که گفته ام شوخی و
مسخره نکنی و بدانی که
این نامه را از صمیم قلب می نویسم و چقدر
تاسف می خورم اگر
باز هم در صدد دوستی با من باشی با نهایت
نفرت از تو می خواهم
که از پاسخ دادن به این نامه خودداری کنی
زیرا نامه های تو سراسر
مهمل و دروغ است و نمی توان گفت که دارای
لطف و حرارت می باشد بطور قطع بدان که
همیشه
دشمن تو هستم و از تو به شدت متفنر هستم و
نمی توانم فکر کنم که
دوست صمیمی و وفادار تو هستم!
دوست خوبم
اگر می خواهی بدانی که راز این نامه چه
بوده است نامه را یک بار دیگر یک
خط در میان بخوان
a
z tarafe kajale khanom
نوشته شده توسط محمد در چهاردهم بهمن 1385
فیلترشکن ( )
http://www.hangmanheroes.com/PHProxy/index.php
http://www.utg.kiev.ua/news/last2/
http://www.ramonhost.com/proxies/phproxy.php
http://www.shayan-soft.com/antifi/index.php
نوشته شده توسط محمد در چهاردهم بهمن 1385
۱۵ پازل از تتو ( همه چیز درباره گروه ~TATU~ )
تماشا ( )
آموزش آرایشگری ( آموزشی )
| کشیدن خط چشم | |
نوشته شده توسط محمد در ششم بهمن 1385
خلوت دل تنها ی من ( )

در اين خلوت سرا من هم به تنهايی لقب دارم
پريشانی و شيدايی در اينجا هم شده کارم
تو دنيای منی و من غزلهايم بنام تو
ميان عمق رويايم شدم محبوب و رام تو
صدايت می کنم هر شب ميان خواب و رويايم
نمی دانی که هستم من ولی ديريست شيدايم
ميان ظلمت شبها غمم را با تو می گويم
تو که تنها کسی هستی که جان را در تو می جويم
نمی دانم چه خواهد شد اسيرم در دو راهی ها
غرورم يکطرف ماند و دل ديوانه ام اينجا
چه می شد بشکنم روزی غرور جنس سنگی را
بگويم عاشقت هستم بمان با من تو ای زيبا
نوشته شده توسط محمد در چهارم بهمن 1385
ترجمه شعر تاتو ( ترجمه اشعار گروه( t.A.T.u) )

| مرا دوست دارد یا نه | "Loves Me Not" |
| من زندگیمان را آشفته کرده ام | I complicated our lives |
| از زمانی که به عشق او گرفتار شدم | By falling in love with him |
| من زندگیمان را آشفته کرده ام | I complicated our lives |
| حال تنها دوست خود را از دست می دهم | Now I'm losing my only friend |
| نمی دانم چرا ، باید سعی می کردم | I don't know why, I had to try |
| در گوشه دیگری زندگی می کنم | Living my life on the other side |
| حال بسیار سردرگمم | Now I'm so confused |
| نمی دانم چه کنم | I don't know what to do |
| او (پسر) دوستم دارد ، او دوستم ندارد | He loves me, He loves me not |
| او (دختر) دوستم دارد ، او دوستم ندارد | She loves me, She loves me not |
| شروع به آلوده کردن راه ها کردم | I started blurring the lines |
| زیرا به آنها اهمیتی نمی دادم | Because I didn't care |
| شروع به قطع کردن راه ها کردم | I started crossing the line |
| زیرا تو هرگز آنجا نبودی | Cause you were never there |
| جایی برای بازگشت ندارم | No where to turn, |
| کسی را برای کمک ندارم | No one to help, |
| گویا حتی خودم را هم نمی شناسم | It's almost like I don't even know myself |
| حال باید انتخاب کنم | Now I have to choose |
| نمی دانم چه کنم | I don't know what to do |
| او (پسر) دوستم دارد ، او دوستم ندارد | He loves me, He loves me not |
| او (دختر) دوستم دارد ، او دوستم ندارد... | She loves me, She loves me not |
نوشته شده توسط محمد در چهارم بهمن 1385
اسکت آدم کوتوله ها ( عمومی )
بیوگرافی گوگوش ( )
خانم فائقه آتشین "گوگوش" در 18 بهمن 1331شمسی مطابق با 7 فوریه 1951 میلادی (و به نقلی دیگر در سال 1328شمسی ) در خیابان سرچشمه در جنوب تهران متولد شد.
برخی نوشته اند که پدر او صابر و مادرش فائزه از آذربایجانی هایی بودند که از شوروی سابق مهاجرت کرده بودند اما برخی می گویند پدر او اهل سراب تبریز بود که به تهران آمد و ساکن شد.
"گوگوش"کلمه ای است ارمنی و نام مرد است می گویند وقتی گوگوش خیلی کوچک بود یک حانواده ارمنی همسایه آنها بودند که پسری به نام گوگوش داشتند .خانم آتشین ،"گوگوش" از این نام خوشش آمد و به عنوان نام هنری خود انتخاب کرد.پدر وی هنرمند و آکروبات بود و در تماشاخانه ها به حرکات آکروباتیک می پر داخت که در آن روزگار بسیار پرطرفدار بود ومردم از برنامه های او استقبال می کردند گوگوش خردسال نیز گاهی به پدر کمک می کرد و از این رو در دو سه سالگی روی صحنه رفتن را تجربه کرد. پدر گوگوش او را به هنر موسیقی و اجرا تشویق می کرد آثار نبوغ و استعداد در همان کودکی در گوگوش هویدا بود و همه را به تحسین وا می داشت.گوگوش از دوران خردسالی در رادیو و تلویزیون هنرمندی می کرد. ترانه هایی که با صدای کودکانه و سیمای معصوم و زیبایش در برنامه های رادیو و تلویزیون می خواند بسیار دلنشین و پر طرفدار بود .زمان سپری شد و دوران نوجوانی و جوانی وی فرا رسید .او دختری زیبا و خوش اندام بود و استعداد و نبوغ او در موسیقی و هنر با سالها تمرین و تجربه عجین شد و گوگوش را به یکی از محبوبترین خوانندگان تاریخ موسیقی ایران تبدیل کرد و حتی این شهرت و محبوبیت از ایران نیز پا فراتر گذاشت و در سر تاسر جهان به خصوص تاجیکستان نیز کشیده شد .برخی او را "شاهماهی موسیقی ایران " نامیده اند.
تا آنجا که من میدونم زندگی کمتر هنرمندی در تاریخ موسیقی ایران این چنین افتخار آمیز اما پر فراز و نشیب بوده است از آنجا که در حجم این مقاله محدودم مابقی زندگی هنری گوگوش و زنگی شخصی او را مانند گزارشی اراثه می کنم امیدوارم حس و حال ابتدای این مقاله و مطالب آینده شما را برانگیزد و خود بیشتر درباره گوگوش بخوانید.
وی برای اولین بار با بهروز وثوقی بازیگر معروف و بار دیگر با مسعود کیمیایی کارگردان مشهور ایرانی ازدواج کرد و همچنین مادر خواننده جوان "کامبیز"است.
گوگوش علاوه بر حوانندگی بازیگر توانایی بود ودر فیلمهای مشهوری چون بیم و امید (۱۳۳۹)
گدایان تهران (۱۳۴۵)
ستاره هفت آسمون (۱۳۴۷)
سه دیوانه (۱۳۴۷)
پنجره (۱۳۴۹)
احساس داغ (۱۳۵۰)
بی تا (۱۳۵۱)
ممل امریکایی (۱۳۵۳)
شب غریبان (۱۳۵۴)
همسفر (۱۳۵۴)
ماه عسل (۱۳۵۵)
نازنین (۱۳۵۵)
در امتداد شب (۱۳۵۶)
امشب اشکی می ریزد ( 1357 ) هنرمندی کرد.
خوانندگی گوگوش دچار وقفه شد و در سال 1379او دوباره در کانادا خوانندگی کرد.
هنوز بخش مهمی از زندگی هنری گوگوش ناگفته باقی مانده و آن سبک و نقش او در موسیقی و خوانندگی است و تاثیری که بردلها گذاشت.برای بیان این مطلب شما را به نظر دو تن از افرادی که در زندگی هنری و شخصی وی تحقیق کرده اند دعوت می کنم
آفای محمود خوشنام کارشناس موسیقی:"
گوگوش به یقین چهره ی استثنائی موسیقی پاپ ایران است. او تنها صدای خوش ندارد. دریافت شعر و آهنگ و تفسیر سازگار آن ها از مهارت های ویژه ی او است. به جرات می توان گفت که در طی 40 سالی که از حضور او بر صحنه ی مو سیقی پاپ ایران می گذرد همتای همسنگی پیدا نکرده است. آن ها نیز که از او تقلید کرده اند در همان حد مقلد باقی مانده اند!"
مرحوم محی الدین عالم پور نویسنده کتاب "روزگار تلخ و شیرین گوگوش"(شرح زندگی هنری و شخصی گوگوش )و کسی که در دوران وقفه خوانندگی گوگوش از تاجیکستان به ایران امد و درباره زندگی اش با او مصاحبه کرد:
"گوگوش خدمتش را در راه هنر انجام داد خیلی صادقانه از ته دل و صمیمانه و بدون ریا.او مکتب هنری ویژه خود را ایجاد کرد تکمیل نمود زیرا از سه سالگی روی صحنه بود آواز خواند نقش آفرید و روح مردم را با صدای دلنشینش نوازش داد و به دل و دیده مردم نشست.سعادت خودش وبهترین سالهای زندگی اش را برای هنر قربانی کردو به قله مقصود رسید بلی رسید و اکنون باید در این قله پیروزی جاودان بماند.



نوشته شده توسط محمد در دوم بهمن 1385
خاطرات دانشگاه ( عمومی )

دوران قبل از دانشگاه = حسرت
قبول شدن در دانشگاه = صعود
كنكور = گذرگاه كاماندارا
دوران دانشجويي = سالهاي دور از خانه
خوابگاه دانشجويي = آپارتمان شماره 13
بي نصيبان از خوابگاه = اجاره نشين ها
امتحان رياضي = كشتار بيوجرسي
امتحان ميان ترم = زنگ خطر
امتحان پايان ترم = آوار
ليست نمرات دانشجويي = ديدنيها
نمره امتحان = پرنده كوچك خوشبختي
مسئولين دانشگاه = گرگها
استادان = اين گروه خشن
اشپزخانه = خانه عنكبوت
رستوران دانشگاه = پايگاه جهنمي
پاسخ مسئولين = شايد وقتي ديگر
دانشجوي ا خراجي = مردي كه به زانو در امد
دانشجوي فارغ التحصيل = ديوانه از قفس پريد
دانشجوي سال اولي = هالوي خوش شانس
واحد گرفتن = جدال بر سر هيچ
مدرك گرفتن = پرواز بر فراز آشيانه فاخته
پاس كردن واحدها = آرزوهاي بزرگ
مرگ استادها = جلادها هم ميميرند
محوطه چمن دانشگاه =حريم مهرورزي
استاد راهنما = مرد نامرئي
كمك هزينه = بر باد رفته
درخواست دانشجويان = بگذار زندگي كنم
دانشجوي دانشگاه صنعتي = بينوايان
برخورد استادان = زن بابا
اتاق رئيس دانشگاه = كلبه وحشت
شب امتحان = امشب اشكي ميريزم
تقلب در امتحان = راز بقا
يادگيري = قله قاف
دانشجوي معترض = پسر شجاع
دكتر بهداري = گله بان
تربيت بدني1 = راكي1
تربيت بدني2 = راكي2
خاطرات استادها = اعترافات يك خلافكار
انصراف = فرار از كولاك
تصييح ورقه امتحان = انتقام
نمره گرفتن از استاد = دوئل مرگ
شاگرد اول = مرد 6مبليون دلاري
آرزوي دانشجويان = زلزله بزرگ
هيئت علمي = سامورا يي ها
رئيس دانشگاه = ديكتاتور بزرگ
رفتن به خوابگاه دختران = عبور از ميدان مين
استاد دانشگاه = گاو
رئيس اموزش = هزاردستان
معاون اموزش = دزد دريايي
برخورد مسئولين = كميسر متهم ميكند
از دانشگاه تا خوابگاه = از كرخه تا راين
نوشته شده توسط محمد در یکم بهمن 1385
مصاحبه اختصاصی یولیا ولکوا ( همه چیز درباره گروه ~TATU~ )

یولیا ولکوای ۲۱ ساله
خبرنگار:یولیا,پدر لنا ترانه سازه,با موسیقی در ارتباطه,میشه درک کرد که چرا لنا تونسته بخشی از این پروژه بشه.والدین تو به چه دلیل با وارد شدن تو به این گروه موافقت کردند؟
یولیا:کاملا به آرومی! تمام اینا از بچگیم شروع شد.من 5 سالم بود,وقتی که رفتم پیش مامانم و بهش گفتم که میخوام پیانو بزنم.مامان و بابام فکر کردند که منظورم پیانوی اسباب بازیه ولی من گفتم:"نه,از این گنده ها!"ما یه همسایه داشتیم که از هنرستان موسیقی فارغ التحصیل شده بود و پیانو درس میداد.بدون دونستن نتها پیش اون رفتم و ترانه ساختم و با دو تا دستام شروع به نواختن کردم.همسایمون به مامانم گفت:"شما باید دخترتونو به مدرسه موسیقی بفرستید".همین!
خ:چه دختر خوبی! پیانو میزده,توی گروه کودکان میخونده...
یولیا:در کنار اون من تقریبا همه کاری میکردم.مامانم منو به کلاسهای ژیمناستیک,اسکیت روی یخ,کلاسهای رقص,شنا و تنیس هم فرستاد.
خ:و بعد از همه اینا-عکسهای بیشرمانه,اعمال تحریک انگیز تتو!والدینت اهمیت نمیدادند؟
یولیا:پدر مادر من جوون هستند و همه چیزو میفهمند.اونا برای من مثل دوست هستند.
خ:عکس العملشون در برابر بوسه های تو از لنا توی ویدئو ها و روی صحنه چی بود؟
یولیا:راستشو بگم؟ اونا خوشحال بودن.خیلی باحاله! من خیلی خوشحالم که همچین پدر مادری دارم.شخصیت من نه شبیه مامانمه نه شبیه بابام.من همیشه مشتاق بودم که یه راهی رو مستقیم برم,فقط در ردیف اول هر چیزی باشم و همه چیزو خودم به تنهایی انجام بدم.
خ:الان برای مدت زیادیه که مادر شدی.قائده خاصی برای بزرگ کردن ویکا داری؟
یولیا:مهمترین چیز اینه که مانع کاراش نباشم.وقتی بزرگتر شد دقیقا مثل مامان خودم باهاش رفتار میکنم.من ویکا رو به تموم فعالیتها(کلاسها) میفرستم.و همیشه انتخابها و تصمیماتشو حمایت میکنم.
خ:پدر بچه ت کیه؟
یولیا:یه ورزشکار.ما به مدت 3 سال با هم زندگی میکردیم.وقتی که من به امریکا رفتم با هم به هم زدیم.نگاهامون به زندگی متفاوت از هم بود.الان با هم دوستیم.معمولا,من دشمن ندارم و من به آسونی مرتکب اشتباه نمیشم.
خ:بگو,از زمان تولد کودکت چه چیزی در تو تغییر کرده؟
یولیا:فکر میکنم هنوزم مثل قبلم.افراد نزدیک به من هم همینو میگن.شاید یه خرده جدی تر شدم.چون الان کسی رو دارم که بخاطر اون زنده باشم.در حقیقت مادر بودن احساسیه که نمیشه با چیزی مقایسه ش کرد.یه دختر-دنباله خودم! و من خیلی خوشحالم! بعضی اوقات ناراحت کننده س,وقتی که میفهمید بخاطر کنسرت خیلی موقعها نمیتونی کودکتو ببینی...من زایمان کردم و سه ماه بعد به مدت هشت ماه به امریکا رفتم! میتونید تصور کنید؟ تو تموم این مدت من دخترمو ندیدم! وقتی به خونه برگشتم اون به معنای واقعی بزرگ شده بود.خودش میتونست بشینه,سعی میکرد راه بره و میگفت"ماما"!...فکر کنم وقتی بزرگتر شه من اونو با خودم همه جا ببرم.
خ:چطوری لحظه های سخت جدایی رو گذروندی؟
یولیا:راستشو بگم,خیلی سخت بود که بفهمم من الان یه مادرم.اون موقع 19 سالم بود-این سنیه که تازه همه چیز شروع میشه:زندگی,حرفه,میخوای بیرون بری,دوستاتو ببینی.ولی الان میفهمم که مادر بودن چقدر عالیه! من دختر کوچولومو میپرستم!
خ:وقتی امریکا بودی چه کسی از ویکا نگهداری میکرد؟
یولیا:سه تا دایه,مامانم,بابام.
خ:خیلی از مردم میگن که shapovalov شما رو ساخته...
یولیا:خیلی از آدما رو آدمای دیگه میسازن.من میتونم بگم که shapovalov ما رو ساخته.
خ:هنوز با تهیه کننده قبلیتون در ارتباط هستید؟
یولیا:عمدا نه.ولی اگر جایی همدیگه رو ببینیم,همیشه با هم صحبت میکنیم.ما با هم دشمن نیستیم.ما با هم به هم زدیم و وارد رابطه ای نرمال شدیم.
خ:وقتی شما شناخته شدید,محبوب شدید,تو خیلی از کشورها خواسته شدید,چه احساسی داشتید؟ احساس کردید که شهرت خوبه یا اینکه حس کردید که فقط یه بار سنگین روی دوشتونه؟
یولیا:برامون سوپرایز بود.وقتی که ما شروع به خوندن کردیم شک داشتیم-میتونیم از پسش بر بیایم؟ ولی وقتی که همه کارامون تو دنیا پخش شد,وقتی که فهمیدیم قراره وارد یه پروژه بین المللی بشیم دیوانه وار خوشحال بودیم.
خ:کدوم آهنگارو متاثر کننده میبینی؟
یولیا:تو مجبوری که مخاطبتو درک کنی,باید بفهمی که مردم چه چیزی کم دارن.تو آلبوم اولمون بیشتر آهنگها پاپ بود.ما تصمیم گرفتیم که آلبوم دوممون "Liudi Invalidy " رو خیلی جدی تر بسازیم.صدای قوی تر,ما فقط به طور زنده میخونیم.الان,تتو سیاسی تر شده,بیشتر آرزو داره که مردم رو به فکر کردن راجع به دنیایی که توش زندگی میکنیم وادار کنه,درباره چیزایی که ما رو از هم جدا میکنه.
خ:نوازنده هاتون افسانه این!
یولیا:ما و اونها یه خانواده ایم.ما رابطه خیلی گرمی با هم داریم.پسرا میتونن به اتاق ما بیان یا اینکه ما به اتاقشون بریم.ما با هم فیلم تماشا میکنیم,بیرون میریم.در وحله اول اونا دوستای ما هستند.اگه تو یه کار دسته جمعی همچین رابطه ای نباشه پس اسم اون کارو دسته جمعی نمیشه گذاشت.
خ:خش تو صدات به وجود اومده...
یولیا:بعد از زایمان بوجود اومد.این دلیل تغییر صدامه.و به غیر از این,بخاطر بالا رفتن سن هم هست.
خ:معنی خالکوبی های روی تنت چیه؟
یولیا:پشت کمرم یه کلمه عربیه که معنی قویترین احساس و هیجان که عشق هست رو میده.روی بازوم یه نشان مرموز ژاپنیه که به معنی اژدهاست,به معنی عقل و خرد و قدرت,ادامه دادن راه نه اینکه هر چیزی رو شروع نکرده تموم کنی.
خ:لنا گفت که تو عشقه مد هستی.کدوم مارک رو بیشتر از همه دوست داری؟
یولیا:آره,من با تمام وجودم عاشق فشن هستم ولی ذهن خودمو مشغول مارک نمیکنم.اگه از چیزی خوشم بیاد میخرمش.
خ:دوستای حقیقی زیاد داری؟
یولیا:آدم نمیتونه دوست حقیقی زیاد داشته باشه.من سه تا دوست نزدیک به خودم دارم,که در مورد همه چی بهشون اطمینان دارم.کسانی که میتونم رازهامو باهاشون قسمت کنم,کسانی که میتونم براشون گریه کنم.Serioja (Sergey) Lazarev نزدیکترین کس به منه.اون هم جای داداش نداشتمه هم دوست منه...
خ:با Vlad Topalov دوستی؟
یولیا:به هم زدیم...
خ:ولی همین چند وقت پیش تو گفتی که با همید و همه چیز داره خوب پیش میره...
یولیا:خب حالا دیگه به هم زدیم...
خ:پس این موضوع هم تموم شد؟
یولیا:ما میتونیم درباره اش صحبت کنیم,چرا که نه؟ من همه موضوعات رو به آرومی حل میکنم.
خ:Vlad Topalov و Sergey Lazarev گروه دو نفره ای که با هم به هم زدند...تا حالا سعی کردی که مشکلات بین این دو رو حل کنی؟
یولیا:سرجی دوست منه و ولد محبوب منه.من برای انجام هیچ کاری سعی نمیکنم,همینطور برای درست کردن مسائل بین این دو نفر.این رابطه خصوصیه بین خودشونه.من فکر میکنم اونا با پاشوندن گروه دو نفره شون خیلی چیزا رو از دست دادند.اگه اونا با هم میموندند الان یکی از بهترینها بودند.سرجی برادر منه.اون منو حس میکنه و میتونه از چشام همه چیو بفهمه.با ولد هم نزدیک به یک سال زندگی میکردم...من فکر میکنم که با هم بودن برای دو عاشق قوی و آزاد خیلی سخت باشه.
خ:شما همه تون تو کار تجارت صحنه هستید.رابطه تون چطوریه؟ به خودتون اجازه میدید که درباره فعالیتای همدیگه نظر بدید یا اینکه از هم انتقاد کنید؟
یولیا:ما فقط از هم حمایت میکنیم.پسرا واقعا صداهاشون عالیه و ما از بچگی با هم دوستیم.
خ:چرا با ولد به هم زدی؟
یولیا:دو شخصیت قوی.رابطه بین هنرمندان خیلی مشکله.اول از همه,یه جور رقابته.یکی مجبوره که بهتر باشه.همچنین ما هیچ چیزی نداریم که با هم قسمت کنیم.به اضافه اینکه,ما هر دومون یه جور شخصیت آزادی خواهی داریم,غیر قابل شکست! به همین دلیله که اون راه خودشو رفت و من راه خودمو.ولی هنوزم خیلی دوسش دارم و اونم منو دوست داره...
خ:تو یه دختر هوسبازی؟
یولیا:نه,و هیچ موقع هم نبودم.
خ:ممکنه که بشه تو رو اداره کرد؟
یولیا:نه,غیر ممکنه.
خ:چه جور آدمی میتونه دل تو رو به دست بیاره؟
یولیا:باید خودش باشه.من ریاکاریو دوست ندارم.وقتی میبینم کسی شروع به فیلم بازی کردن میکنه,داره از جلد خودش در میاد من عقب نشینی میکنم.
خ:تتو رو در آینده چطوری میبینی؟
یولیا:من فقط امروز رو میبینم.نمیدونم فردا چی میشه.ولی فعلا ادامه میدیم.ما تو فوریه برای ضبط آلبوممون پرواز میکنیم.
خ:آلبوم قبلیتون تو دو نسخه بیرون اومد-روسی و انگلیسی.وقتی که یه آهنگ رو به دو زبون مختلف اجرا میکنید,احساسات متفاوتی دارید؟
یولیا:بله,البته.چون هر زبونی انرژی خاص خودشو داره.روسی خوندن خیلی آسونتره.با اینکه اصلا از زبون انگلیسی خوشم نمیاد ولی به انگلیسی خوندنم دوست دارم.من اینو تو مدرسه خیلی خوب نخوندم...تو کل کلاس این درس همیشه مشغول ریمل زدن بودم.مهمترین چیز برای یادگیری زبونهای خارجی تمرینه.
خ:درباره علایق خودت بهم بگو...
یولیا:در حال حاضر هیچ وقتی برای هیچ کاری ندارم.من مطالعه رو دوست ندارم.برام جالب نیست.دوست دارم که فیلم تماشا کنم و به تئاتر برم.
خ:پاپارازیا رو از قصد تحریک میکنی؟برای مثال,حموم کردنت در حالی که بالا تنه ت لخته...
یولیا:من فقط زندگیمو میکنم.و راهی که دوست دارمو میرم.من به حضور پاپارازیا هیچ اهمیتی نمیدم.آدم هیچ موقع نباید فیلم بازی کنه.من روی صحنه همون آدمی هستم که تو زندگی عادی هستم.
خ:در طول کنسرت گاهی یادآور تتوی سابق میشی...مثل نوازش کردن سینه های لنا یا لب گرفتن...
یولیا:باور کنید,این کارا رو از قصد انجام نمیدم.اینا احساساته.من پسرا و دخترا رو به یه اندازه دوست دارم.من حتی با یه دختر به مدت یک سال رفیق بودم.اونموقع شونزده یا هفده سالم بود.عشق به دختر و پسر دو تا احساس کاملا متفاوتن.و من پنهون نمیکنم که از هر دو جنس خوشم میاد.
خ:شما خیلی مسافرت میرید و ستاره های بین المللی زیادی رو ملاقات کردید.شده که با بعضیاشون دوست بشید؟
یولیا:ما با Black Eyed Peas رابطه داریم.ما این گروه رو تو یکی از جشنها ملاقات کردیم.این تابستون اونا تو مسکو کنسرت داشتند.همدیگه رو دیدیم و با هم بیرون رفتیم.فرجی یه دختر عالیه.هم توی زندگی و هم روی صحنه خیلی پر انرژیه.
خ:بله,اون روی صحنه خارق العاده حرکت میکنه ولی شما نه...
یولیا:چرا که نه؟ اون به حالت روحیمون بستگی داره.در طول ماه های اخیر من و لنا روی صحنه خیلی پرانرژی بودیم.ولی ما هم انسانیم.بعضی اوقات انرژی زیادی برای صحنه نداریم.من نمیتونم اینور اونور بپرم وقتی که دلم نمیخواد.تو کنسرتای ما چیزای جالب صدای زنده,موزیک و متن آهنگه و اگه من شروع به انجام کارهای دیگه ای بکنم تمرکز تماشاچیا رو از پیامی که میخوایم از طریق آهنگامون بهشون بدیم پرت میکنم.
خ:برای چی لنا رو دوست داری؟
یولیا:چون که وجودش حقیقیه.اون یه خواهره,یه دوسته,یه مادره,یه دختره و یه زنه-همه این چیزا تو یه نفر.ما خیلی متفاوتیم.همدیگه رو پر میکنیم.اون راهی رو میره که میخواد و من راهی رو میرم که خودم میخوام.
خ:اگه چیزی تو اجرای کنسرت به میل شما پیش نره از اجرای برنامه صرف نظر میکنید؟
یولیا:نه.به تماشاچیا چه ربطی داره؟ اول از همه , ما برای اونا میخونیم.طرفدارای من هر کجای دنیا که باشن برای من یه عالمه ارزش دارن.اونا واسه من فقط انرژی مثبت به همراه دارن.اونا منتظر ما میمونن,اونا ما رو دوست دارن!البته,یه موقعهایی میشه که شما از همه چیز خسته میشید ولی وقتی که یکی دو روز میگذره دلم واسه صحنه تنگ میشه.
خ:اگه کسی رو دوست داشته باشی و اون بهت بگه که"یا منو انتخاب میکنی یا صحنه رو"...
یولیا:من انتخاب نمیکنم.انتخاب کردنو دوست ندارم.تو کل زندگیم میخوام که خودم باشم.من هیچ موقع بی شرمانه عکس العمل نشون نمیدم.فقط چشامو میبندم و عقب نشینی میکنم.
ژانویه 2007
منبع:"Tatysite.net"
نوشته شده توسط محمد در یکم بهمن 1385
مصاحبه لنا در ترکيه ( همه چیز درباره گروه ~TATU~ )

تاریخ انتشار:۲۸/۸/۲۰۰۳
خ:چرا ایوان اینجا نیست؟
لنا:چرا باید اینجا باشه؟ خودش هزار و یه کار تو مسکو داره!
خ:مگه اون خالق شما نیست؟
لنا:بله هست ولی اون کارای مختلف دیگه ایم انجام میده.
خ:شما از موقعی که خیلی بچه بودید تو کار تجارت بودید.احساس نمیکنید که ازتون سو استفاده شده؟
لنا:نه
خ:وقتی که ما به گذر زمان فکر میکنیم,درسته که شما رو همانند Nadia Comeneci ستاره پاپ روسیه قبول کرد؟
لنا:ما تو این کاریم.
خ:ببخشید,کدوم کار؟
لنا:این کار!
خ:میتونم خواهش کنم که یه خرده بیشتر این مطلبو بشکافید,گذر زمان؟
لنا:هر کس ما رو ببینه میتونه بفهمه ما کی هستیم.
خ:من خیلی تحقیق کردم.ولی چیز زیادی نتونستم بفهمم...
لنا:پس شما باید خبرنگار بدی باشید...
خ:بله,ممکنه اشتباه از من باشه...
لنا:شایدم نباشه!
خ:درباره Eurovision چی فکر میکنی؟
لنا:ما به ....مونم حساب نمیکنیم.اصلا بهش اهمیت نمیدیم.
خ:وقتی که واردش شدید اینطوری نبودید...
لنا:همش بخاطر کشورمون بود.اونا از ما خواستند که بریم و ما هم رفتیم.ما تو مسابقه خودمون برنده شدیم حالاشم اهمیتی نداره که Eurovision رو بردیم یا نبردیم.
خ:برای شما تو زندگی چه چیزی مهمه؟
لنا:زندگیمون.
خ:اهمیت زندگی برای شما تو چی خلاصه میشه؟ چیز مهمی توش وجود داره؟
لنا:کارایی که انجام میدیم و میخوایم که انجام بدیم.
خ:و اونا چیا هستن؟
لنا:حضور در صحنه.یولیا دوست داره که در آینده یه تهیه کننده بشه,مثل ایوان.ما میخوایم کار کنیم و دنیا رو به تسخیر خودمون دربیاریم.
خ:دنیا رو به تسخیر دربیارید؟ باحاله,مثل یه جوک...فکر کنید که این پروژه قدیمی بشه و بخواید که یه پروژه جدید راه بندازید...درباره این پروژه جدید چه فکری میکنید؟
لنا:الان ما تتوییم و به این فکر نکردیم که در آینده چی میخواد بشه.
منبع:Tatysite.net
منبع :اصلی: http://www.hurriyetim.com.tr/haber/...d~301309,00.asp
نوشته شده توسط محمد در یکم بهمن 1385
مطالب پيشين
![]()
کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .
All Rights Reserved 2005-2006 © by
djtatu.blogfa.com
