|
|
موضوعات
بهترین آفلاینهای جهان،جوووک، SMSهای جدید
دانلود آهنگ و برنامه
عمومی
آموزشی
همه چیز درباره گروه ~TATU~
مامان ترین اخبار و داستانها
روابطه خفن بین پسرها و دخترها
ترجمه اشعار گروه( t.A.T.u)
دانلود گلها و اخبار جام جهانی 2006
قالب های تتو برای وبلاگ
عکسهای گروه tatu
دانلود کلیپ و عکس و زنگ و برنامه گوشی
بهترین کدهای جاوا اسکریپت در سراسر وب
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
افراد آنلاين : نفر
آب همیشه شرمنده ابالفضل......... ( عمومی )
هر وقت به آب نگاه میکنم ضریح عباس رو میبینم![]()
نوشته شده توسط محمد در بیست و دوم بهمن 1384
لينك مطلب
عشق فقط عشق حسین ( )

تمامه عشقهای دنیا دروغه
تمامه عشقها آخرشون جدایه
اما من یه عشقیرو میشناسم که هیچ زمانی حتا بعد از مرگ هم از آدم جدا نمیشه
اون عشق فقطو فقط عشق حسینه.
نوشته شده توسط محمد در بیست و دوم بهمن 1384
خلوت یک شاعر ... ( )
كاش در دهكده عشق فراواني بود
توي بازار صداقت كمي ارزاني بود
كاش اگر گاه كمي لطف به هم ميكرديم
مختصر بود ولي ساده و پنهاني بود
كاش به حرمت دلهاي مسافر هر شب
روي شفاف تزين خاطره مهماني بود
كاش دريا كمي از درد خودش كم مي كرد
قرض مي داد به ما هرچه پريشاني بود
كاش به تشنگي پونه كه پاسخ داديم
رنگ رفتار من و لحن تو انساني بود
مثل حافظ كه پر از معجزه و الهامست
كاش رنگ شب ما هم كمي عرفاني بود
چه قدر شعر نوشتيم براي باران
غافل از آن دل ديوانه كه باراني بود
كاش سهراب نمي رفت به اين زودي ها
دل پر از صحبت اين شاعر كاشاني بود
كاش دل ها پر افسانه ي نيما مي شد
و به يادش همه شب ماه چراغاني بود
كاش اسم همه دختركان اينجا
نام گلهاي پر از شبنم ايراني بود
كاش چشمان پر از پرسش مردم كمتر
غرق اين زندگي سنگي و سيماني بود
كاش دنياي دل ما شبي از اين شبها
غرق هر چيز كه مي خواهي و مي داني بود
دل اگر رفت شبي كاش دعايي بكنيم
راز اين شعر همين مصرع پاياني بود
نوشته شده توسط در هفدهم بهمن 1384
من كه ادعا نكردم ... ( )
نمي گم خطا نكردم من كه ادعا نكردم
همه گفتن بي وفايي من كه اعتنا نكردم
عازم سفر شدي تو من دلم مي خواست بموني
واسه موندن تو اما بخدا دعا نكردم
واسه تو كلي نوشتم كه يه جوري مبتلا شي
تقصير منه كه آخر تو رو مبتلا نكردم
توي كوچه ي رفاقت يه سلام جواب ندادم
تو دلم تويي اون و با كسي آشنا نكردم
مي دونم دوسم نداري حتي قد يه قناري
اما عاشقم هنوزم بودن اشتباه نكردم
ما جايي قرار نذاشتيم جز تو كوچه هاي رويا
اين دفعه تو اومدي من به قرار وفا نكردم
زير دين ناز چشمات يه عمريه دارم مي سوزم
تا خاكستري نشه دل دينمو ادا نكردم
اومدن واسه نصيحت به بهانه ي يه صحبت
عمرشون كلي تلف شد چون تو رو رها نكردم
راه آسمون كه بسته س گرچه قلبامون شكسته س
تا بحال انقد خدا رو اينجوري صدا نكردم
تو من و گذشاتي رفتي خواستي من ديوونه تر شم
باورت نمي شه شايد آخه جون فدا نكردم
نامه هاي عاشقونه با نشونه بي نشونه
اما از كساي ديگه س پس اونا رو وا نكردم
يادته عكست و دادي بذارم تو قاب قلبم
بعد از اون روز ديگه هرگز به كسي نگا مكردم
تو از اون روزي كه رفتي نه تو رفتي كه ببيني
تا قيامت هم تو رو من از خودم جدا نكردم
نوشته شده توسط در هفدهم بهمن 1384
دوست دارم ... ( )
می ترسم حقیقت رو بگم و در جواب منفی تو خورد بشم ــ بشكنم ــ نابود شم می ترسم بهت بگم دوستت دارم و تو در جوابش اونقدر از من دور بشی که ازت متنفر بشم ـــ آخه مگه دوست داشتن جرمه که همیشه باید در جوابش یا بشكنيم یا تحقیر بشیم ــ می دونم که حرفمو نمی شنوی یا اگرم بشنوی نمی فهمی چی می گم اما دوستت دارم اگه عاشقی یه درده چه کسی این درد و ندیده ؟ تو بگو کدوم عاشق رنج دوری نکشیده ؟ اگه عاشقی یه گناهه ما همه غرق گناهیم میون این همه آدم غریب و تنهاییم
نوشته شده توسط در شانزدهم بهمن 1384
خیلی دوستت دارم همیشه همه وقت........... ( )
دوره آخر زمان که ميگن همينه....! ( عمومی )
آخه تو خجالت نميکشی ؟ حيا نميکنی ؟!!
به خدا زشته ... عيبه ... خوبيت نداره .... نميگی در و همـــــسايه
چی فکر ميکنن ؟!
جلف ! بيشعور ! كثافت ! لجن !
ايشالا به حق امام مجيد باقالی شی ... ايشالا ميری حـموم کـف
بره تو چشت ... ايشالا آب پرتقال صوبت دير شه ...
چه حرفا !؟ چه چيزا ؟! به حق چيزاي نشنيده ! آخرالــزمان شـده !
ببخشيدا ! روم به ديوار ! گلاب به روتون ! آخه كون هم بيمه كــردن
داره ؟!!! ميگن جنيفر لوپز ما تحتشو ۱۰۰ ميليون دلار بيمه كرده !
مبگن خوش تركيبه ... جذابه ! بابا مال منم خوش فرمه خدايـــــي!
ياد بيگير جنيفر من نصف توام از اين جلف بازيا در نميارم ...
مگه ما ايرونيا چيمون از اين تهاجم فرهنگيا كمتره ؟؟!
در همين رابطه ستاد مبارزه با ما تحت جنيفر لــوپز در ايران يه طرح
پيشنهادي براي خوانندگان ايرانيه مقيم لوس آنجـلس ارائه داده كه
با بيمه كردن اعضاء خوش تركيب بدن خود مشت محكمي بر دهان
شوهر جنيفر لوپز و استكبار جهاني زده و پرچم پر افتخــــار ايران را
يك بار ديگر به اهتزاز در بياورند ...
طرح پيشنهادي :
۱. شهرام شب پره بيمه پشت مو
۲. حسن شماعي زاده بيمه دماغ
۳. ويگن بيمه دندان
۴. محمد خرداديان بيمه کت کمر
۵. شهرام كاشاني بيمه گردن
۶. شهبال شب پره بيمه سيبيل
۷. ناهيد بيمه چشم و ابرو
۸. سياوش قميشي بيمه عينك شب
۹. داوود بهبودی بيمه لهجه
۱۰. سوزاك روشن بيمه لب و دهن
از همينجا از طرح پيشنهادي شما براي ساير خوانندگان استـقبال میکنیم.
نوشته شده توسط محمد در چهاردهم بهمن 1384
جواب نامه ... ( )
سلام اي تنها بهونه واسه ي نفس كشيدن
هنوزم پر مي كشه دل براي به تو رسيدن
واسه ي جواب نامت مي دونم كه خيلي ديره
بذا به حساب غربت نكنه دلت بگيره
عزيزم بگو ببينمكه چه رنگه روزگارت
خيلي دوست دارم تو مهتاب بشينم يه شب كنارت
سر تو مهربوني بذاري به روي شونم
تو فقط واسم دعا كن آخه دنبال بهونم
حالم رو اگه بپرسي خوبه تعريفي نداره
چون بلاتكليفه عاشق آخه تكليفي نداره
نكنه ازم برنجي تشنه ام تشنه ي بارون
چه قدر از دريا ما دوريم بيگناهيم هر دو تامون
بد جوري به هم مي ريزه من و گاهي اتفاقي
تو اگه نباشي از من نمي مونه چيزي باقي
مي دوني كه دست من نيست بازياي سرنوشته
رو قشنگا خط كشيده زشتا رو برام نوشته
باز كه ابري شد نگاهت بغضتم واسم عزيزه
اما اشكات رو نگه دار نذار اينجوري بريزه
من هنوز چيزي نگفتم كه تو طاقتت تموم شد
باقيش و بگم مي بيني گريه هات كلي حروم شد
حال من خيلي عجيبه دوست دارم پيشم بشيني
من نگاهت بكنم تو تو چشام عشق رو ببيني
يادته من و تو داشتيم ساده زندگي مي كرديم
از همين چشمه ي شفاف رفع تشنگي مي كرديم
يه دفه يه مهمون اومد عقلم رو يه جوري دزديد
دل تو به روش نياورد از همون دقيقه فهميد
اولش فكر نمي كردم كه دلم رو برده باشه
يا دلم گول چشاي روشنش رو خورده باشه
اما نه گذشت و ديدم دل من ديوونه تر شد
به تو گفتم و دلت از قصه ي من با خبر شد
اولش گفتم يه حسه يا يه احترام ساده
اما بعد ديدم كه عشقه آخه اندازش زياده
تو بازم طاقت آوردي مث پونه ها تو پاييز
سرنوشت تو سفيده ماجراي من غم انگيزه
بد جوري ديوونتم من فكر نكن اين اعترافه
هميشه نبودن تو كرده اين دل و كلافه
مي دونم فرقي نداره واست عاشق بودن من
مي دونم واست يكي شد بودن و نبودن من
مي دونم دوسم نداري مث روزاي گذشته
من خودم خوندم تو چشمات يه كسي اين رو نوشته
اما روح من يه درياست پره از موج و تلاطم
ساحلش تويي و موجاش خنجراي حرف مردم
آخ چه لذتي داره ناز چشماتو كشيدن
رفتن يه راه دشوار واسه هرگز نرسيدن
من كه آسمون نبودم اما عشق تو يه ماهه
سرزنش نكن دلم رو به خدا اون بي گناهه
تو كه چشماي قشنگت خونه ي صد تا ستاره س
تو كه لبخند طلاييت واسه من عمر دوباره س
بيا و مثل گذشته جز به من به همه شك كن
من بدون تو مي ميرم بيا و بهم كمك كن
نوشته شده توسط در نهم بهمن 1384
امتحان ( )

عزيزم سلام يه چيزي بيا بي وفا بشيم
نوشته شده توسط در نهم بهمن 1384
مجنون ( )
دید مجنون را یکی صحرا نورد---- در میان ِ بادیه بنشسته فرد
کرده صفحه ریگ وانگشتان قلم---- میزند بااشک خونین این رقم
گفت:ای مجنون شیدا چیست این---- مینویسی نامه بهر کیست این
گفت : مشق ِِ نام ِ لیلی می کنم ---- خاطرِ خود را تسلی می کنم
چون میسر نیست برمن کام او ---- عشق بازی می کنم با نام او

نوشته شده توسط در هشتم بهمن 1384
نامه 4 ( )
سلام تنها ثروت فرداهای نیامده، تا حالم آن جوری شود که بتوان راستش را برایت نوشت، اگر هم لابه لای حرفهایم طعم خوشی را حس کردی بدان ناخواسته از دست قلمم در رفته است، مثل پروانه خال خالی قشنگی که با مهارت از روی دست پسرکی که او را بعد از کلی دنبال کردن گرفته فرار میکند
خیلی روز میشد که حتی هیچ چیز، برایت پاره هم نکرده بودم چه برسد به اینکه بنویسم
. اما امروز بی جهت دلم هوای آزارهایت را کرد، هوای بی پاسخی ها، به قول بچه های دیروز، بی محلی ها، نازهای بدون نیاز، هوای همه چیزت را که هیچ نبود، نه فکر کنی دلم برایت تنگ شد، نه، دیگر به قول قدیمیها بزنم به چوب، دلم برای کسی تنگ نمیشود، با آنکه خالی ست میتواند از خیلی ها پذیرایی کند اما سنت مهمان نوازی اجدادی اش را هم به باد سپرده است.خسته است، حوصله خودش را هم ندارد، تنها به این فکر میکندکه تمام افرادی که ناخواسته دلیل تولد دیگران میشوند محکومند اما هیچ راه قانونی مناسبی برای صدور هیچ حکمی در مورد آنان نمی یابد
.تنهاست عین سپیدار بلند مدرسه، عین عروسکم نینا، عین خدا، عین آسمان، عین قوی بی جفت در حال مرگ، عین سیمرغ و شاید عین همه، حتی آنهایی که آدم فکرش را نمیکند که تنها باشند اما هستند
.ببین
! دیشب که در نوشته های تکه تکه دفترم پرسه میزدم حرفی یافتم که مناسب ترین عنوان برای نامه بی دلیلم بود. راستش تمام این این ها رو نوشتم که آن جمله را بنویسم: حق با کسی بود که برای اولین بار این حرف غم انگیز را از روی بدست آوردن تجربه ای به قیمت دانه های یاقوتی اشکهایش زده بود، تو هم بخوان، شروع کن و لطفا باورت شود هیچ کس لیاقت اشکهای تو را ندارد و کسی که لیاقت اشکهای تو را دارد هیچ گاه اشک تو را در نخواهد آورد. جسارت نباشد، ادب رسم بزرگی از آئین نامه نگاریست، اما تو خیلی اشک مرا در آوردی، کم دیدی و کلی هم ندیدی و حتی کسی نگذاشت خبرت شود، مهم نیست.چقدر بد است بزرگ میشویم یعنی قدمان، شناسنامه هایمان، کلاس درسی مان، اندازه لباسهایمان، اما خودمان کاش همان اندازه صادق میماندیم که نماندیم، هر چه سایزها بزرگتر شدند ما به قول زبان عامیانه آب رفتیم، شاید هم عامیانه نباشد
. یعنی فرو رفتیم در آبی گل آلود و نه چندان زلال، حالا انگار بچه ها هم دیگر قرار است راستش را نگویند.بچگی من و تو خاطرت هست؟ وقتی اسم دو نفر را می آوردند و میپرسیدند کدام را بیشتر دوست داری و ما و تمام هم سن و سالهایمان در آن وقت همیشه نام دومی را چون دیرتر میشنیدیم و به خاطرمان میماند حفظ میکردیم و مثل طوطی تحویلشان میدادیم و اگر جای آن دو را برای دومین بار عوض میکردند باز هم آن دومی را که بار اول، اولی بود میگفتیم و پیش خودمان تعجب هم نمیکردیم که این بار چرا یکی را بدون اینکه محبتی کرده باشد بیشتر دوست داریم و این مال غریبه ترها بود
.دوست داشتن پدر و مادر یا دو نفر آدم نزدیک دیگر که میشد همیشه راست میگفتیم و هیچ کس دعوایمان نمیکرد، اما مطمئنا به آن کسی که کمتر دوستش داشتیم یواشکی بر می خورد و تصمیم میگرفت دیگر وقتی ما را بیرون برد برایمان آلاسکا نخرد
. ولی حالا میبینی که بزرگترها به بچه ها یاد داده اند که نام هر دو نفری را که برای مقایسه کنار هم دیدند بگویند و در ازای پرسش هر کسی که این سوال را از آنها کرد بگویند هر دوتا، یا اندازه هم و این از بچگی آنها عادتشان شده که عشق حتی به نزدیکان را در پستوی دلشان پنهان کنند تا مبادا به کسی بر بخورد و دیگر حرف راست را از بچه هم نمیشود شنید. دیگر بچه ها اصلا خوب نیست که این جور بمانند و قبل از سایزهایشان بزرگ شوند اما شده اند حتی وقتی دو رنگ را نشانشان بدهی و بپرسی کدام قشنگتر است میگویند این و این.
نوشته شده توسط در هفتم بهمن 1384
غم دوست ... ( )
می خواهم اشک را معنا کنم ( )
اشک یعنی گریه قلبی سرخ
اشک یعنی گریز از تنهایی
اشک یعنی زلالی یک عشق
اشک یعنی سر چشمه پاکی
اشک یعنی یک قطره خوبی
شاید هم یک دریا غم!!!!!!!
و انگار چشمها خشک شدند
اشکی بریزید از شوق!!!!!!
گریه کنید تا دریا شوید!!!!!
حالا شما بگویید:
اشک چیست؟
نوشته شده توسط محمد در یکم بهمن 1384
می توان ( )
می توان از عشق نوشت و داد کرد
((می توان از رفته یاران یاد کرد))
می توان بر آسمان قلبی کشید
می توان از بی کسی ها پر کشید
می توان از خون گل سرخی نوشت
می توان از شور عشقی یاد کرد
می توان فهمید راز عشق را
می توان عاشق شد و دیدار کرد
نوشته شده توسط محمد در یکم بهمن 1384
عشق چيست ؟ ( )
عشقي چيزي هست که تا وقتي از دستش ندادي نميفهمي چه بوده ! در واقع ارزش هر چيزي رو موقعي ميدوني که ديگه از دستش دادي . ديگه حالا هر چي ميخواي غصه بخور . فقط کافيست غرور را زير پا بگذاري . با ديگران مهربان باش . غمگين نباش . از هيچ کسي تو کم نيستي . اگه يه نفر تو رو نميخواد يه نفر ديگه هست که ميخواد حتي جونش رو فدات کنه . دقيق بين باش . زود قضاوت نکن . هيچکس نميگه تو عيب و ايراد داري . اين خودت هستي که به خودت تلقين ميکني . اگه تو يه بدي هم داشته باشي ميتواني با خوبيهات اين رو بپوشوني . کاري نکن که اين بدي خوبيهاي ديگرت رو هم ازت بگيره . اين حکمت خداست . به پاهات قفل و زنجيره زده . تو بايد با اين پاها راه بروي . حتما هم درد و رنج و سختي همراهته . ميدوني حالا عشق چيه ؟ همين رنج و سختي رو تحمل کردن . خلاصه عشق يعني(((((غصه ي دنيا رو نخوردن )))))
نوشته شده توسط محمد در یکم بهمن 1384
مطالب پيشين
![]()
کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .
All Rights Reserved 2005-2006 © by
djtatu.blogfa.com
